۲ سئوال از حمید تقوایی در جلسه اینترنتی هفتگی

انترناسیونال ۲۰۰

این متن توسط ناصر احمدی پیاده و تایپ شده است. با تشکر از ناصر احمدی

 

اقتصاد سوسیالیستی چگونه پیاده میشود؟

محمد مزرعه کار: نکته اصلی بحث شما این بود که گره این شورشها و اعتراضات اجتماعی بدست حزب کمونیست کارگری باز میشود، اکنون سئوالی از طرف دوستان و دشمنان حزب مطرح میشود که سئوالی اثباتی است و به افق و چشم انداز این موضوع برمیگردد. میگویند که بفرض که این شورشهای اجتماعی بوجود آمد و مردم به اعتراضات خیابانی کشیده شدند و شوراها تشکیل شدند، و شوراها و مردم این حزب کمونیست کارگری را انتخاب کردند تا حکومت را بدست بگیرد، اگر حزب حکومت را بدست بگیرد آیا اصولا برای لغو نظام کار مزدی و برای برقراری سوسیالیسم پول را حذف خواهد کرد ؟ آیا بطور کلی اجرای برنامه یک دنیای بهتر که میگوید ٦ ساعت کار در روز، ٣٠ ساعت در هفته باشد، یکماه مرخصی، بیمه بیکاری و بهبود عمیق و گسترده ای در زندگی مردم اتفاق بیافتد کافی خواهد بود؟

حمید تقوایی: بله و خیلی متشکر، سئوال خوبی را طرح کردید، اینکه اگر حزب به حکومت برسد برای سوسیالیسم، برای لغو کارمزدی و استثمار چه میکند؟ ببینید برنامه یک دنیای بهتر روشن است، ما همیشه گفته ایم و در برنامه هم اعلام کرده ایم، و این جزو ثابت سیاستها و موضع و فراخوان ما بوده که، حزب کمونیست کارگری بمحض بقدرت رسیدنش، برنامه یک دنیای بهتر را بعنوان پلاتفرم، پرچم و قانون آن جامعه اعلام میکند. در قانون اساسی سوسیالیستی که حزب بسرعت ممکن خواهان تصویب آن توسط کنگره شوراها و جمهوری سوسیالیستی خواهد بود کارمزدی جایی نخواهد داشت، و درواقع اعلام خواهد شد که مالکیت بر ابزار تولید لغو و ممنوع شده است، و درنتیجه استثمار و کارمزدی لغو میشود. این ازنظر اعلام موضع دولت سوسیالیستی است، و اما اینکه قدمهای عملی که در جهت دولت سوسیالیستی برداشته میشود چه خواهند بود، این قدمها هم تا حد زیادی روشن و معلوم هستند. البته قدم اول همین است که نخست باید از نظر سیاسی جمهوری سوسیالیستی تثبیت شود. ما میدانیم که انجام قیام و سرنگونی به این معنی نیست که از همان فردا آن دولت سوسیالیستی تثبیت شده خواهد بود، و اقدامات و سیاستهایش را با دست باز و بطور هه جانبه پیش خواهد برد، نه، بلکه چه از طرف نیروهای خارجی و چه حتی از طرف بورژوازی شکست خورده در درون خود جامعه مقاومت وجود خواهد داشت، و آن چیزی که منصور حکمت به آن دولت در دوره های انقلابی میگوید بدون تردید یک چنین دوره ای را خواهیم داشت. منتها یک نکته ای که روشن است اینست که در این دوره در عین حال که هدف فوری ما تثبیت قدرت شوراها و قدرت دولت جمهوری سوسیالیستی است که با دشمنان خودش درگیراست، درعین حال نیز نه تنها از نظر سیاسی باید بروشنی اعلام شود که این جامعه یک جامعه ای سوسیالیستی است بلکه ازنظر اقتصادی نیز باید اعلام شود که در این جامعه استثمار، کارمزدی و مالکیت بر ابزارهای تولید جایی ندارد، و بمجرد اینکه، و بمحض اینکه آن جمهوری سوسیالیستی، و دولت شوراها از نظر سیاسی خود را تثبیت کند بسرعت هرچه ممکن برای پیاده کردن سوسیالیسم گام برخواهد داشت.درواقع در همان حدی که از نظر سیاسی این قدرت را تثبیت کرده باشد این کار را هم خواهد کرد.

