اهميت اعتصاب هفت تپه از حد يك اعتصاب فراتر ميرود

متن گفتگو با حميد تقوايي در برنامه ويژه كارگران هفت تپه در تلويزيون كانال جديد

 

شهلا دانشفر: حميد تقوايي موضوع برنامه ما همانطور كه ميدانيد اعتصاب و مبارزه مهم كارگران شركت نيشكر هفت تپه است كه چندين هفته است عليرغم فشارها و حملات جمهوري اسلامي ادامه دارد. نظر شما در مورد اين اعتصاب و مبارزه چيست؟

حميد تقوايي: بگذاريد در مورد اين اعتصاب و مبارزه از اين نكته مهم و عاجل شروع كنم كه براي اينکه اين اعتصاب به اهداف خود برسد و الگو و مدلي براي جنبش کارگري باشد که بتواند حرکتهاي وسيعتر و سازمانيافته تري را جلو بكشد اين مهم است كه وسيعا مورد حمايت بسيار وسيع قرار گيرد. بخش هاي مختلف جنبش کارگري٬.دانشجويان٬ فعالين مختلف جنبش هاي اعتراضي بايد به هر ترتيب که ميتوانند هم اعلام همبستگي خود را اعلام کنند و هم از اين هم فراتر روند. فقط اعلام همبستگي و حمايت اگر چه مهم است ولي بايد به اين قانع نبود. بايد فراتر از آن رفت. بايد با تشکيل صندوق هاي همبستگي٬ حمايت مالي٬ و همچنين با دست زدن به اقدامات حمايتي که ميتواند از اعتصاب و اعتراض يکروزه و چند ساعته گرفته تا تجمع و تظاهرات، به هر نحوي حرکتي را سازمان داد براي اينکه همه متوجه شوند. کسانيکه دارند واقعا جنايت ميکنند کسانيکه دارند جواب کارگراني را که ميگويند گرسنه ايم٬ دارند با باتوم و دستگيري و بازداشت ميدهند بايد متوجه شوند که کارگران تنها نيستند. متوجه شوند که يک جامعه و يک حرکت عظيم اجتماعي است که در مقابل آنها به جريان افتاده است. براي اينکه کارگران هفت تپه و همينطور کل کارگران و تمام مردمي که زير فشار گرسنگي دارند مچاله ميشوند بتوانند به موفقيت دست يابند، بتوانند مبارزه و اعتراضشان را به پيش ببرند، بايد حکومت متوجه شود، بايد دست اندرکاران متوجه شوند که با هر اعتراضي نيروي عظيمي به حركت در مي آيد. بايد متوجه شوند كه نميتوانند بيش از اين اين درجه از بيحقوقي را تحميل كنند. مردم بلند ميشوند و اعتراض ميکنند.

همانطور که شما توضيح داديد اهميت اين مبارزه از نفس يک اعتصاب مشخص کارگري با خواستهاي معيني فراتر ميرود. اهيمت اين مبارزه اين است که امروز به چهره و به پرجم و به بلندگوي يک جامعه هفتاد ميليوني تبديل شده است. که آنهم فريادش اينست که "حکومت اسلامي نميخوايم". جامعه فريادش اينست که زندگي معيشت حق مسلم ماست. جامعه حرفش اينست که بايد کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي بايد آزاد بشوند. مردم جامعه خواستشان اينست که حق جمع شدن و متشكل شدن داشته باشند. در هر بخش از جامعه زنان٬ جوانان٬ دانشجويان٬ کارگران در بخش هاي مختلف توليدي٬ بخش هاي مختلف جامعه همه و همه همين حرفها و همين نيازها را دارند و دارند اين خواستها و اين شعار ها را فرياد ميزنند. به نظرم کارگران نيشکر هفت تپه دارند در شرايط سياسي امروز نقشي تاريخي و تعيين کننده بازي ميکنند و بعنوان پيشتاز اين صف بعنوان پرجمدار اين صف دارند راه نشان ميدهند. من به اين کارگران درود ميفرستم و دست تک تک آنها را از ميفشارم. به آنها درود ميگويم. به آنها تبريک ميگويم. فکر ميکنم تا همين جا کار عظيمي انجام داده اند. اميدوارم حزب ما بتواند با تمام امکان و توانش شريطي فراهم کند که اين مبارزه بتواند به پيروزي برسد.

