جنایت و بی عدالتی در سیستم قضایی اسلامی

از نشریه علیه اعدام ۲۸۳

 

اصغر کریمی: حمید تقوایی، امروز سومین روز متوالی است که ما داریم در باره دلارا دارابی صحبت میکنیم و مردم تقریبا باتفاق آرا نشان میدهند که علیه اعدام دلارا هستند. میخواهم نظر شما را درباره کل سیستم قضایی جمهوری اسلامی، از قصاص، دیه، اولیای دم! چشم درآوردن، سنگسار کردن، دست و پا قطع کردن و کلا درمورد روند بررسی مسائل قضایی در جمهوری اسلامی بپرسم. اعتراض شما یا مخالفت حزب کمونیست کارگری با این سیستم در درجه اول بخاطر چی هست؟

حمید تقوایی: اولین مخالفت ما اینست که این سیستم اسلامی است و بطور کلی دخالت مذهب در دولت و در قوانین جرم شناسی و جزا و غیره وارد شده و ما با این مخالفیم.

اصغر کریمی: خب، ایراد و ضررهایش چی هست یعنی چه مشکلی ایجاد میکند وقتی سیستم اسلامی باشد؟

حمید تقوایی: بخاطر اینکه اساسا با جامعه انسانی و مدنی تناقض دارد. قبل از هر چیز حقیقت این است که در قوانین اسلامی فرد مسلمان در مقایسه با غیر مسلمان حقوق کاملا ویژه ای دارد ، و نکته دوم اینست که مرد هم نسبت به زن حقوق برتری دارد، و بعد اینکه جرم شناسی اش براساس جوامع قبیله ای و طایفه ای است که در صدر اسلام در جزیره عربستان بوده و بهمین خاطر است که ما چیزهایی مثل دیه و اولیای دم، قصاص و خون و شستن خون با خون، اعدام و سنگسار و غیره را داریم. اینها همه آن نحوه ای بوده که هزار و چهارصد سال قبل آنهم در جوامع عقب مانده ای در همان دوره در عربستان در مورد عدل و دادگستری و انتقام گیری و غیره حاکم بوده و در آن دوره سیستمی به این صورت درست کرده بودند، و زمانی که این سیستم ضربدر مذهب میشود آنوقت دیگر بدتر هم میشود، بخاطر اینکه در همین قوانین اسلامی بطور مثال اگر یک غیر مسلمان و یک کافری یک مسلمانی را بکشد آنموقع دیگر دیه درکار نیست و باید او را کشت ولی برعکس یک مسلمان اساسا وظیفه دارد که غیر مسلمان یا کافری را بکشد. از همینجا بگیرید و برسید به اینکه اساسا زن انسان محسوب نمیشود و حد اکثر نصف انسان محسوب میشود تا اینکه شما اگر پولدار باشید که در آنزمان اشراف عربستان چنین بودند آنموقع اساسا میتوان همه جرائم را با پول خرید و از قصاص و حکم خلاص شد و اگر پولدار نباشید خب آنموقع هم طبعا کشته میشوید. نوع مجازاتها مثل سنگسار و قصاص و قطع دست و پا و چشم دراوردن همه اینها از خود جرم هم بدترند و اینها مجازاتی هستند که اساسا جنایت علیه بشریت اند بخصوص اینکه امروز دیگر در مورد مجازات قصاص در قرن 21 مدتها است که بشریت از این نوع تفکر و برخورد عقب مانده و کاملا ارتجاعی در جرم و جرم شناسی گذر کرده ولی در اسلام اینطور نیست. فرض کنید سنگسار را در حکم دادن اکثرا علیه زنان و علیه مردانی میدهند که رابطه خارج از ازدواج دارند که خودشان به آن میگویند زنا، درحالی که در جوامع مدرن و در اکثر نقاط جهان این مسائل جرم نیست بلکه جزو مسائل خصوصی انسانها حساب میشود ولی درمورد جمهوری اسلامی نه تنها جرم است بلکه کیفرش هم سنگسار است که از اعدام هم بدتر است. مثالها زیادند ولی اساس اعتراض ما به این سیستم این است که این سیستم اصلا ربطی به عدل و داد و دادگستری و مجازات و قوانین قضایی مدرن ندارد و کاملا ضد بشری است و کلا محکوم است و تماما باید لغو شود و کنار گذاشته شود و یک سیستم قضایی مدرن و مدنی بجای آن گذاشته بشود.

