باید علیه روسیه و چین سیاست فعالی داشت

انترناسیونال ۴۶۵

مصاحبه تلویزیون کانال جدید با حمید تقوایی در مورد سیاست دولتهای روسیه و چین در برخورد به تحولات سوریه

 

حمید حق شناس: ماهها است که دنیا شاهد کشتار مردم سوریه بوسیله رژیم بشار اسد و حمایت بی دریغ دولت روسیه و همینطور دولت چین از این رژیم است، علت این امر چیست؟ شما چطور این مساله را توضیح میدهید؟

حمید تقوائی: همانطور که اشاره کردید در قبال انقلاب و تحولات سوریه دولت روسیه و بهمراه آن دولت چین در کنار رژیم اسد قرار گرفته اند. تا آنجا که به موضع دولت روسیه، که در این میان نقش اصلی را بازی میکند، مربوط میشود، این دولت بدنبال آنست که منطقه نفوذش را در خاورمیانه و در کشورهای همجوار خود گسترش دهد. روسیه نگران آنست که دولتی مثل دولت سوریه که تماما تحت نفوذ غرب نیست، جزئی از جنبش اسلام سیاسی است و سیاستها و تبلیغات ضد آمریکائی یک خصلت آنست، بدنبال سقوط بشار اسد کاملا تحت نفوذ آمریکا و غرب قرار بگیرد. و بهمین دلیل تلاشش اینستکه مانع از سقوط اسد شود و با حفظ حکومت موجود، سوریه را به قلمرو نفوذ خودش تبدیل کند.

برای مدتی بعد از فروریختن دیوار برلین و فروپاشی شوروی بورژوازی و دولت روسیه مشغول مسائل داخلی خودش بود، یعنی ثبیت موقعیت دولت و به نحوی ضبط و ربط دادن به وضعیت در هم ریخته خود جامعه روسیه. امروز به نظر میرسد دولت روسیه آن دوران را پشت سر گذاشته و به نحوی میخواهد در برابر آمریکا و کلا غرب عرض اندام بکند. روسیه برای مدتها یکی از دو ابر قدرت دنیا بوده است و الان این خیال را در سر دارد که دوباره به آن موقعیت برگردد. بخصوص در منطقه خاورمیانه دولت روسیه در پی آنست که جلوی گسترش نفوذ غرب را بگیرد و اجازه ندهد دولتهائی نظیر سوریه تماما تحت نفوذ غرب قرار بگیرند. روسیه در قبال مثلا تحولات مصر چنین موضعی نداشت چون مصر حیات خلوت آمریکا بود و زیاد برای روسیه اهمیت نداشت که بعد از مبارک چه کسی بر سر کار می آید و تا چه حد به غرب نزدیک خواهد بود. در هر حال مصر حیطه نفوذ غرب بود. ولی در مورد دولتهائی مثل لیبی و سوریه مساله متفاوت است. در تحولات لیبی هم روسیه تا آخرین لحظه از قذافی حمایت کرد و امروز هم همین سیاست را در سوریه به پیش میبرد. در هر حال هدف روسیه این هست که اجازه ندهد این نوع کشورها که سنتا حیات خلوت غرب نبوده اند، بعد از این تحولات به قلمرو نفوذ غرب تبدیل بشوند.

چین هم در این میان همین هدف را دنبال میکند. طبعا دولت چین آن سابقه و ادعا ها و جاه طلبیهای دولت روسیه را ندارد ولی به نفع بورژوازی چین است که اجازه ندهد در خاورمیانه و بویژه در شمال آفریقا نفوذ آمریکا گسترش پیدا کند و بهمن دلیل در کنار روسیه قرار گرفته است.

حمید حق شناس: به مساله نفوذ آمریکا و دولتهای غربی در منطقه اشاره کردید. نظر شما در مورد استراتژی غرب در قبال سوریه و کلا انقلابات منطقه چیست؟