شهلا دانشفر: يکي از دوستان بيننده ما که الان تماس گرفته بودند. با اشاره به وضعيت مشقت باري که الان هست. با اشاره به گراني و فشاري که به زندگي مردم و کل جامعه وارد ميشود. ميگفتند چه بايد کرد؟ چه کسي جوابگوست؟ چه کسي مسئول است و در واقع داشتند اعتراض خود را به اين وضع فرياد ميزدند. فريادي که اين روزها ما زياد ميشنويم. شما پاسختان چيست؟

حميد تقوايي: فکر ميکنم در جامعه ايران اين خيلي بديهي است. همه مردم ميدانند که اساس مساله اينست که يک حکومتي بر سر کار است که نه تنها از استثمار و از تبعيض طبقاتي و از منافع اقليتي که ميلياردي پول به جيب ميزنند در برابر اکثريت عظيم زير خط فقر دفاع ميکند، بلکه جنايتکار است. بلکه سرکوبگر است. عقب مانده ترين قوانين و عقب مانده ترين مناسبات و ارتجاعي ترين سياستها را دارد به جامعه تحميل ميکند. بنابراين براي همه مردم روشن است که تا جمهوري اسلامي هست و تا اين حکومت هست اين وضعيت غير قابل تحمل هم هست. بنابراين مبارزه اي که هست. مبارزه اي که کارگران هفت تپه ميکنند و يا بخش هاي مختلف جامعه ميکنند٬ در آن اين فرض است. بدون شك اگر شما از هر کس اين سوال را بپرسيد كه چه چيز بايد تغيير كنند ميگويند تا وقتي اين حکومت هست وضع کمابيش همين است. تا وقتي اين حکومت هست دستمزدها پرداخت نميشود. تا وقتي اين حکومت هست حقوق پايه اي کارگران را به رسميت نمي شناسند. تا وقتي اين حکومت هست گرسنگي هست. فقر هست. بيچارگي هست. وامروز اين مبارزات به حدي رسيده است که چنان دست اندرکاران را مورد تعرض و زير فشار قرار داده است. که دارند دزدي هاي هم را رو ميکنند. دارند ثروت هاي ميلياردي را رو ميکنند. بطور مثال ميگويند فقط هزينه يك روز هندوانه اسبهاي دختر رفسنجاني صد هزار تومان است. يا ميگويند فلاني به فلان آيت الله ميگويد پسرم بيکار است و امتياز چوب بري هاي شمال را به او تقديم ميکنند. اين حکومت حکومتي است که تا مغز استخوان فاسد٬ چپاولگر٬ ضد انساني و ارتجاع کامل است. وضعيت طوري شده است که اينها دارند ديگر به همديگر حمله ميکنند. دست اندرکاران دارند دست همديگر را رو ميکنند. جواب کارگران جواب مردم اين نيست که اين بخش دزد است٬ گويا بخش ديگر بهتر است. يا فرض کنيد کسي که اسلام دگر انديش دارد بياد از اينها بهتر است. مردم همه اينها را تجربه کرده اند. همه اينها را مي شناسند.

