عليه هر دو قطب تروريسم جهانی برای سرنگونی جمهوری اسلامی

گفتگو با حمید تقوائی، لیدر حزب کمونیست کارگری در رابطه با تهدیدات نظامی و حمله احتمالی آمریکا به ایران

انترناسیونال ۰ ۱۳

دوره تازه ای از تنش میان دول غرب و مخصوصا آمریکا و جمهوری اسلامی حول مساله اتمی مدتهاست آغاز شده است. اینجا و آنجا از احتمال حمله نظامی آمریکا به تاسیسات اتمی ایران صحبت میشود. بدون شک، تحقق یافتن چنین حمله ای، عواقب متعددی در زندگی مردم جهان و منطقه و مخصوصا در زندگی و مبارزه مردم ایران خواهد داشت. برای روشن شدن جوانب مختلف این مسئله بسیار خطیر، سئوالاتی را با حمید تقوایی در میان گذاشته ایم.

محسن ابراهیمی: قبل از هر چیز شما امکان حمله به تاسیسات اتمی و یا حمله نظامی به ایران را تا چه محتمل میدانید؟ آمریکا و متحدینش واقعا هدفشان جلوگیری از مسلح شدن جمهوری اسلامی به بمب اتمی است؟ آمریکا و متحدینش با این تنش و احتمال حمله نظامی چه اهدافی را دنبال میکنند؟

حمید تقوائی: در این تردیدی نیست که تنش حول پروژه اتمی جمهوری اسلامی رو به تشدید است اما اینکه آیا این کشمکش در نهایت به حمله نظامی به ایران ختم خواهد شد و یا خیر هنوز سئوال بازی است. اروپای واحد هنوز به حل دیپلماتیک مساله تمایل دارد. چین و روسیه و ژاپن نیز بخاطر روابط اقتصادیشان با ایران خواهان حمله نظامی و حتی تحریم کامل اقتصادی جمهوری اسلامی نیستند. در کل به نظر میرسد برای هیات حاکمه آمریکا به خط کردن دول اروپائی و حتی اعضای شورای امنیت پشت سیاستهای میلیتاریستی اش به مراتب مشکل تر از مقطع حمله به عراق است. عامل دیگر افکار عمومی مردم در خود کشورهای غربی است که هم اکنون در سطح گسترده ای خواهان خروج نیروهای نظامی از عراق است و با تکرار تجربه عراق تحت هر بهانه و دلیلی مخالف است. مجموعه این شرایط آمریکا را در حمله نظامی به ایران بسیار محتاط میکند. به نظر میرسد حتی خود هیات حاکمه آمریکا هنوز به تصمیم قطعی ای در این مورد نرسیده است.

اما با این وجود احتمال دست زدن آمریکا به حمله نظامی منتفی نیست. پافشاری جمهوری اسلامی به ادامه پروژه های هسته ایش و عقیم ماندن تلاشهای دیپلماتیک نظیر به نتیجه نرسیدن مذاکرات جمهوری اسلامی با روسیه و با مقاماتی از اروپای واحد در هفته گذشته، از جمله عواملی است که احتمال حمله نظامی را بالا میبرد. به توافق نرسیدن با موتلفین اروپائی نیز ممکن است دولت آمریکا را بیشتر به سمت حمله نظامی، که خود آنرا آخرین گزینه مینامند، سوق بدهد. اخیرا جان بولتون، سفیر دولت آمریکا در سازمان ملل، اعلام کرد که اگر جمهوری اسلامی شیوه خود در رابطه با بحران اتمی را تعییر ندهد باید منتظر عواقب دردناک آن باشد و تاکید کرد که کشور آمریکا برای برخورد با ایران به شورای امنیت اتکا نخواهد کرد. این "راه حل"، که معنی آن در واقع حمله نظامی یکجانبه دولت آمریکا مستقل از نظرات متحدین اروپائی است، با تشدید بحران و عقیم ماندن ابتکارات دیپلماتیک برای حل مساله، که اروپا و بویژه روسیه و چین متمایل به آن هستند، احتمال بیشتری پیدا میکند. ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت نیز یک گام دیگر درجهت تشدید تنش و بسته شدن راههای دیپلماتیک حل مساله است.

در هر حال مستقل از درجه احتمال حمله نظامی، نفس اعلام اینکه دولت آمریکا ممکن است به چنین اقدامی دست بزند یک فاکتور مهم است که نتایج سیاسی منفی و زیانباری برای مردم ایران و منطقه و جهان در بر دارد. و در صورتیکه چنین حمله ای عملا صورت بگیرد با یک فاجعه عظیم انسانی و سیاسی روبروخواهیم بود. باید از هم امروز با تمام قوا در برابر هر دو سوی این کشاکش ارتجاعی ایستاد. مردم ایران و جهان میتوانند و باید نقش تعیین کننده ای در ختم این تنش و به عقب راندن هر دو قطب آن داشته باشند و این خود عامل تعیین کننده در جلوگیری از این جنگ ضد انسانی خواهد بود.

هدف استراتژیک آمریکا از حمله به ایران مانند تهاجمات نظامی قبلی حمله به عراق و افغانستان جزئی از سیاست میلیتاریستی آمریکا برای کسب تفوق و هژمونی جهانی در جهان پسا جنگ سرد است. تا زمانی که شوروی و بلوک شرق وجود داشت آمریکا تحت لوای مقابله با خطر کمونیسم رهبری بلوک غرب را بعهده داشت و در این موقعیت تثبیت شده بود. اما با اضمحلال بلوک شرق، اردوگاه غرب نیز معنی و ضرورت سیاسی وجودی خود را از دست داد و لذا تامین سلطه و تفوق بورژوازی آمریکا ، این بار در راس جهان و نه تنها اردوگاه غرب، به رکن سیاست خارجی هیات حاکمه آمریکا تبدیل شد. میلیتاریسم و قلدر منشی و ایفای نقش ژاندارم جهانی شیوه دولت آمریکا برای تامین این تفوق است.

این هژمونی طلبی میلیتاریستی از همان مقطع جنگ اول خلیج، که منصور حکمت آنرا طلوع خونین نظم نوین جهانی نامید، یک فاکتور و خصیصه سیاسی مهم در شکل دادن به نظم نوین سرمایه داری بوده است. و مقابله با تروریسم اسلامی محمل و قالب سیاسی مشخصی است که بویژه پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به این هژمونی طلبی زمینه سیاسی و امکان بروز و مشروعیت بخشیدن بخود میدهد. آمریکا از مقطع یازده سپتامبراهداف سلطه جویانه خود را در قالب جنگ با تروریسم اسلامی به پیش میبرد. حمله به افغانستان و حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نبردهای معینی از این جنگ بین دو قطب تروریسم دولتی و تروریسم اسلام سیاسی بودند و حمله نظامی به ایران نیز مورد دیگری از همین جنگ است.

