اعتصابات سراسری کارگران، ابزار کارساز انقلاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی

کارگر کمونیست: بعنوان اولین سئوال نظر شما درمورد جایگاه اعتصاب در جنبش کارگری ایران چیست؟ نقش اعتصابات کارگری در متن جنبش انقلابی برای سرنگونی رژیم اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟

حمید تقوائی: اعتصاب یک شیوه موثر و تعیین کننده در روند بسیاری از انقلابهای عصر ما بوده است. در انقلاب ٥٧ این اعتصاب کارگران نفت بود که کمر رژیم شاه را شکست. در انقلاب مصر هم کارگران با خواست برکناری مبارک دست به اعتصاب زدند و بعد از مبارک هم جنبش کارگری مصر یک عامل موثر در رادیکالیزه شدن جامعه و پیشروی انقلاب در برابر دولت ارتشیان بوده است. به نظر من در جنبش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی اعتصاب کارگری میتواند نقشی بسیار موثرتر و تعیین کننده تری از جنبش کارگری در مصر و یا انقلابات دیگر منطقه ایفا کند. علت این امر شرایط ویژه جامعه و جنبش کارگری در ایران است. بعنوان مهمترین این ویژگیها میتوان به این نکات اشاره کرد:

اولا در دوره جمهوری اسلامی مبارزات و اعتصابات کارگری هم در مقایسه با تاریخ جنبش کارگری در خود ایران و هم در مقایسه با سایر کشورهای منطقه دامنه و وسعت کم نظیری داشته است. مراکز و بخشهای مختلف کارگری مدام برسر دستمزدهای عقب افتاده، قراردادهای موقت، اخراج و بیکاری، شرایط ایمنی کار و غیره مشغول مبارزه بوده‌اند. و تحصن و اعتصاب و راهمپیائی و حتی در مواردی اشغال کارخانه‌ها و اخراج مدیر و بدست گرفتن کنترل واحد تولیدی از شیوه‌های رایج جنبش کارگری بوده است. این وضعیت توده‌های کارگر و فعالین جنبش کارگری را از نظر سابقه و تجربه مبارزاتی در موقعیت مساعدی برای سازماندهی اعتصاب در شرایط انقلابی قرار میدهد.

ثانیا رودرروئی با جمهوری اسلامی و عوامل رژیم یک ویژگی تقریبا همه مبارزات و اعتصابات کارگری در ایران است. بسیاری از مراکز تولیدی یا متعلق به دولت است و یا با کمک مستقیم دولت اداره میشوند. شوراهای اسلامی و حراست و سایر ارگانها امنیتی و پلیسی، حتی در کارخانه‌هائی که دولتی هم نیست، ابزار همیشگی دولت و کارفرمایان در سرکوب مبارزات کارگری بوده است و این باعث شده تا توده کارگر مستقیما در برابر دولت قرار بگیرد. به این معنی اعتصابات کارگری حتی وقتی برای ابتدائی‌ترین مطالبات صورت میگیرد به سرعت پای دولت و نیروهای دولتی را بوسط میکشد و به این معنی سیاسی میشود. از این نقطه نظر جنبش کارگری در ایران هم از کشورهای غربی متفاوت است و هم از نظامهای دیکتاتوری نوع جهان سومی. در گروه اول مبارزات کارگران عمدتا در حیطه مقابله با کارفرما بر سر شرایط فروش نیروی کار باقی میماند و در گروه دوم معمولا اختناق شدید اجازه تحرک چندانی به کارگران نمیدهد. (شرایطی نظیر گورستان آریامهری). جمهوری اسلامی بسیار تلاش کرد اختناق و سکون کاملی را بر جامعه و بویژه بر جنبش کارگری تحمیل کند اما کارگران و کلا توده مردم ناراضی اجازه نداند به این هدف برسد. در نتیجه یک شرایط ویژه و توازن قوای معینی بین رژیم و توده کارگر و زنان و جوانان معترض بوجود آمده است که نتیجه آن، تا آنجا که به بحث ما در مورد اعتصابات و اعتراضات کارگری مربوط میشود، این جنبش کارگری است که در قالب مبارزه بر سر خواستها و مطالبات صنفی در واقع همیشه کل رژیم و نظام سرمایه داری را بچالش کشیده است. یک شاهد این واقعیت اول ماه مه‌ها و قطعنامه‌هائی است که در این روز تجمعات کارگری علیه سرمایه داری صادر میکنند و ضمن مطرح کردن مطالباتشان از مبارزات زنان و جوانان و اقشار دیگر جامعه نیز حمایت میکنند. به این دلایل است که ما همیشه گفته‌ایم جنبش کارگری را، حتی وقتی مطالبات خودش را مطرح میکند، باید بخشی مهمی از جنبش سرنگونی طلبانه مردم ایران بحساب آورد.