مسئول کيست؟ چه بايد کرد؟ جواب خيلي روشن است. کل اين سيستم وحکومتي که از اين سيستم دفاع ميکند. سيستمي که بر مكيدن خون کارگر و تحت فشار قراردادن ميليونها انسان استوار است. و گذران امور روزش و سود آوري اش بستگي به اين دارد که کارگر را در اين شرايط کاملا ضد انساني و بايد گفت مادون انساني قرار داده٬ اين حکومت بايد برود. اين حکومت هيچ جايي ندارد نه در جامعه ايران و نه در قرن بيست و يک در هيچ کجاي ديگري. جواب ما اينست. راهش چيست. به نظرمن اين نوع اعتصابات که الان در هفت تپه در جريان است بايد وسعت بگيرد. نه تنها بايد از آن اعلام حمايت كرد، بلکه بخش هاي ديگر کارگري بايد به ميدان بيايند. همين خواستها را بگويند. اين ها فقط خواستهاي کارگران هفت تپه نيست. همه ميدانيم. گرسنگي٬ بيکاري ٬ گراني درد تمام کساني است که در آن جامعه زير خط فقر زندگي ميکنند. يعني بيش از هشتاد درصد مردم. حرف من اينست كه اين مردم بايد اين مبارزه را الگو قرار دهند. فقط با مبارزه است که ميشود به اين خواستها رسيد و اين غده سرطاني را از جامعه ايران جدا کرد. ممکن است سوال ديگر اين باشد که چه کسي بالاخره به داد ما برسد؟ اين سوال هم خيلي طرح ميشود. پاسخ اينست که خودمان بايد به داد خودمان برسيم. اين حزب حزب مردم است. حزب کارگران است. حزب آزاديخواهان است. حزب ضد فقر و ضد استثمار و ضد تبعيض است. کسانيکه به اينها اعتراض دارند بايد بدانند اين حزب وجود دارد با تمام امکاناتش تلاش ميکند اين مبارزات را همبسته کند. متحد کند پيش ببرد و به پيروزي برساند. بنابراين اولين پاسخ در مقابل سوال چه بايد کرد اينست که قرار نيست که کسي از بالا ما را نجات دهد. نه قرار است معجزه اي شود. نه قرار است کسي به داد ما برسد. خود کارگر٬ خود مردم٬ خود اقشار محروم هستند که بايد متحد شوند. بايد حول پرچم٬ سياستهاي حزب و رهنمود هاي حزب جمع شوند. اين کانال جديد فقط يک تلويزيون نيست. اين کانال جديد يک اهرمي است٬ يک ابزاري است که بايد مردم را حول خود جمع کند. متحدشان کند. به هم بتند٬ سرپل و رابطي باشد که جنبش هاي اعتراضي همديگر را ملاقات کنند. به همديگر نزديک شوند. دست در دست هم بگذارند و مثل يک نيروي واحد بلند شويم و جمهوري اسلامي را بيندازيم. فراخوان من٬ جواب من٬ هم به سوال اينکه ريشه مساله چيست و هم به اين سوال که چطور بايد از اين شرايط غير قابل تحمل نجات پيدا کرد، اينست که ريشه مسائل حکومت اسلامي سرمايه است. و راه حلش مبارزه و اعتراض همبسته و متحد زير پرچم حزب کمونيست کارگري براي سرنگوني اين رژيم است.

شهلا دانشفر: شما به سوال بعدي من نيز پاسخ داديد. بارها و بارها مرتبا ميگويند ما مرديم. چه بکنيم و دارند درب اين حزب را ميزنند و دارند با ما صحبت ميکنند. جواب ما را ميخواهند که شما به اين مساله اشاره کرديد. اما به اهميت مبارزه کارگران نيشکر هفت تپه اشاره کرديد. چطور ميشود همين الان اين مبارزه را قدرتمند کرد؟ الان يکي از کارگران نيشکر هفت تپه آمد روي خط و گفت خسته شديم. فشار روي ما زياد است. درست ميگويند. چه بايد کرد؟ شما پاسخ دوست ما را چه ميدهيد؟ اين را از روي استيصال نميگويد دوست ما. براي اينکه همين كارگان تاريخ تجمع بعدي خود را هم معلوم کرده اند. شما پاسختان چيست؟

حميد تقوايي: مساله واقعي است. هر اعتصاب کارگري به نظرم يکسري شرايط و پيش شرطهايي ميخواهد براي اينکه بتواند دوام پيدا کند. براي اينکه بتواند به اهداف مشخص همان اعتراض برسد. اين فقط در مورد اعتصاب در جامعه ايران صادق نيست. در مورد تمام اعتراضات کارگري در همه کشورها صادق است. يک نکته اساسي اينست که در هر اعتصابي علاوه بر پليس سرکوب و فشار دولتي و غيره که روي دوش کارگران هست، يک فاکتوري که اعتصاب را هميشه تهديد ميکند مساله مالي است. کارگر اعتصابي٬ کارگري است که بالاخره در حين اعتصاب هم بايد بتواند زندگي خودش و خانواده اش را تامين کند. به همين خاطر تشکيل صندوق هاي حمايت مالي از اعتصات به نظر من يک رکن اساسي پيشروي و ادامه موفق و پيروزمند هر اعتصابي است. نکته دوم اينست که کارگران نبايد در اعتصاب خود تنها بمانند. به دو معني اين را ميگويم. اولا تنها فرد کارگر نيست. خانواده هاي کارگر بايد وسيعا به ميدان بيايند. بايد به حمايت بلند شوند. بايد نقش داشته باشند در اعتصاب. به اين ترتيب مثلا فرض کنيد. وقتي فرضا ١٠٠٠ کارگر دست به اعتصاب بزند . اگر يک خانواده کارگري را بطور متوسط ٤ نفر حساب کنيم بايد نيروي ٤٠٠٠ نفر در برابر رژيم و در برابر کارفرما قرار گيرند. بدين ترتيب خانواده هاي کارگري ميتوانند نقش اساسي داشته باشند. به اين اعتبار اعتصاب از چهارچوب کارخانه خارج ميشود و. به شهر کشيده ميشود. به جامعه کشيده ميشود. اينهم يک جنبه مثبت ديگر شرکت خانواده هاي کارگري در اعتراضات کارگري است. کارگران هفت تپه خوشبتختانه اين تجربه را تا حدي عملي كرده اند و يکي از نقاط مثبت مبارزاتشان در اين چهل روز مبارزه همين بود. که توانستند شهر شوش را در واقع به حرکت در بياورند. و اعتراض خود را به مساله اصلي همه مردم تبديل کردند. كه همين را بايد ادامه داد و وسعت بخشيد. اما به معني ديگر اينکه اعتراض نبايد فقط به يک بخش کارگري به يک کارخانه و حتي به رشته معيني محدود شود. خواست کارگران نيشکر هفت تپه چيز ويژه اي در مورد شکر يا کارخانه نيشکر ندارد. خواست آنها خواست همه کارگران است. دو خواست اساسي آنها پرداخت دستمزدهاي معوقه و حق تشکل خواست همه کارگران ايران است. بنابراين اين خواستها اين خصلت و اين زمينه را بوجود مياورد که بخش هاي ديگر کارگري هم به حرکت در بيايند. بايد تلاش كرد كه بخشهاي ديگر كارگران در مناطق و كارخانه هاي مختلف همزمان به حركت در آيند و دست به مبارزه بزنند.