مساله مورد مجادله این بار ظاهرا دست یافتن جمهوری اسلامی به سلاحهای اتمی است. آمریکا و دول غربی با تبدیل جمهوری اسلامی به یک قدرت اتمی مخالفند اما این مخالفت در همان چهارچوب تامین سلطه و هژمونی طلبی آمریکا در راس سرمایه داری غرب معنی پیدا میکند. هدف همچنان تامین سروری آمریکا است، مساله آمریکا رام کردن و گنجاندن جمهوری اسلامی در چارچوب سیاست منطقه ای اش در خاورمیانه است و مخالفتش با اتمی شدن جمهوری اسلامی صرفا به این خاطر است. جمهوری اسلامی در چارچوب سیاست خارجی آمریکا عمل نمیکند و بویژه در منطقه خاورمیانه، در عراق و در فلسطین، با حمایت از نیروهای تروریست اسلامی مزاحم سیاستهای دولت آمریکا و غرب است. اگر این اصطکاک منافع بین آمریکا و کلا دول غربی با رژیم ایران وجود نمیداشت میتوانستند مانند مورد پاکستان از کنار مساله سلاحهای اتمی بگذرند و حرفی هم از "بحران هسته ای" بمیان نیاورند.

محسن ابراهیمی: به نظر میرسد جمهوری اسلامی به هر دری میزند تا پروژه های اتمیش را به فرجام برساند و اگر چه با تردید و افت و خیز خودش یک پای این تنش است. جمهوری اسلامی چه اهدافی را دنبال میکند؟

حمید تقوائی: جمهوری اسلامی، مثل هر حکومت بورژوائی دیگری، خواستار قدرت بیشتر در عرصه سیاست داخلی و منطقه ای و بین المللی است و در جنگل سرمایه داری معاصر دست یابی به سلاح اتمی یکی از راههای کسب این قدرت است. اما برای حکومت اسلامی ایران نیز مساله صرفا از دست یابی به اسلحه اتمی فراتر میرود و در چارچوب مقابله با آمریکا و غرب معنی کامل خود را پیدا میکند. برای جمهوری اسلامی از همان بدو بقدرت رسیدن مقابله با آمریکا و "شیطان بزرگ" سیاستی برای مشروعیت بخشیدن به خود بوده است. ابتدا این ضد آمریکائی گری وسیله ای برای سرکوب انقلاب ۵۷ بود. جمهوری اسلامی با کمک آمریکا و سران دول غربی برای در هم شکستن انقلاب روی کار آمد و این سرکوب انقلاب تحت نام انقلاب مستلزم موضعگیریهای تند ضد آمریکائی بود. کودتای آمریکائی ۲۸ مرداد و وابستگی و سر سپردگی کامل شاه به آمریکا یک خصلت قوی ضد آمریکائی به انقلاب ۵۷ میبخشید و رجزخوانی علیه آمریکا کم خرج ترین و مناسب ترین راه برای انقلابی نمائی حکومت تازه و سرکوب و به عقب راندن مبارزات کارگران و زنان و دانشجویان و مقابله با جنبش انقلابی در کردستان وترکمن صحرا محسوب میشد. جمهوری اسلامی در واقع خواست آزادی و رفاه و خواستهای برابری طلبانه ای که مردم انقلابی بعد از سقوط شاه به حق خواستار تحقق آن بودند را در پیشگاه تبلیغات ضد آمریکائی سربرید و انقلاب را درهم شکست. بویژه اینکه ضدیت با تمدن و مدرنیسم و بازگشت به "خود" و فرهنگ فوق ارتجاعی ملی-اسلامی "خود" را میشد تحت نام مبارزه با شیطان بزرگ توجیه کرد و از آن ابزاری در دفاع از فرهنگ و قوانین مذهبی حکومت تازه ساخت. این نوع استفاده از ضد آمریکائی گری در تمام طول حیات جمهوری اسلامی، گاه شدید تر و گاه ضعیف تر، ادامه داشته است و بعنوان ابزار مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی عمل میکرده است. با شکست بلوک شرق در واقع یک نوع فضای باز سیاسی برای دولتهای بورژوائی در سراسر جهان بوجود آمد. ناسیونالیسم و مذهب و قومی گری در دنیای بهم ریخته پس از جنگ سرد بویژه در اروپای شرقی و جمهوریهای شوروی سابق و خاورمیانه به تاخت و تاز پرداختند و اسلام سیاسی نیز افسار گسیخت و در خاورمیانه و شمال آفریقا به جلو عرصه سیاست رانده شد. این شرایط زمینه وامکانات بیشتری به حکومت جمهوری اسلامی برای بازی کردن با کارت ضدیت با شیطان بزرگ بخشید. امروز جمهوری اسلامی دیگر نه با هدف توهم پراکنی و نمایندگی انقلاب گذشته، بلکه برای حفظ و بقای خود در برابر انقلاب نوینی که در ایران شکل میگیرد تلاش میکند تا چهره ضد آمریکائی خود را حفظ کند. در شرایط حاضربویژه بعد از شکست دو خرداد که میکوشید نوعی مسامحه با غرب و سیاست گفتگوی تمدنها را به پیش ببرد، و با روی کار آمدن احمدی نژاد، دوباره این نوع تبلیغات و رجزخوانیهای ضد آمریکائی حکومت بالا گرفته است و در چنین متنی است که بحران اتمی جمهوری اسلامی به محور تنش تبدیل میشود. دست یافتن به اسلحه اتمی و حتی نفس این مقابله وکشمکش با آمریکا به جمهوری اسلامی امکان میدهد که در جنبش اسلام سیاسی، که امروز به یمن حمله آمریکا به عراق تمام خاورمیانه را در بر گرفته و دامنه عملیات تروریستی خود را به پایتختهای اروپائی نیز کشانده است، بعنوان یک قربانی و مظلوم و قهرمان جهاد علیه آمریکا ظاهر شود و از سوی دیگر بکوشد که اعتراضات و جنبش انقلابی مردم در ایران را به عقب براند و مرعوب کند. تروریسم دولتی غرب و اسلام سیاسی در عین مقابله با یکدیگر، همیشه به طرف مقابل خود توجیه و زمینه فعالیت داده اند و مورد بحران هسته ای اخیر نیز یکی از موارد بارز این خدمت متقابل دوقطب تروریستی در دنیای نظم نوین سرمایه است.

محسن ابراهیمی: در صورتی که این کشمکش به حمله نظامی منجر شود چه عواقب اجتماعی و سیاسی خواهد داشت؟ چه در سطح جهان و منطقه و چه در ایران.

