جمهوری سوسیالیستی انسانی است

انترناسیونال ٣٢٧

سخنرانی اختتامیه حمید تقوائی در کنگره هفتم

 

رفقا من زیاد وقتتان را نمیگیرم چون دیر وقت است.

برای من هم مثل شما این دو روز کنگره فراموش نشدنی است. در افتتاحیه گفتم که انقلاب ما را فرا میخواند و این بار ما باید به این فراخوان جواب بدهیم. به نظرم تا حد زیادی کنگره این جهت را گرفت و به این فراخوان پاسخ مثبت داد. چه قطعنامه هائی که در اینجا بحث و تصویب شد و چه مانیفست انقلاب که اینجا خوانده شد و چه دیگر اسناد به نظر من همه یک جهت و یک خط و یک افق و چشم انداز را در مقابل حزب و در مقابل جامعه قرار میدهد.

ما با مانیفست انقلاب آن ظرفیت بالقوه این حرکت عظیم را معرفی میکنیم واعلام میکنیم این حرکت میتواند به آنجا برسد که جهان را از این قهقرائی که برایش بوجود آورده اند آزاد کند. رفقای فرانسویمان گفتند که این مانیفست، انقلاب امروز ایران را به انقلاب فردای فرانسه وصل خواهد کرد و دقیقا این پیامی بود که ما میخواستیم نه فقط به مردم ایران بلکه به مردم دنیا بدهیم.

اما تنها مانیفست بیانگر این جهتگیری نیست. هر جمله مانیفست و احکامی که میدهد و فرامینی که صادر میکند و جهتی که نشان میدهد در تمام مباحث و قطعنامه های این کنگره منعکس بود. بخصوص بحثی که در مورد شعار جمهوری انسانی داشتیم. این قرار بر سر یک شعار معین است ولی بحثهای نه فقط این کنگره بلکه سمیناری که در این مورد داشتیم نشان داد که بحث بسیار عمیقتر و وسیعتر و همه جانبه تر از یک شعار است. و باید هم اینطور میبود. ما نظری را وارد سیاست کردیم و تبدیلش کردیم به یک شعار خیابانی که جهت و خط حزب ما از بدو تشکیلش بوده است. در این هیچکس، فکر کنم حتی رفقائی که بدلایلی با این قرار مخالف بودند، تردیدی ندارد. این حزب حزب انسانیت است، این حزبی است که اعلام کرده اساس سوسیالیسم انسان است و نه تنها تمام نظرات و سیاستهایش، بلکه فعالیتها و کمپینها و سازماندهی هایش در تمام عرصه ها روی این اصل سوار بوده است. این تنها حزبی است – این را بارها گفته ام- که قبل از بقدرت رسیدن در زندگی انسانهای بسیاری منشا اثر بوده است. در زندگی پناهنده، در زندگی زیر اعدامیها، در زندگی محکومین به سنگسار، و در زندگی هر انسانی که دردی داشته است ما به حکم برنامه یک دنیای بهتر پرچمی را بلند کرده ایم و مبارزه را سازمان داه ایم و به پیش برده ایم. خوشبختانه در این کنگره دوستانی آمدند از فعالیت در ایران و از دل ماجرا، از صف اول این مبارزه صحبت کردند. و این هم به نظر من یک دستاورد این کنگره بود که چهره واقعی این حزب را به همه نشان داد. و ما بالاخره توانستیم شاید به لطف این انقلاب آن پرده اختناقی که اجازه نمیداد اصلا ذکری از فعالیتهای حزب درداخل بکنیم را تا حدی کنار بزنیم.