اصغر کریمی: اجازه بدهید به بعضی از این ها بیشتر بپردازیم. شما اشاره کردید به مجازاتها، مثلا سنگسار، اعدام، چشم درآوردن، که اینها یک وجه و یک جنبه ای از این سیستم قضایی هستند یعنی مخالفت شما در اینجا با نوع مجازاتها است اما جنبه دیگری از مسئله بطور کلی مربوط میشود به خود پروسه قضایی از لحظه دستگیری تا بازجویی و تا کل این روند دادرسی و تا مسئله قاضی و هیئت منصفه و کل این روند. درمورد کل این روند لطفا بیشتر توضیح دهید.

حمید تقوایی: اگر بخواهم خلاصه بگویم سه جنبه دارد، یکی جرم و جرم شناسی است که به چه چیزی میگوییم جرم، که ما هیچکدام از احکام اسلامی را راجع به جرم قبول نداریم. مثلا فرض بکنید کسی که مشروب بخورد شلاقش میزنند که ما نه آن جرمش را قبول داریم و نه این کیفرش را. و یا مثلا رابطه جنسی آزاد بین افراد که آدمهای بالغ آزادند و حق دارند که با هرکسی که میخواهند رابطه جنسی داشته باشند یا نداشته باشند که امر شخصی خودشان است اما در اسلام این جرم است و شلاق میزنند و سنگسار میکنند. بنابراین خود جرم شناسی اسلامی هیچ ربطی به جرم شناسی امروز و به نحوه ای که بشریت متمدن به جرم شناسی نگاه میکند ندارد و در تناقض کامل با آنست. نکته دوم مجازاتهاست، که مجازاتهای اسلامی تعرض جسمی و روحی به انسان است درصورتی که قرار نیست که مجازات تعرض جسمی و روحی به انسان باشد. فرض کنید که زندان داریم و شما با حکم زندان برای یک مجرم آزادی او را محدود میکنید ولی دیگر حق ندارید که به بدنش تعرض کنید و شلاقش بزنید و تعزیر کنید و شکنجه اش کنید و اعدام و سنگسارش کنید و یا از نظر روحی توهین و تحقیرش کنید. همه اینها از دید ما جرم هستند. نفس تعرض به بدن انسان از نظر ما جرم است. حتی اگر کسی طبق جرم شناسی امروز مرتکب جرمی شود خب قوانینش معلوم است، مثلا اگر قوانین راهنمایی و رانندگی باشد جریمه نقدی میکنند یا فوقش زندانش میکنند و آزادیش را میگیرند ولی دیگر حق ندارید که از نظر روحی و بخصوص از نظر جسمی تعرض کنید یعنی درست همانکاری که در کیفر اسلامی و در همه ادیان دیگر انجام میگیرد. در واقع تعرض به جسم و جان و روح فرد خطاکار یا گناهکار در سیستم مذهبی و اسلامی اصل است بنابراین فلسفه کیفر هم اساسا غلط است و باید کنار گذاشته شود. نکته سوم هم همان است که شما اشاره کردید که آن روند قضایی یعنی از بازداشت بگیرید تا محاکمه و زندانی شدن همه اینها غلط و ناعادلانه و ضد انسانی است.

اصغر کریمی: از پروسه دستگیری و بازجویی تا نحوه نگهداری زندانی و تا نحوه اعتراف گرفتن و بازرسی، بخش مهمی از یک سیستم قضائی است. سیستم قضائی جمهوری اسلامی در این قسمت چگونه عمل میکند؟