حمید تقوائی: حمله نظامی هم از نظر انسانی و هم سیاسی یک فاجعه خواهد بود. صحبت از حمله به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی در میان است. این تاسیسات در کنار شهرها و مناطق مسکونی ساخته شده و بر فرض هم که حمله هوائی آنطور که ادعا میکنند دقیق و جراحی نظامی باشد باز هم تشعشعات اتمی و آلودگی ناشی از آن بسیاری از مردم شهرهای مجاور این مناطق را قربانی خواهد کرد. باحتمال زیاد فاجعه انسانی از نوع چرنوبیل نتیجه چنین عملیاتی خواهد بود و حتی نسلهای آتی از مصائب و نتایج فاجعه بار این جنگ مصون نخواهند ماند.

از نظر سیاسی نیز این جنگی جنایتکارانه و علیه انسانیت است. حمله نظامی به ایران اهداف ادعائی آمریکا یعنی جلوگیری از پروژه هسته ای جمهوری اسلامی و یا مقابله با تروریسم اسلامی را بر آورده نخواهد کرد بلکه همانطور که تجربه عراق بروشنی نشان میدهد، اسلام سیاسی را به مراتب تقویت خواهد کرد و به جمهوری اسلامی امکان خواهد داد که با دست باز تری پروژه هسته ای خودش را به پیش ببرد. حتی اگر جمهوری اسلامی در اثر حمله سرنگون شود جامعه ایران نیز مانند عراق به میدان تاخت و تاز ارتجاعی ترین دار و دسته های نیروهای اسلامی و ملی و قومی تبدیل خواهد شد.

از سوی دیگرهمانطور که در سئوال قبلی اشاره کردم ارعاب و عقب راندن مبارزات مردم و جنبش انقلابی در ایران از عواقب دیگر حمله نظامی خواهد بود. این حمله به هر نتیجه ای منجر شود نیروهای سیاه ارتجاعی را، در کنار و یا در مقابل آمریکا، به جلوی صحنه سیاست میراند و جنبش انقلابی و سرنگونی طلبانه مردم ایران را در موقعیت بسیار نامساعد تر و دشوار تری قرار میدهد.

نتایچ زیانبار این جنگ بسیار از ایران ومنطقه خاورمیانه فرا تر میرود. در سطح جهانی، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی در خود کشورهای غربی، جنبش اسلام سیاسی بیشتر میدان پیدا میکند و عملیات تروریستی و انتحاری بالا میگیرد. شیوه جنگ اسلام سیاسی لشگر کشی و بمباران هوائی نیست بلکه عملیات تروریستی از نوع ۱۱ سپتامبر و منفجر کردن مدارس و رستورانها و اتوبوسها و متروها و کشتار زن و مرد و کودک در بغدا د و بالی و مادرید و بسلان و نیویورک و لندن است. با حمله به ایران این نوع عملیات در ابعاد وسیعتر و فاجعه بار تری شدت خواهد گرفت و دنیا وارد دوره سیاه دیگری از جنگ تروریستها خواهد شد.

اساس مساله اینست که تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی از لحاظ سیاسی یه یکدیگر علت و توجیه و زمینه وجودی میدهند. و بهای این دور باطل جنگ و جنایت را مردم جهان، در کشورهای اسلامزده و درسراسر دنیا، با جان و هستی خود میپردازند.

محسن ابراهیمی: حزب با تحریم اقتصادی نیز مخالف است. دلایل این مخالفت چیست؟ چرا تحریم اقتصادی نمیتواند چاره ساز باشد؟

حمید تقوائی: قربانی تحریم اقتصادی مردم ایران خواهند بود و نه حکومت. دولتهائی که مورد تحریم قرار میگیرند به هرطریق شده بودجه لازم برای حفظ خود و ماشین سرکوبشان را به قیمت تحمیل فقر و مصیبت و مرگ و میر به مردم تامین میکنند، و حتی این امکان را پیدا میکنند که همه مسائل و مشکلات را به گردن تحریم اقتصادی بیاندازند و خود را از زیر تیغ اعتراض و مبارزه مردم بدر ببرند. درعراق در دوره تحریم اقتصادی دهساله حکومت صدام عینا همین اتفاق افتاد و در حالیکه سالانه تنها نیم میلیون کودک بخاطر گرسنگی و بی داروئی تلف میشدند حکومت صدام و ماشین پلیس و دولتی اش بر سر جای خود بود و به سرکوبگریها و جنایانش ادامه میداد. در مورد جمهوری اسلامی نیز وضعیت از همین قرار خواهد بود. معمولا معامله با دولتهای تحت تحریم در بازار سیاه سرمایه جهانی بسیار سود آور است و رژیم جمهوری اسلامی نیز مانند رژیم صدام خواهد توانست از طریق فروش قاچاق نفت در آمد لازم برای حفظ خود را تامین کند و از سوی دیگر همه مشکلات را به گردن تحریم اقتصادی بیاندازد و کشورهای تحریم کننده را مسئول فقر و وضعیت مصیبت بار مردم ، که هم اکنون اکثریتشان زیر خط فقر زندگی میکنند، معرفی کند. تحریم اقتصادی در هر شرایطی سیاستی جنایتکارانه و ضد انسانی است و تنها نتیجه آن تحمیل فقر و بیماری و مرگ انسانها بخاطر بی غذائی و بی داروئی و بی امکاناتی خواهد بود. به این دلایل ما با تحریم اقتصادی در مورد هر کشور و در رابطه با هر مساله ای مخالفیم و با آن مقابله میکنیم.

محسن ابراهیمی: آمریکا قبلا به افغانستان و عراق حمله کرده است. این سومین مورد حمله نظامی در سالهای اخیر خواهد بود. آیا این مورد با موارد قبلی تفاوت دارد؟ سئوالم هم در مورد شرایط سیاسی امروز است و هم در مورد نتایج و عواقب احتمالی چنین حمله ای.

حمید تقوائی: همانطور که اشاره کردم تا آنجا که به اهداف استراتژیک آمریکا مربوط میشود حمله به ایران مانند موارد قبلی حمله به عراق و افغانستان جزئی از سیاست میلیتاریستی آمریکا برای کسب تفوق و هژمونی جهانی در جهان پسا جنگ سرد است. اما مورد ایران تفاوتهای مهمی با موارد قبلی دارد. اولین تفاوت در اینست که این بار جمهوری اسلامی که ستون فقرات و پشتوانه جنبش اسلام سیاسی در دنیاست مستقیما مورد حمله قرار میگیرد. به این ترتیب این تهاجم به شکل عریان و بارز و برجسته ای شکل جنگ دولت آمریکا و متحدین غربی اش با تروریسم اسلامی را بخود میگیرد. و در نتیجه جنبش اسلام سیاسی از یکسو بیشتر از موارد گذشته بعنوان طرف حق بجانب و مظلوم و قربانی سیاستهای آمریکا ظاهر خواهد شد و از سوی دیگر توجیه و زمینه وسیعتری برای عملیات تروریستی و انتقامجوئی در خاورمیانه و در سراسر جهان پیدا خواهد کرد.