ممکن است يک کارگر هفت تپه بگويد بسيار خوب اما نقش من اينجا چيست. خوب اين فراخوان شما خطاب به کارگران ديگر است. بحث من اينست که خود کارگران نيشکر هفت تپه بايد قدم به جلو بگذارند و اين فراخوان را بدهند. از همين تلويزيون و از طريق بلند گو ها و تريبونهايي که حزب ما فراهم ميکند رو به جامعه اين فراخوان را به جامعه بدهند و اين را بخواهند از بقيه که بلند شويد. حمايت کنيد و بگوييد اينها خواست همه ماست. خواست تمام طبقه کارگر در ايران است و بايد کل طبقه کارگر به حرکت درآيد. از طرف ديگر فعالين کارگري نيشکر هفت تپه بايد خطاب به اتحاديه ها و سازمانها و احزاب کارگري جهان فراخوان دهند و آنها را به کمک بطلبند. که ما تجربيات موفقي در اين جهت داشتيم. در رابطه با آزادي کارگران زنداني همين چند ماه قبل٬ حدود دو سال قبل در حمايت از مبارزات کارگران شرکت واحد ما شاهد اين بوديم که حرکت وسيع و جهاني در حمايت از آنها و مبارزات کارگران ايران صورت گرفت. و در مورد هفت تپه هم بايد اين اتفاق بيفتد. بايد کارگران هفت تپه خودشان جلو بيفتند ابتکار عمل را در دست بگيرند. جلب حمايت کنند.. از نظر مالي بخواهند که به مبارزاتشان کمک شود و خانواده ها را به حرکت در آورند و کلا بخش هاي ديگر طبقه کارگر را مورد خطاب قرار دهند در حمايت از خواستهايشان.

شهلا دانشفر: ما اينجا صحبت کرديم. کارگران نيشکر هفت تپه بطور واقعي تنها نيستند. همانطور که شما گفتيد. خواستهايشان خواستهاي کل جامعه است. ما کنارشان هستيم. يک چنين ابزاري٬ يک چينين امکاني٬ يک چنين حزبي٬ بنابراين اين بزرگترين قدرت است. وقتي کارگر اين قدرت را ببيند افق دارد. ميداند دو روز ديگر چه اتفاقي مي افتد. ميداند چه بايد بکند. اين يک واقعيت است. هدف از چنين برنامه هايي و چنين بحث هايي اينست که ببينيم در چه موقعيتي قرار داريم. شما گفتيد نبايد اين کارگران را تنها گذاشت. واقعا به اين صورت است. کارگر نيشکر هفت تپه تنها نيست. کارگر نيشکر هفت تپه به وسعت ايران که در التهاب مبارزه ميسوزد بايد حمايت شود. در کارخانه ودر دانشگاه ٬ معلمان٬ پرستاران و بخش هاي مختلف کارگري. و يک چنين حزبي. سابقه نداشته در تاريخ که در يك رژيم ديكتاتوري و سركوبگر يك حزب كارگري و مردمي و در اپوزيسيون با چنين ابزاري مثل تلويزيون بيايد و صداي آزاديخواهي و صداي اعتراض جامعه را نمايندگي كند. .