در هر حال تا آنجا که به بحث اساسی این کنگره یعنی انقلاب انسانی وحکومت انسانی و جمهوری انسانی مربوط میشود، تصویب این قرار بما اجازه میدهد که فعالیتها و حرکتهایمان را در داخل ایران و در دل این انقلاب تیز تر و براتر و منسجم تر و قویتر به پیش ببریم. موضوع فقط این نیست که این شعار به خیابانها میرود و یا نمیرود. ممکن است شعار توده ای بشود و ممکن هم هست نشود. بحث اینجا نیست. موضوع اینست که نفس این شعار و آن بحثها و زنده شدن دوباره افکار در این مورد که ما کی هستیم و چه میکنیم و چه میخواهیم و آمال مان چیست و دنیا را چطور میخواهیم همه اینها دوباره مطرح میشود و روی میز قرار میگیرد، و این نه تنها به رهبران خیابانی و برای کسانیکه در دانشگاه و کارخانه و میدان آزادی شعار میدهند بلکه به مروجین ما جهت و خط میدهد و میگوید چطور سوسیالیسم را ترویج کن. این در مبارزه نظری ما را قوی میکند. در نقد حقوق بشر توخالی نوع شیرین عبادی دست ما را قوی میکند. در برابر کسی که آزادی را با قوم و نژاد و مذهب و ملیت و تاریخچه اش تعریف میکند دست ما را قوی میکند. البته اینها تازه نیست، همه اینها را داشتیم. ولی همیشه در هر مقطعی حزب برگشته و همان چیزی که شاید همیشه میگفته- و نه تنها خود حزب بلکه آنچه از مارکس تا امروز میگفته اند- را بسته بندی و جمعبندی کرده و بعنوان شعار جدید، قطعنامه جدید، حکم جدید مطرح کرده است. ما فقط همین کار را کردیم. ما گذشته خودمان را، نه تنها گذشته نظری بلکه گذشته عملی خودمان را، جمعبندی کردیم و تبدیل کردیم- بقول یک از دوستانی که اینجا صحبت کرد- به کلیدی که بزنیم به در انقلاب. این پاسخ ما به فراخوان انقلاب بود. ما انقلابی را انسانی مینامیم که وقتی بسیجی قاتل ندا را دستگیر میکند به او آب میدهد، تر و خشکش میکند و آزادش میکند. این شعار پا در یک واقعیت عینی دارد. ما صفت انسانی را ابتدا برای نظاممان یا برای جمهوری و یا حکومت بکار نبردیم. گفتیم انقلاب انسانی و اعلام کردیم انقلاب انسانی فقط میتواند با حکومت انسانی پیروز بشود.این شعار را ما ۶ ماه پیش در اوایل تیرماه مطرح کردیم و هر چه سیر تحولات پیشتر رفت این چهره انقلاب بیشتر روشن شد. در ابتدای این کنگره گفتیم باید انقلاب را بخودش بشناسانیم و هیچ شعاری به نظر من بهتر و عمیقتر و روشن تر و شفاف تر از این نمیتواند انقلاب را معرفی کند. این انقلاب خصوصیت انسانی برجسته ای دارد برای اینکه اولین بار در تاریخ ۴۰- ۵۰ ساله اخیر دنیا در یک تلاطم اجتماعی این ناسیونالیستها ، دموکراسی بازار آزادی ها، قوم پرستها، و مذهبیون نیستند که جلو دارند و در میدان اند و جامعه را به هم میریزند. اینجا نه یوگسلاوی است، نه بغداد است، نه افغانستان است و نه کشورهای آفریقائی که قبایلشان را بجان هم انداخته اند. اینجا جامعه ای است که قبل ازاین انقلاب فی الحال از زبان دانشجویانش اعلام کرده بود "یا سوسیالیسم، یا بربریت". مانیفست ما این را ترجمه کرد و شعار انقلاب انسانی برای حکومت انسانی این را تبدیل کرد به پرچمی نه تنها در دست رهبر تظاهرات خیابانی در تهران بلکه در دست هر کمونیست و سوسیالیستی که بقول اتین رفیق فرانسویمان جواب فرانسه را میخواهد بدهد، جواب اوباما را میخواهد بدهد، جواب عراق و افغانستان را میخواهد بدهد و جواب "گلوبال وارمینگ" و محیط زیستی ها را میخواهد بدهد. هر آزدایخواهی در این شعار میتواند رادیکالیسم و آرمان و آمال خودش را ببیند ولی این شعار فقط یک جا آمده است به خیابان و فقط یک جا حزب دارد. ما همیشه گفته ایم که انسانیت را باید سیاسی کرد، انسانیت را باید متعین کرد و متشکل و متحزب کرد. انسانیت را باید تبدیل به آلترناتیو قدرت سیاسی کرد. باید کاری کرد که قیام و انقلابی بلند شود و بگوید چیزی جزانسانیت را نمیخواهم. ما دولت- کشور درست نمیکنیم، ما دولت- ملت درست نمیکنیم، دولت- فرقه، دولت- طایفه، دولت- مذهب درست نمیکنیم، ما دولت- انسانیت درست میکنیم. مارکس گفت بگذار دشمنان کمونیسم هر چه میخواهند بما بگویند و کیست که مخالف خودش را به کمونیسم متهم نکند. بگذارید دشمنان انسانیت بما حمله کنند، این به نفع ما است!

در هر حال رفقا باز به سهم خودم این کنگره را به شما تبریک میگویم. به نظر من گامهای بسیار تعیین کننده در حیات حزب و در حیات جامعه ایران برداشتیم و تازه وظایف ما شروع میشود. بهیچوجه مدعی نیستم که این شعار تمام کار است. یک کوه کار در برابر ما است. نفس همین شعار بما نشان میدهد چه کارهائی باید بکنیم که نکرده ایم و چه نوع سارماندهی ها و چه مبارزات و چه عرصه هائی را باید در دستور کارمان بگذاریم. و من مطمئنم با جهتی که کنگره در مقابل ما گذاشت راه روشنی در برابر ما است. امیدوارم بتوانیم به وظایف هرکولی و غول آسائی که انقلاب ایران در برابر ما میگذارد بدرستی جواب بدهیم و کنگره بعدی کنگره پیروزی ما و مردم ایران باشد. متشکرم.