ویژگی دیگر اینست که برای هیات حاکمه آمریکا و کلا دولتهای غربی فروختن جنگ به افکار عمومی مردم خود و دیگر کشورهای جهان با توجه به مخمصه عراق بسیار مشکل تر شده است و در نتیجه میتوان انتظار داشت که این بار جنبش ضد جنگ ومقابله مردم دنیا با تهاجم نظامی به ایران در ابعاد وسیع تر و فعال تری شکل بگیرد. هم چنین تجربه عراق از یکسو و گسترش فعالیتهای تروریستی اسلامیستها در شهرهای اروپائی از سوی دیگر باعث شده است تا هم ماهیت ضد انسانی سیاستهای میلیتاریستی آمریکا و هم چهره کریه تروریسم اسلامی بیش از پیش برای مردم جهان عریان و افشا شود. این واقعیت شرایط مساعد تری برای مقابله رادیکال و انسانی با هر دو قطب تروریستی ایجاد میکند.

عامل مهم دیگر وجود یک جنبش اعتراضی و انقلابی رادیکال و سکولار و مدرن و چپ در ایران است. این فاکتور یک تفاوت اساسی، و از نقطه نظر مقابله جهان متمدن با هر دو سوی این کشمکش ارتجاعی و ضد انسانی، بسیار مهم و تعیین کننده است. و بالاخره باید به وجود حزب کمونیست کارگری اشاره کرد که در واقع این جنبش انقلابی را نمایندگی میکند، یک نیروی تعیین کننده در اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و در سطح ایران و جهان سیاستها و فعالیتها و شخصیتهایش در مقیاس نسبتا وسیعی شناخته شده و محبوب اند. این حزبی است که سرمایه داری بازار آزاد در دنیای پس از جنگ سرد را عمیقا به نقد کشیده است، طلوع خونین نظم نوین جهانی را به دنیا هشدار داده است، پس از یازده سپتامبر پرچم جهان متمدن در مقابل دو قطب تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی را برافراشته است و خود یک نیروی فعال مبارزه علیه اسلام سیاسی و مقابله با میلتاریسم غرب در ایران و سراسر جهان بوده است.

مجموعه این تفاوتها، بویژه نفس وجود جنبش وسیع اعتراضی و سرنگونی طلبانه در ایران و وجود و حضور حزب کمونیست کارگری بعنوان نماینده جامعه و جنبش انقلابی سرنگونی طلبانه در ایران، شیوه عملی مقابله با مورد حمله نظامی به ایران را اساسا با موارد عراق و یا افغانستان متفاوت میکند.

محسن ابراهیمی: به شیوه های مقابله با این وضعیت و وظایف حزب در این زمینه خواهیم پرداخت. اما قبل از آن اجازه بدهید این سئوال را مطرح کنیم که به نظر شما در اثر این تنش و حمله نظامی احتمالی به ایران چه تحرکات و روند های سیاسی در سطح جهانی شکل خواهد گرفت؟ شما اشاره کردید که یک جنبش وسیع ضد جنگ در مقابله با حمله نظامی به ایران در سطح جهانی شکل خواهد گرفت. فکر میکنید چه نیروهها و گرایشات سیاسی در این جنبش دخیل خواهند بود؟

حمید تقوائی: همانطور که اشاره کردم با توجه به اینکه این بار کشور مورد حمله پایگاه و ستون فقرات جنبش اسلام سیاسی است باید انتظار داشت که نیروهای اسلام سیاسی در خاورمیانه، در بسیاری از کشورهای اسلامزده حتی کشورهای متحد آمریکا نظیر عربستان سعودی و مصر و ترکیه و هم چنین کشورهای اروپائی که نیروهای اسلام سیاسی شاخه دوانده و فعال هستند، وسیعا علیه حمله نظامی به ایران فعال شوند و به میدان بیایند. در اعتراضات علیه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز ما تحرک نیروهای اسلامیستی که متاسفانه از جانب نیروهای غیر اسلامی مخالف آمریکا و حتی سازمانهای چپ سنتی تحمل میشدند و حتی مورد حمایت قرار میگرفتند را شاهد بودیم. این بار نیز چنین نیروهائی تلاش خواهند کرد به جنبش ضد جنگ رنگ اسلامیستی بزنند و این جنبش را به سمت حمایت از اسلام سیاسی و مشخصا جمهوری اسلامی سوق بدهند. در کشورهای غربی مشخصا نیروهای چپ سنتی ضد آمریکائی، نظیر حزب سوسیالیست کارگران در انگلیس، که اسلام سیاسی را بخاطر ضدیت اش با آمریکا مترقی میدانند و همیشه نسبت به آن برخوردی دوستانه و حمایت آمیز داشته اند، و یا حتی نیروهای ضد آمریکائی سکولاری که در شرایط عادی ارزیابی مثبتی از اسلام سیاسی ندارند اما معتقدند در شرایط حمله نظامی آمریکا نباید اسلام سیاسی را تضعیف کرد، در کنار اسلامیستها قرار خواهند گرفت و عملا به نیروی حامی جمهوری اسلامی تبدیل خواهند شد. از هم اکنون ما شاهد تحرکاتی از جانب این نیروها در کشورهای مختلف هستیم. به نظر من این گرایش ضد آمریکائی- پرو اسلامیستی مهمترین مانع بر سر راه شکل دادن به یک جنبش وسیع و رادیکال جهانی علیه هر دو قطب تروریستی است.

دسته دیگر نیروهای سکولار و فعالین جنبش مقابله با اسلام سیاسی در غرب هستند. احزاب و سازمانها و شخصیتهائی که بعنوان مثال مشخصا به دفاع از کاریکاتوریستهای دانمارکی برخاستند و یا به کمپین های ما علیه دادگاههای اسلامی و علیه اعدام وسنگسار و علیه قتلهای ناموسی در اروپا و آمریکای شمالی پیوستند و یا سازمانهای مدافع حقوق زن که از این زاویه با شاخه دواندن اسلامیستها در کشورهای غربی مخالفند و غیره. این نیروها بالقوه میتوانند علیه میلیتاریسم و تهاجم نظامی آمریکا وغرب و اسلامی سیاسی هر دو بمیدان بیایند و در این کمپین مشخص نیز در کنار حزب ما قرار بگیرند. خلاصه کنم: مشخصا سه جریان سیاسی یعنی اسلامیستها، نیروهای ضدآمریکاتی- پرو اسلامیستی و بالاخره نیروهای سکولار ضد اسلام سیاسی جریانات عمده ای هستند که در این دوره در مقابل حمله نظامی آمریکا فعال خواهند شد. در اینجا وارد نقش حزب و جنبش کمونیسم کارگری نمیشوم. قرارشد به نقش کمونیسم کارگری و وظایف حزب در سئوالهای بعدی بپردازیم.

