نگاهی به برخی از رویدادهای سال ٢٠١١

گفتگوی كانال جدید با حمید تقوایی


انترناسیونال ٤٣٣- ۳۰ دسامبر ۲۰۱۱


سیما بهاری: به پایان سال سال ٢٠١١ نزدیک میشویم. قطعا در این وقت كوتاه این برنامه به همه اتفاقات مهم سال ٢٠١١ نمیتوانیم بپردازیم. بنابراین در مورد مهمترین آنها صحبت میكنیم. یكی از آنها انقلابات زنجیره ای در "كشورهای عربی" است. چرا انقلاب و چرا در كشورهای عربی؟


حمید تقوایی: دلیل به نظرم روشن است. این كشورها، كشورهایی كه به اصطلاح جامعه عربی خوانده میشوند، از جمله فقر زده ترین و محرومترین جوامع بودند. مردم در منگنه از یكطرف نیروهای ارتجاعی اسلامی و ناسیونالیسم عربی و از طرف دیگر دولت های دیكتاتوری كه چندین ده سال جامعه را زیر یوغ سلطه خود داشتند له شده بودند. مردم در این كشورها سر بلند كردند كه بگویند كه دیگر كافیست و ما دیگر این وضعیت را تحمل نمیكنیم. این به نظر من تحولی بود كه از قبل قابل پیش بینی بود. كما اینكه حتی ارگانها و نهادهای خود سرمایه داری مثل بانك جهانی و صندوق بین المللی پول و غیره از چند سال قبل، از سال ٢٠٠٨، اعلام كرده بودند كه دنیا رو به انفجار است و باید فكری اندیشید. و این انفجار در كشورهای عربی رخ داد. فقر و بیكاری و محرومیت و بیحقوقی و دیكتاتوری های شدید و وحشیانه این جوامع را تحت فشار قرار داده بود و انفجار از اینجا شروع شد. و بعد هم همانطور كه میدانید محدود به كشورهای عربی نماند و بدنبال آن یك اعتراض سراسری در جهان شكل گرفت ولی در هر حال این جنبش جهانی در كشورهای عربی شكل یک انقلاب عظیم توده ای بخود گرفت. توده های مردم بلند شدند و گفتند این شرایط را نمی پذیریم و خیلی هم با قدرت و پیگیر مبارزاتشان را ادامه دادند و این انقلابات همچنان ادامه دارد.


سیما بهاری: همانطور كه شما اشاره كردید، موضوع دیگر مساله اعتراضات گسترده در كشورهای غیر عربی و در جوامع غربی و جنبش های ضد سرمایه داری است. اما هر چه كه دولتهای غرب و رسانه های غربی كه بیشتر سخنگوی دولت هستند، سعی كردند مسیر این اعتراضات را عوض كنند، نتوانستند مسیر این جنبش های ضد سرمایه داری را عوض كنند. چرا نتوانستند؟ و كلا اگر بخواهیم اهمیت این جنبش ها را بررسی كنید به چه نكاتی اشاره میكنید؟


