مانور ناجا نمایش هراس از انقلابی که در راه است

انترناسیونال ۲۷۱

این متن را ناصر احمدی پیاده و تایپ کرده است

 

این متن براساس سخنرانی در جلسه هفتگی اینترنی تنظیم شده است.

جمهوری اسلامی نیروهای امنیتی اش را تحت عنوان رزمایش به خیابانها آورده است و اعلام کرده که تا آخر امسال یعنی ظرف سه چهار ماهی که به آخر سال مانده ۳ بار دیگر هم چنین مانوری خواهند داشت! موضوع بحث امروز ما اینست که این مانور بر سر چیست و نشانگر چه واقعیاتی در شرایط سیاسی اجتماعی است؟ به چه دلایلی جمهوری اسلامی خود را ناگزیر دیده است که به چنین عملیاتی دست بزند؟

برای بررسی مسئله نیاز به تحلیل زیادی نیست چون که خودشان بروشنی اعلام کرده اند که این مانور درواقع مانور ارتش نیست بلکه مانور پلیس و نیروهای انتظامی در رابطه با جامعه است، و خود همین اعتراف باندازه کافی گویاست که مسئله از چه قرار است! شما در هیچ کجای دنیا چنین تجربه ای را که امروز روبروی جامعه است نمیبینید و سابقه هم نداشته است که دولتی با نیروی پلیس و نیروهای انتظامی و امنیتی دست به مانور بزند.

اولین سئوال اینست که در برابر چه خطری چنین مانوری ضروری میشود؟! چون اگر مانور ارتش و نیروهای نظامی بود آدم میتوانست قبول کند که در برابر خطر حمله دولتهای دیگر خود را آماده میکنند. گرچه در خیلی موارد هم همین مانور ارتش برای قدر قدرتی و مرعوب کردن و برخ کشیدن قدرت دولتی در مقابل مردم انجام میگیرد ولی در هر حال پوشش و توجیه مانورهای جنگی اینست که ارتش در برابر حمله نیروهای خارجی خود را آماده میکند. جمهوری اسلامی هم قبلا به چنین مانورهایی دست زده است. همین چند ماه پیش موقعی که بحث حمله نظامی آمریکا بالا گرفته بود اینها هم دست به چنین مانوری زدند و موشکهائی هوا کردند (که آنهم البته مضحکه بود چون معلوم شد خیلی ازعکسهای مانور موشکی شان جعلی بوده است!) ولی بهرحال ادعایشان آن بود که دارند در برابر قدرتهای خارجی و خطر حمله آمریکا نیروهایشان را تمرین میدهند. مورد دیگر که عملیات تمرینی کسب آمادگی برای مقابله با جنایتکاران و مثلا باندهای مواد مخدر و باندهای مافیائی و غیره است( فعلا از این بگذریم که درایران بزرگترین باند جنایتکار و دزد خود حکومتی ها هستند). در این رابطه هم جمهوری اسلامی تابحال چند بار طرحهای امنیتی را پیاده کرده است و چنین مانورهایی داده است و البته در این مورد هم گرچه هدفشان همچنان مرعوب کردن و ترساندن مردم بوده اما بهرحال محمل و توجیهشان این بوده است که بقول خودشان با "اراذل و اوباش" مقابله میکنند.

