تشكيل مجمع عمومي بطور منظم عملي و حياتي است

پياده كردن متن از ناصر احمدي

متن مصاحبه با حميد تقوايي در برنامه تلويزيوني "كارگران و يك دنياي بهتر"

 

شهلا دانشفر: دوست كارگري سوال كرده اند كه شما چرا اينقدر روي مجمع عمومي تاکيد ميکنيد؟ ايشان گفته اند روشن است كه مجمع عمومي مهم است اما خودبخود هرموقع اعتراضي هست تشکيل ميشود و بعد از پايان اعتراض هم تمام ميشود. شورا هم که الان نميشود تشکيل داد چراکه شورا براي دوره انقلاب است. بقول شما مجمع عمومي نکته پايه شوراست و الان که مسئله تشکل اينقدر حاد شده و الان که کارگران اينقدر در تلاش هستند تا تشکل خود را ايجاد کنند پاسخ شما به مسئله تشکل چي هست؟

حميد تقوايي: پاسخ ما يا سياست ما براي تشکل توده اي كارگران اساسش بر مجمع عمومي كارگران است. منظور ما هم از مجمع عمومي يک گردهمايي منظم در کارخانه و در مراکز توليدي است. چرا ما اينرا ميگوييم؟ خب، دلايل زيادي دارد و خود دوستمان هم گفتند که بر اهميتش واقفند. بنابراين من خيلي خلاصه اهميتش را ميگويم. نکته مهم در تشكيل مجمع عمومي اينست که مجمع عمومي قبل از هر چيزي تمامي کارگران را دخيل ميکند. در تصميم گيريهاي مربوط به مسائلي که در کارخانه پيش ميايد، در ارتباطاتي که براي حل مسائلشان از اعتصابات گرفته حتي تا رفتن به مذاکره و حتي تا فکر کردن به اينکه در محيط کار و زيستشان چطور بهم ياري کنند، همه اينها از نتايج مستقيم برپايي مجمع عمومي است. بنظر من نقطه قوت مجمع عمومي همين دخيل کردن تمامي توده کارگر در امور مبارزاتي و در امور کار و زندگيشان است. آنهم بطور روز مره و دائمي و منظم. نکته دومي كه مطرح كرديد ايتس كه تا چه حد مجمع عمومي علمي است. پاسخ اين هم هم در حرفهاي دوستمان كه بيان كرديد گفته شده بود. که بالاخره کارگران در بستر عمومي مبارزاتشان مجمع عمومي را تشکيل ميدهند. منتها بحث دوستمان سر اين است که ميگويند زماني که مبارزه تمام ميشود مجمع عمومي ادامه پيدا نميکند. و دقيقا تاکيد ما بر اينست که مجمع عمومي را بايد بطور منظم و براي هميشه تشکيل داد. نفس اينكه اين مجامع عمومي الان اتفاق ميافتد و هر روز هم دارد اتفاق ميافتد نشان ميدهد كه اين ايده اي نيست که کارگران از آن بيگانه باشند. مثلا اينجور نيست که اول بايد رفت و اساسنامه اش را نوشت و شرايطش را تعيين کرد و بعد هم کارگران را قانع کرد به اينکه بايد مجمع عمومي خودشان را براي مبارزه تشکيل دهند. بلکه اين يک تجربه شناخته شده کارگري است و کارگران در روند اعتراضات و مبارزه شان به تشکيل آن ميرسند. و اين را بايد نکته مثبت بحث ما دانست که اينکار امکانپذير و عملي است و در همان شرايط اختناق و شرايط امروزي بطور وسيع ميشود تشکيلش داد. امر مهم و کار مهم ما بايد اين باشد که به تشکل منظمي تبديلش کنيم که تمامي کارگران بتوانند آنرا تشکيل دهند. حقانيت و ضرورت و مطلوبيت مجمع عمومي بنظر من چيزي است که نيازي به اثبات ندارد و اينرا کارگران در هر سطح از تجربه اي که در محيط کار و مبارزه داشته باشند متوجه اين نکات هستند. بهمين خاطر بايد مطمئن بود كه اين ايده را ميشود اشاعه داد و حول همين ايده ميتوان کارگران را بسيج کرد و به برقراري مجمع عمومي منظم فراخواند.