ثالثا بر متن شرایط فوق فعالین چپ در جنبش کارگری توانسته‌اند در زمینه نمایندگی کردن علنی مبارزات کارگران و سازماندهی کمیته‌ها و نهادهای علنی کارگری قدمهای مهمی بجلو بردارند. این نقطه قوتی است که باید به آن متکی شد و گامهای بیشتری بجلو برداشت.

اکنون بر متن این خصوصیات که من تنها به مهمترینش اشاره کردم میباید مساله اعتصابات و در یک سطح عمومی‌تر نقش و دخالتگری جنبش کارگری در شرایط انقلابی حاضر را مورد بررسی قرارداد. روشن است که در این شرایط اعتصاب به معنی طرح خواستهای صنفی و مطالباتی در این یا آن کارخانه یا بخش تولیدی مورد نظر نیست. بحث بر سر اعتصاب در یک سطح گسترده و سراسری است. اعتصاب به معنی یک ابزار انقلاب علیه جمهوری اسلامی است هر چند صریحا خواست خودش را سرنگونی قرار ندهد. به نظر من در شرایط متلاطم امروز جامعه اعتصاب کارگری بر سر هر مساله‌ای - مثلا افزایش دستمزد یا اعتراض به طرح یارانه‌ها - اگر گسترده و سراسری باشد و یا حداقل مراکز کلیدی و شاخه‌های اصلی تولیدی را دربر بگیرد به سرعت با اعتصاب بخش‌های دیگر جامعه مثل کارکنان و کارمندان و غیره همراهی خواهد شد و اسلحه موثری در پیشبرد انقلاب و بزیر کشیدن جمهوری اسلامی خواهد بود.

کارگر کمونیست: شما به اعتصابات گسترده و سراسری اشاره کردید. آیا مکانیزم سازماندهی این نوع اعتصابات سراسری با اعتصاباتی که در یک محل کار در مبارزات جاری صورت میگیرند فرقی دارد و اگر آری این تفاوتها چیست؟