حمید تقوایی: اولا وقتی کسی را بازداشت میکنید باید حق دفاع و حقوق دفاعی بازداشت شونده رعایت شود. در جوامع مدرن امروزی باید مورد جرم توضیح داده شود و کسی که بازداشت میشود حق دارد که اساسا از خودش دفاع کند و وکیل اختیار کند و کسی که به حقوق و قوانین آشنا باشد از او دفاع کند و در همان قدم اول در مقابل پلیس بایستد، و کل این مرحله باید در عرض 24 ساعت روشن شده باشد و شما حق ندارید کسی را بازداشت کنید بدون اینکه توضیحی بدهید و بدون اینکه به او حق دفاع بدهید آنهم در همان قدم اول، درصورتی که در جمهوری اسلامی این نکته اصلا رعایت میشود و اساسا قرار هم نیست که رعایت شود بلکه هر قاضی شرعی هر جور که دوست داشته باشد میرود و میگیرد، و دارو دسته ای هم که میروند سراغ آنها خود این دارو دسته حکومتی هم کاملا سیاسی هستند و کاملا به حکومت وابسته اند، و کلا قوه مجریه و قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ازهم جدا نیستند. نه تنها یکی هستند بلکه هر قاضی شرعی دارو دسته مسلح خوش را دارد. این نحوه بازداشت افراد در جمهوری اسلامی است. به خانه افراد بدون هیچ دلیل و مدرکی حمله میکنند و از همان اول نه تنها با اذیت و آزار متهم شروع میکنند بلکه حتی خانواده متهم را هم مورد آزار و ضرب و شتم قرار میدهند. که ما در جریان حمله با کارگران و دانشجویان بارها اینرا دیده ایم که این جنبه سیاسی قضیه است، و اما جنبه غیر سیاسیش هم یعنی مجرمینی که ممکن است جنایتی کرده باشند یا مواد مخدری داشته اند و یا هر چیز دیگر میبینیم که از همان قدم اول هیچ احترامی ندارند. بعد هم در روند بررسی و محاکمات خود حقوق متهم و حقوق کسی که مجرم محسوب میشود یک پایه اصلی عادلانه بودن و مشروع بودن و ذیصلاح بودن آن سیستم است ولی در جمهوری اسلامی از همان قدم اول این نکته رعایت نمیشود بلکه با تعرض جسمی و توهین و تحقیر روحی کارشان شروع میشود و مراحل بازجویی جزو این دوره است و محرومیت فیزیکی و فشار روحی جزوش هست و توهین و تحقیر کسی که فقط متهم است شروع میشود. در جوامع مترقی تر حتی مطبوعات هم حق ندارند علیه متهمی که هنوز جرم او ثابت نشده چیزی بنویسند و چاپ کنند و تبلیغی کنند و به آبرو و اعتبارش لطمه بزنند. اگر متهمی که هنوز جرمش ثابت نشده مورد حمله مطبوعات قرار بگیرد آنوقت متهم حق دارد مطبوعات را تعقیب کند و علیه آنها شکایت کند در صورتی که در جمهوری اسلامی نه تنها هیچکدام اینها انجام نمیشود بلکه اساسا قانون دفاع از متهم برسمیت شناخته نمیشود چرا که یک سیستم مذهبی عقب مانده جوامع قبیله ای هزار و چهارصد سال قبل را آورده اند و کمی امروزی ترش کرده اند و مبنای سیستم قضائی کرده اند.

اصغر کریمی: شما اشاره کردید که در جمهوری اسلامی قوه قضائیه و مجریه در هم ادغام شده است. منظور شما این است که باید از هم مستقل باشند؟ میتوانید بیشتر توضیح بدهید که چه تفاوتی دارند؟

