سه سئوال ازحمید تقوائی درمورد تشدید تحریمها و تنشهای نظامی

انترناسیونال ٤٣٤

 

انترناسیونال: حمید تقوایی کشاکش غرب و جمهوری اسلامی یک بار دیگر با تهدید بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی و جواب فرمانده ناوگان آمریکا که گفته است جلوی آن می ایستیم و ادامه تهدیدهای دو طرف به نقطه حادی رسیده است. فکر میکنید تا چه حد این تهدید جدی است و چه اتقاقی در این مورد دارد می افتد؟

حمید تقوائی: به نظر من تهدیدهای جمهوری اسلامی در مورد بستن تنگه هرمز مانند مانور اخیر سپاه در خلیج فارس جزئی از جنگ تبلیغاتی و رجزخوانی های مرسوم رژیم علیه غرب و شیطان بزرگ است. تفاوت شاید در این باشد که این بار رژیم بیش از گذشته در منگنه قرار گرفته است. از لحاظ سیاسی و مناسبات درونی کاملا وضع بهم ریخته ای دارد و از نظر اقتصادی هم تحت فشار تحریمها وضعش از گذشته بسیار وخیمتر شده است. این را هم باید در نظر داشت که بستن تنگه هرمز حتی اگر رژیم توان عملی کردن این تهدید را داشته باشد، قبل و بیش از همه خود جمهوری اسلامی را از لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار خواهد. تا آنجا که به آمریکا و کلا دولتهای غربی مربوط میشود سیاست آنها افزایش فشارهای اقتصادی از طریق تحریم بانک مرکزی و نفت است و به نظر من در شرایط حاضر امکان آغاز حمله از طرف نیروهای غربی ضعیف است. گرچه اخیرا تنشها و خط و نشان کشیدنهای متقابل بالاگرفته و یک فضای جنگی ایجاد شده اما همانطور که اشاره کردم بیش از هر عاملی خود جمهوری اسلامی و رجزخوانیهای توخالی اش این جو را ایجاد کرده است تا تصمیمات و یا تبلیغات مقامات و رسانه های غربی.

انترناسیونال: کلا با تحریم بانک مرکزی ایران توسط آمریکا و طرح مساله تحریم نفت ایران این بحران ریتم تندتری بخود گرفته و حاد تر شده است. آیا غرب در مورد تحریم نفت ایران جدی است؟ اگر این تحریم صورت گیرد چه تاثیری بر جمهوری اسلامی و شرایط سیاسی در ایران دارد؟

حمید تقوائی: دولت آمریکا فعالانه خواهان تحریم نفتی ایران است و به نظر میرسد اتحادیه اروپا هم در این جهت حرکت میکند. دیروز اعلام شد که اعضای اتحادیه اروپا در مورد تحریم نفتی ایران به توافق اصولی رسیده اند و قرارست امروز ( پنجشنبه ٥ ژانویه) جزئیات مربوط به طرح تحریم نفت ایران در اجلاس نمایندگان ٢٧ کشور عضو اتحادیه اروپا بررسی شود. این شواهد بمعنی در دستور قرار گرفتن تحریم نفتی و همینطور سیاست تحریم بانک مرکزی - که چند روز قبل اوباما آنرا امضا کرد- از جانب دولتهای غربی و همیپمانان آنها نظیر امارات و دیگر کشورهای عربی خلیج است.

تاثیر این تحریمها تشدید بحران و وخامت وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ( که افزایش بیسابقه بهای ارز یکی از اولین تبعات آنست) و بدنبال آن افزایش سرسام آور قیمتها و کمبود مواد و کالاهای مورد نیاز مردم خواهد بود. مردمی که فی الحال با بیکاری و گرانی و فقر دست و پنجه نرم میکنند تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و محرومترین اقشار جامعه از اولین قربانیان تحریم اقتصادی خواهند بود. از لحاظ سیاسی نیز این تحریمها موجب خواهد شد تا رژیم فقر و کمبود و بیکاری و دیگر مسائل گریبانگیر توده مردم را به گردن تحریم اقتصادی بیاندازد و خود را از زیر تیغ اعتراضات مردم بدر ببرد. بنابراین تحریم اقتصادی وقتی از تحریم فروش اسلحه و تجهیزات پلیسی- امنیتی و یا مسدود کردن حسابهای بانکی مقامات و سران رژیم فرا تر برود - که تحریمهای اخیر چنین است- هم از نظر سیاسی و هم انسانی به ضرر توده مردم تمام خواهد شد. این نوع تحریمها بیش از آن که فشاری به حکومت باشد، عامل تشدید فشار بر توده مردم زحمتکش خواهد بود.

