با انرژى و سرعتى بيش از گذشته به پيش ميرويم سخنرانى اختتاميه حميد تقوائى در کنگره

اين کنگره براى من و فکر ميکنم بسيارى از ما غير قابل انتظار بود. چرا اين طور بود؟ کنگره چه خصوصياتى داشت؟ اول اينکه اين عظيم ترين کنگره اى بود که حزب تاکنون تشکيل داده است. رفقائى بودند، از کشورهاى مختلف، در فرودگاه به مشکل برخورده بودند و دوباره و سه باره بليط خريده بودند تا خود را به کنگره برسانند. رفقا ما کسانى هستيم که هر وقت تشخيص بدهيم حزب به ما احتياج دارد هر طور شده در صف اول حاضر ميشويم. حتى رفقائى که فعاليت متشکلى با حزب ندارند و خود را دوستدار حزب ميدانند تشخيص دادند که به هر قيمتى شده بايد در اين کنگره حضور به هم برسانند. اين يک نقطه قدرت کنگره بود. نکته ديگر اينکه براى اولين بار رفقاى ما در داخل کشور در مباحث کنگره دخيل شدند. برخى از آنها قطعنامه شوراها را بعنوان تاييد کننده امضا کردند که متاسفانه در اين کنگره فرصت نشد به آن بپردازيم ولى ما در هر نشستى اين قطعنامه را تصويب کنيم اين را در نظر خواهيم گرفت و نام اين رفقا را هم ذکر خواهيم کرد. البته دخالت رفقاى ما در داخل کشور تنها به اين محدود نبود. از طريق اينترنت بطور زنده به کنگره پيام فرستادند، پيامهاى متعددى هم قبل از کنگره بدست ما رسيده بود که بعضى را در اينجا خوانديم. در کنگره چهارم هم همين تکنولوژى بود ولى ما چنين استقبالى نگرفتيم. به نظر من اين هم نشاندهنده اين واقعيت است که در داخل ايران نيز اعضاى حزب، کادرهاى حزب، فعالين و دوستداران حزب وقتى تشخيص دادند حزب به حضور آنها احتياج داد و اين کنگره نقطه عطفى است در حرکت اين حزب، از جايشان برخاستند و به هر ترتيبى که توانستند حضور خود را اعلام کردند. پيام دادند، قطعنامه ها را خواندند، نظر دادند و امضايشان را پاى قطعنامه ها گذاشتند و مهر خود را به اين کنگره زدند. براى اولين بار در اين کنگره، رفقاى فعال و رهبران عملى جنبش کارگرى، رهبران جنبش شورائى در صنعت نفت در انقلاب ٥٧، فعالين کمونيست در سيمان عراق، در کردستان ايران، به کنگره آمدند و پيامهاى پر شورى را در اينجا خواندند، که براى من شخصا غير قابل انتظار بود. من تصوير ديگرى از اين کنگره گرفتم. کمونيسم کارگرى اگر در خطر بيفتد و بخواهد از يک تند پيچ گذر کند آنوقت چه کسى بهتر و بجا تر از رهبر جنبش شورائى کارگران نفت ميتواند اعلام کند که خط منصور حکمت را شناخته ام و تشخيص داده ام و پايش ايستاده ام و فراخوان بدهد به طبقه کارگر ايران که " اين حزب توست، اين بار در صحنه است و اجازه نميدهد قدرت را از ما بدزدند و همان بلاى انقلاب ٥٧ را به سرمان بياورند". اين خصوصيات را در کنار شور و شوقى که در اين کنگره، و نه فقط در سالن و جلسات رسمى بلکه در بيرون سالن هم، وجود داشت در نظر بگيريد تا به حقيقتى که در افتتاحيه گفتم، پى ببريد. اين يک کنگره فوق العاده بود. و اين کنگره بسيار از مساله مباحث اخير و انشعاب فراتر رفت.