اما اینهم هنوز به این معنی نیست که در دوره انقلابی بجز تثبیت قدرت سیاسی دیگرهیچ اقدام اساسی برای برقراری سوسیالیسم انجام نمیگیرد. اقدامات فوری اقتصادی هستند که انقلاب سوسیالیستی آنها را با خودش همراه خواهد آورد مثل خلع ید از ارگانهای چپاول کننده ای که ثروتهای افسانه ای و میلیاردها پول و امکانات بوسیله این چپاول گران ذخیره شده است. درواقع با همین مبالغ نجومی و هنگفتی که برای دستگاه پلیسی، زندانها، شکنجه گاهها، لباس شخصی ها، و برای انواع نیروهای پلیسی و انتظامی و نظامی که در جامعه مشغول کارند هزینه میشود است که جمهوری اسلامی میتواند قدرت جهنمیش را نگه دارد . بعد از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی این ماشین عظیم سرکوب با خرج هنگفتی که دارد درهم کوبیده میشود، و بودجه ای که برای اینها صرف میشده مستقیما صرف رفاه مردم خواهد شد. دولت جمهوری سوسیالیستی حتی زمانی که هنوز از بورژوازی خلع ید کامل نشده و هنوز از نظر سیاسی مشغول مبارزه با دولت بورژوازی است سوبسیدهایی را بسرعت بجریان خواهد انداخت، و بودجه آن را هم از محل همین هزینه های هنگفتی که توسط چپاول گران و دست اندرکاران حکومت فعلی برای چرخاندن ماشین سرکوب صرف میشده تامین خواهد نمود و برای رفاه عمومی خرج خواهد کرد.

منصور حکمت در سخنرانی اش بعنوان آیا کمونیسم در ایران پیروز میشود، سرنخهایی میدهد که بنظرم واقعبینانه و عملی هستند . مثل مجانی شدن فوری حمل و نقل و مسکن و بهداشت و اقداماتی نظیر آن. آن جامعه میتواند و قدرت مالیش را دارد که این کار را انجام دهد، درواقع اگر خرجهای هنگفت ارگانهای نظامی را بزند میتواند حمل و نقل و رفت و آمد را مجانی کند، میتواند مسکن را مجانی کند، و میتواند مایحتاج مردم را بسیار ارزانتر از وضع کنونی عرضه کند. حتی چیزهایی که جمهوری اسلامی برایشان سوبسید میدهد میتوانند در آندوره بسیار ارزانتر عرضه شوند. بنابراین و بدین ترتیب میتوان در جهت رفاه مردم قدمهای فوری برداشت، و بعد درادامه بکمک نیروی مردم میشود تولید سوسیالیستی را سازمان داد. همانطوری که گفتم از همان روز اول تحکیم قدرت بدست حزب خلع ید از سرمایه داری در زمینه قدرت اقتصادی اعلام خواهد شد، و بمجرد تثبیت قدرت سیاسی شوراها و تشکیل جمهوری سوسیالیستی، اقتصاد سوسیالیستی در محور کار قرار خواهد گرفت، که لغو کارمزدی و خلع ید از سرمایه داران و صاحبان ابزارهای تولید، و همچنین لغو استثمار و لغو مالکیت خصوصی از اجزا همیشگی و اصلی دولت سوسیالیستی خواهند بود. شوراها تولید را بدست خواهند گرفت، حال چه بعنوان مدیر و چه تصمیم گیرنده و چه مجری سیاستهای اقتصادی جمهوری سوسیالیستی. این شوراها هستند که درهمه زمینه ها تولید را بدست خواهند گرفت، و منافع جامعه و منافع مردم را محور کارخود قرار خواهند داد، و نه سود را . به این ترتیب با تشکیل شوراها پایه ساختاری جمهوری سوسیالیستی شورایی میشود، و درواقع مردم، کارمندان و کارگران ــ که آنموقع دیگر تفاوتی بین کارگر و کارمند نخواهد بود بلکه همه در شوراها و در تمام وجوه تولید دخیلند ــ و اینها خودشان بهترین تضمینی هستند که اجازه ندهند که سرمایه داری و مالکیت خصوصی و استثمار درجامعه دوباره جا باز کند.