حمید تقوائی: دولتهای غربی از همان ابتدا، از آغاز انقلاب تونس، کلا سیاست از سر گذراندن این تحولات انقلابی با حداقل خسارت به منافع خودشان و با حداقل تغییرات ممکن را دنبال کرده اند. این دولتها وقتی با این واقعیت روبرو شدند که انقلابات وسیعی در منطقه در حال شکل گیری است ـ تحولاتی که از تونس شروع شد و بعد دامنه اش به مصر و لیبی و سوریه کشیده شد ـ این سیاست را دنبال کردند که این طوفان را با اتکا به نفوذشان در این کشورها، از طریق ارتش و نیروهای سیاسی طرفدار خود در این جوامع، از سر بگذرانند و شرایطی فراهم آورند که بر اوضاع بعد از سرنگونی دیکتاتورها کنترل داشته باشند. آمریکا و دولتهای غربی عین این سیاست را در مصر به پیش بردند به این ترتیب که ارتش را بیطرف جلوه دادند و حفظ کردند و بعد از رفتن مبارک به راس قدرت راندند. در لیبی هم ناتو با حمله نظامی ابتکار عمل را بدست گرفت با این هدف که در لیبی بعد از قذافی نفوذ داشته باشد. ولی یک تمایزی هست بین اوضاع سوریه و تا حدی هم وضعیت لیبی با مورد تونس و مصر. همانطور که در پاسخ به سئوال اول اشاره کردم مصر و تونس جزء حیطه نفوذ غرب بودند و بنابراین غرب میتوانست با اتکا به اهرمهائی که دارد مثل ارتش و نیروهای سیاسی راست وضعیت را کنترل کند و بقول اوباما در طرف درست تاریخ قرار بگیرد. این طرف درست تاریخ یعنی همان طرف غلط قبلی، که منافع غرب را بر آورده میکرد، با چهره ها و مهره های جدیدی که بتوانند مردم را آرام کنند و بخانه بفرستند و همان نظام و سیستم سیاسی و اقتصادی موجود را حفظ کنند. در کشورهائی مثل تونس و مصر چنین سیاستی را اجرا کردند. در لیبی هم تلاش کردند با لشکر کشی نظامی شرایط را به نفع سیاستهای خودشان تغییر بدهند.

در مورد سوریه هم سیاست غرب همان است که در مورد این انقلابات بود یعنی تغییر وضعیت به نحوی که دیکتاتور کنار برود ولی کنترل اوضاع و شرایط سیاسی در دست غرب باقی بماند و یا در این مورد بهترست بگوئیم در دست غرب قرار بگیرد.

در هر حال وضعیت به نحوی در خاورمیانه شکل گرفته که به نظر میرسد دولتهای غربی در کشورهائی که انقلاب رخ میدهد در برابر دیکتاتورها قرار گرفته اند. اما این ظاهر قضیه است. هدف واقعی این دولتها حفظ وضع موجود منهای دیکتاتور و کنترل اوضاع بعد از سقوط دیکتاتورها است.

حمید حق شناس: در حالی که روسیه و چین به جد حامی رژیم بشار اسد هستند سئوال اینست که چرا غرب سکوت کرده و چرا اعتراضاتی در این مورد صورت نمیگیرد؟

حمید تقوائی: در دو سطح میتوان در این مورد صحبت کرد. یکی در سطح برخورد دولتهای غربی به سیاستهای چین و روسیه و یکی هم اعتراضات توده مردم و نیروهای چپ و مترقی و آزادیخواه در قبال این مساله.

در مورد رابطه دولتها یک تناسب و توازن قوای معینی وجود دارد. بالاخره چین و روسیه در سیاست جهانی وزنه های مهمی هستند، عضو شورای امنیت اند و بهیچوجه برای غرب ممکن نیست که اینها را دور بزند و مثلا سیاستی که در لیبی داشت را در مورد سوریه هم پیاده کند. یک نوع بالانس قوائی بوجود آمده است که یک نتیجه آن جنگی است که امروز در سوریه شاهد آن هستیم. روسیه و چین در حمایت از رژیم بشار اسد خیلی جدی تر از مورد لیبی ایستاده اند و حتی روسیه علیه دخالتهای نظامی احتمالی آمریکا و ناتو خط و نشان نظامی میکشد. به یک نحوی میتوان گفت شرایط شباهتی به دوره جنگ سرد دارد. زمانی که بلوک غرب و شرق روی قدرت نظامی یکدیگر حساب میکردند و این فاکتور نقش مهمی بویژه در تحولات کشورهای "جهان سوم" که تماما به این یا آن اردوگاه تعلق نداشتند - مثل کشور عراق و یا همین سوریه و کشورهائی در افریقا و غیره - ایفا میکرد. این کشورها بینابینی محسوب میشدند و مساله کنترل کمپ شرق و یا غرب بر این نوع کشورها مساله بازی بود. سوریه امروز هم چنین وضعیتی دارد.

تا آنجا که به مردم و نیروهای چپ و مترقی مربوط میشود روشن است که مردم سوریه کاملا

علیه روسیه و چین هستند. مردم به عیان میبینند که بشار اسد با هلیکوپترهای روسی شهرها را بمباران میکند و رژیم اسد تماما به ارتش روسیه متکی است. در اخبار امروز بود که یک ژنرال ارتش روسیه در دمشق کشته شده است. این نشانه دیگری از این واقعیت است که دولت روسیه مستقیما در سرکوب و کشتار مردم سوریه دست دارد. این را مردم هم میدانند و بدرست مخالف این سیاستها و معترض به دخالتگری روسیه و چین هستند.

ولی بخش عمده نیروهای چپ، نیروهائی که ما آنها را چپ سنتی مینامیم، اساسا ضد آمریکائیگری قطبنمای حرکتشان هست و بهمین خاطر کمتر میبینیم که این نیروها به دولت روسیه، علیرغم اینکه رسما و مستقیما از رژیم بشار اسد حمایت میکند و دستش تا آرنج بخون مردم سوریه آلوده است، انتقاد و یا اعتراضی داشته باشند. این نوع نیروها اعتراض و انتقادشان را صرفا علیه آمریکا و ناتو متمرکز کرده اند و کشورهائی نظیرروسیه و چین که آنها هم سیاست کاملا ارتجاعی و باید گفت جنایتکارانه ای را در قبال تحولات منطقه و بویژه سوریه دنبال میکنند از تیغ حمله این نوع چپ مصون مانده اند. نیروهای چپ سنتی علی العموم چنین موضع و برخوردی به مساله دارند.