در سطح خاورمیانه و کلا کشورهای اسلامزده نیروهای اسلامی ضد آمریکائی شدیدا فعال خواهند شد و بخشهائی از مردم این کشورها را بدنبال خود خواهند کشید. ما در این کشورها تحرکاتی شبیه آنچه در رابطه با مساله کاریکاتورها از جانب دولتها و احزاب و ملاهای اسلامی سازمانداده شد، منتهی در سطحی وسیعتر و تعرضی تر را شاهد خواهیم بود. گسترش عملیات تروریستی نیروهای اسلامی در خاورمیانه و در سراسر جهان نیز گوشه دیگری از این تصویر است که همانطور که بالاتر اشاره کردم بویژه در صورتی که تنش موجود به حمله نظامی منجر شود ابعاد گسترده ای بخود خواهد گرفت.

البته در خود ایران که کانون بحران است چنین تحرکاتی صورت نخواهد گرفت. مردم ایران بیست و هفت سال است که تروریسم اسلامی را بعنوان حکومت تجربه کرده اند و نسبت به تبلیعات ضد آمریکائی آن نیز کاملا مصونیت پیدا کرده اند. بنا براین جمهوری اسلامی قادر به بسیج مردم تحت لوای خطر حمله امریکا نخواهد بود. همچنانکه در رابطه با کاریکاتورها نیزقادر به چنین کاری نشد. رژیم بیشک گله های حزب الله و لباس شخصیها وتطاهراتچی های حرفه ای خود را به خیابانها خواهد ریخت اما قادر نخواهد بود هیچ بخشی از مردم را به حمایت از خود بسیج کند. جمهوری اسلامی از این تنش و کشاکش اساسا در جهت مرعوب و مستاصل کردن مردم و مقابله با اعتراضات آنان تحت لوای جنگ با شیطان بزرگ استفاده خواهد کرد.

محسن ابراهیمی: در میان طیف اپوزیسیون شاهد چه روندهایی خواهیم بود؟

حمید تقوائی: به نظرمن اپوزیسیون راست و مشخصا نیروهای سلطنت- جمهوریخواه بسته به سیر تحولات مواضع متفاوتی را اتخاد خواهند کرد. در شرایط حاضرکه هنوز در آغاز این تنشها هستیم و حمله نظامی فعلا در حد تهدید است گرایش ناسیونالیستی از موضع دفاع از میهن و تمامیت ارضی در مقابل حمله نظامی آمریکا گرایش مسلط در میان نیروهای اپوزیسیون راست خواهد بود. در جنگ ایران و عراق نیز نیروهای راست چنین موضعی داشتند. مدتی پیش، در همان ابتدای شروع تنشهای اخیر، داریوش همایون اعلام کرد که در مقابل حمله نظامی بیگانگان از جمهوری اسلامی دفاع خواهد کرد تا به تمامیت ارضی ایران خدشه ای وارد نشود!

در عین حال نیروهای اپوزیسیون راست سعی خواهند کرد از این کشمکش استفاده کرده و حمایت آمریکا را به راه حلی که خود در آن نقشی داشته باشند جلب کنند. با جدی شدن احتمال حمله نظامی و وقوع آن این گرایش جلب حمایت آمریکا قوی تر میشود و نیروهای راست تلاش خواهند کرد بیشتر بعنوان آلترناتیو حکومتی مورد تایید آمریکا ظاهر شوند و برای ایفای نقش چلبی ایران با یکدیگر به رقابت بپردازند.

در میان نیروهای ملی - مذهبی که امروز میتوان آنها را نیروهای اپوزیسیون احمدی نژاد نامید، دفاع از جمهوری اسلامی و حفظ نظام در مقابل آمریکا گرایش مسلط خواهد بود. اینان فعلا در رابطه با سیاستهای احمدی نژاد در برخورد با آمریکا و غرب و مشخصا عملکردش در رابطه با مساله پروژه هسته ای غر و لند میکنند و "دستاوردهای" دوره خاتمی را به رخ میکشند اما با حاد تر شدن بحران همین حد از غرولندهای زیر لبی را هم کنار خواهند گذاشت و تماما پشت حکومت به صف خواهند شد.

محسن ابراهیمی: سیاست و موضع حزب کمونیست کارگری در قبال این اوضاع چه باید باشد؟ حزب برای مقابله با این اوضاع در چه موقعیتی قرار دارد؟

حمید تقوائی: اساس سیاست ما همانست که از ۱۱ سپتامبر تا کنون خط راهنمای حزب بوده است: مقابله با هر دوقطب تروریسم دولتی غرب وتروریسم اسلامی به نمایندگی و در دفاع از جهان متمدن و مردمی که قربانی این جنگ وحشیانه هستند. حزب ما در این دوره باید تبیین و تحلیل و نقد عمیق خود از میلیتاریسم دولت آمریکا و اسلام سیاسی، جایگاه این دو در نظم نوین سرمایه داری جهانی و رابطه متقابل آنان با یکدیگر را وسیعا به میان مردم ببرد و اشاعه دهد و بر این مبنا به بسیج و سازماندهی نیرو علیه جنگ بپردازد. ما به حقیقت و به نقد ریشه ای و انسانی وضعیت سرمایه داری جهانی و جهنمی که برای مردم سراسر جهان ایجاد کرده است مجهزیم و این اسلحه کارا و موثر ما برای مقابله با دور جدید جنگ تروریستها است. بحران اخیر یکبار دیگر گوشها را برای شنیدن حقیقت باز خواهد کرد. مردم گرفتار آمده در دور باطل جنایت و جنایت متقابل میان دو قطب تروریستی میخواهند بدانند در مقابل این وضعیت چه باید بکنند، و پاسخ انسانی و واقعی به این سئوال که در اذهان میلیونها انسان شکل میگیرد در نزد ماست. پاسخ ما اعتراض و مقابله با میلیتاریسم غرب و اسلام سیاسی هر دو است. ما با تمام توان میکوشیم حول این سیاست نیروی مردم را بسیج کنیم و بمیدان بیاوریم، در آکسیونهای ضد جنگ فعالانه شرکت کنیم و سیاست خود را به خط و گرایش مسلط در جنبش ضد جنگ تبدیل کنیم.

