پیشرویها و جایگاه جنبش کارگری در شرایط حاضر

مصاحبه کانال جدید با حمید تقوائی

فرامرز قربانی: معمولا حزب کمونیست کارگری در اطلاعیه ها و برنامه های تلویزیونی و در نشریاتش از پیشرویهای طبقه کارگر در سالهای اخیر صحبت میکند. شواهد این پیشرویها کدامست؟

حمید تقوائی: به نظر من در دو سطح میشود این پیشرویها را مشاهده کرد. یکی از نقطه نظر کمی و تعداد و وسعت مبارزات هست. در یکسال اخیر این مبارزات ابعاد بیسابقه ای پیدا کرده است. شما جنبش کارگری در یکسال اخیر را با هر دوره دیگری مقایسه کنید متوجه میشوید که چنین سطحی از مبارزه و اعتراض و اعتصابات کارگری بیسابقه و بی نظیر است. بخصوص وقتی شرایط اختناق و فشار پلیسی و سرکوب علیه جنبش کارگری و فعالین جنبش کارگری را در نظر بگیرید، آنوقت بیشتر متوجه اهمیت وسعت مبارزات کارگری خواهید شد. این گستردگی بیسابقه مبارزات کارگری حتی در آمار و اطلاعات خود رسانه های حکومتی قابل مشاهده است. گرچه بخش وسیعی از این اعتراضات جایی منعکس نمیشود اما در همان حدی که منعکس میشود نشاندهنده آنست که بخصوص اعتراض به فقر و اعتراض به پائین بودن دستمزها و عدم تناسب آن با هزینه های سرسام آور زندگی و مبارزه برای افزایش دستمزد، ابعاد بیسابقه ای دارد. یک عرصه دیگر مبارزات کارگری مبارزه برای آزادی کارگران دربند و کلا زندانیان سیاسی است که این هم در ماههای اخیر گسترش یافته است.

یک شاخص دیگر، رشد کیفی مبارزات کارگری یعنی کیفیتی که جنبش کارگری و مبارزات کارگری از آن برخوردارست. به نظر من در یکسال اخیر و حتی میشود گفت در پنج- شش ماهه اخیر ما شاهد یک سطح کیفی تازه ای در جنبش کارگری هستیم. تشکلهای کارگری، جمعهای مختلف و نهادها و کمیته های کارگری، و فعالین سرشناس جنبش کارگری، مطالباتی وسیع تر و فراتر از صرفا مطالبات رفاهی و صنفی طبقه کارگر را مطرح میکنند و این به نظر من یک شاخص مهمی در ارزیابی جنبش کارگری است. حزب ما همیشه بر این تاکید کرده است که طبقه کارگر میتواند و باید بعنوان رهبر مبارزات علیه جمهوری اسلامی و در هر مبارزه ای که برای عدالت و برابری و آزادی و علیه فقر هست، نقش مهم و تعیین کننده ای را ایفا کند. خوشبختانه در یکسال گذشته و بخصوص در چند ماه اخیر ما شاهد این هستیم که در ابعاد مختلفی فعالین جنبش کارگری این نقش را ایفا میکنند. من بعنوان نمونه تنها به چند مورد اشاره میکنم. یک نمونه رشد کیفی مبارزات کارگری، فعال شدن کارگران زندانی هست. یعنی رهبران جنبش کارگری که در زندان هستند، برای آزادی نه تنها خودشان و فعالین مبارزات کارگری بلکه برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی فعال شده اند، بیانیه میدهند، نامه سرگشاده مینویسند و با اسم و رسم به دستگیریها و زندانی کردن افراد بدلایل سیاسی و عقیدتی اعتراض میکنند. کمیته های مختلفی در دفاع از کارگران زندانی مانند رضا شهابی و شاهرخ زمانی تشکیل شده است و کمپینهائی برای آزادی کارگران مثل بهنام ابراهیم زاده شکل گرفته است که نشانگر تعمیق و سیاسی شدن اعتراضات کارگری است.

نمونه دیگر، مطالبات عمومی است که کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان در مبارزاتشان مطرح کردند که علاوه بر افزایش دستمزد، مطالباتی نظیر طب و درمان رایگان و تحصیل رایگان را در بر میگرفت. یک نمونه مساله قتل ستار بهشتی - وبلاگ نویس معترضی که جمهوری اسلامی در نهایت توحش او را در زندان به قتل رساند - و داد خواهی از اوست. جنبش کارگری در این مورد عکس العمل نشان داد و به این قتل اعتراض کرد. مساله شین آباد و تراژدی فجیع در آتش سوختن محصلین نیز مساله دیگری بود که فعالین حنبش کارگری به آن اعتراض کردند و خواهان پیگیری مساله و محاکمه مسئولین شدند. مورد دیگر مساله زلزله در آذربایجان بود که فعالین و نهادهای کارگری برای کمک به زلزله زدگان با اسم و رسم قدم بجلو گذاشتند و فعال شدند. اینها تنها چند نمونه متاخر است اما مجموعه اینها نشان میدهد که چطور در یک سطح عمومی حنبش کارگری عروج میکند، قد راست میکند و در عرصه مبارزه برای مطالبات توده مردم در ایران و علیه فقر و علیه گرانی و علیه سرکوب، قدم بجلو میگذارد و اعتراض میکند.

