حلقه اصلی، نقد دولت مافوق مردم است

انترناسیونال ٤٣٢

مصاحبه با حمید تقوائی در رابطه با تحولات اخیر مصر

انترناسیونال: این هفته جهان شاهد جنایات وحشیانه ارتش مصر بود. سربازان در خیابان بنحو سبعانه ای تظاهرکنندگان را تکه پاره میکردند. چه اتفاقی دارد می افتد موقعیت انقلاب در مصر چگونه است؟

حمید تقوائی: آنچه شاهد آن هستیم نشاندهنده تعمیق پولاریزاسیون طبقاتی و رودرروئی صریح و مستقیم بین انقلاب و ضد انقلاب در جامعه مصر است. و این کاملا قابل پیش بینی بود. انقلاب مصر با شعار "مبارک باید برود" شروع شد اما از همان آغاز روشن بود توده انقلابی خواهان کنار رفتن کل سیستمی است که مبارک مظهر و تجسم آن بود. مردم بدرستی، همانطور که در همه انقلابات علیه دیکتاتوریهای عریان و خشن اتفاق میافتد، راس حکومت یعنی شخص دیکتاتور را نشانه گرفتند و در عین حال با شعار "نان، آزادی، کرامت انسانی" اعلام کردند چرا میخواهند دیکتاتور برود. در مقابل، ضد انقلاب ( شامل ارتش، دولتهای غربی، اخوان المسلمین و دیگر نیروهای بورژوائی در اپوزیسیون و در پوزیسیون) تلاش کرد تا با کنار رفتن مبارک ختم انقلاب را اعلام کند و کل نظام حاکم را، حتی با ابقای مقامات و مهره های رژیم قبلی، حفظ کند. ارتش در مرحله اول انقلاب ظاهر بیطرف بخود گرفت تا در دوره بعد از مبارک قدرت را قبضه کند و نیروهای ارتجاعی نظیر اخوان المسلمین در پیاده رو ایستادند تا بعد از خلوت شدن خیابانها در بازی دولتسازی از بالا سهمی بعهده بگیرند.

امروز پیشرویها و رادیکالیزه شدن انقلاب جای چندانی برای این نوع بازیها و مانورهای ضد انقلاب باقی نگذاشته است. فاز دوم انقلاب که با بازگشت قدرتمند مردم به التحریر در ١٨ نوامبر شروع شد اعلام کرد "طنطاوی باید برود" و این پاسخ محکمی به انتخابات و مانورهای انتخاباتی ارتش و اخوان المسلمین و دیگر دموکراسی پناهان ضد انقلابی و پیشروی مهم دیگری در جهت در هم کوبیدن کل نظام موجود مصر بود. ارتش در مصر تنها ابزار سرکوب نیست بلکه خود شبیه سپاه پاسداران در جمهوری اسلامی، بخش مهمی از قدرت سیاسی و اقتصادی حاکم است. حذف ارتش از قدرت تمام سیستم و ساختار حکومتی مصر را درهم میریزد. این را هم طبقه حاکم مصر - و دولتهای غربی و ضد انقلاب بین المللی - بخوبی میداند و هم مردمی که اعلام میکنند طنطاوی باید برود. با طرح این شعار در میدان التحریر عملا افسانه "دولت گذار" و "مامور برگزاری انتخابات" و "انتقال مسالمت آمیز قدرت" و دیگر تعارفات تمام میشود. فاز دوم انقلاب با اعتراض به اعلامیه قدر قدرتی "شورایعالی نیروهای مسلح" شروع شد، و برای مقابله با این پیشرویها نخست وزیر جدید، کما ل الجنزوری که خود از سال ٩٦ تا ٩٩ نخست وزیر رژیم مبارک بوده است، حمله مستقیم بمردم را شروع میکند. کابینه جدید کابینه سرکوب است. دوره توهم، و یا بهترست بگوئیم دوره حساب باز کردن ارتجاع بروی توهم، تمام شده است و آنچه امروز شاهد آنیم ظاهر شدن ضد انقلاب در هیات واقعی خود است یعنی در هیات عامل مستقیم سرکوب و کشتار مردم و عامل بخون کشیدن انقلاب.