این خط مشی عمومی در رابطه با حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز مبنای فعالیت ما بود. باید از این سیاست عمومی منطبق با وضعیت مشخص امروز استنتاجات عملی مشخص کرد. همین مشی در مقطع حمله آمریکا به افغانستان ما را به این نتیجه رساند که حمله را محکوم نکنیم و صرفا به بمباران مناطق مسکونی که منجر به کشتن مردم بیگناه میشد اعتراض کردیم. در حالیکه حمله آمریکا و متحدینش به عراق در هر دو مورد سال ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ را هم از نظر سیاسی و هم انسانی شدیدا محکوم کردیم. و در همه این موارد هم سیاست ما با توجه به شرایط ویژه هر مقطع اصولی و رادیکال و انسانی بود.

امروز نیز شرایط ویژه این دور مقابله میان آمریکا و اسلام سیاسی که به اهم آنها در بالا اشاره کردم نقش مهمی در تعیین سیاست مشخص عملی ما ایفا میکنند. این بار نه حکومت صدام و یا طالبان بلکه حکومتی تحت حمله قرار گرفته است که پایگاه اسلام سیاسی است و در عین حال با یک جنبش فعال سرنگونی طلبانه و انقلابی در جامعه خود روبروست. وجود حزب کمونیست کارگری ایران نیز خود یک ویژگی تعیین کننده شرایط حاضر است. در تنش اخیر نیز مانند موارد گذشته مساله سرنگونی و بود و نبود رژیمی که تحت حمله قرا گرفته است در سطح جهانی به یک موضوع و مساله مطرح روز تبدیل میشود. اما این بار این امکان عملی وجود دارد که این مساله از موضع مردم متمدن دنیا پاسخ بگیرد.

حزب ما باید با آلترناتیو و پاسخ مشخص خود به این مساله در سطح جهانی حاضر شود. حزب کمونیست کارگری ایران یک نیروی اصلی در اپوزیسیون سرنگونی طلب حکومت اسلامی است و در شرایطی که جمهوری اسلامی در سطح جهانی انظار را بخود معطوف کرده است موظف است بعنوان نماینده مردم ایران و سخنگوی جنبش اعتراضی و انقلابی آنان در آکسیونها و میتینگها و در پشت تریبونها حاضر شود و جهانیان را به حمایت از مبارزات مردم ایران فرا بخواند. واقعیت آنست که کلید حل این بحران اخیر در دست مردم ایران است، تنها سرنگونی جمهوری اسلامی بقدرت انقلابی مردم است که مساله اتمی را حل خواهد کرد و ضربه کاری ای به اسلام سیاسی خواهد بود. این حقیقت را باید با صدای بلند به مردم دنیا اعلام کرد و از آنان خواست که از مبارزات مردم ایران حمایت کنند. باید به مردم دنیا گفت که حمله نظامی و تحریم اقتصادی راه حل مساله نیست بلکه برعکس مسائل را حاد تر و وخیم تر میکند، و آنان را فراخواند که در مقابل میلیتاریسم غرب و حمله نظامی به ایران بایستند. باید به مردم دنیا اعلام کنیم که حمله به ایران جمهوری اسلامی و در سطح جهانی تروریسم اسلامی را تقویت خواهد کرد و به مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ضربه خواهد زد، در مقابل حمله نظامی بایستید و از مبارزه مردم ایران حمایت کنید.

حزب ما اخیرا طرد جمهوری اسلامی از جامعه جهانی را سیاست مشخص خود در خارج کشور اعلام کرده است ( رجوع کنید به "پلاتفرم برای سازماندادن یک تعرض گسترده علیه جمهوری اسلامی در خارج کشور" مندرج در انتناسیونال شماره ۱۲۲). این سیاست که قبل از بالا گرفتن تنشهای اخیر اتخاذ و اعلام شد، سیاست عمومی ما در خارج کشور را تعیین میکند. شرایط اخیر زمینه بسیار مساعدی برای پیشبرد این سیاست فراهم میکند. ما در این شرایط و در دل جنبش ضد جنگ، و در آکسیونها و میتینگها و پانلها و مصاحبه ها و در پشت تریبونها باید اعلام کنیم که جمهوری اسلامی نماینده جامعه ایران نیست و نباید بعنوان دولت ایران از جانب دولتها و نهادهای بین المللی برسمیت شناخته شود. باید همه جا بعنوان نماینده و سخنگوی مردم ایران و جنبش انقلابی مردم ایران ظاهر شویم و از جهانیان بخواهیم با حکومت اسلامی همانگونه رفتار کنند که با رژیم آفریقای جنوبی کردند.

این فراخوان حمایت از مبارزات مردم ایران و طرد جمهوری اسلامی از جامعه جهانی در دل بالاگرفتن تنشها و احتمال حمله نظامی به ایران اهمیت ویژه ای پیدا میکند. این در واقع یک اقدام عملی و موثر جهان متمدن در مقابله با اسلام سیاسی است. جمهوری اسلامی یک پایگاه مهم و ستون فقرات جنبش اسلام سیاسی است و حمایت از مبارزه مردم در مقابل آن و طرد این حکومت از جامعه جهانی ضربه موثری به تروریسم اسلامی در سطح خاورمیانه و تمام جهان وارد خواهد کرد.

اینجا دیگر سرنگونی جمهوری اسلامی صرفا یک امر مربوط به سیاست داخلی ایران نیست بلکه امری بین المللی و جزئی از پاسخ ما به مساله بین المللی جنگ تروریستها است.

ما بارها در نوشته ها و اسناد حزبی بر اهمیت وضعیت سیاسی ایران در نظم نوین جهانی تاکید کرده ایم و نشان داده ایم که چگونه ایران به محل رویاروئی و تلاقی سرمایه داری جهانی، با الگوهای حکومتی و سیاسی و اقتصادی نظم نوینی اش، با جنبش کمونیستی و کارگری به نمایندگی از جهان متمدن تبدیل شده است ( رجوع کنید به مقاله "دوره پسا جنگ سرد و پولاریزاسیون طبقاتی در ایران" مندرج در ضمیمه انترناسیونال شماره ۸۱ )

جمهوری اسلامی جرثومه و مظهر ارتجاع و عقب ماندگی سرمایه داری عصر ما است و در مقابل، حزب کمونیست کارگری بشریت متمدن را با پرچم یک دنیای بهتر و آزادی و برابری و سوسیالیسم نمایندگی میکند. ایران تنها صحنه مقابله میان دو قطب تروریستی نیست بلکه عرصه رودرروئی آزادیخواهی و برابری طلبی و تمدن و سکولاریسم با ارتجاع و عقب ماندگی و توحش سرمایه داری عصر ماست. باید این حقیقت را به مردم دنیا نشان داد و اعلام کرد هر کسی مخالف قلدرمنشیهای میلیتاریستی آمریکاست، هر که خواهان متوقف کردن اسلام سیاسی و عملیات تروریستی اسلامیستها در سراسر دنیاست، هر که خواهان آزدی زن، سکولاریسم و مدنیت و مدرنیسم است باید در این کشاکش ارتجاعی میان تروریسم دولتی آمریکا که نماینده توحش نظم نوین سرمایه و تروریسم اسلامی که خود زاده و محصول آن است در مقابل هر دو قطب بایستند و از مبارزه مردم ایران فعالانه حمایت کنند. این مبارزه بویژه امروز به امر مردم سراسر دنیا تبدیل شده است .