رفقا اين را ميخواستم در اينجا اعلام کنم که ما با اين کنگره مساله انشعاب را پشت سر گذاشتيم، اين پرونده را بستيم و کنگره اين مساله را هم از نطر سياسى و هم از نظر تشکيلاتى به سرانجام رساند. و اکنون با سياستها، با پلاتفرمها و با مصوبات سياسى اين کنگره فقط ميتوانيم بجلو برويم. تا آنجائى که هرکس که از ما جدا شده - حزب درست کرده اند و يا حزب درست نکرده اند - اگر در داخل جنبش چپ هست، احترامش بجاست و اگر نيست همانطور که ما در قبال هر نيروى ديگرى وظيفه خودمان ميدانيم که از سياستهاى راديکال و سوسياليستى دفاع کنيم، در اين مورد هم چنين خواهيم کرد.

رفقا پرونده بحثهاى داخلى و انشعاب بسته شد، اين حزب فقط ميتواند به پيش برود. يک کوه کار داريم، فقط همين قطعنامه استراتژى را در دستور بگذاريم يک کوه کار داريم. از راديو و تلويزيون گرفته تا تک تک شهرها و کشورها در خارج ايران تا يک يک استانها و شهرها و حوزه ها و محافل و جمع هاى اعضاى حزب و دوستداران حزب در شهرهاى ايران فعاليتهاى وسيع و همه جانبه اى از ما ميطلبد. منتظر ما هستند رفقا! بعد ازآنکه بحثها علنى شد و قبل از اين کنگره و در پيام مستقيم به اين کنگره بسيارى از فعالين از داخل کشور براى ما مينوشتند "چه شد؟ منتظريم، بحثها را دنبال کرديم، حزب تا اينجا آمده است، اين راهها را باز کرده است، بايد اين پرچم را بلند کند و به پيش برود."

رفقا، من که گفتم بايد انقلاب را بسازيم نه تهييج کردم و نه گزافه گفتم و نه خواستم به کسى روحيه بدهم. اين گفته منصور حکمت را امروز بالعينه داريم ميبينيم که اگر ما هم کنار برويم جامعه ما را صدا ميزند. اين يک ضرورت است. اين را در پيامهائى که کنگره دريافت کرد ديديم و قبل از آن هم در بحبوحه بحثهاى داخلى، وقتى رفقائى که از ايران آمده بودند را ملاقات کرديم اولين بحثى که جلوى ما گذاشتند اين بود که "بحثهاى حزب و جامعه در ايران چه شد؟ چرا دنبالش را نگرفتيد؟" فعالين جنبش کارگرى، طبقه کارگر جلو آمده و اين بحث را برداشته است و ميخواهد همچنان ما را در جلوى صف خودش ببيند. ما بايد اين پرچم را بلند کنيم و به پيش برويم. ميتوانيم، همه امکاناتش را داريم، مهمتر از همه خط و سياست و مصوبات روشنى داريم که حزب و انقلاب ايران را بجلو ميبرد. سرنوشت حزب و انقلاب در ايران به هم وابسته است. و اينکه حزب و انقلاب چطور بجلو ميروند و چه مراحلى را پشت سر ميگذارند کاملا دست ما را ميبوسد. من اميداورم همانطور که کنگره با اين شور و شوق تشکيل شد، اسنادى تصويب کرد و راه را نشان داد، حزب با همين شور و شوق ما بجلو برود. ما اين کنگره را وسيعا منعکس ميکنيم. فيلمها و نوارهايش هست، سعى ميکنيم مصوبات و سخنرانى هايش را به شکل کتبى هم در يک مجموعه منتشر کنيم - اسناد کنگره چهارم را هم ميخواستيم منتشر کنيم فرصت نشد، اين اسناد را هم بصورت کتبى منتشر خواهيم کرد- و سعى ميکنيم خود اين کنگره مثل يک گلوله انرژى حزب را بجلو پرتاب کند. قدمهاى بزرگى ميشود بجلو برداشت که بدون کنگره ممکن نبود و من مطمئنم همه شما در اين جهت آستينها را بالا ميزنيد. حزب ديگرى است، نقطه عطفى را پشت سر گذاشتيم، حزبى است که فقط ميتواند با انرژى و سرعتى بيش از گذشته بجلو برود. پرونده انشعاب را ببنديم، گذشته را پشت سر بگذاريم، به پيش ميرويم. موفق و پيروز باشيد.