اما بحث ديگر اين دوستمان در مورد شوراست. دوستمان گفتند که شورا براي امروز نيست و براي شرايط انقلابي است. بنظرم شورا را متناسب ظرفيتها و مکانهاي مختلف مبارزه بايد ديد. شورا از نظر تشکيلاتي مثل مجمع عمومي نيست، شورا امروز هم قابل وصول است و ميشود تشکيلش داد، ولي اينکه شوراها را بعنوان ارگانهاي انقلاب و قيام و متعلق به شرايط انقلابي بدانيم درست نيست. مجمع عمومي هم همان شوراست منتها شورايي که به مسائل جاري و مسائل مبارزاتي و هر روزه کارگران ميپردازد. من فکر ميکنم که مجمع عمومي به مسائل کاري و مبارزاتي و زيستي کارگران ميپردازد و اينهم نوعي شوراست. بهمين خاطر اگر يک ديد ايدآليستي نداشته باشيم و حتما بعنوان ارگانهاي قيام و انقلاب نبينيم، آنوقت برايمان روشن ميشود که شورا هم در دل هر شرايطي ميتواند تشکيل شود. چراکه شورا چيزي جز مجمع عمومي منظم نيست. نکته ديگري که دوستمان گفتند که ما با چه اشکال سازماني موافق هستيم ميگويم که ما با هر نوع تشکلي که کارگران را متحد و متشکل بکند موافقيم و نه فقط موافقيم از آن دفاع ميكنيم و كرده ايم. اينجور نيست که چون ما خواهان مجمع عمومي و شورا هستيم با تلاشهاي ديگري که مثل تلاش براي تشکل سنديکايي که کارگران دارند مخالف باشيم. کاملا برعکس است يعني ما براي آنهايي هم که چنين تلاش و مبارزه اي دارند کمک ميکنيم و با تمام توان هم حمايتشان ميکنيم و سياستمان هم همين بوده و تا همين الان هم همين کار را کرده ايم. منتها آنجايي که خود ما بخواهيم پيشقدم نوعي تشکل باشيم آنوقت تمرکز فعاليت ما براي تشکيل مجمع عمومي منظم است. ميخواهم بگويم که جنبش مجمع عمومي و تشکيل مجمع عمومي آلترناتيو تلاشهاي ديگر کارگران براي متشکل شدن مثل تشکيل سنديکا نيست و ما اين دو را مقابل هم نميدانيم.

شهلا دانشفر: بخشي از صحبت دوست ما اينست که ميگويند که مجمع عمومي که تشکل نيست! شما پاسخ اينرا چگونه ميگوييد؟

حميد تقوايي: من متوجه نشدم چرا ميگويند تشکل نيست. اتفاقا بمعني درست و واقعيش تشکل است. يك تشكل توده اي و واقعي كارگران است. بخاطر اينکه کارگران در سطح وسيعي در مجمع عمومي گرد هم ميايند و باهم بحث ميکنند و براي پيشرفت مبارزات عمومي خودشان طرح ميريزند، مثلا سر هر کوچکترين مسئله اي که در کارخانه برايشان پيش ميايد ميروند با کارفرما صحبت ميکند و يا خواست کارگران را مطرح ميکنند و يا در جايي هم که بايد تصميم بگيرند که اعتراض و مبارزه اي را شکل بدهند به اين تشکل نياز دارند. در مجمع عمومي راجع به شکل مبارزه و زمان آن و چه مطالباتي ميخواهند داشته باشند و چه موقعي خاتمه مبارزه را اعلام کنند و يا تشخيص بدهند که بايد مذاکره کنند و يا از مذاکره بايد سرباز زنند و اعتصاب را گسترش دهند، همه اينها مسائلي هستند که در مجمع عمومي بين کارگران بحث ميشود و براي آن تصميمات عملي گرفته ميشود.بنابراين به معناي واقعيش از ديد کارگران اين يک تشکل کارگريست. تشکلي که توده کارگر را در خودش دارد. بنظرم کسي که اين تصور را دارد که مجمع عمومي يک تشکل نيست شايد براي دوست ما اينطور باشد که يک تصور آيينامه اي و فرمال و اساسنامه اي از تشکل دارد. ظاهرا سنديکا بخاطر همين نکات تشکل ناميده ميشود که چون اساسنامه دارد و يک سلسله مراتب تصميم گيري در آن هست. درصورتي که اين هيچوقت ملاک يک تشکل کارگري نيست بطوري که يک سنديکا ممکن است به بوروکراسي درغلتيده باشد، و همانطوري که خود ايشان هم گفتند ممکن است که توده کارگر را از دست بدهد. بنظر من يک چنين تشکلي است که نبايد تشکل کارگري دانست و نه تشکلي مثل مجمع عمومي را. بخاطر اينکه مجمع عمومي هميشه نماينده واقعي توده کارگران است و هميشه هم تمام کارگران را در تصميم گيريها و در اقدامات عملي دخالت ميدهد. اساسا تعريفش همين است. بهمين دليل اگر ما بخواهيم معيارهاي متري را بدست بگيريم تا بگوييم که چه تشکلي کارگري هست يا نيست، اگر معيار ما نقش و دخالت کارگر در تصميم گيريها و در عمل کار و زندگي و مبارزه آنهم بطور گسترده باشد آنوقت ميبينيم که مهمترين تشکل کارگري بنا به تعريف همان مجمع عمومي است. منتها همانطوري که گفتم بايد بطور منظم تشکيل شود. بهمين خاطر حتي اگر از سنديکا و اتحاديه هم صحبت ميکنيم ما خواستار آن هستيم که اتحاديه ها بر مجمع عمومي متکي باشند و گزارش فعاليتها و کارهايشان را در حضور و با دخالت هرچه گسترده تر توده کارگران انجام بدهند.