انترناسیونال: برای پیشروی انقلاب در مصر بنظر شما باید روی چه نکاتی انگشت گذاشت، فراخوان شما چیست؟

حمید تقوائی: اولین مساله که فکر میکنم همه با آن توافق داشته باشند اینست که انقلاب سرندارد، از یک نیروی متشکل و شناخته شده سازماندهنده و رهبری کننده محروم است و باید به سرعت این خلاء پر شود. اما به نظر من دیدن این ضعف اساسی هنوز چیز زیادی در باره راه برطرف کردن آن نمیگوید. سئوال اصلی اینست که رهبری چگونه میتواند عروج کند؟ برای روشن شدن موضوع میتوان مساله را به این شکل مطرح کرد که اگر این رهبری وجود میداشت میبایست چه میکرد و چه میگفت؟ پاسخ به این سئوال پاسخ به مساله فقدان رهبری نیز هست. رهبری در روند انقلاب و با پاسخگوئی به مسائل و موضوعات متنوعی که مدام انقلاب مطرح میکند شکل میگیرد و ازینرو هر نیروی مدعی رهبری انقلاب تنها میتواند از همان گام اول با چاره جوئی برای این مسائل به موقعیت رهبری برسد.

به نظر من کلید و حلقه اصلی درانقلاب مصر مساله دولت است. منظورم صرفا برکناری دولت حاکم نیست. این بنا به تعریف مضمون هر انقلابی است و در مصر هم همانطور که بالاتر اشاره کردم از همان روز اول خلاصی از شر دولت موجود هدف مستقیم مردم بوده است. تاکید من بر نفی دولت بعنوان ارگان مافوق مردم و ملزومات آن یعنی بوروکراسی و دموکراسی مافوق مردم و بالای سر مردم است. این ضدیت پایه ای با دولت به نظر من یک ویژگی مهم و وجه ممیزه انقلاب مصر و دیگر تحولات منطقه با انقلابات گذشته است. این ویژگی را حتی در جنبش اشغال یا نود و نه درصدیها در غرب هم می بینیم.

شکل گیری این جنبش جهانی بهیچوجه تصادفی نیست. ویژگیهای سرمایه داری عصر ما - از تحول انقلاب الکترونیک در عرصه ارتباطات جمعی و مدیای اجتماعی تا بحران همه جانبه و تشدید شونده سرمایه داری و افشا شدن نقش پارلمان و دموکراسی پارلمانی در خدمت به یک درصد و فشردن گلوی نود ونه درصد و غیره- در شکل گیری این جنبش نقش تعیین کننده ای داشته است. در پایه ای ترین سطح باید گفت که ریاضت کشی اقتصادی و سلطه بلامنازع سرمایه داری بازار آزاد که امروز یک امر جهانی است، نقد سیاسی آن یعنی نفی دولت سیستم حکومتی پاسدار این سیاستها را نیز به یک امر بین المللی تبدیل کرده است و همین واقعیت است که کارگران و مردم ویسکونسین و اوکلند و نیویورک و مادرید و لندن و آتن و تل اویو را در کنار مردم قاهره و بنغازی و دمشق و صنعا قرار میدهد. اسم این حرکت بیسابقه بین المللی را میشود جنبش جهانی "اشغال" گذاشت. اشغال جهان تحت سلطه یک درصدیها بوسیله نود و نه درصد مردم.