ولی این بار مساله فرق میکند. این بار تمامی این توجیهات و ظاهر سازیها را کنار گذاشته اند و صریحا اعلام کرده اند که این مانور نیروهای انتظامی در برابر خطرات امنیتی است که "جامعه" را تهدید میکند! کافی است که شما کلمه "جامعه" را با "رژیم" عوض کنید تا معلوم بشود که قضیه چی هست! روشن است که هیچ جامعه ای خودش، خودش را تهدید نمیکند. یعنی اگر همانطور که همیشه میگفتند بحث بر سر "اوباش" بود آنوقت معلوم نیست که چرا باید از بانکها و از مراکز دولتی و از نقاط سوق الجیشی و از پادگانها و غیره پاسداری و محافظت کنند! مگر اراذل و اوباش به بانکها و رادیو تلویزیون و یا کاخ ریاست جمهوری و مجلس و پادگانها حمله میکنند؟! روشن است که مساله بر سر "خطر شورش" مردم و حمله آنها به این مراکز است! این درواقع امنیت خود حکومت است که بخطر افتاده و نه امنیت مردم جامعه! معمولا آنچیزی که مراکز قدرت تمامی حکومتها مثل رادیو تلویزیون، مجلس، وزارتخانه ها، و بانکها و غیره را تهدید میکند شورشهای شهری و طغیانهای اجتماعی و مبارزات مردم است، و جمهوری اسلامی هم همانطوری که در گزارش دور اول مانور ناجا اعلام کرده است هدفش از این مانور جلوگیری از این "نا آرامیهای اجتماعی" بوده است. اینها درواقع در مقابل خطر بالا گرفتن اعتراضا ت توده ای و شورش مردم است که مانور میدهند. میخواهند امنیت و موجودیت حکومت منحوس شان را حفط کنند. بنابراین بحث امنیت بحث درستی است، اینها از امنیت کسی یا چیزی دفاع میکنند ولی نکته مهم اینست که آن چیز و آن کس مورد خطر مردم و جامعه نیستند بلکه خود حکومت اسلامی است با همه مراکز قدرت و مقامات و بانکها و نهادها و غیره اش. این درواقع مانوری برای مراقبت از نظام و وضعیت موجود است در مقابل جامعه. این درواقع مانور نیروهای ضد انقلاب و سرکوبگر از ترس انقلابی است که دارد شکل میگیرد.

این چیزی که اینها اسمش را گذاشته اند "رزمایش نیروهای امنیتی" نام واقعی اش حکومت نظامی است. البته کاریکاتوری از حکومت نظامی! اینها دارند از حالا تمرین حکومت نظامی میکنند تا در صورت شلوغ شدن شهرها و ریختن مردم به خیابانها بدانند که چطور مردم را سرکوب کنند و بترسانند و بعقب برانند و چطور در مقابل خطر حرکتهای مردمی از خودشان مواظبت کنند. این یکنوع حکومت نظامی موقت است و یکنوع عمل پیشگیرانه و آزمایشی برای سرکوب انقلابی است که همه میدانند بزودی فراخواهد رسید.

اینجا ما به این سئوال میرسیم که چرا اینها در مقطع حاضر دارند اینکار را میکنند؟ و چرا یک حکومت ناگزیر میشود برای سرکوب انقلابی که هنوز شکل نگرفته تمرین انتظامی و امنیتی بکند؟ حکومتها معمولا زمانی نیروهای انتظامی را برای پاسداری از مراکز دولتی و بانکها و غیره روانه خیابانها میکنند که با اعتراضات توده ای روبرو شوند و تجمعات و تظاهرات و شورشهای شهری براه بیافتد. بنابر این در مورد جمهوری اسلامی سئوال اینست که چرا این حکومت از پیش به استقبال چنین روزی میرود! پاسخ روشن است. سری را که درد نمیکند دستمال نمیبندند! حکومتی که انقلاب را نزدیک نبیند به چنین عملیاتی نیازی ندارد. مانور ناجا خود نشانه لاعلاجی بحران عمیق وهم جانبه ای است که به سرعت انقلاب را در دستور جامعه قرار میدهد. یکی از پایه های این وضعیت بحران اقتصادی است که مدتهاست جمهوری اسلامی با آن دست بگریبان است و امروز بسرعت با این بحران جدید اقتصادی جهانی تشدید میشود.

نکته دوم بهمریختگی بیسابقه در صفوف حکومتیها است. دارند دزدیها و غارت و چپاویگریها و جنایتکاریهای همدیگر را رو میکنند. این قضیه از افشاگریهای پالیزدار و رو کردن دزدیهای امثال رفسنجانی وخامنه ای و کاشانی و مهدوی کنی و غیره و غیره که لیست بلند بالایی از همه کله گنده های حکومت را در بر میگیرد شروع شد، و بعد هم با جریان کردان دیگر همه نوع فساد و انحطاط از دروغ و شارلاتانیسم و عوامفریبی تا ارتشا و دزدی و غیره روی میز ریخت و معلوم شد همه باندهای حاکم، از اصولگراها ودار و دسته احمدی نژاد تا بیت امام و رفسنجانی و دیگر آیت الله های ریز و درشت از سر تا ته فاسد و دزد و جنایتکار هستند. و مهم تر اینکه وضعشان چنان خراب شده که به سر و کله همدیگر میکوبند و پرونده همدیگر را رو میکنند. هر چه هم امامشان هشدار میدهد که حواستان به "کیان اسلام و نظام" باشد کسی گوشش بدهکار نیست. گاری به سربالائی افتاده و اسبها بد جوری بجان یکدیگر افتاده اند!