شهلا دانشفر: در همين رابطه دوست ديگري مطرح ميکند که يک رکن مهم اعتراضات اينست که ما مبارزاتمان را به سطح بين المللي منعکس ميکنيم و حمايت جلب ميکنيم، خب، بفرض اگر اتحاديه داشته باشيم و به اتحاديه هاي کارگري جهان بگوييم که از اتحاديه ما حمايت کنند اين برايشان روشن و مفهوم است. ولي وقتي ميگوييم که بياييد از مجمع عمومي ما حمايت کنيد نميفهمند که منظور چيست و شورا هم که فعلا درکار نيست. بنابراين جلب حمايت مشکل تراست. جواب شما به دوست عزيز ما چيست؟

حميد تقوايي: اينکه فراخوان بدهيم به کارگران جهان که از کارگران ايران دفاع کنند اساس اينکار آن خواست و مبارزه اي است که دارد پيش ميرود و نه تشکل! آنهم اسم يا شکل تشکل! طبعا از کشورهاي دنيا سنديکاها و اتحاديه هايي هستند که بارها هم ديده ايم که در دفاع از مبارزات کارگران ايران بلند شده اند ولي اين بخاطر آن نبوده که کارگران ايران اتحاديه و سنديکا داشته اند. بارها شده که از مبارزات کارگران دفاع کرده اند و نمونه اخيرش هم از مبارزات معلمان ايران بوده. ميخواهم بگويم که نفس وجود سنديکا شرط لازم براي حمايت کارگران جهان نيست بلکه مهم اينست که محتواي مبارزه کارگري مهم باشد و نفوذ داشته باشد مثل کارگران اتوبوس راني واحد. درست است که در آن اعتصاب سنديکا مطرح بود ولي به اين خاطر نبود که آنجا سنديکا جلب توجه کرد بلکه به اين خاطر بود که کارگران شرکت واحد يک مبارزه وسيعي را سازمان دادند و اين مبارزه بود که حمايت جهان را برانگيخت. و يا مبارزاتي که معلمان براه انداختند و يا همين مبارزه سراسري که در دفاع از محمود صالحي و منصور اسانلو در جريان است. اينهم مبارزه اي بود که از اتحاديه هاي کارگري جهان جلب حمايت وسيعي کرد، و اين نه به اين خاطر بود که توجه اتحاديه جهاني لزوما براي اسم تشکل شکل ميگيرد. ميخواهم بگويم که نفس اينکه چه تشکلي از جانب کارگران ايران و فراخوان حمايت ميدهد و ميخواهد جلب حمايت کند تعيين کننده نيست. بلکه مهم اينست که چه مبارزه اي در جريان است و خواست آن تشکل چي هست و حول چه موضوعهايي ميخواهد جلب حمايت کند. هرچقدر که مبارزه وسيعتر باشد و هرچقدر که مبارزه راديکالتر باشد و خواست مبارزه انساني باشد طبعا ميتواند حمايت جهاني وسيعتري را جلب کند. مجمع عمومي هم مثل اتحاديه و سنديکا اگر در دل مبارزه فعال باشد و خواستهاي معيني را و يک اعتصاب و جنبش و مبارزه معيني را نمايندگي کند آنوقت بدون شک خواهد توانست که حمايت جهاني را هم در سطح وسيعي جلب کند.