حمید تقوایی: بله، ببینید مصادر امور، قضات و دادستانی یعنی کسانی که در قوه قضائیه جزو سیستم محاکمات هستند اینها مستقلا نمیتوانند قوه مجریه هم باشند و خلع کنند و منصوب کنند بلکه اینها انتخابی هستند و انتخاب میشوند و انتخابات خودشان را دارند. هیئت منصفه هم همینطور است و البته سیستم ها گاها باهم متفاوتند مثلا در آمریکا هیئت ژوری و هیئت منصفه از مردم عادی انتخاب میشوند آنهم با نظر پنجاه به پنجاه دادستان و وکیل مدافع، یعنی لیستی از افراد از شهروندان عادی را برای هر محاکمه ای دعوت میکنند و با آنها مصاحبه میکنند و از آن لیست هیئت ژوری یا هیئت منصفه انتخاب میشوند. زمانی که هم دادستان و هم قاضی و هم وکیل مدافع در آن پرونده معین توافق حاصل کنند که این فرد یا افرادی از هر نظر صلاحیت دارند آنوقت میتوانند در هیئت ژوری یا منصفه باشد. اینکه عملا این سیستم در جایی پیاده نمیشود این یک بحث است و اینکه اصلا چنین سیستمی را قبول نداشته باشیم اینهم یک بحث دیگری است و در سیستم جمهوری اسلامی اساسا چنین سیستمی بر روی کاغذ هم نیست، هیئت ژوری در کار نیست و قاضی هم قاضی شرع است که اصلا کلاس اول حقوق را هم نخوانده و نگذرانده و در سلسله مراتب مدنی مربوط به محاکمات اساسا آشنایی و آگاهی امروز را ندارد و درکش از انسان همان درک مذهبی مسلمان و غیر مسلمان است و همیشه نود درصد کیس ها بطور یکطرفه بنفع مردان و بضرر زنان هست و صد در صد بنفع مسلمانان و بضرر غیر مسلمانان هست، یعنی اگر یک فردی با مذهب بهایی یک قتلی مرتکب شود آنوقت دیگر در این روند قضایی آن یک ذره حقوقی هم که مجرمین مسلمان دارند اینها ندارند، و برعکس اگر یک مسلمانی یک بهایی را بقتل برساند آنوقت از همه حقوق برخوردار است و نه تنها برخوردار است بلکه در خیلی از موارد میبینیم جرمی هم نکرده و میتواند آزاد بگردد. بهمین خاطر کوچکترین معیار و استانداردهای جهانی در روند این سیستم قضایی رعایت نمیشود. شما مثلا اعتراف گیری را نگاه کنید. من فکر میکنم نود درصد اعترافاتی که حتی در دادگاههای عادی جمهوری اسلامی گرفته میشود دور از صلاحیت هستند و من شک ندارم اگر پرونده های دادگستری جمهوری اسلامی را ببریم در اختیار دانشجویان سال اول حقوق هر کشوری قرار بدهیم همه شان ردشان میکنند. هیچکدام از دادگاههای جمهوری اسلامی صلاحیت ندارد چراکه همانطور که گفتم روند محاکمات عادلانه نیست، روند محاکمات مدرن و متمدن و انسانی نیست، و براساس حقوق انسانی شهروندی پروسه انسانی اعتراف گیری یا بازجویی و بازداشت و محاکمه، هیچکدام از اینها رعایت نمیشود. بنابراین آن سه پایه ای که گفتم یعنی جرم شناسی، روند محاکمات و کیفر یا مجازات، هر سه اینها سه عنصر قوه قضایی هر جامعه ای هستند که در این سیستم کاملا محکوم است و کاملا ضد انسانی هست و از پایه غلط است و این را هم بگویم که حالا شما تمام اینها را باید ضرب کنید به فساد جمهوری اسلامی و روابطی که آیت الله ها و آقا زاده ها و فامیلهایشان دارند، و ضرب کنید در پولدار بودن و نبودن چراکه کسی که پول داشته باشد قانونا میتواند دیه پرداخت کند و آزاد زندگی کند و تازه تمام این سیستم را باید بگذارید برپایه نظام سرکوبگر و فاسدی بنام جمهوری اسلامی و آنوقت دیگر نورعلا نور میشود.

اصغر کریمی: با حساب شما موقعی که حزب کمونیست کارگری قدرت را بگیرد نود درصد خود جرائم دیگر جرائم نخواهد بود. اینطور است؟

حمید تقوایی: بله همینطور است. مشروب خوردن جرم نیست، رابطه جنسی بزرگسال با بزرگسال جرم نیست، بهایی بودن جرم نیست، توهین به مقدسات که اینها مدام دارند میگویند جرم نیست و هیچ اعتقاد سیاسی جرم نیست، در صورتی که در جمهوری اسلامی نود درصد پرونده ها حول همین چیزهاست.

من همیشه گفته ام که در جمهوری اسلامی جنایتکاران و قاتلین حکومت میکنند و بیگناهان محکوم میشوند و قربانی سیستم هستند و اساس قضیه در این سیستم همین است، و یک جنبه اش هم که اعدام است بنظر من همین یک فقره کافی است که تمام سران رژیم را و تمامی قضات شرع و سیستم قانونی و پلیسی جمهوری اسلامی را به محاکمه کشید و محکوم کرد. این اعدامها از مرز دهها هزار گذشته اند و آمار اعدام در ایران نسبت به جمعیت در صدر لیست کشورهای دنیاست و در نود درصد این اعدام ها هیچ چیزی رعایت نشده است یعنی نه جرم واقعا جرم بوده و نه پروسه قانونی بازداشت و اعتراف و محاکمات درست بوده و نه کیفرها انسانی بوده اند بهمین خاطر بنظر من خود جمهوری اسلامی یک سیستم آدمکشی است و کل مسئولینش از قضات شرع گرفته تا تمام کسانی که در این سیستم نقش داشته اند در این حکومت سی ساله بنظرم پرونده های سنگینی دارند و در فردایی که حزب ما بقدرت برسد همه پرونده ها باز میشوند تا مورد بررسی قرار بگیرند.

اصغر کریمی: خیلی متشکرم حمید تقوایی، اگر خودتان نکته دیگری دارید بفرمائید.

حمید تقوایی: خیلی متشکرم

این متن را ناصر احمدی پیاده و تایپ کرده است