حميد تقوايي: اجازه بدهيد الان که شما به نقش حزب و تلويزيون اشاره کرديد من هم نکته اي بگويم. لازم است ما از جنبه درازمدت و عمومي تري هم به همين مبارزه و اعتصاب نگاه كنيم. سياسي تر و عمومي تر نگاه کنيم. ببينيد اعتصابات زيادي در جريان است و قبلا جريان داشته است. بوجود آمده و تمام شده. بعضا به خواستهايش رسيده . يا رژيم آنرا سرکوب کرده و مورد حمله قرار داده است. اين اتفاقات همه مي افتد. سوال اينست که در اين افت و خيزها در اين پستي و بلندي ها در اين پيشروي ها و عقب نشيني ها که جنبش کارگري در اعتصابات و مبارزات ديگر دارد تضمين کنيم که کل جنبش کارگري و کل جنبش چپ و آزاديخواهانه و کل جنبش سرنگوني يک قدم جلوتر برود. يعني اينکه وقتي شما بعد از ٦ ماه اعتصابات متعدد و حرکتهاي کارگري متعدد به جامعه نگاه کنيد با چه معيارها٬ با چه مشخصاتي ميتوانيد بگوييد پيشرفت داشته ايد؟ جلوتر آمده ايد. به نظرمن به چند فاکتور بايد اشاره کرد. يکي اينکه بعد از هر اعتصابي و بدنبال هر حرکتي ببينيم چه طرحهايي و چه الگوهاي مبارزاتي دارد در برابر جنبش کارگري گذاشته ميشود. اگر شما ٤ سال قبل به جنبش کارگري نگاه کنيد مي بينيد. اين شخصيت هاي کارگري انقدر سرشناس نبودند. انقدر شناخته شده نبودند.مي بينيد اين نهادهاي کارگري که امروز داريم. با اينکه هنوز خيلي معدودند. و هنوز بايد خيلي فراتر از اين بروند و هم از نظر کيفي و کمي بايد جلو تر بروند. ولي همين ها را هم ٤ سال پيش نداشتيم. ميشود خيلي از جنبه هاي ديگر را هم برشمرد كه قبلا نداشتيم. بنابراين وقتي جنبش کارگري را نگاه ميکنيم مي بينيم جنبش کارگري علي العموم دارد به جلو ميرود. دارد به پيش ميرود. من ميخواهم اينجا بخصوص يک شاخص ديگري را رويش انگشت بگذارم. جنبش کارگري براي اينکه پيروز شود، براي اينکه کارگر استثمار را کنار بزند و اجازه ندهد اين جامعه پر از تبعيض و ستم سرمايه داري باقي بماند٬ بايد در سطح سياست حضور به هم برساند. بايد پرچم سياسي خود را بلند کند. و بايد نه فقط کارگران در ايران٬ بلکه تمام مردم شريف و زحمتکش و آزاديخواه ايران که اکثريت قريب به اتفاق جامعه ايران هستند٬ آنها بايد پشت اين صف و با اتکا به جنبش کارگري به جلو بيايند براي اينکه بتوانيم از شر حکومت اسلامي و اين نظام ضد انساني سرمايه داري رها شويم. بنابراين من ميخواهم اين نتيجه را بگويم. براي حضور در عرصه سياست و اعلام اينکه طبقه کارگر هست. آماده است و فراخوان به جامعه بدهد که بلند شويد براي اينکه تمام اين نظام ظلم و ستم سرمايه را زير و رو کنيم طبقه کارگر ابزار ميخواهد. واين ابزار حزب است. حزبي که در شرايط امروز ايران به آن ميگوييم حزب کمونيست کارگري.

بنابراين راي اينکه ببينيم تا چه حد جنبش کارگري و کلا جنبش چپ در ايران جلو آمده و تا چه حد طبقه کارگر آماده است٬ نزديک است به اينکه اين شرايط را عوض کند و يک جامعه انساني٬ برابر٬ آزاد مرفه را به جاي آن بنشاند٬ يک شاخص من اينست که اين حزب چقدر پيشرفت کرده است. اين حزب چقدر قوي شده است. جقدر به اين حزب پيوسته اند. با اين معيارها هم اگر نگاه کنيد. مي بينيد که جنبش چپ چقدر جلو آمده است و طبقه کارگر چقدر بيشتر و بيشتر در صحنه سياست حاضر شده است. غير از اين همين کانال جديد را در نظر بگيريد. هر کس ميتواند از خودش سئوال کند. در کدام کشور٬ در چه دوره اي يک حزب راديکال کارگري٬ حزب کارگران٬ تلويزيوني ٢٤ ساعته داشته که تبديل شده به تريبون اعلام اعتراض مردم. اعتراض مردم آزاديخواه عليه همه تمام فشارها و تبعيضات. از زناني كه به تعبيض و بي حرمتي اعتراض دارند گرفته تا کسانيکه که به بيکاري اعتراض دارد. عليه فقر صحبت ميکنند. عليه گرسنگي صحبت ميکنند. در دفاع از زندانيان سياسي. مي بينيد اين تلويزيون يک مرجع و يک تريبون و يک پلاتفرم است. اين حزب حزب طبقه کارگر است. و حضور سياسي اين حزب٬ حضور اجتماعي اين حزب و اينکه اين امکانات را دارد و به اين صورت با جامعه تماس ميگيرد و به اين صورت مردم به آن رجوع ميکنند٬ در واقع دارد اعلام ميکند که طبقه کارگر در صحنه سياست حاضر است٬ حزب خود را دارد و با اين حزب است که ميخواهد جامعه را رها کند.