حزب ما با این فراخوان در واقع در برابر تروریسم دولتی غرب و ادعاهای ضد تروریسم اسلامی اش راه حل جهان متمدن را قرار میدهد، و باین ترتیب تنها به عنوان مخالف حمله نظامی ظاهر نمیشود بلکه اثباتا اعلام میکند چه باید کرد. تنها مخالفت با جنگ تروریستها کافی نیست، این بقول منصور حکمت موضعی پاسیفیستی است که حد اکثر خواهان بازگشت دنیا به وضعیت قبل از جنگ است. در شرایط حاضر محکوم کردن و برسمیت نشناختن و طرد و منزوی کردن جمهوری اسلامی و کمک به مردم ایران برای سرنگونی آن در این دوره یک وجه تمایز مهم بین موضع پاسیفیستی و موضع فعال کمونیستی در برخورد به دوقطب تروریستی است. این یک وجه تمایز مهم بین نیروهائی است که میخواهند فقط جلوی جنگ را بگیرند و به وضعیت موجود دنیا رضایت داده اند و نیروهائی که میخواهند از دل این شرایط دنیای انسانی تر و بهتر و عادلانه تری ساخته شود. ما میتوانیم و باید با در پیش گرفتن یک سیاست اکتیو و تعرضی در سطح دنیا از دل این شرایط با سرنگونی جمهوری اسلامی و یا لااقل با یک جنبش قوی و تعرضی سرنگونی طلبانه در ایران و شناخته شده و مورد حمایت افکار عمومی و سازمانهای مترقی در سطح جهانی بیرون بیائیم.

از ویژگیهای دیگر دور جدید مقابله تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی، نفوذ جنبش اسلام سیاسی در جوامع غربی و نقشی است که در جنبش ضد جنگ ایفا خواهند کرد. همانطور که بالاتر توضیح دادم هم اسلامیستها و هم نیروهای ضد آمریکائی که مخالفت چندانی با اسلام سیاسی ندارند، و حتی آنرا بخاطر ضدیت اش با آمریکا مترقی میدانند و یا در هر حال معتقدند در شرایط حاد شدن مقابله بین آمریکا و اسلام سیاسی نباید اسلام سیاسی را مورد انتقاد قرار داد، در جنبش ضد جنگ فعال خواهند شد. از سوی دیگر هر نوع اعتراض و آکسیون و تظاهرات با رگه های اسلامیستی علیه جنگ وسیعا مورد استفاده جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. ما نباید اجازه بدهیم که مقابله مردم جهان با جنگ و سیاستهای میلیتاریستی آمریکا به قیمت تقویت اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی تمام شود. در مقابل اسلامیستها و نیروهای ضد آمریکائی- پرو اسلامیستی ما روی جنبش کارگری جهانی، نیروهای سکولار، نیروهای آزادیخواه و شخصیتها و سازمانهای مدافع حقوق زن حساب میکنیم. حزب ما میتواند و کاملا این امکان را دارد که این نیروها را بسیج کند و از یک موضع انسانی ضد اسلامیستی ضد میلیتاریستی بمیدان بیاورد.

تا آنجا که به ایران مربوط میشود، شرایط فعالیت در ایران با وضعیت دیگر کشورها متفاوت است. از یکسو شرایط اختناق در ایران اجازه مقابله صریح و علنی مردم با اسلام سیاسی را نمیدهد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی تظاهرات دست ساز خود را علیه آمریکا به راه خواهد انداخت و هر درجه اعتراض مردم علیه جنگ را بحساب حمایت از خود خواهد گذاشت. تنها راه موثر و عملی در مقابل این وضعیت ادامه و گسترش مبارزات و اعتراضات مردم، کارگران و زنان و دانشجویان و بخشهای مختلف جامعه برای تحقق مطالبات رفاهی و سیاسی و آزادیخواهانه شان است. جمهوری اسلامی تلاش خواهد کرد تا تحت لوای تهدید حمله نظامی و مقابله با شیطان بزرگ از این شرایط برای مرعوب کردن مردم و به عقب راندن و خاموش کردن اعتراضات آنان استفاده کند. یک وظیفه مهم حزب در این دوره اینست که در برابر این تلاشهای جمهوری اسلامی بایستد و آنرا خنثی کند. مردم ایران نباید سر سوزنی در طرح مطالبات خود و اعتراض و مبارزه برای تحقق آنها تخفیف بدهند. بویژه در این شرایط که وضعیت سیاسی ایران در مرکز توجه جهانیان قرار گرفته مردم باید فریاد اعتراض خود را بلندتر کنند و جهانیان را به حمایت از مبارزات خود فرا بخوانند. مورد مبارزه کارگران شرکت واحد و حمایت جهانی کارگران جهان از این مبارزه نمونه موفقی بود که باید الگو قرار بگیرد. بخصوص عطف توجه جهانی به وضعیت ایران اجازه میدهد که حمایتهای وسیعتر و فعالتری را از مبارزات کارگران و بخشهای مختلف جامعه در خارج کشور سازمان داد. این امر نیز یکی دیگر از وظایف مهم حزب ما در این دوره خواهد بود.

بالاخره باید به ایرانیان مقیم خارج کشور اشاره کنم. این نیروی مهم و موثری است که میتواند و باید چه بصورت مستقل و چه در تظاهراتها و اعتراضات عمومی علیه جنگ در کشورهای مختلف بسیج شود و به خیابان بیاید. حزب ما بویژه باید نسبت به گرایشات ناسیونالیستی ضد غربی و یا گرایش پرو آمریکائی در میان ایرانیان مقیم خارج حساس باشد. در این مورد نیز سیاست دفاع از مبارزات مردم ایران راه موثری برای مقابله با این گرایشات و بسیج نیروی ایرانیان در مقابل هر دو سوی این جنگ تروریستی است. تشکیلات خارج کشور حزب باید شعارها و سیاست و مواضع حزب در رابطه با جنگ، سیاستهای میلیتاریستی آمریکا، مساله پروژه اتمی، تحریم اقتصادی و دیگر مسائلی که حول مساله بحران اتمی ایران مطرح خواهد شد به میان ایرانیان مقیم خارج ببرد و امر بسیج و سازماندهی این نیرو در کشورهای مختلف را در صدر وظایف خود در این دوره قرار بدهد.