بنابراین خلاصه کنم که اولا اقدامات فوری مانند مجانی شدن مسکن، حمل و نقل، بهداشت، بیمه ها، تحصیل تا عالی ترین سطوحش بعلاوه ارزان شدن ارزاق و مایحتاج مردم دردستور جمهوری سوسیالیستی قرار میگیرد و ممکن میشود، و دوم اینکه جمهوری سوسیالیستی درعین حال که از همان اول اعلام میکند که درجامعه سوسیالیستی در ایران مسئله استثمار و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید جایی ندارد، و اعلام میشود که همه اینها لغو میشوند، یعنی استثمار دراین جامعه جرم حساب میشود و دولت شورایی به آن برخورد میکند و اجازه نمیدهد که اتفاق بیافتد درعین حال برای پیاده کردن اثباتی سوسیالیسم بمعنی جامع کلمه، بمجرد اینکه شوراها بتوانند از نظر سیاسی قدرتشان را تثبیت کنند و مقاومت بورژوازی هم درتمام زمینه ها درهم شکسته شود، تشکیل نهادهای اقتصادی و پیاده کردن اقتصاد سوسیالیستی در محور کارقرار میگیرد و ساختن سوسیالیسم بطور جامع شروع میشود. اینها آن خطوط عمده ای هستند که من میتوانم بعنوان سیاستهای اثباتی بعد از بقدرت رسیدن حزب و جمهوری سوسیالیستی اعلام کنم. البته در این مورد بسیار مفصل تر میتوان صحبت کرد که در موقع مناسبش بازهم به آن میپردازیم.

مساله اتحاد نیروها و سازماندهی مبارزات خودجوش

شیرازی: با توجه به نفرتی که مردم از جمهوری اسلامی دارند چرا ما هنوز شاهد حرکتهای خودجوش هستیم و هیچ حرکت سازماندهی شده را مشاهده نمیکنیم ؟ آیا این بدین معنی است که هیچ گروه و سازمانی بتنهایی توان اینرا ندارد که مردم را، مخالفین جهوری اسلامی را سازماندهی کند؟

حمید تقوایی: اینکه ما شاهد حرکتهای خودجوش هستیم، نکته اول این است که همه جا اینطور نیست، طبعا شورشهای اخیر در رابطه با بنزین، و حتی موارد دیگری نطیر شورسهای گاه بگاه شهری وجود دارند ولی همه مبارزات به این شکل نیست. مبارزات معلمان را فرض کنید، و یا اعتصابات کارگری شرکت واحد را، و یا کلا اعتصابات وسیعی که مدتها هم هست که درسطوح مختلف ادامه دارد، بخصوص مبارزاتی که در کردستان و در سنندج میبینیم که کارگران مبارزات وسیعی داشته اند هیچکدام اینها خود جوش نبوده بلکه سازمانیافته بوده، و فعالین و رهبران عملی و دست اندرکاران در آن نقش داشته اند و چهره های علنی هستند که این اعتراضات را سازماندهی میکنند. اغلب حکومت هم میداند که کی این مبارزات را سازماندهی میکند، و حتی در مواردی رابطه آنها با احزاب و نیروهای سیاسی روشن است. بنابراین اینکه همه مبارزات خودجوشند درست نیست و مبارزات سازمان یافته هم داریم.