منتها بحث اينجاست که هنوز بايد بسيار از اين جلوتر برويم. بايد قويتر از اين بشويم. بايد هر کارگري که شعار هاي ما را مي بينيد٬ برنامه هاي ما را مي بينيد ٬ رهنمود هاي ما را گوش ميدهد و در قلب خود احساس ميکند که با همه اينها موافق است و ميخواهد اينطور باشد بايد يک گام بيشتر به جلو بردارد. با ما تماس بگيرد به اين حزب بپيوندد. اين حزب را حزب خود بداند. من فکر ميکنم. شرايط سياسي در ايران قدرت اجتماعي و سياسي چپ علي العموم٬ شعارهاي راديکال انساني٬ از هر دوره اي در تاريخ ايران و حتي در مقايسه با کشورهاي ديگر در همين دوره جلوتر است. پيشرفته تر است. قويتر است. سوال اينست که بايد اين جثه اجتماعي چپ و اعتراض سوسياليستي در جامعه بايد شکل تشکيلاتي بخود بگيرد. بايد حزبش را انتخاب کند و بايد به اين حزب بپيوندد. در حقيقت اگر من يک شاخص بخواهم بگذارم و بگويم نه تنها اعتصاب کارگران شرکت نيشکر هفت تپه٬ بلکه اعتصابات کارگران در ايران٬ جنبش کارگري در ٦ ماه گذشته در يکسال گذشته٬ چقدر جلو آمده است. يک شاخص مهم من اينست که چند درصد از اين کارگران از اين فعالين ٬ اينهايي که در اين مبارزه شرکت کردند٬ رسيدند به اين نتيجه که بايد مبارزه را ادامه داد. در سطح سياسي بايد حرکت کرد. بايد اين حزب را تقويت کرد . با کمک اين حزب و با اين حزب که چون حزب همه ماست و به اين نتيجه برسند و با اين حزبي که انسان و انسانيت را نمايندگي ميکند حرکت کنند براي اينکه جمهوري اسلامي را سرنگون کنند و کل جامعه را آزاد کنند. من فکر ميکنم در نهايت شاخص اينجاست و همه اين اعتصابات و حرکات کارگري بايد تبديل شود به يک تعرض سياسي٬ حزبي٬ متشکل و همبسته و قدرتمند براي سرنگوني جمهوري اسلامي و براي خلاصي از جامعه پر از ظلم و ستم و تبعيض سرمايه داري که جمهوري اسلامي الان در ايران پاسدار آنست

شهلا دانشفر: يکي از دوستان کارگر من با او صحبت ميکردم ميگفت من يک اميدم به خداست و ديگري به شماست.

حميد تقوايي : فعلا خدا کنار جمهوري اسلامي است و بنابراين اميد حزب است در واقع!

شهلا دانشفر: اين دوست ما دارد نکته اي را دارد بيان ميکند. دارد انتخابي را بيان ميکند. ميگفت من انتخاب کرده ام. اين فرد دارد اعتراضي را بيان ميکند.

