پاسخ به نامه سرگشاده مورخ ٢٧ اوت رفيق ريبوار

رفيق ريبوار ليدر حزب کمونيست کارگرى عراق
پاسخ شما به نامه سرگشاده اول من بيشتر مرا متقاعد کرد که موضعگيرى دفتر سياسى شما در قبال انشعاب در حزب ما عجولانه و کاملا اشتباه بوده است. شما در اين نامه تمام اعتراض و نارضايتى خود را به سمينار پالتاکى درون حزبى من، که در آن نامه پيشنهاد برقرارى پلنوم را نپذيرفتم متمرکز کرده ايد. من پاسخ اين نوع ارزيابى از انشعاب را در آخرين شماره انترناسيونال داده ام. در اينجا تنها اشاره به اين واقعيت بديهى را کافى ميدانم که تقدم و تاخر پلنوم و کنگره و يا غيرقانونى بودن و نبودن تصميم من علت انشعاب نبود. ازمدتها قبل از نامه ٢٢ نفره مورد اشاره شما رفيق کورش و ٢٠ نفر از اعضاى کميته مرکزى اعلام کرده بودند که اگر پلنوم پلاتفرم آنها را تصويب نکند حزب را ترک خواهند کرد. اعلام کرده بودند که کنگره مراسم تدفين حزب است و به آن نخواهند آمد. من در برابر اين نوع برخورد غير اصولى به پلنوم و کنگره مدام بر اين پافشارى کردم که تهديد به انشعاب را از سر حزب برداريد، به پلنوم و کنگره بيائيد و از راى اکثريت تبعيت کنيد. متاسفانه رفقا بر سر حرف خود ماندند و حزب را ترک کردند. جالب است که حالا من مسئول انشعاب زودرس در حزب قلمداد ميشوم! کسى که خود اين انشعاب زود رس را انجام داده مستحق حمايت يکجانبه است و کسى که در حزب مانده و مدام انشعابيون را به ماندن فراخوانده برهم زننده حزب است! رفيق ريبوار من بايد از شما بپرسم "اين چه تحليل و منطقى است"؟!