حمید تقوایی: نكته اول اینست كه همانطور كه شما گفتید این جنبش ها خیلی صریح و عریان و مستقیم ضد سرمایه داری است. به حدی اینطور است كه حتی همان نهادها و رسانه های رسمی دولتی كه اشاره كردید، نتوانستند این را كتمان كنند. و علنا از یك جنبش ضد كاپیتالیستی و ضد سرمایه داری صحبت میكنند. اعتراضات توده ای در غرب بی سابقه نیست. مثلا شما اگر چند دهه اخیر را در نظر بگیرید و مشخصا از دهه ٦٠ تا كنون اعتراضات مترقی و آزادیخواهانه در غرب كم نبوده است. مثل اعتراض به جنگ ویتنام، یا در حمایت از مبارزات مردم در آفریقای جنوبی و مبارزه برای حقوق مدنی و رفع تبعیض و حقوق مساوی ای كه بخش های مختلف جامعه میخواستند و یا مساله آزادی زن، همه اینها در غرب همیشه به جنبش هایی دامن زده است. ولی اتفاقی كه این بار افتاد و كاملا آن را از دوره های قبلی اعتراضات در غرب متمایز میكند اینست كه همانطور كه خودشان میگویند، اعتراض مردم به یك درصد، به الیت حاکم، در این كشورها است. این جنبش بدرست خود را ٩٩ درصدی می نامد به این معنا كه میخواهد بگوید كه قدرت سیاسی، اقتصاد، تصمیم گیری ها، كابینه، مجلس و همه اینها در دست مردم نیست. در دست یك درصد جامعه است و این یك درصد فقط اسم دیگری میتواند باشد برای طبقه سرمایه دار. و بعد هم زمینه این اعتراضات دیگر حقوق مدنی و رژیم آپارتاید و حقوق زن و غیره نیست بلكه این فقر و فاقه و بیحقوقی و بیكاری و بی تامینی اقتصادی ایست كه نظام سرمایه داری مستقیما باعث و بانی آن است. مردم این را دیدند كه پارلمانها و كابینه ها، رییس جمهوری ها مدام دارند به نفع همان یك درصد مفتخور جامعه، به نفع بانك ها و سرمایه های بزرگ و غیر بزرگ مالی قانون میگذرانند و از آن طرف مرتب به مردم توصیه میكنند كه كمربندها را سفت كنید. بیكاری بكشید. گرسنگی بكشید. این را دیگر مردم تحمل نكردند و به همین خاطر می بینیم كه از تل آویو در اسرائیل گرفته تا لندن و نیویورك و آتن مردم به خیابانها میریزند و همینطور در ایتالیا و اسپانیا و تقریبا در چهارگوشه دنیا مردم به جنبشی دامن زده اند كه هدف و مضمون آن عملا اینست كه از آن یك درصد خلع ید كند و قدرت را خودش در دست بگیرد. کما اینکه بخش پیشرو این جنبش شعارش "همه قدرت به نود و نه درصد" است. این همانطور كه شما هم اشاره كردید كاملا به انقلابات در منطقه مربوط است. چون الهامشان را از آن انقلابات گرفته اند. مردم نیویورک و بدنبال آن بسیاری از شهرها در اروپا و آمریکای شمالی جنبش اشغال را از میدان التحریر نمونه برداری كرده و الهام گرفته اند. علاوه بر این و مهمتر از این مضمون مشتركی است كه این اعتراضات در غرب و شرق دارند. این انقلابات و اعتراضات علیه سطه سرمایه داریست، علیه سلطه اقتصادی، سیاسی و غیره اقلیت مفتخور حاکم است. در كشورهای خاورمیانه و عربی این سلطه طبقه سرمایه دار به شكل دیكتاتوری های چند ده ساله خود را نشان میدهد و در كشورهای غربی بصورت پارلمانها و كنگره ها و رییس جمهوری هایی كه به خواست مردم وقعی نمیگذارند و مدام در فكر نجات بانکها و سرمایه دارها از بحرانی هستند که خوشان باعث و بانی آن بوده اند. این یك جنبش عظیم جهانی است كه چهره و خصلت اش بروشنی و مستقیما نقد سرمایه داری و اعتراض به سلطه سرمایه داریست.


سیما بهاری: اجازه بدهید در همین چهارچوب به ایران هم بپردازیم. در سال گذشته در ایران هم اتفاقات زیادی افتاد. ولی چیزی كه پیش رو داریم دو موضوع است یكی انتخابات نهم مجلس بدون حضور اصلاح طلبان است و دیگری مساله تعرض رژیم به زندگی مردم تحت عنوان طرح هدفمند كردن یارانه ها. اجازه بدهید ابتدا در مورد مساله انتخابات صحبت كنیم. در این مورد صحبت شما چیست؟


حمید تقوایی: همانطور كه اشاره كردید اكنون رژیم آنقدر بی آبرو و افشا شده است كه حتی اصلاح طلبانی كه همیشه انتخابات برای آنها نقش مركزی و محوری داشته است، الان از شركت در آن ابا دارند. كسی مثل مهدی كروبی من دیدم نقل قولی از او هست كه گفته این انتخابات فرمایشی است و اصلاح طلبان دیگر نیز دارند به اصطلاح تحریم میكنند و میگویند شركت نكنید و این قبل از هر چیز ایزوله شدن و بی آبرو شدن و افشا شدن رژیم را میرساند بطوریكه جناحهای خودش هم قبولش ندارند. ولی مساله اینست كه در عین حال همین جناب كروبی در اعتراضش باز بحث از بازگشت به قانون اساسی و غیره كرده است. میخواهم بگویم كه در عین حال اینها سر انتخابات هر دعوایی داشته باشند كلا در اینكه این نظام باید حفظ شود دعوایی ندارند. حالا یكی میگوید بازگشت به دوره خمینی و یكی میگوید قانون اساسی و غیره، در تلاش برای حفظ رژیم وجه مشترك دارند. طبعا اینها هم دیگر كاملا بی آبرویند. مساله فقط انتخابات نیست. هر كس هر طوری بخواهد این رژیم و هر گوشه ای از قوانین یا مقامات این حكومت را حفظ كند، الان دیگر كلاهش پس معركه است و توده عظیم مردم ایران دیگر به این نوع بازیها اهمیتی نمیدهند و اینها را كنار گذاشته اند. بخصوص در این دوره و بعد از انقلاباتی كه در منطقه ما دیدیم خیلی روشن است كه راه رهائی مردم انقلاب و جارو كردن كل این حكومت است. به نظرم بحث انتخابات به هیچ وجه نمیتواند هیچ مساله ای از هیچ جناحی از حكومت را حل كند و فقط میتواند اوضاع اینها را به هم ریخته تر و بی آبرو تر شان كند و به این معنی مردم به روشنی این را یكبار دیگر تجربه خواهند كرد كه تنها راه حل نجات در دست خودشان است و آنهم یك انقلاب عظیمی علیه حكومت اسلامی است با همه جناحهای و باندهایش.