حميد تقوايي: به نظرم چيزي که کارگران بايد متوجه شوند. چه توده کارگران علي العموم و جه فعالين کارگري بايد متوجه شوند٬ اينست که حزبشان هست. اين حزب وجود دارد. اين حزب قوي است. اين حزب کارهايي انجام داده که در سابقه جنبش چپ بيسابقه بوده. اين حزب هست بايد اين حزب را هر چه بيشتر تقويت کرد. بايد به اين حزب پيوست. بايد از صورت حرکتهاي اتمي٬ فردي و يا حتي اين اعتصاب و آن اعتصاب فراتر رفت و به يک حرکت جمعي و متحد سياسي شکل داد که ما به آن ميگوييم خيزش جامعه. با طبقه کارگر٬ با پرچم سوسياليسم٬ با پرچم نقد سرمايه داري٬ عليه اين وضعيت. اين حرکت را بايد سازمان داد. حزب ما دست اندر کار سازماندهي يک مبارزه عمومي و تعيين کننده عليه سلطه جمهوري اسلامي و کلا سلطه سرمايه داري در جامعه ايران است و اين مبارزه مبارزه طبقه کارگر در ايران است. اين خواست و آرمان هدف کارگران در همه جاي دنيا و بويژه امروز هدف کارگران در ايران است.که واقعا ديگر نميتوانند به اين شرايط ادامه دهند. اين فراخوان و اين حرکت فراخوان و حرکتي است که حزب ما اعلام ميکند و از همه ميخواهد به آن بپيوندند و به نظر من اين بايد به يک درک عمومي و بايد به يک اصل و به يک چراغ راهنمايي تبديل شود که بخش عظيمي از جامعه به آن برسد. و متوجه شود که راه پيروزي نهايي مبارزه قدرتمند در عرصه سياست است براي تصرف قدرت سياسي. و در اين مبارزه بايد حزب کمونيست کارگري ايران را انتخاب کرد. اين حزب است که واقعا پرچم انسانيت و آزادي و برابري را برافراشته و به پيش ميبرد.

شهلا دانشفر: اجازه بدهيد در آخر با طرح يک سئوال برگرديم به مبارزه کارگران نيشکر هفت تپه٬ دارند ميگويند اين کارخانه دارد ورشکست ميشود. زمين هاي کشت نيشکر را فروخته اند و به کشت گندم اختصاص داده اند. اين کارگران مساله اشتغالشان زير سئوال است. دارند آنها را سر ميدوانند. دستمزدشان را نمي پردازند بايد به اين وضعيت جوابي داد.

حميد تقوايي: بله در دو سطح بايد جواب داد. سطح اول اينست که ما كارگران مسئول سود و ضرر سرمايه داري نيستيم. مگر وقتي که کارخانه سود ميبرد سودش را با ما تقسيم ميکردند که اکنون بخاطر ورشکستگي اش ما بايد با فقر و فاقه بسازيم. در هر حال دولتي هست. مسئول است. حتي اگر بفرض به هر دليلي مجبور هم باشند کارخانه اي را ببندند، كار کارگر و زندگي كارگر نبايد زير سئوال برود. كارگر نبايد بيکار بشود. اگر بيكار شد بايد فورا بدون يك تاخير يك روزه حتي حقوق بيکاري مكفي داشته باشد. شغل متناسب ديگري بايد برايش پيدا شود. کارگران بايد بتوانند يک زندگي درخور شان انسان داشته باشد. حقوق ايام بيکاري نه آنچه که جمهوري اسلامي اسمش را حقوق بيكاري يا بيمه بيکاري گذاشته است بلکه يک حقوق انساني كه زندگي او را در سطح بالايي تامين كند. الان كه همين حقوق اشتغالش را هم نميدهند بايد با پاسدار و دادگاه و حراست جمهوري اسلامي جنگيد و مبارزه کرد و اين حقوق را گرفت.