سومین عامل هم که مثل عامل دوم خود انعکاسی از شرایط بحران اقتصادی و سیاسی اجتماعی حکومت است اینست که اینها هیچ اعتمادی به نیروهای امنیتی شان ندارند . نمیدانند فردا که اعتراضات توده ای شروع شد این نیروها چطور برخورد میکنند و معلوم نیست که حتی این دارو دسته های مختلف امنیتی و انتظامی باهم همکاری کنند و اگر جامعه شلوغ بشود بجان همدیگر نیافتند! به این دلیل اینها احتیاج دارند که بنوعی از پیش اوضاع نیروهای خود را بسنجند، و مطمئن شوند که نیروهای امنیتی در فردای انقلاب دست و پای همدیگر را لگد نخواهند کرد! میدانیم که در جمهوری اسلامی باند ها و دار و دسته های مختلفی هستند وهر یک هم تفنگچی های خودشان را دارند. ارتش و سپاه و بسیج و لباس شخصیها و کمیته ها و انواع و اقسام نیروهای گشتی هر یک سرشان بجائی بند است و هر آن ممکن است با حاد شدن دعواهای مقامات حکومتی این نیروها هم در برابر همدیگر قرار بگیرند و بجان هم بیافتند. اینرو یک دلیل انجام این مانور کسب اطمینان خاطر حکومتی ها به عملکرد یکپارچه نیرورهای سرکوبگرشان در برابر "خطر" انقلاب مردم است.

و بالاخره آخرین دلیل، و در واقع علت العلل انجام این مانور بالا گرفتن اعتصابات و جنبشهای اعتراضی و پتانسیل وسیع شدن و همگانی شدن این مبارزات است. حکومتی ها میدانند که هر لحظه ممکن است که مردم دست به اعتراضات و تجمعات و راهپیماییها و اعتصابات گسترده بزنند، ممکن است که همه جامعه بلند شود و دست به حرکت چند صد هزار نفره بزند، و حتی این نکته را خودشان به زبان آورده اند. همین جناب کردان چند هفته قبل از اینکه مانور امنیتی شروع شود یک لیستی از خطرات امنیتی را که رژیم را تهدید میکند شمرده بود و صریحا گفته بود جنبش فمنیستی، جنبش دمکراسی خواهی در برابر باصطلاح "مردم سالاری دینی"، جنبش سکولاریستی ضد دینی، اعتراضات اقلیتهای مذهبی مثل بهاییها و وهابیت، جنبش مدرنیسم، و تلویزیونهای "ضد انقلاب" از جمله خطرات امنیتی هستند که حکومت را تهدید میکنند. همین امروز من در سایتی دیدم که بعد از این مانوری که شروع کرده اند امام جمعه مشهد گفته است "خطر بی حجابی از خطر اعتیاد در جامعه بدتر است"! درواقع منظورش اینست که این بی حجابی است که پایه های حکومت را میلرزاند و تهدید میکند و نه اعتیاد. و مقابله با بد حجابی را بعنوان یکی از دلایل ضروری بودن مانور ناجا ذکر میکند!

بنابراین روشن است که این مانور بنا به چه دلایل و شرایطی برای این حکومت لازم شده است. همه این عواملی که اشاره کردم درواقع همگی یک نکته را میرسانند: انقلابی نزدیک است! و این مانور قبل از اینکه قدرت رژیم را نشان دهد درواقع قدرت مردم را نشان میدهد. حکومتی که از پیش ادای سرکوب انقلاب را در میآورد توان سرکوب انقلاب را وقتی واقعا به راه افتاد نخواهد داشت!

هر حکومتی قبل از اینکه انقلابی شکل بگیرد شروع به نمایش نیروهای ضد انقلاب در خیابانها بکند درواقع دارد به مردم میگوید من از پس انقلاب شما برنمیآیم. اگر توان سرکوب داشتند نیازی به این نمایش نداشتند. بنظر من اینها نیروهایی هستند که با اولین اعتراضات و تکانهای مردمی صفوفشان بهم خواهد ریخت. همین نیروهای امنیتی که در روز آفتابی که هنوز انقلابی در کار نیست در مقابل مردم رژه میروند، با اولین تظاهراتها و ریختن مردم به خیابان یک بخششان به مردم میپیوندد، و آن بالایی هایشان هم فرار را بر قرار ترجیح میدهند. سرکردگان این نیروها از همین الان در بانکهای خارجی حساب هایشان را باز کرده اند و پاسپورتهایشان توی جیبشان است و قدم بقدم نقشه راههای فرار به خارج هم در دستشان است که چطور ریش شان را بزنند و عمامه شان را کنار بگذارند و چطور دربروند و در کشورهای دیگر زندگی کنند. این حکومت فقط میتواند قبل از وقوع انقلاب ادای مانور دادن و زدن و سرکوب انقلاب را در بیاورد، زمانی که انقلاب شروع شود از اینها چیزی بجا نمیماند.