شهلا دانشفر:در رابطه با صحبتي که شما کرديد من ميخواهم مثالي بزنم و بگويم که بطور واقعي هم همينطور است. وقتي اعتراض شرکت واحد بلند شد آنچيزي که دنيا را متوجه کرد تجمع ٥٠٠٠ کارگر شرکت واحد در اتوبوس راني منطقه ٦ بود که ولوله اي راه انداخت و کل اوضاع تهران را تحت الشعاع قرار داد. و همين بود که اعتراض شرکت واحد را مهم جلوه کرد. دقيقا همانطور است که ميگوييد. و يا مثلا در نيشکر هفت تپه بميدان آمدن ٥٠٠٠ کارگر شرکت بود که توجه دنيا را بخود جلب کرد و سنديكا و اتحاديه اي هم در كار نبود.
بهرحال در همين چارچوب دوست ديگري سوال را اينطور مطرح ميکند، ميگويد همانطوري که ميدانيد ما جمع ميشويم و تصميم ميگيريم ولي اين تنها رهبران آگاه کارگران هستند که تلاش براي جمع کردن کارگران دارند. توده کارگران توجه زيادي ندارند بلکه حقوقشان را که گرفتند ميروند سر کارشان اما زماني که دستمزدشان را نميدهند و يا بيکارشان ميکنند و يا فشاري بر آنها وارد ميشود آنموقع جمع ميشود و مجمع عمومي تشکيل ميدهند. در غير اينصورت جلو نميايند! خوب، اينجا چه پاسخي داريد و چه بايد کرد؟

حميد تقوايي: اين نکته اي که ايشان ميگويند واقعي است و جواب آنهم اتفاقا در جنبش مجمع عمومي است. بخاطر اينکه اين مجمع عمومي است که به کارگران ياد ميدهد که در حل مشکلات و در پيش بردن مسائلشان دور هم جمع شوند و باهم مشورت و همکاري کنند. مهم اينست که اين صرفا در دوره اي که اعتصاب و مبارزاتي جريان دارد نيست که کارگر مشکل دارد. كارگر چه در محيط توليد و در کارخانه و چه در محيط اجتماع و در محل زندگي و خانواده اش بطور مدام با مسائل و مشکلات مختلفي روي در روست و دست و پنجه نرم ميکند. و اينجاست که مجمع عمومي ميتواند آن شکل و ظرفي باشد که کارگر با شرکت منظم در آن جمع شود و مجموعه مشکلات هر روزه اش را مطرح بکند و بقيه کارگران را هم به کمک بطلبد. اين بنظر من جوهر و اساس مجمع عمومي است و دليل تاکيد ما به اين جنبش هم دقيقا از همينجاست که اولا به تمامي توده کارگر متکي است و ثانيا ميتواند به همه مسايل و مشکلات پاسخگو باشد. حداقلش اينست که کارگر مي آيد و در مجمع عمومي مسائلش را مطرح ميکند و براي اينکه بقيه کارگران به آن کارگران معيني که مشکل عاجلي داشته کمک کنند و حول اين مسائل تصميم گيري بشود. اين البته ميتواند اشکال متنوعي را داشته باشد و لزوما هم مبارزه را بدنبال ندارد بلکه با همياري کارگران است که مشکلات جواب ميگيرند. طبعا بخش اعظم مسائل کارگران از بي حقوقي و ستم و فشار اقتصادي و سياسي است که سرمايه داري به آنها وارد ميکند و مجمع عمومي درواقع يک سنگر و تشکل مبارزاتي براي مقابله با اين اجحافات و تبعيضات و فشارهاي سرمايه داري است. در يکجا ممکن است که اين مشکلات کارگري خود را در مسائل خانوادگي مشخص کنند و در جاي ديگر هم ممکن است که خود را در مسائل رفاهي موجود در محيط توليد نشان دهند. در تمامي اين سطوح مجمع عمومي فعال است و ميتواند کار کند. آن توده کارگري که اين دوستمان اشاره ميکنند که در موقع مبارزه جمع ميشود و بعد از پايان مبارزه ميروند دنبال زندگي خودشان، به اين دليل است که احتمالا مجمع عمومي فقط به مبارزاتي که حاد شده اند ميپردازد، در صورتي که اگر ميدان کار خودش را وسيع بگيرد و مسائل متعددي از مسائل مربوط به محل زندگي کارگران گرفته تا مسائل محيط کاري و اجتماعي و مبارزه را در دستور خود بگذارد آنموقع توجه کارگران بيشتر جلب خواهد شد و با استقبال بيشتري مواجه خواهد شد. رمز تبديل شدن مجمع عمومي به يک تشکل پايدار و مستمر و منظم در اينست که مضمون مسائلي را که بايد به آنها بپردازد بايد بسيار وسيع و همه جانبه تعريف کند.. که اينهم دست فعالان کارگري و کارگران پيشرو را ميبوسد که به اينصورت مجمع عمومي را تشکيل بدهند و هر روز بطور منظم وقت بگذارند و در مجمع عمومي همنظري کنند. به اين ترتيب توده کارگر را جلب کنند به اينکه مجمع عمومي صرفا يک تشکل مبارزاتي نيست بلکه در هر شرايطي ميتواند مفيد باشد و دردي از کارگران را درمان کند و موانع را کنار بگذارد و سنگي را از ميان بردارد و همه نوع مسائل کارگران را به بحث وهمياري بگذارد. اگر کارگران در عمل چنين نقش وسيعي را در شرايط کار و زندگي و مبارزه شان ببينند بنظر من از تشکيل منظم آن اسقبال خواهند کرد.