اما تا جاييکه به اين استدلال بر ميگردد. يعني اينكه مثلا ميگويند نساجي ها دارند ورشکست ميشوند و در رقابت با نساجي هاي چين نميتواند کار کند و بايد بسته شود. اين مساله خود آنهاست. کارگر بايد زندگي اش تامين شود. کارگر که براي کار کردن آماده است٬ شما که ضرر ميکنيد راهي پيدا کنيد که زندگي کارگر تامين شود. اين جواب صنفي مساله است. اما جواب سياسي و اساسي تر اينست که نميتوانيد برويد کنار. جامعه سرمايه داري ٬ دولتي که ادعا ميکند که در راس جامعه نشسته و اقتصاد جامعه و مناسبات و غيره را دارد اداره ميکند اگر ميگويد من نميتوانم شکم مردم را در اين جامعه سير کنم٬ حکم مردم اينست که برويد کنار. ما دولتي را ميتوانيم روي کار بياوريم که ميتواند نه تنها شکم ما را ٬ بلکه شکم همه مردم را ميتواند سير کند. ما دولتي را ميتوانيم روي کار بياوريم که دهها برابر اين و صدها برابر اين رفاه براي همه جامعه فراهم کند. منابع آن هست. ثروت آن هست. شرايط آن هست. نيروي کار آن که در اين جامعه ٧٠ ميليوني با نسل جوان آن فراوان هست. اگر بنابراين بيکاري و فقر هست بخاطر شرايط مادي نيست. بخاطر سود اندوزي شماست. بنابراين حکم اساسي و جواب سياسي اينست. اين جواب سياسي طبقه کارگر است که اگر نميتوانيد شکم ها را سير کنيد لايق حکومت کردن نيستيد. برويد کنار. شما دنبال سود و سودآوري هستيد. شما حکومت همان ميلياردرهايي هستيد که يکروز هزينه هندوانه اسبهايشان صد هزار تومان است. و به خيلي از كارگران هم ماهانه صد هزارتومان يا دويست هزارتومان بيشتر نميدهد. شما حکومت آن ميلياردرها هستيد. برويد کنار. اينکه ميگوييد داريم ورشکسته ميشويم طبقه شما از نظر سياسي ورشکست شده است. بايد برويد کنار. قدرت را بدهيد به طبقه کارگر. جامعه را طوري خواهد گرداند که رفاه و آزادي و رهايي براي همه مردم تضمين شود. به نظرم بايد در هر دو سطح بايد تعرض کنيم و اين منطق را در هيچ سطحي نبايد بپذيريم که سرمايه ضرر ميدهد. ورشکست ميشويم و رقابت نميتوانيم بکنيم. اين را در هيچ سطحي نبايد پذيرفت. بعنوان کارگر در همين جامعه ميگوييم حقوق بيکاري٬ کار متناسب و غيره فراهم شود. حتي اگر از نظر اقتصادي نميتوانيد اداره کنيد و از نظر سياسي جوابمان اينست که اگر چنين وضعيتي هست نشان ميدهد که شما لايق حکومت کردن نيستيد٬ برويد کنار. طبقه کارگر ميتواند قدرت را به دست بگيرد و تامين و رفاه همگاني را تامين کند.

شهلا دانشفر: يک عده دارند ميگويند مافياي شکر است و دعواهاي داخلي خود رژيم را وارد مبارزه کارگران کرده اند. شما چه ميگوييد؟

حميد تقوايي: بحث من همين است. آنموقع که ميليونها سود ميبردند و همين الان هم دارند سود ميبرند اين حرفها نيست. مساله اينست که کارخانه که ورشکست ميشود٬ هيات مديره کارخانه و کارفرما و صاحب کارخانه و غيره زندگيشان سر جاي خودش است. فوقش سرمايه اش را ميبرد به بخش ديگر و کارش را ادامه ميدهد. چرا وقتي که موقع سود آوري و رونق کارتان است کسي به فکر کارگر نيست. کارگر در آن سودآوريها شريک نيست. ولي وقتي ورشکست ميشويد کارگر با زندگي و خانواده اش رها ميشود. اين اصلا پذيرفتني نيست. يک ذره انصاف و انسانيت در آن نيست.

شهلا دانشفر: حميد تقوايي در آخر برنامه ميخواستم ببينم پيام شما به کارگران هفت تپه و کارگران در ايران چيست؟

حميد تقوايي: پيام من اولا به کارگران نيشکر هفت تپه که درگير اين مبارزه هستند اينست که قدم به جلو بگذارند٬ فراخوان بدهند. خطاب به طبقه کارگر در خود ايران و در جهان و خطاب به بخش هاي ديگر جامعه اعلام حمايت بخواهند. با خانواده هايشان و با رهبران و با سخنگويان هر چه بيشتري صداي اعتراض خود را به گوش همه برسانند. بخصوص از طريق کانال جديد و از طريق حزب ما. حزب ما آماده است و همه امکانات را فراهم کرده است که اين صدا را همگاني کند. و نکته ديگر من که از اين اعتصاب مشخص فراتر ميرود٬ اينست که به اين فکر کنند کارگران که براي رهايي کامل حزب ميخواهند. به اين حزب بايد بپيوندند. در عرصه مبارزه سياسي بايد حضور بهم برسانند. و بايد اين حزب را تقويت کنند که بتوانيم جامعه را از شر جمهوري اسلامي رها کنيم و يک جامعه برابر آزاد مرفه و انساني پايه گزاري کنيم.

شهلا دانشفر: متشکرم حميد تقوايي خوشحالم که اين فرصت دست داد در اين برنامه بوديد و رو به کارگران و رو به جامعه صحبت کرديد. خيلي ممنون
حميد تقوايي : من هم متشکرم