فرامرز قربانی: در انقلاب ٥٧ هم کارگران نقش فعالی داشتند. از جمله کارگران نفت با اعتصاب بزرگ و تاریخیشان سهم مهمی در انقلاب داشتند. به نظر شما آیا امروز طبقه کارگر از لحاظ سیاسی از سال ٥٧ جلوتر است؟

حمید تقوائی: به نظر من امروز جنبش کارگری جلو تر است. البته یک نکته را باید در نظر داشت. شرایط انقلابی شرایط استثنائی ای هست. انقلاب ٥٧ شرایط ویژه ای بود و در آن شرایط همانطور که شما گفتید طبقه کارگر توانست نقش مهمی ایفا کند. اما امروز ما هنوز با یک انقلاب جاری و بالفعل در ایران روبرو نیستیم. و مسلما اگر انقلابی در ایران رخ بدهد، که همه فکر میکنند اوضاع به این سمت میرود، آنوقت وزن و نقش جنبش کارگری بسیار برجسته تر و جشمگیر تر از امروز خواهد بود. منتهی در همین شرایط امروز هم میتوان گفت جنبش کارگری جلوتر است چرا که در سال ٥٧ این رده وسیع فعالین سرشناس کارگری شناخته شده نبودند. همان جنبش کارگران نفت هم بجز یکی دو نفر، فعال سرشناسی نداشت. الان شما میتوانید از دهها فعال جنبش کارگری نام ببرید که در جامعه شناخته شده هستند. نکته دیگر اینکه جنبش کارگری در آن زمان باندازه امروز متشکل نبود. امروز تشکلهائی در سطح فعالین و دست اندرکاران جنبش کارگری بوجود آمده که به شکل علنی در عرصه های مختلف فعایت میکنند، بیانیه و اطلاعیه میدهند، با رسانه ها مصاحبه میکنند، کمپینهای معینی را به پیش میبرند و غیره. در دوره انقلاب ٥٧ چنین تشکلها و نهادهائی وجود خارجی نداشت. در هر حال این یک واقعیت است که از انقلاب ٥٧ تا کنون، در عرض ٣٤ سال، جنبش کارگری بسیار جلو آمده است.

از یک زاویه دیگر در یک سطح سیاسی و جامعی مساله را ببینیم، یعنی طبقه کارگر علی العموم و نه فقط جنبش روزمره کارگران را مد نظر قرار بدهیم، آنوقت رشد جنبش چپ و بخصوص قد برافراشتن کمونیسم کارگری و حزب کمونیست کارگری را باید یکی از دستاوردهای طبقه کارگر در این دوره بحساب آورد که در سال ٥٧ طبقه کارگر از آن محروم بود. امروز از نقطه نظر حزبی و تحزب، از نقطه نظر رشد سیاسی جنبش کارگری و خواستها و اهدافی که جنبش کارگری مطرح میکد و از نقطه نظر درجه تشکل و بخصوص سازمانیابی رهبران و فعالین عملی جنبش کارگری، همه این شاخصها نشان میدهد که در تمام این سطوح، جنبش کارگری نسبت به سال ٥٧ بسیار جلو آمده است.

فرامرز قربانی: با توجه به صحبتهای شما، آیا طبقه کارگر آمادگی آنرا دارد که در تحولات آتی ایران نقش قابل توجه ای را ایفا کند؟ چه گامهای دیگری را باید در این جهت برداشت؟

حمید تقوائی: آمادگی یک امر نسبی است. به نظر من امروز طبقه کارگر نه تنها از سال ٥٧ بلکه از سه سال و دو سال قبل برای اینکه در یک طوفان انقلابی نقش تعیین کننده خودش را ایفا کند بسیار آماده تر است. ولی البته هیچ چیز تضمین شده نیست. آیا حتما چنین خواهد شد؟ آیا واقعا طبقه کارگر در راس جامعه و انقلاب قرار میگیرد؟ از پیش نمیتوان به این سئوالات پاسخ قطعی داد اما یک چیز روشن است: رهبری کارگری بر انقلاب باید توسط حزب طبقه کارگر متحقق شود. برای بچالش کشیدن قدرت سیاسی که مساله محوری هر انقلابی هست، طبقه کارگر بیش از هر چیز به حزب خود نیازمند است. ازینجا پاسخ به بخش دوم سئوال هم روشن میشود که چه قدمهائی را باید بجلو برداشت و چطور باید آمادگی بیشتری کسب کرد. اینجا مساله حزب و حزبیت برجسته میشود. به نظر من فعالین کارگری و دست اندرکاران و رهبران عملی جنبش کارگری باید حول سیاستها، پرچم و خط حزب کمونیست کارگری گرد بیایند، متشکل بشوند، و برنامه و سیاستها و اهداف حزب را بمیان طبقه ببرند و در جامعه جاری کنند. تنها در چنین صورتی هست که طبقه کارگر میتواند در یک برآمد انقلابی نقشی اساسی ایفا کند و این امید و چشم انداز را داشته باشیم که بتوانیم از طبقه سرمایه دار از نظر سیاسی و اقتصادی خلع ید کنیم. نه تنها جمهوری اسلامی باید برکنار شود بلکه برکل نظام استثمار گر سرمایه داری در ایران باید نقطه پایان گذاشت و این در گرو هر چه بیشتر سیاسی شدن و بخصوص تقویت حزب و حزبیت در جنبش کارگری است. حزب ما به سهم خودش تمام کوشش خود را بکار میبرد تا جنبش کارگری در این جهت قدمهای بزرگی بجلو بردارد.