شهلا دانشفر: اما بعنوان آخرين سئوال همانطوري که اين دوستان مطرح کرده اند و ما نيز هميشه با آن تاکيد داشته ايم مسئله تشکل يک مسله عاجل است. هم مسئله مهمي و هم امر عيني کارگران است و در همين رابطه ما ميبينيم که کارگران حطور تلاش و تقلا ميکنند تا متشکل شوند و بطور روزمره هم ميبينيم که يک رکن بسيار مهم اعتراضات جنبش کارگري حول اشکال سازمان يافته تر و تشکل مجامع عمومي کارگري است و ميبينيم که کارگران نماينده خودشان را انتخاب ميکنند و ميبينيم که کارگران در مجامع عمومي تقسيم کار ميکنند و همه اينها. بهرحال باتوجه به همه اين مولفه ها تاکيد شما و صحبت شما به فعالان کارگري چي هست؟

حميد تقوايي: مهمترين نکته اي که در اين باره تاکيد ميکنم همانطوري که در صحبتهايم نيز گفتم اينست که مجمع عمومي را بايد به يک نهاد ثابت و منظم تبديل کرد. بايد ديد که موانع راه تشکيل شدن مجمع عمومي چيست و آنرا برطرف کرد. بنظرم يک عامل مهمي که در سوال دوستمان هم مستتر بود اينست که توده کارگر در شرايطي که تحت فشار قرار ميگيرد دست به اعتصاب و مبارزه ميزند و مجمع عمومي تشکيل ميدهد و حتي بطور خودبخودي دور هم جمع ميشود. اما مشکل اينجاست که ادامه پيدا نميکند و وقتي هم بهرترتيب مبارزه اي بسرانجام ميرسد و تمام ميشود کارگران هم متفرق ميشوند. که اين يک مانع و يک مسئله اساسي است. بنابراين تاکيد من براي شکل دادن به مجمع عمومي منظم اينست که بايد مسائل و موضوعاتي را که مجمع عمومي ميخواهد به آنها بپردازد وسيع و گسترده تعريف کرد. مسايل هرروزه کارگران بايد دستور کار هرروزه مجامع عمومي باشد و به توده کارگر بايد اعلام کرد که از اياب و ذهاب گرفته تا سلف سرويس و تا خطراتي که جان کارگران را تهديد ميکند و يا خطرات اخراج و عدم تامين شغلي و غيره و تا پرداخت دستمزدها و يا حتي مسائلي مثل سرما و گاز و غيره که تمام جامعه و زندگي کارگر را زير فشار قرار ميدهد حول همه اين چيزها بايد بحث کرد و تصميم گرفت. زماني که مدارس باز ميشوند کارگران بايد ببينند که چه مشکلات و اقداماتي بايد در دستوردارند، براي صندوق مالي چکار بايد بکنند و چگونه به کارخانجات ديگر و همسرنوشتان خودشان خبر بدهند و فراخوان بدهند تا در امر معيني باهم بحث و گفتگو و چاره انديشي کنند. مجموعه همه اينها مسائلي هستند که بايد حولشان مجمع عمومي تشکيل دهند. ميخواهم بگويم که اين روشن است که مشکلات و مسائل کارگران فقط مختص دوره هايي که اعتصاب و مبارزه در کار است نميباشد. بلکه مسائل و مشکلات هرروزه اي هستند که کارگران بايد يتوانند به همه آنها جواب بدهند و راه و چاره پيدا كنند و مسائل را از پيش پاي خود بردارند. بهمين خاطر تاکيد من اينست که بايد مجمع عمومي منظم تشکيل داد. طرف خطاب منهم اينجا مشخصا کارگران پيشرو و فعالين جنبش کارگري است که آستين بالا بزنند و دور هم جمع شوند و مقدمات مجامع عمومي منظم را فراهم کنند.