سیما بهاری: اما مساله هدفمند كردن یارانه ها و اجرای به اصطلاح بخش دوم این طرح. میگویند كه مرحله دوم این طرح در دستور كار است و قرار است به اجرا در آید. آیا مرحله اول این طرح دستاوردی برای رژیم داشت؟ ویژگی مرحله دوم را برای رژیم چگونه ارزیابی میكنید؟


حمید تقوایی: به نظر من این طرح كلا شكست خورده است. مرحله بندی و غیره آن مسخره است. این طرح شكست خورده است با همان اهدافی كه خود رژیم داشت. ببینید اساس طرح یارانه ها این بود كه به یك نحوی سیاست ریاضت كشی اقتصادی را به مردم تحمیل كند. به مردم بگوید كمربندها را سفت كنید و قیمت ها را آزاد كند و سوبسید ها را بزند و مردم را هر چه بیشتر تحت فشار قرار دهد. به این امید كه شاید در اقتصاد ورشكسته جمهوری اسلامی بهبودی حاصل شود. این اتفاق نیفتاد. الان در خود مجلس دارند اعلام میكنند كه این طرح شكست خورده است. دارند اعلام میكنند كه بیش از پانزده میلیارد دلار دولت مقروض شده است و تازه پنجاه میلیارد نیز از بانك مركزی اعتبار گرفته و آنرا هم پرداخت نكرده است و غیره. بحث الان اینهاست. و قیمت ها در این مدت چندین و چند برابر شده است و مردم تحت فشار بیشتری قرار گرفته اند و تورم بیداد میكند. به این مساله باید مساله تحریم های اقتصادی و كلا دزدی ها و چپاول گری هایی كه بوسیله باندهای مختلف حكومتی صورت میگیرد را اضافه كنید تا به عمق بحران و بن بست اقتصاد كاملا بیمار و در هم ریخته جمهوری اسلامی پی ببرید. در هر حال الان میتوان اینطور گفت كه طرح یارانه ها تبدیل شده است به یك موضوع و یك سوژه رقابت سیاسی و دعوای جناحی. از نظر اقتصادی هیچكس دیگر دخیلی به آن نمی بندد و میدانند كه به جایی نرسیده است. ولی با اینحال برای دولت احمدی نژاد این خیلی مهم است چون در برابر جناح رقیب این پرچمش است و به این ترتیب میخواهد بگوید كه این دولت از نطر اقتصادی موفق بوده است و از آن طرف هم جناح رقیب مدام میخواهد ثابت كند كه این طرح ورشكسته است، به درد نمیخورد و باید بهمراه مجریانش كنار گذاشته شود. به این ترتیب كل مساله طرح هدفمند كردن یارانه ها به نظرم تنزل پیدا كرده است به یك دعوایی بین جناحهای حكومت برای اینكه یكدیگر را از میدان به در كنند. نتیجه اقتصادی آنهم برای مردم گرانی بیشتر، تورم، فقر و گرسنگی است و این را از روز اول ما اعلام كردیم و این نتایج را الان مردم دارند می بینند و در تجربه دریافته اند. یك جنبش مقاومتی هم هست كه میدانید كه در برابر طرح هدفمند كردن یارانه ها با نپرداختن قبض ها و نپرداختن پول آب و برق و گاز به پا شده و همچنان ادامه دارد. مجموعه اینها نشان میدهند كه این طرح ورشكسته شده است. مساله اساسی مردم در واقع این طرح یا آن طرح نیست كلیت رژیم و روی كار بودن كل این حكومت است كه مردم بدرست میدانند كه ریشه همه مسایلشان این است و برای حل هر مساله ای اول باید از شر حكومت جمهوری اسلامی راحت شد. به نظرمن این نتیجه ایست كه جامعه به آن رسیده است و جامعه مترصد این است كه این بار خیلی قویتر و وسیعتر از سال ٨٨ به میدان بیاید و كل این حكومت را جارو كند.


سیما بهاری: خیلی متشكر از شما حمید تقوایی


حمید تقوایی: من هم تشكر میكنم.*