تلویزیون انترناسیونال، تریبون مردم در برابر جمهوری اسلامی!

انترناسیونال ۲۰۴

از میان سئوالات در جلسه هفتگی اینتنرتی حمید تقوائی

 

امیر زاهدی: جمهوری اسلامی در سالهای ١٣٦٠ و ١٣٦٧ برای بقای نظام سرمایه خودش ناچار شد که یک حرکت ضد انقلابی انجام بدهد و هزاران کارگر و آزادیخواه و کمونیست را بشدت سرکوب کند و با محکم کردن پایه های این سرکوب و زندان و شکنجه و خفقان به عمر خودش ادامه بدهد. اکنون در سال ٢٠٠٧نیز همین سرکوب دوباره دارد تکرار میشود اما اینبار نه برای بقا نظام سرمایه بلکه برای بقا خودش دست به زندان و سرکوب و تهدید و ارعاب میزند، که سئوال منهم در همین مورد است. در سالهای ٦۰ و ٦٧ کارگران و مردم مبارز و کمونیستها تقریبا هیچ رسانه و امکانی نداشتند که این سرکوب و خفقان و جنایتهایی که جمهوری اسلامی همه روزه انجام میداد را انعکاس دهند اما الان خوشبختانه یک تلویزیونی است بنام تلویزیون انترناسیونال و کانال جدید، که من از حمید تقوایی تقاضا دارم و تاکیدا میخواهم کمی توضیح دهند که از همین امروز روی این مسئله چکار میتوانیم بکنیم تا صدای مردم و کارگران ایران را از این تلویزیون و از این رسانه مردمی و از این رسانه کارگری بیشتر به گوش مردم برسانیم. زمانیکه برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی تمامی اتحادیه های کارگری جهانی فعالیت میکنند ما هم نهایتا باید این تلاشها را روی مبارزات جاری در ایران متمرکز کنیم و باید این قدرت و همبستگی جهانی را به مردم و کارگران ایران انتقال دهیم تا ببینند که تنها نیستند و کارگران ومردم آزادیخواه جهان با آنها هستند. باید سعی کرد این صدای خارج را با داخل یکی کرد، و این اختناق را باید شکست، و باید به مردم ایران بگوییم، و به جمهوری اسلامی بگوییم که دیگر سالهای ٦٠ و ٦٧ نیست و وقت و زمان چنان فاجعه و سرکوب و کشتاری بسر آمده بلکه این بار یک حزبی هست و یک تلویزیونی هست و اتحادیه هایی هستند که در برابر این حکومت می ایستند، و دیگر جمهوری اسلامی نمیتواند آن فاجعه را تکرار کند. من از شما تقاضا دارم که در رابطه با اهمیت این تلویزیون که میتواند صدای مردم و صدای کارگران مبارز و معترضی باشد که برای آزادی و برابری مبارزه میکنند بیشتر صحبت کنید. چکار باید کرد تا بتوانیم حداکثر استفاده را برای شکستن اختناق و سرکوب جمهوری اسلامی از این تلویزیون انجام دهیم؟

حمید تقوایی: بله، خیلی متشکرم از نکته ای که مطرح کردید. همانطوری که شما گفتید تلویزیون انترناسیونال که از کانال جدید پخش میشود تلویزیونی است که با تمام توان و امکاناتش سعی کرده که تریبون کارگران و آزادیخواهان و تریبون مردم مبارز ایران باشد و پیامها و صدای آنها را پخش کند و بگوش بقیه برساند، و متحد و همبسته کند و راه نشان دهد، و بخصوص اینکه پلی باشد بین داخل و خارج؛ پلی برای اینکه مبارزات مردم و کارگران و آزادیخواهان داخل کشور را به مبارزات کارگران و مردم و آزادیخواهان خارج ایران وصل کند و همراه و همجهت کند. از همان روز اول فعالیت، یعنی در این دوسال گذشته بجز یک دوره وقفه کوتاه که بخاطر انتقال از تله استار به هات برد پیش آمد، همه این نقشها را این تلویزیون توانسته تا حد زیادی ایفا کند. دوره مبارزات کارگران شرکت واحد برای مثال یکی از این نمونه ها بود که تلویزیون توانست بخصوص از طریق برنامه های زنده ای که آنزمان اجرا میشد به تریبون رهبران این مبارزه و کارگرانی که در آن مبارزه شرکت داشتند تبدیل شود.