و اما حتی با فرض اینکه همه مبارزات خودجوش هستند نمیشود یه این نتیجه رسید که هیچ سازمانی به تنهایی نمیتواند اینها را سازماندهی کند. ببینید اگر مسئله اینجور است که نقش و تاثیرات سازمانها و نیروهای سیاسی را آنطوریکه باید و شاید در سازماندهی این اعتراضات نمیبینید بخاطر این نیست که اینها نیروهایشان را روی هم نریخته اند چونکه مسئله از نظر کمی نیست بلکه از نظر سیاسی است که باید دید که چه کسی، چه نیرویی و چه حزبی واقعا پرچم خواستهای واقعی اکثریت وسیع مردم یعنی کارکنان و مردم زحمتکش، کارگران و جوانان و زنانی که آزادی میخواهند، رهایی میخواهند، برابری میخواهند و خلاصی فرهنگی میخواهند را بلند میکنند .مسئله این نیست که طول و عرض نیروهایی که این خواسته ها را دارند چقدر است و چند نفرند بلکه مسئله اینست که واقعا آن نیروهایی که حرف دل مردم را میزنند از نظر کیفی و سیاسی چه نیروهایی هستند، و اختلافات و تفاوتها هم دقیقا از همینجا شروع میشوند. با پرچم نافرمانی مدنی و فدرالیسم نمیشود به استقبال مردمی رفت که در تجمعاتشان سرود انترناسیونال میخوانند، و یا میگویند یک کره زمین یک انسان، و یا میگویند سوسیالیسم بپا خیز برای رفع تبعیض. درواقع مردم با کنار زدن همه این آلترناتیوهاست که به اینجا رسیده اند. اگر قرار بود همه نیروهایی که فدرالیسم میخواهند، همه نیروهایی که تمامیت ارضی میخواهند و همه نیروهایی که روی تعصبات قومی و مذهبی حساب باز میکنند درکنار کمونیستها قرار میگیرفتند، خب، آنموقع دیگر به هیچ جایی نمیرسیدیم، و مسلما جمع جبری نیروها آنوقت طوری نمی بود که بتوانیم مبارزات خودجوش را سازماندهی کنیم. پس باید ببینیم که مبارزات مردم حول چه خواسته ها و اهدافی، و سازماندهی با چه مضمون و چه سیاستی، و حول چه پرچمی شکل میگیرد، و سئوال واقعی هم درهمینجاست چراکه جامعه ایران نیزمثل همه جوامع دنیا طبقاتیست، و در جامعه ایران هم اقشار مختلفی هستند، و بخشی از طبقه سرمایه دار هم که البته این نکته دیگر ویژگی ایران حساب میشود، در اپوزیسیون قرار گرفته است. جامعه ایران سرمایه داریست، و گرچه جمهوری اسلامی سرمایه داری ایران را از زیر دست و پای انقلاب ٥٧ نجات داد، اما هرگز نتوانسته است یک نظام متعارف سرمایه داری در ایران برقرار کند. از همین رو بخشی از بورژوازی ایران مخالف این رژیم است و در اپوزیسیون قرار گرفته است، ولی این بدان معنی نیست که چون در اپوزیسیون جمهوری اسلامی قرار گرفته است در کنار مردم است و اعتراضات و جوششهای کارگران و بخش عظیم مردم را نمایندگی میکند. آن بخش از طبقه سرمایه دار که الآن در تبعید است و در لس آنجلس نشسته و میخواهد به قدرت برگردد، آنها طبقه خودشان را نمایندگی میکنند و آنها جنگ خودشان را دارند و اختلافات و مبارزات خودشان را دارند. این نیروها راست و سلطنت طلبند و اساسا سازماندهی کارگران و مردم در دستور کارشان نیست بلکه اینها بقدرت رسیدن از بالا آنهم با اتکا به امریکا و غرب را دنبال میکنند، و این جوششها هم علیرغم میل انهاست. بهمین دلیل است که این نیروها پرچم خشونت نکنید و شورش بد است، و انقلاب بد است را بلند کرده اند. بنظر من جامعه امروز به این نیروها نه گفته است، و درواقع مردم بامبارزاتشان به اینها نه گفته اند. نه گفته اند برای اینکه در تجربه شان اینرا دیده اند، و مردم در بستر مبارزاتشان نیروهای شبیه دو خردادی را، و هرگونه راه حل استحاله از بالا را دیده اند که هیچکامشان بجایی نرسیده اند، و بهمین خاطر است که هرروز بیشتر راه حلهای چپ و رادیکال و سوسیالیستی در مبارزات مردم نفوذ و گسترش پیدا کرده است. ما در بیانیه ها و قطعنامه های اول ماه مه ها و ۸ مارس ها و ١٦ آذر ها، و حتی در شعارهای روزهایی مثل روز جهانی کودک بروشنی چهره چپ و یک اعتراض سوسیالیستی را میبینیم. از طرف دیگر هم میبینیم که نیروهای راست و آلترناتیو های راست هرچه بیشتر درجنبش انقلابی مردم نامربوط تر و منزوی تر و حاشیه ای تر میشوند. بنابراین باز اجازه بدهید که برگردم به موضوع شما که گفتید که هیچ سازمانی به تنهایی نمیتواند مبارزات خودجوش مردم را سازمان دهد. من قبل از اینکه تنها بودن و یا جمعی بودن را مطرح کنم میگویم که آن نیرو سیاستش چیست و افقش چیست و هدفش چیست . تنها نیرویی میتواند جنبش سرگونی درایران را سازمان بدهد و جلو ببرد که رادیکال و چپ باشد، و بتواند این وضعیت را بطور بنیادی و ریشه ای نقد کند و تغییر دهد. نیروهای دیگر همه حاشیه ای هستند و هرچقدر هم نیروهایشان را روی هم بریزند قادر به سازماندهی مبارزات مردم نخواهند شد، و راستش چنین هدفی را هم دنبال نمیکنند.