اين نکته را هم بگويم که در جاهايي ممکن است که کساني که ميخواهند مجامع عمومي را برگزار کنند اين جمع ها خودشان را بصورت يک نهاد شروع كننده مجمع عمومي به کارگران معرفي کنند و اعلام موجوديت کنند. ميخواهم بگويم که اينطور نيست که جنبش مجمع عمومي الزاما از پايين شکل ميگيرد و تا وقتي که بطور خودبخودي کارگران دور هم جمع نشده باشند ديگر نميشود بحثي بعنوان فعاليت منسجم و متنوعي براي تشکيل مجمع عمومي داشت. اينجور نيست، خيلي وقتها ممکن است که تعداد معدودي از کارگران باشند. آنوقت همان جمع محدود چند نفري که خواهان تشکيل مجمع عمومي منظم هستند اعلام موجوديت ميکنند و به کارگران فراخوان تشکيل مجمع عمومي ميدهند و از همه ميخواهند که بطور منظم دور هم جمع شوند و مسايل مختلفشان را با همياري و همفکري چاره جويي کنند. اين فراخوان حتي ميتواند با اعلام اولين جلسه رسمي مجمع عمومي که حول چه مسايل مشخصي ميخواهند جمع شوند همراه باشد. من فکر ميکنم که اين تلقي و اين درک که مجمع عمومي فقط براي دوره مبارز است و ديگر هيچ، اينرا بايد اول خود فعالين کارگري عملا کنار بگذارند. و اگر نخواهند که اينطور نگاه کنند يعني آگر بخواهند که بعنوان تشکلي براي بحث و همنظري حول همه مسائل کاري و زندگي و مشکلات اجتماعي و سياسيشان نگاه کنند آنموقع با همين شيوه تفکر درست خودشان راهي پيدا خواهند کرد که چطور ميشود بطور منظم مجمع عمومي را بعنوان نهادهاي منظم تشکيل داد و بپيش برد.

شهلا دانشفر: اتفاقا در رابطه با صحبت شما بطور واقعي وقتي صحبت از رهبران کارگري ميکنيد افرادي هستند که با اتوريته و شخصيت اجتماعي و کارگري پرنفوذي که دارند و قتي کارگران را براي امري فراميخوانند همه فورا دورشان جمع ميشوند. چون ميدانند که اينها هميشه زماني فراخوان ميدهند که يک اتفاق و موضوع مهمي پيش آمده باشد. بهمين دليل اين موقعيتي که اين رهبران دارند آنچنان کليدي است که براي شکل دادن مجامع عمومي ميتواند يک مسئله مهمي باشد تا حول مشکلاتي که شما اشاره کرديد بحث کنند و راه حل پيدا کرده و تثبت کنند و تحميل کنند. اين چيزي بود که من در برخوردهاي روزمره در جاهاي مختلفي در ارتباط با مسائل و مبارزات کارگري تجربه کرده بودم و خواستم در راستاي صحبتهاي شما طرح کنم. ممنون از شركتتان در اين بحث.