یک نمونه دیگر مورد مبارزات معلمان بود. هرچند که در آن دوره بخاطر انتقال از تله استار به هات برد موقتا تلویزیون کانال جدید برنامه نداشت و صرفا برنامه های یکساعت در روز را در کانال یک داشتیم، با اینحال معلمان با ما تماس میگرفتند و میگفتند که ما میخواهیم همان نقشی را که شما در رابطه با کارگران شرکت واحد ایفا کردید در رابطه با ما نیزانجام دهید. اینها فقط دو نمونه از برجسته ترین کارهای این رسانه است. در رابطه با مبارزات مردم کردستان بویژه کارگران کردستان این تلویزیون همیشه و همواره این نقش را داشته است. در مبارزات دیگر بخشهای جامعه هم به درجات متفاوت همینطور بوده، در مبارزات ١٦ آذر و روز ٨ مارس و روز جهانی کودک نیز تلویزیون همین نقش را ایفا کرده است. در همه این عرصه ها و روزها و مناسبتها مردم به تلویزیون زنگ میزدند و تماس میگیرفتند و حرفشان را میزدند و فراخوان و پیامشان را خطاب به کارگران و مردم ایران اعلام میکردند، و فراخوانشان را خطاب به اتحادیه های کارگری جهان طرح میکردند، و همینطور مسائل و مشکلاتشان را مطرح میکردند و آگاه گری میکردند، و تاکتیکها و عوامفریبیهای رژیم را خنثی میکردند.

در واقع باید گفت که تلویزیون انترناسیونال عملا به بلند گو و به تریبونی در خدمت مبارزات مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. امروز هم که تلویزیون دوره تازه فعالیت اش بر روی هات برد را شروع کرده است میبینیم که در همین مدت کوتاه استقبال زیادی از آن شده است و بخصوص باتوجه به این که سیستم هات برد پوشش وسیعتری دارد بخشهای بیشتری از مردم میتوانند با ما تماس بگیرند و در ارتباط باشند. پیام من به مردم ایران اینست که برای پخش گزارشها و خبرها و بحثها، و اطلاعیه ها و فراخوان هایی که دارند با تلویزیون انترناسیونال تماس بگیرند. این رسانه مال شماست و در اختیار شماست.

در این دنیایی که رسانه های زیادی ــ چه تلویزیونهایی نظیر بی. بی. سی. و سی. ان. ان. و چه تلویزیونهای اپوزیسیون لس آنجلس نشین ــ طبقات حاکم و منافع یک اقلیت مفتخور را نمایندگی میکنند و در واقع عملا در مقابل آزادیخواهی و برابری طلبی قرار میگیرند - این تلویزیون انترناسیونال است که در خدمت مبارزات مردم قرار دارد. آن بخش از جامعه که با شعار" سوسیالیسم بپا خیز" بجلو آمد، و آن بخش از جامعه که در دفاع از کودک اعلام میکند که "این دنیا وارونه است و باید تغییرش داد" ، و همچنین آن بخشی از جامعه نیز که اعلام میکند "یا سوسیالیسم یا بربریت"، و دانشجویانی که شعار و پلاکارد " آزادی و برابری " را بلند میکنند، و معلمینی که با شعار" معیشت منزلت حق مسلم ماست" به خیابان آمده اند، و کلا مردمی که با کلیت این نظام از ریشه مخالفند و میخواهند که این نظام را زیرو رو کنند و بجایش یک جامعه انسانی و مرفه، و آزاد و برابر را بنشانند، تمامی این بخشهای مختلف و همصدا و هم هدف جامعه تلویزیونشان تلویزیون انترناسیونال و کانال جدید است. تمام تلاش ما از این تلویزیون اینست که بخش هرچه وسیعترجامعه به کنه و به ریشه دردهای خودش پی ببرد، و آستین بالا بزند و به میدان بیاید و متشکل و متحد شود، تا بتوانیم این دنیای وارونه سرمایه داری را درهم بکوبیم، و یک جامعه آزاد و برابر و انسانی بجایش برقرار کنیم.

تلویزیون انترناسیونال نقش تعیین کننده ای در اشاعه افکار و سیاستهای آزادیخواهانه و سوسیالیستی دارد، و قبلا نیز اینرا نشان داده است. سابقه اش این را نشان میدهد که حتی در پیشبرد گام بگام مبارزات هرروزه توانسته و میتواند نقش موثری داشته باشد، و میتواند سدی باشد دربرابر سرکوبهای امروز، و در برابر این موج جدید توحشی که جمهوری اسلامی براه انداخته تا وحشت و سرکوب و اختناق را درجامعه حکمفرما کند، این تلویزیون میتواند یکی از ابزارهایی باشد که این موج سرکوب را درهم بشکند و عقب براند. البته هنوز در هات برد این امکان نیست که برنامه های زنده پخش شوند و بزودی این امکان هم فراهم خواهد شد، اما همین امروز هم که هنوز برنامه های زنده شروع نشده است مردم میتوانند از طریق آدرس ها و شماره تلفن ها و ایمیل هایی که بطور مداوم از تلویزیون به اطلاع عموم میرسد و روی سایت های حزب هم اعلام شده، با ما تماس بگیرند. من همه مردم آزادیخواه را فرامیخوانم که وسیعا با ما تماس بگیرند و حرفشان را از تلویزیون کانال جدید بگوش همه برسانند.