محسن ابراهیمی: با توجه به همه این بحثها رئوس فعالیتهای حزب علیه حمله نظامی و تروریسم اسلامی در این دوره چیست؟

حمید تقوائی: رئوس فعالیتهای حزب در این دوره را میتوان اینطور خلاصه کرد:

۱- تبلیغ و اشاعه وسیع تحلیها و نقد عمیق ما از یکسو به میلیتاریسم و تروریسم دولتی غرب و از سوی دیگر به تروریسم اسلامی و اسلام سیاسی. نشان دادن جایگاه و عملکرد این دو قطب تروریسم در نظم نوین سرمایه و تقابل آنها با انسانیت و جهان متمدن. بویژه نشان دادن رابطه این دوقطب با یکدیگر و خدمات متقابل آنان به یکدیگر. تاکید بر اینکه مقابله این دو از مردم قربانی میگیرد اما از لحاظ سیاسی هر یک به طرف مقابل زمینه و علت وجودی میدهد. فراخواندن مردم دنیا و بسیج و سازماندهی مردم و اکتیویستها و سازمانها و شخصیتهای ضد جنگ حول این سیاست.

۲- دخالت فعال و تاثیر گذاری بر جنبش ضد جنگ که در خارج کشور بخصوص کشورهای غربی شکل خواهد گرفت و در غیاب حزب ما خط ضد آمریکائی - پرو اسلامیستی در آن دست بالا خواهد داشت. مشخصا مقابله فعال با نفود اسلامیستها و نظرات ضد آمریکائی- پرو اسلامیستی در این جنبش.

۳- فراخواندن مردم ایران به طرح مطالبات و ادامه اعتراضات و مبارزات خود در عرصه های مختلف و در خواست حمایت از مردم آزادیخواه جهان (برجسته کردن نمونه مبارزه کارگران واحد). تبلیغ مستمر این امرکه بهیچوجه نباید به جمهوری اسلامی اجازه داد که به بهانه خطر حمله و جنگ و مقابله با آمریکا مردم را به حمایت از خود و یا سکوت و انفعال بکشاند. برحذر داشتن مردم از شرکت در تظاهراتهائی که رژیم علیه جنگ و آمریکا سازمان خواهد داد.

۴ - فراخواندن مردم دنیا به حمایت از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و محکوم و طرد کردن جمهوری اسلامی از جامعه جهانی. ظاهر شدن بعنوان نماینده جهان متمدن و نماینده جامعه و انقلاب ایران در رسانه ها، پانلها و میتینگها و آکسیونهای دیگر ضد جنگ و تبلیغ مواضع ما در برابر دو قطب تروریستی و طرح خواست و فراخوان به محکوم کردن و طرد جمهوری اسلامی از جامعه جهانی. اعلام و طرح وسیع این که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست و نباید به این عنوان بوسیله هیچ دولت و سازمان جهانی ای برسمیت شناخته شود. فراخواندن مردم جهان به این امر که دولتهای خود را برای قطع روابط دیپلماتیک و بستن سفارتخانه های رژیم جمهوری اسلامی تحت فشار قرار دهند. مقایسه جمهوری اسلامی با رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و طرح انتظار مشابهی از جامعه جهانی برای طرد و منزوی کردن آن. طرح و تبلیغ سرنگونی جمهوری اسلامی بعنوان پاسخ واقعی و انقلابی به مساله اتمی و تروریسم اسلامی. نشان دادن اینکه یک راه موثر مقابله با خطرجنگ، با تروریسم اسلامی و خطر اتمی شدن جمهوری اسلامی کمک به مردم ایران در مبارزه شان علیه جمهوری اسلامی است.

۵- ما فعالیت هر نیروئی که علیه اسلام سیاسی و جنگ هر دو است ( که خیلی نادر هستند) و یا علیه یکی از این دو قطب تروریستی است بی آنکه به موضع طرف مقابل امتیازی بدهد را مثبت و به نفع مردم دنیا میدانیم. و حاضر به عمل مشترک و همکاری با این نیروها هستیم. باید تلاش کنیم تا ائتلاف و کمپین و آکسیون مشترک با این نیروها تشکیل بدهیم و آنها را به مقابله فعال علیه هر دو قطب سوق بدهیم.

۶- فعال کردن سازمانها و نیروهائی و شخصیتهائی که در عرصه های مختلف مقابله ما با اسلام سیاسی تا کنون متحد و کنار ما بوده اند ( در کمپین علیه دادگاههای اسلامی، کمپین علیه اعدام و سنگسار، در دفاع از سکولاریسم، علیه قتلهای ناموسی و ...). انجام آکسیونها و یا کمپین مشترک با این نیروها و شخصیتها علیه جنگ و علیه اسلام سیاسی.

۷- بسیج نیروی مهاجرین ایرانی در کشورهای مختلف. سازماندادن آکسیونهای اعتراضی ایرانیان مقیم خارج علیه جنگ و فراخواندن آنان به شرکت در آکسیونهای عمومی ضد جنگ حول سیاستها و شعارهای حزب.

۸- تبلیغات حزب در این دوره مشخصا باید سه گرایش رایج را زیر ضرب قرار بدهد:

الف- گرایش اسلامی و آنتی آمریکائی- پرو اسلامیستی در جنبش ضد جنگ و در افکار عمومی غرب

ب- گرایش نا سیونالیستی و پرو جمهوری اسلامی که بخش از نیروهای اپوزیسیون راست مبلغ آن خواهند شد در میان ایرانیان.

ج- گرایش پرو آمریکائی و طرفدار سرنگونی جمهوری اسلامی به کمک حمله نظامی غرب که این گرایش نیز اساسا در میان اپوزیسیون راست تقویت خواهد شد.

۹- شعارهای عمده حزب در این دوره:

- نه به میلیتاریسم دولتی غرب، نه به اسلام سیاسی

- نه به تروریسم دولتی آمریکا، نه به تروریسم اسلامی جمهوری اسلامی

- نه به جنگ، نه به تحریم اقتصادی، نه به جمهوری اسلامی

- علیه جنگ، علیه تروریسم اسلامی از مبارزات مردم ایران حمایت کنید

- خواست مردم ایران توقف فوری تهدیدات نظامی و اخراج جمهوری اسلامی از جامعه جهانی است.