من در نوشته های دیگری این موضوع را باز کرده ام - و هنوز هم باید بیشتر در این باره نوشت- اما تا آنجا که به این بحث مشخص ما در مورد انقلاب مصر بر میگردد به نظر من نفس اشغال التحریر بعنوان شکل غالب مبارزه در خود بیانگر نفی عملی قدرت حاکمه مافوق مردم - و ملزومات آن نظیر بوروکراسی و پارلمان - است. مردم میدان مرکزی قاهره را اشغال کردند و کنترل آنرا در دست گرفتند و اعلام کردند تا مبارک نرود ما اینجا را ترک نمیکنیم. اما به نظر من این اقدامی بسیار فراتر از یک اقدام تاکتیکی - نظیر مثلا بست نشینی در انقلاب مشروطه- برای رسیدن به خواست معین رفتن مبارک بود. کما اینکه نه ماه بعد از سرنگونی مبارک فاز دوم انقلاب هم دوباره با اشغال التحریر شروع میشود. کما اینکه مدل اشغال خیابانها و میادین و پارک ها به یک شیوه رایج مبارزه نه تنها در انقلابات منطقه بلکه حتی در جنبش ضد کاپیتالیستی نود و نه درصدیها در غرب بدل شده است. خود اسم جنبش اشغال گویای این خصوصیت ضد کنترل دولتی است. این شکل اعتراض به نظر من نقد و نفی عملی قدرت مافوق یا دولت ماوراء مردم است هر چند خود انقلاب صریحا این را اعلام نکند و فعالین آن خود روشن و شفاف این خواست را فرموله و بیان نکرده باشند. بقول مارکس تحولات تاریخی را، همانند ارزیابی افراد از خود، بر مبنای آنچه شکل دهندگانش میگویند نباید قضاوت کرد. اما رهبری این انقلابات تنها حزب و نیروی سیاسی ای میتواند باشد که قبل از هر چیز به این واقعیت آگاه باشد و آنرا نقظه عزیمت خود قرار بدهد. نفس اینکه مضمون و خصلت ضد دولتی این انقلابها و همچنین جنبش اعتراضی ضد سرمایه در غرب- بروشنی و با شفافیت بیان نشده و شکل یک برنامه و پلاتفرم سیاسی بخودش نگرفته خود ناشی از فقدان و یا عدم حضور فعال یک حزب یا نیروی سیاسی رهبری کننده در این تحولات است. کار یک نیروی رهبری کننده قبل از هر چیز بیان سیاسی این نقد و تبدیل آن به یک برنامه و پلاتفرم برای خلع ید سیاسی و اقتصادی از بورژوازی و کسب قدرت سیاسی، و یا بعبارت دقیقتر سازماندهی مردم بعنوان قدرت سیاسی، است. ناگفته پیداست که تنها کمونیستهائی از نوع کمونیسم کارگری میتوانند این نقش را ایفا کنند. انقلاب مصر برای پیشرویهای بیشتر و رسیدن به پیروزی نهائی به چنین نیروئی نیازمند است.

انترناسیونال: حزب کمونیست کارگری در حمایت از انقلاب مصر چه کاری در دستور دارد و چه میتواند بکند؟

حمید تقوائی: روشن است که عرصه مبارزه مستقیم ما جامعه ایران است و ازینرو ما متاسفانه نمیتوانیم نقش مستقیمی در رهبری و سازماندهی عملی انقلاب مصر ایفا کنیم. اما این بهیچوجه به معنی بی تاثیری و بیوظفیگی ما نیست. ما میتوانیم و موظفیم در تقویت موقعیت کمونیسم کارگری در این انقلاب و عظف توجه کمونیستهای انقلابی به نکاتی که توضیح دادم هر چه در توان داریم انجام بدهیم. شیوه کار ما تماس مستقیم با انقلابیون مصر از جمله با واسطه رفقای حزب کمونیست کارگری چپ عراق، ترجمه ادبیات حزب حول انقلاب مصر و دیگر تحولات امروز دنیا بزبان عربی و انگلیسی و فعال شدن در مدیای اجتماعی حول انقلاب مصر و مسائل مربوط به آنست. اینها راههائی است که به تقویت جنبش کمونیسم کارگری در مصر و در منطقه کمک میکند و زمینه شکل گیری رهبری انقلاب را فراهم میآورد. ما تاکنون قدمهائی در این زمینه ها برداشته ایم و باید وسیعتر و فعالتر کار کنیم. ولی باید فراتر و در یک مقیاس ماکرو یا کلان نیز وارد عمل شد. میتوان بعنوا ن نمونه حول مسائل انقلابات منطقه و همچنین جنبش نود و نه درصد سمینارها و گردهمائیهائی در سطح بین المللی سازمان داد و توجه انقلابیون در مصر و در منطقه و کلا افکار عمومی جهانیان را به مسائل گرهی و راههای پیشروی انقلابات و اعتراضات ضد کاپیتالیستی جاری جلب کرد. امیدوارم بتوانیم در آینده نزدیک چنین سمینارها و میزگردهائی نیز برگزار کنیم.