تلویزیون انترناسیونال ارگانی است درخدمت مبارزه مردم و اساسا برای همین بوجود امده است و فعالیت میکند تا بتواند مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری را به پیروزی و سرانجام برساند. خیلی متشکرم که این سئوال را طرح کردید و به من این امکان را دادید که بتوانم این توضیحات را بدهم.

 

شوراها در محل زندگی و در محل کار،شوراها در اپوزیسیون و در قدرت

ناصر احمدی: حمید جان، هفته پیش در پاسخ به جمشید اطیابی و محمد مزرعه کار میگفتید که در جامعه سوسیالیستی بویژه بعد از گذراندن سالهای اول و دوم و سوم انقلاب، و تثبیت قطعی دولت کارگری، هدف اساسی جامعه سوسیالیستی برچیدن طبقات خواهد بود و نه حفظ مجدد طبقات، و لذا صرفا شوراهای مردمی و شهروندان خواهیم داشت و نه شوراهای کارگری، و میگفتید که این شوراها در شهرها و در مناطق و در محلات برقرار خواهند شد و نه در محیط های محدود کار مثل کارخانه و دانشگاه و اداره و غیره . سئوال من اینست که پس امور مربوط به شرایط کار درجامعه سوسیالیستی چگونه حل خواهد شد؟ آیا همین بحث جنبش شورایی و تشکیل مجامع عمومی که بطور منظم مثلا هفته ای یکبار یا دوهفته یکبار در کارخانه ها را طرح میکنیم ، آنموقع دیگر بعد از تثبیت قدرت سیاسی نیازی به آنها نخواهیم داشت؟

حمید تقوایی: بله، در رابطه با شوراها هفته گذشته سئوالهای خوبی مطرح شد که شما هم زحمت کشیدید و بحث را پیاده کردید و در انترناسیونال چاپ شد. شاید بشود در اینترنت یک جلسه سمینار مانندی آنهم نه کوتاه و نیم ساعتی برگزار کرد و از جوانب مختلف و بطور مفصل به بحث شوراها در جامعه سوسیالیستی پرداخت. امیدوارم در فرصتی این کار را بکنیم. اما در پاسخ به سئوال مشخص شما تا آنجایی که وقت این جلسه اجازه میدهد توضیحاتی میدهم. در هفته گذشته بحث ما در مورد شوراها بعنوان پایه های جمهوری سوسیالیستی بود. نکته مهم این است که درواقع پایه های نظام و سازمان اداری و دولتی جمهوری سوسیالیستی را شوراهای مردم علی العموم، شوراهای محلات و مناطق و شهرها و استانها وغیره تشکیل میدهند، و دیگر شوراهای محل کار مانند شوراهای کارخانه و اداره و دانشگاه غیره در سیستم حکومتی نقش ندارند. یک دلیل این امر همانظور که قبلا توضیح دادم این است که ما نمیخواهیم تقسیم جامعه به کارگر و غیر کارگر و بورژوا و خرده بورژوا را همچنان حفظ کنیم. اگر در سیستم دولتی و در نظام حکومتی جمهوری سوسیالیستی شوراهای کارگری، و شوراهای غیرکارگری و خرده بورژوا و غیره از هم متمایز شوند، و بخصوص اینکه شوراهای کارگری حقوق ویژه ای داشته باشند و شوراهای دیگراز حقوقی محروم باشند، این دیگر معنیش همان تثبیت طبقات در جامعه است. این دیگر نقض غرض و نقض آن هدف انسانی است که میخواستیم جامعه را به آن سمت یعنی به یک جامعه غیرطبقاتی و برابر سوق دهیم.

دلیل دیگر نادرست بودن تقسیم شوراها به کارگری و غیر کارگری در جمهوری سوسیالیستی اینست که در این جامعه اداره امور جامعه امر همه شهروندان است، امرهمه انسانهایی که بطور یکسان و برابر در آن جامعه زندگی میکنند، و بهمین خاطر است که شوراها بعنوان پایه سوسیالیسم باید برحسب محل زندگی باشند و نه محل کار.

بگذارید اینطور بگویم که درجامعه سوسیالیستی مثلا سیاست آموزشی در دانشگاه ها را شوراهای دانشگاه تصمیم نمیگیرند بلکه این امری است مربوط به کل جامعه و کل مردم باید از طریق شوراهایشان در این مورد نطر بدهند و تصمیم بگیرند. و یا فرض کنید که سیاست ما در رابطه با نفت و صدور آن و یا توزیع درآمد نفتی امر شوراهای کارگران صنعت نفت نیست بلکه امر کل جامعه است. بعبارت دیگر از آنجا که امر سیاست گذاری عمومی و اجرا کردن این سیاستها به کل جامعه مربوط است، این در حیطه اختیارات شوراهای مردم باید باشد و این شوراها درسطح محل زندگی افراد، حال از محلات بگیرید تا مناطق و شهرها و استانها و غیره، تشکیل میشوند.