پرسيده ايد معيار من براى اصولى گرى و برخورد مسئولانه چيست . معيار اصولى گرى من گردن گذاشتن به راى پلنوم و کنگره است، مشروط نکردن پذيرش تصميمات پلنوم به موافقت با خود است، احترام به کنگره بعنوان عاليترين مرجع حزبى است، احترام به کنگره فوق العاده در شرايط بن بست کميته مرکزى است، معيار من تبعيت بى قيد و شرط اقليت از اکثريت است. رفقائى که حزب را ترک کردند متاسفانه همه اين اصول را زير پا گذاشتند و رفتند. رفيق ريبوار به نظر ميرسد که شما و ديگر رفقاى عضو دفتر سياسى شما موقعيت خود بعنوان کادرهاى حزب ما را از موقعيتتان به عنوان رهبران حزب ک ک عراق تفکيک نميکنيد. بعنوان کادرهاى حزب ما در جريان بحثها قرار گرفته ايد و بعد بعنوان رهبران حزب عراق موضع گرفته ايد. من اين نوع موضعگيرى را غير اصولى و در انظار جامعه غير قابل دفاع خواندم و نه موضعگيرى شما به عنوان يک کادر حزب ما و يا يک فعال جنبش کمونيسم کارگرى. شخصا خيلى خوشحال ميشوم در ظرفيت يک کمونيست، مستقلا از موقعيتتان بعنوان ليدر و يا اعضاى دفتر سياسى حزب ک ک عراق، نظرتان در مورد اختلافات سياسى در حزب ک ک ايران را بدانم. البته اگر اينطور که اين روزها مد شده اين درخواست من حمل بر تفتيش عقايد نشود! من تا امروز نميدانم شما يا هر يک از اعضاى دفتر سياسى حزب شما و يا حتى اکثر رفقاى جدا شده نظرشان راجع به مسائل سياسى مورد اختلاف چيست. رفيق ريبوار شما که از همه چيز اطلاع داريد بايد بدانيد که در برابر رفقائى که در قبال اختلاف نظرات سياسى سکوت کرده و سکوتشان را تا سطح "مقابله با تصفيه ايدئولوژيک" تئوريزه کرده بودند اين من و رفقاى همفکر من بوديم که همه را به "دخالت جانبدارانه" فرا ميخوانديم، و با "تفتيش عقيده ممنوع" جوابمان را ميدادند. لطفا ضرورت موضع داشتن و جانبدار بودن را به من يادآورى نکنيد. وقتى نوشتم صبر کنيد تا بحثها به نتيجه برسد و بعد موضع بگيريد روشن است که منظور من موضع گيرى شما بعنوان حزب بود و نه افراد. اينکه شما بخاطر عضو بودن در کميته مرکزى ما از همه چيز اطلاع داشته ايد شما را مجاز نميکند که بعنوان حزب ک ک عراق در قبال انشعاب و حزب جديد بطور يکجانبه اعلام موضع کنيد. رابطه اين حزب جديد با مباحث درون حزب هنوز نامعلوم است. من و هيچيک از اعضاى رهبرى حزب ما هنوز واقعا نميداند مواضع و تزهاى رفيق کورش تا چه حد در سياستها و پراتيک حزب جديد منعکس خواهد شد. در جامعه هم هنوز هيچکس اين را نميداند. حزب جديد رسما و علنا تنها اطلاعيه اعلام موجوديت داده است و اعلام موضع رسمى و علنى حزب شما هم تنها ميتواند بر همين مبنا باشد و بس. اين هيچ ربطى به دخالتگرى و موضعگيرى شما بعنوان فعال جنبش کمونيسم کارگرى و يا اعضاى ک م حزب ما ندارد. بعنوان حزب هم حتما بايد در مورد اختلافات سياسى بين اين دو حزب موضع بگيريد اما هر زمانکه در سطح جامعه اين اختلافات روشن شد. و آنهم نه بر مبناى نامه ها و سمينار هاى داخلى و مسائل تشکيلاتى، بلکه بر اساس سئوالهاى بسيار جدى و حياتى که بر سر انقلاب و سوسياليسم و استراتژى تصرف قدرت در ضفوف ما مطرح است. مناسبات بين حزب ما و شما را در نهايت موضعگيريتان نسبت به اين مسائل سياسى شکل خواهد داد. نکته ديگر اينکه من هيچوقت از شما نخواسته ام عليه حزب جديد موضع بگيريد. حتى حزب ما هم چنين موضعى ندارد. ما مواضع و نظرات رفيق کورش را راست و متناقض با خط و برنامه منصور حکمت ميدانيم و ده ها صفحه نوشته و ده ها ساعت سخنرانى در نشان دادن و اثبات اين نظر داريم که در سايتهاى حزب در دسترس عموم است. با اين حال اعلام کرده ايم که حزب جديد را بر اساس آينده اش قضاوت ميکنيم و نه مباحث گذشته. اين تنها موضع اصولى و روشن و قابل دفاع است. حزب شما نه تنها چنين موضعى نگرفت، بلکه با قرار گرفتن در کنار انشعابيون، با اعطاى پرچم منصور حکمت به اين حزب و فراخواندن مردم ايران به پيوستن به اين حزب، عملا اين شقاق و انشعاب را در جنبش کمونيسم کارگرى شديد تر کرد. کسى که انشعاب را زود رس ميداند و از من براى عدم جلوگيرى از آن شديدا انتقاد ميکند خود نبايد آستين بالا بزند و به آتش اختلاف و جدائى دامن بزند. کدام را باور کنيم. نارضايتى شديدتان از انشعاب زدرس را و يا گذاشتن تمام وزن حزب ک ک عراق در طرف منشعبين را؟

توصيه من براى حفظ وحدت جنبش کمونيسم کارگرى و حزب ک ک عراق را چنين تعبير ميکنيد که " به نظر ميرسد دستى که حزب کمونيست کارگرى ايران را دو شق کرد، حزب عراق را هم دارد تهديد ميکند". از اين که چنين قضاوت سياه و بدبينانه اى نسبت به من و عملکرد من داريد بى نهايت متاسفم. به نظر ميرسد شيطان سازيهاى مک کارتى ايستى منشعبين از مخالفينشان به حزب شما هم سرايت کرده است. امروز اين شما هستيد که در کنار تهديد کنندگان به انشعاب و "دستى که حزب کمونيست کارگرى ايران را دو شقه کرد" قرارگرفته ايد و شما هستيد که با اتخاذ چنين موضع غير اصولى اى صفوف حزب خودتان را دچار تلاطم کرده ايد. در کنار آنهائى که ماندنشان با حزب را منوط به پذيرش يک ادعانامه مک کارتى ايستى عليه حزب کردند، و بعد هم بالاخره تهديد به انشعابشان را عملى کردند و رفتند ايستاده ايد و مرا به "تهديد به انشعاب" متهم ميکنيد؟! بسيار برايتان متاسفم. موضعتان را اصلاح کنيد. تهمت زدن بمن ممساله اى را حل نميکند.

تنها نکته مثبت در نامه شما اعلام اينست که ميخواهيد مناسبات گرم و رفيقانه و نزديک بين دو حزب ما باقى بماند. اميدوارم اين نيت خير در موضع گيريهاى حزب شما نيز منعکس شود. تا کنون که در جهت عکس حرکت کرده ايد. اگر بر همين روال ادامه بدهيد هيچ نوع مناسباتى بين دو حزب ما باقى نميماند.

با احترام

حميد تقوائى

دبير کميته مرکزى حزب کمونيست کارگرى ايران

٣٠ اوت ٢٠٠٤