حمید حق شناس: در مورد تحولات و انقلاب احتمالی آتی در ایران نقش روسیه و چین را چطور ارزیابی میکنید؟ چقدر خطر اینها علیه انقلاب در ایران جدی است؟

حمید تقوائی: در مورد آینده و سیر احتمال تحولات در ایران فاکتورهای زیادی را باید در نظر گرفت ولی تا آنجا که به مواضع امروز روسیه و چین برمیگردد روشن است که این دولتها کاملا در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. در صورتی که انقلابی در ایران رخ دهد ـ که کاملا در چشم انداز و محتمل هست ـ این دولتها بسیار بیش از امروز در کنار جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت، شبیه همین برخورد و موضعی که امروز در قبال رژیم اسد دارند. ولی اینکه سیر اوضاع به درگیریهای نظامی در ایران منجر بشود احتمال زیادی ندارد. وضعیت ایران آینده مشابهت چندانی با سوریه امروز نخواهد داشت. گرچه تردیدی نباید داشت که در شرایط انقلابی دولت روسیه حمایت بسیار فعالتری از رژیم جمهوری اسلامی بعمل خواهد آورد. علت این امر هم در نهایت همانست که در مورد سوریه توضیح دادم. جمهوری اسلامی یک حکومت ضد آمریکائی است و تحت نفوذ مستقیم آمریکا و غرب قرار ندارد. به همین دلیل روسیه بهیچوجه نمیخواهد که جمهوری اسلامی سرنگون شود و حکومت آینده روابط نزدیکی با غرب پیدا کند. لذا این کاملا قابل تصور است که در صورت شکل گیری تحولات انقلابی در ایران روسیه و بدنبال آن چین به نحو جدیتری از جمهوری اسلامی دفاع کنند و کاملا در صف ارتجاع و ضد انقلاب قرار بگیرند.

حمید حق شناس: سئوال آخر اینستکه حزب کمونیست کارگری در این زمینه چه موضع و سیاستی دارد؟

حمید تقوائی: موضع ما روشن است. ما علیه قطب غرب و تاکتیکها و سیاستهائی هستیم که دولتهای غربی در منطقه پیاده میکنند. در مورد انقلاب مصر لیبی و سوریه امروز و در رابطه با تحولات ایران همیشه موضع ما این بوده است که باید در همه سطوح علیه سیاستها و دخالتگریها و حتی تبلیغات غرب در رابطه با وضعیت سیاسی و یا آینده ایران ایستاد و آنرا افشا و خنثی کرد. اما بهمان درجه باید در برابر سیاستهای ارتجاعی دولتهای روسیه و چین هم ایستاد. این دو جزء مکمل همدیگر هستند. موضع و برخورد ما کاملا از نیروهای چپ سنتی که ضد آمریکائی گری راهنما و قطبنمای حرکتشان است، متفاوت است. برای ما دفاع از آزادی، دفاع از مردم، دفاع از انقلاب و دفاع از خواستهای برحق و آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ملاک و اساس است و هر نیروئی که به نحوی در برابر مردم باشد، بخواهد انقلاب آنانرا به بیراهه بکشاند و تحریف و قیچی کند (مانند دولتهای غربی) و یا بخواهد مستقیما در کنار ارتجاع حاکم بایستد و انقلاب را سرکوب کند (مانند دولت روسیه و چین) مورد اعتراض و نقد و افشاگری ماست. ما مردم را آگاه میکنیم که نیروهای بورژوائی و دولتهای حاکم به هر کمپی متعلق باشند و هر مخالفتی با هم داشته باشند در هر حال اهداف و منافع خودشان را دنبال میکنند و راه رهائی مردم اتکا به قدرت خودشان و متشکل شدن و مبارزه کردن و انقلاب کردن برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی است. همانطور که گفتم آنچه تا امروز در تبلیغات چپ سنتی و نیروهای مدعی دفاع از انقلاب علی العموم غایب بوده است اعتراض به و افشاگری از سیاستهای روسیه و چین بوده است. از همین رو باید علیه این دولتهای ضد انقلابی سیاست فعالی داشت. من امیدوارم همه نیروهای چپ و انقلابی متوجه این مساله باشند و همزمان با هر دو قطب ارتجاعی، کمپ غرب و محور روسیه - چین، مقابله کنند، سیاستها و اهدافشان را برای مردم توضیح دهند و آنها را افشا کنند و به این ترتیب مردم را برای انقلاب علیه جمهوری اسلامی با اتکا بقدرت خودشان آماده نمایند.