بنابراین بنظر من معنی سیاسی و واقعی این مانور چیزی جز اعتراف به ضعف رژیم و اعتراف بقدرت مردم نیست. این مانور نه تنها مردم را نمیترساند بلکه فراخوانی به مردم است که بریزند و اینها را جارو کنند، فراخوانی به مردم است که این حکومت مستاصل و درمانده است و همانطوری که جناحهایش بجان هم افتاده اند نیروهای نظامیش هم بجان هم خواهند افتاد. این حکومت از سر تا پا فاسد و رسوا در انظار مردم ایران و دنیاست. این چنین حکومتی تاب مقاومت در برابر اولین یورش مردم را نخواهد داشت و بسرعت درهم خواهد شکست. حکومتی که زمانی که هنوز انقلابی در کار نیست ادای سرکوب انقلاب را درمیآورد مترسکی بیش نیست. مثل دن کیشوتی است که بجنگ سایه انقلاب میرود. هر چقدر امروز اینها رجز بخوانند و نیروهایشان را چپ و راست کنند به این معنی نیست که در زمانی که مردم بخیابانها خواهند ریخت بتوانند حتی همین نمایش را تکرار کنند. اینها بخودشان اعتماد ندارند، به اتحاد و هماهنگی میان نیروهای انتظامی و نظامی شان اعتماد ندارند و حتی همین امروز و از خود همین عملیات ناجا دارند علیه یکدیگر استفاده میکنند و برای همدیگرخط و نشان میکشند. این وضعیت واقعی حکومت است، حکومتی درمانده و مستاصل که با مانور مسخره و توخالی نیروهای انتطامی اش دارد به این ضعف واستیصال اعتراف میکند.

در بخش آخر صحبتم میخواهم به این اشاره کنم که نقش ما و نقش این تلویزیون و نقش حزب کمونیست کارگری در این شرایط بسیار تعیین کننده است. همانطور که در ایجاد این شرایط و این وضعیتی که جمهوری اسلامی دچارش شده است حزب ما، تلویزیون کانال جدید و بطور کلی فعالیتها و کل کمپینها و اعتراضات و مبارزاتی که حزب کمونیست کارگری پیش میبرد نقش تعیین کننده ای داشته است، حزب در شکل دهی به تحولات آینده نیز یک عامل مهم و تعیین کننده خواهد بود. وقتی حکومتیها به نقش تلویزیونهای "ضد انقلاب" اشاره میکنند درواقع با زبان بی زبانی دارند به نقش حزب ما اعتراف میکنند. حزبی که بعنوان نماینده مردم و مبارازت و اعتراضاتشان در جامعه حضور دارد، در برابر حکومت ایستاده است، دست جنایتکاران و چپاولگران رژیم را رو میکند، و صفوف مردم را متحد و منسجم میکند. بنظر من همین فاکتور حزب هست که آن خطر بالقوه وقوع انقلاب را برای جمهوری اسلامی به یک خطر بالفعل تبدیل میکند.

من تردیدی ندارم و برای من مثل روز روشن است که حزب ما میتواند، و این وظیفه و این نقش تاریخی را دارد که مردم را پشت شعارها و اهداف و سیاستهای انسانی خودش متحد کند و سازمان بدهد و بسیج کند، و جمهوری اسلامی را با تمام نیروهای امنیتی و غیر امنیتیش جارو کند و از سر راه مردم کنار بزند. این روز دور نیست و فرا میرسد و ما با تمام قوا آماده میشویم تا چنین روزی هرچه زودتر فرا برسد و آنموقع دیگر صدها رزمایش و مانور هم بداد رژیم نخواهد رسید. همان اولین حرکتهای توده ای کافی خواهد بود که کل بساط این حکومت پوسیده را درهم بریزد و از سر راه جارو کند.