انترناسیونال: هدف اصلی دولتهای غربی از اعمال تحریمها جلوگیری از پروژه هسته ای است. لااقل هدف اعلام شده تحریمها اینست. آیا تحریمها میتواند واقعا در این جهت موثر باشد و به این هدف برسد؟

حمید تقوائی: حزب ما، و فکر میکنم اکثریت قاطع مردم ایران، نیز با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی مخالفند. هم باین دلیل که مردم ایران نیز مانند مردم شریف در سراسر دنیا با جنگ و سلاحهای اتمی علی العموم و در دست هر دولتی مخالف هستند و هم مشخصا باین علت که جمهوری اسلامی یک حکومت آدمکش و تروریست و ستون فقرات اسلام سیاسی است و دستیابی اش به سلاح هسته ای میتواند موقعیت رژیم را در ایران و منطقه و موقعیت تروریسم اسلامی را در کل دنیا تقویت کند. اما مخالفت دولتهای غربی با پروؤه هسته ای جمهوری اسلامی نه ربطی به خواست مردم مبنی بر خلع سلاح اتمی همه دولتها دارد و نه حتی به جنایاتی که رژیم اسلامی علیه مردم در ایران و در منطقه مرتکب میشود. مساله دولتهای غربی رام و همراه کردن جمهوری اسلامی در چارچوب اهداف و سیاستهای منطقه ای این دولتها است. نکته دیگر اینکه دولتهای غربی، مستقل از اهداف و نیاتشان در مخالفت از پروژه هسته ای جمهوری اسلامی، مراجع ذیصلاحی برای قضاوت و صدور اجازه در مورد اتمی یا اتمی نبودن دولتها ی دیگر نیستند. این دولتها خودشان تا دندان به سلاحهای اتمی مجهزند و با کشورهای اتمی همپیمانشان هم مشکلی ندارند.

تا آنجا که به راهها و شیوه های مقابله دول غربی با پروژه هسته ای جمهوری اسلامی مربوط میشود نیز این سیاستها و مواضع و اقدامات دولتهای غربی به حل انسانی و ریشه ای مساله ربطی ندارد. جنگ و تحریم اقتصادی خود جزو صورت مساله مردم ایران است و نه راه حل مساله اتمی و یا تروریسم اسلامی و یا هر دلیل واقعی و یا ظاهری دیگری که دولتهای غربی عنوان میکنند. ما بارها تاکید کرده ایم که هر دولت و حزب و شخصیت و نیروی سیاسی و هر ارگان و مرجع بین الملللی اگر واقعا ذره ای از سر آزادیخواهی و ترقیخواهی و دفاع از مردم با جمهوری اسلامی و سیاستهای آن- از جمله پروژه هسته ای - مخالف است باید جمهوری اسلامی را بعنوان دولت ایران برسمیت نشناسد. این رژیم قاتل مردم ایرانست و نه نماینده آنها و از همین رو باید کلیه دولتها و نهادهای بین المللی از لحاظ سیاسی آنرا طرد و تحریم کنند، سفارتخانه های آن را ببندند، مقامات و سران رژیم را بجرم ترور و کشتن مردم و مخالفین در ایران و حتی در خارج ایران - از جمله موارد متعدد ترور شخصیتهای اپوزیسیون در آلمان و سوئیس و فرانسه و قبرس و ترکیه و عراق که کیسهای شناخته شده و اثبات شده ای است- تحت پیگیرد قرار بدهند و نمایندگان رژیم را از همه ارگانهای بین المللی مثل سازمان ملل و سازمان جهانی کار اخراج کنند. تنها چنین سیاستی میتواند به راه حل انسانی و مترقی و ازادیخواهانه مساله اتمی و کلا "حل مساله جمهوری اسلامی" منجر شود. یعنی مبارزه مردم ایران علیه رژیم را به مراتب تسهیل و تسریع کند و به سرنگونی حکومت منجر بشود. روشن است که دولتهای غربی بخودی خود تحریم سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی را در دستور قرار نخواهند داد. این وظیفه احزاب و نیروهای مترقی و مردم شریف جهان است که دولتها و مراجع بین المللی را برای طرد و بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی تحت فشار قرار بدهند. میتوان و باید به همت مردم و نیروهای مترقی و آزدیخواه در دنیا جمهوری اسلامی را در سراسر دنیا همانند رژیم آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی طرد و منزوی کرد. حزب ما مدتهاست در این جهت مبارزه میکند و این به نظر من آلترناتیو و پاسخ عملی هر نیروی انقلابی و ازدیخواهی به سیاستهای ارتجاعی و ضد مردمی نظیر تهدیدات جنگی و تحریم اقتصادی است.