اما این امر به این معنی نیست که ما در محل کار اصلا شورا نخواهیم داشت. بحث ما تا اینجا و در جلسه پیش هم در مورد شوراها بعنوان پایه های حکومت بود و در این رابطه است که شوراهای محل کار نقشی ندارند. اما برای اداره امور محدود به محل کار، مثلا امور مربوط به یک کارخانه معین طبعا شوراهای محل کار تصمیم خواهند گرفت. در هرجامعه بویژه در جامعه سوسیالیستی که ما از آن صحبت میکنیم اموری هستند مربوط به محل کار، اداره و دانشگاه و کارخانه و غیره که مربوط به خود انسانهایی خواهد بود که آنجا مشغولند و آنها را باید در مجمع عمومی و شورای خود به بحث بگذارند و تصمیم بگیرند. فرض کنید در یک کارخانه معین مسائلی نظیر ساعتهای معینی برای استراحت مطرح میشود، و یا وضع نهارخوری، حمل و نقل و شیوه رفت و آمد به کارخانه و وضعیت ایمنی و غیره، همه اینها اموری هستند که به خود کارخانه مربوط میشوند و شورای کارخانه هست که در موردش تصمیم میگیرد. وظیفه شوراهای مردم که پایه های دولت سوسیالیستی را میسازند تصمیم گیری در مورد سیاستهای عمومی مربوط به همه امور جامعه است و نه بحث و تصمیم حول آیین نامه ها و قوانین و مقررات ویژه ای که صرفا مربوط به بخشهای معینی از تولید یا دانشگاه، مدارس، اداره و یک محیط کاری معینی مربوط میشود. این قوانین و مقررات از طریق شوراهای همان محیط کاری حل و فصل میشوند. مجمع عمومی هم بدین ترتیب جایگاه خودش را پیدا میکند.

به این ترتیب ما درجامعه سوسیالیستی طبقات وحکومت یک طبقه بر طبقات دیگر را تثبیت نکرده ایم بلکه حرف و نظر و تصمیم کل مردم را در مورد اموری که به کل جامعه مربوط است عملی میکنیم. درعین حال امور محدود و مربوط به واحد تولیدی یا آموزشی و خدماتی و غیره هم که در آنجا افراد معینی کار ویژه ای انجام میدهند به مجمع عمومی و شوراهای خود آن واحدها مربوط میشود و کارگران آن واحدها در مورد مسائئل ویژه مربوط به خودشان تصمیم میگیرند.

این نکته را هم بگویم که باید بین شورا بعنوان ارگانهای حکومتی و شورا بعنوان ارگان مبارزه تفاوت قائل شد. امروز شوراها بعنوان ارگانهای مبارزه و ارگانهای قیام و انقلاب کارگری مطرح اند و مجمع عمومی نیز در کارخانه ها و یا در هرسطحی که تشکیل میشوند مثلا مجمع عمومی دانشجویی و شوراهای دانشگاه و غیره تشکلهائی برای اعتراض ومبارزه هستند. اینها با شوراها بعنوان پایه های حکومت سوسیالیستی تفاوت دارند. تفاوت نه فقط به این معنی که اینها کارگری و دانشجویی هستند، و در حکومت سوسیالیستی شوراهای مردمی حکومت میکنند، بلکه به این عنوان هم متفاوت هستند که این شوراها ارگانهای مبارزه هستند، و نه ارگانهای اداره امور. ارگانهایی هستند که باید مبارزه برای سرنگونی و خلع ید سیاسی و اقتصادی از سرمایه داری را به پیش ببرند، در اپوزیسیون هستند و علیه بورژوازی حاکم مبارزه میکنند و از اینرو از نظر خصلت و نوع کارشان متفاوت از شوراهایی هستند که از فردای حکومت سوسیالیستی قدرت را در دست میگیرند و کارشان اداره امور جامعه سوسیالیستی است. اگر این شوراهای مبارزاتی دردل انقلاب کارگری شکل بگیرند – این امکان هم وجود دارد که شوراه بعد از پیروزی و اعلام جمهوری سوسیالیستی شکل بگیرند - آنوقت همین شوراها طبعا پایه و مایه شوراهای حکومتی آتی خواهند بود، اما نقششان عوض میشود و به نوع دیگری کارمیکنند، و تبدیل میشوند به شوراهای اداره امور جامعه سوسیالیستی. این نکته را هم لازم بود روشن کنم.