جمهورى اسلامى بعد از انتخابات: سخنرانى اختتاميه حميد تقوائى در کنگره ۵

مضحکه انتخابات با شکست مفتضحانه جمهورى اسلامى بپايان رسيد، و اين شکست را مردم به حکومت تحميل کردند. مردم از کنار دعواى بين جناحها و قيل و قال نمايندگان دو خردادى و تحصنشان در مجلس و غيره بى اعتنا گذشتند تا مهر خود را بر انتخابات بکوبند. تا در سنندج و اصفهان و فيروز آباد و مريوان و بوکان و نهاوند و سميرم و ايذه و دهدشت و انديمشک و چناران و شيروان و بوشهر و ده ها شهر ديگر انتخابات را بر سر رژيم خراب کنند و اعلام کنند که ديگر حتى دوره تحريم و پشت کردن به رژيم گذشته است، دوره دوره تعرض و انقلاب است. اين دخالت فعال مردم در برهم زدن و رسوا کردن مضحکه انتخابات، ادامه و بيانگر همان واقعيت پايه ايست که کل اين مضحکه انتخاباتى و کش و قوس خوردنها و بخود پيچيدنهاى جناحها اساسا در پاسخ به آن شکل گرفته است.

جناح راست دارد خود را براى مقابله نهايى با انقلاب آماده ميکند. بخيال خود با عقب راندن دو خرداد و بدست گرفتن مجلس و پيش افتادن در رابطه با غرب و آمريکا دارد حکومت را در برابر مردم معترض يکپارچه و متحد ميکند. ميخواهد شلاق و شيرينى را خود بدست بگيرد. هر چه باشد "اصلاحات" نوع دو خردادى مايه اى نميخواهد. در اين خيال است که لبخند به غرب و سازندگى و رفرم و دموکراسى و فمينيسم را در کنار سرکوب و توحش اسلامى زير عباى ولى فقيه جا بدهد و نماينده يکپارچه و همه جانبه ارتجاع اسلامى در برابر انقلاب بشود! اما ديگر دير شده و کار از اين حرفها گذشته است. هر چه زمين زير پاى رژيم داغ تر شود اختلافات و کشمکش ميان دار و دسته هاى حکومتى بيشتر و عميق تر خواهد شد. همين انتخابات نشان داد که عقب راندن دو خرداد از حکومت رژيم مغشوش تر و بهم ريخته ترى را بجا ميگذارد. ديگر حتى نميتوانند با خيال راحت بمردم دروغ بگويند و آمار استقبال از انتخابات سر هم کنند. مقامات دروغ و تقلب وشکر خوردنهاى همديگر را رو ميکنند. و ديگر براى رهبر و فتواها و الدرم بلدرمش حتى در ميان خودى هاى رژيم آبرو و اعتبارى بجا نمانده است. دوخرداد عقب رانده شد چون اساسا ارزش مصرفش براى رژيم به سر رسيده بود اما جناح راست نيز نميتوانست اصولا پيروزى اى بدست آورد.

منصور حکمت مدتها پيش گفت که اين جنگ بازنده هاست. و اين جنگ دارد به مرحله نهائى يعنى پيروزى مردم نزديک ميشود. جناح راست با ولى فقيه اش اکنون مستقيما و بيواسطه در تيررس حمله مردم قرار گرفته و راه پيش و پس ندارد. ديگر نه فرصتى براى عاديسازى روابط با غرب هست و نه امکانى براى بازسازى و گشايش اقتصادى و جلو انداختن سرداران سازندگى. اگر هم فرصت و امکانى بود اينها دردى از رژيم دوا نميکرد. جنبش انقلابى مردم به درجه اى از رشد و گسترش رسيده است که ديگر راه عقبگرد و ايجاد يک توازن و بالانس سياسى تازه حتى براى کوتاه مدت وجود ندارد. روندى که آغاز شده است تنها به يک شکل ميتواند پايان بپذيرد: سرنگونى جمهورى اسلامى و پيروزى انقلاب. اين را حزب ما تضمين ميکند.