حمید تقوائی: روشن است که اعتصاب سراسری مستلزم سازماندهی هماهنگ و یکپارچه در یک سطح سراسری است. اعتصاب در یک واحد یا در یک بخش تولیدی معمولا حول خواستهای معین همان بخش صورت میگیرد و در همان سطح هم به فرجام میرسد. رهبران اعتصاب، کمیته اعتصاب یا نهادهای دیگر و یا فعالین سرشناس مورد اعتماد کارگران نیز شخصیتها و یا ارگانهائی محلی هستند. در جوامعی که تشکلهای کارگری وجود دارد اعتصابات گسترده معمولا از طریق همکاری و هماهنگی بین این ارگانها و فعالین محلی صورت میگیرد. مثلا اتحادیه‌های بخشهای مختلف بر سر اهداف و زمان شروع اعتصاب و نحوه مذاکره با دولت و کارفرمایان و غیره به تصمیم واحدی میرسند، در اعتصابات قانونی این تصمیم را به دولت اعلام میکنند و اعتصاب سراسری به این ترتیب شکل میگیرد و به پیش میرود. روشن است که در جامعه ایران چنین شرایطی وجود ندارد اما از اینجا نمیشود و نباید نتیجه گرفت که اعتصابات وسیع در ایران ممکن نیست. تنها مکانیسم و نحوه سازماندهی اعتصابات متفاوت است. مبارزات سراسری در جنبش کارگری ایران اساسا با اتکا بر فعالین و رهبران عملی جنبش کارگری در یک سطح گسترده و بویژه در صنایع و بخشهای کلیدی تولیدی صورت میگیرد. در این میان بویژه نقش فعالین و نهادهای شناخته شده فراکارخانه‌ای و توافق و اتحاد عمل میان آنها بسیار تعیین کننده است. همانطور که بالاتر اشاره کردم در شرایط حاضر این نهادها و شخصیت‌ها فعال‌اند و در جنبش کارگری در یک سطح وسیعی شناخته شده هستند. اغلب این نهادها دامنه نفوذ و فعالیتشان از یک کارخانه و یا شاخه تولیدی و حتی شهر و منطقه فراتر میرود. ارتباطات نسبتا وسیعی بین آنان وجود دارد و در برآمدهائی نظیر اول مه‌ها و مشخصا اول مه ٨٨ و یا در مبارزه برای دستمزد و غیره ما شاهد همکاری و فعالیت مشترک این نهادهای کارگری بوده‌ایم. به نظر من سازماندهی اعتصاب و یا هر نوع مبارزه گسترده کارگری در ایران در گرو ابتدا همنظری و اتحاد و همکاری فعالین و نهادهای شناخته شده در جنبش کارگری و برقراری تماس گسترده با دیگر فعالین جنبش کارگری بویژه در صنایع بزرگ و کلیدی و سپس کار پیگیر مشترک و برای زمینه سازی و تدارک مبارزه و اعتصاب سراسری در میان توده‌های کارگر است.

کارگر کمونیست: چه موانعی بر سر سازماندهی اعتصابات سراسری وجود دارد و راه مقابله با این موانع کدامند؟ آیا فقر و عدم امنیت شغلی که توسط برخی فعالین مورد اشاره قرار میگیرد مانعی مهم و غیر قابل حل است؟ نقش آمادگی و توافق و هماهنگی رهبران عملی کارگران برای سازماندهی اعتصابات سراسری چگونه است؟

حمید تقوائی: به نظر من قبل از این عواملی که اشاره کردید باید به فاکتور تعادل قوای سیاسی در جامعه اشاره کرد. توازن قوای سیاسی معینی که امروز در جامعه وجود دارد گرچه هنوز برای شکل گیری فوری یک اعتصاب عمومی و یا نسبتا گسترده مساعد نیست، اما از هر نظر شرایط مناسبی را برای تدارک و زمینه سازی چنین اعتصابی در جامعه فراهم آورده است. در دوسال اخیر، از خیزش انقلابی تابستان ٨٨ تا امروز، این توازن به ضرر رژیم و به نفع مردم در حال تغییر بوده است و این زمینه مساعدی برای اعلام حضور طبقه کارگر و جنبش کارگری فراهم میکند. فقر و مشکلات معیشتی و خطر بیکاری و اخراج حتما مانع مهمی برای شکلگیری مبارزات تعرضی است اما همین عوامل در فضای سیاسی امروز میتواند به عنوان انگیزه و نیروی محرکه اعتصابات وسیع کارگری عمل کند. بعنوان نمونه تعویق در پرداخت دستمزها، پائین بودن سطح دستمزد چند برابر زیر خط فقر، یا طرح حذف یارانه‌ها و گرانی کمرشکن و مسائل معیشتی دیگر، عواملی است که گرچه در شرایط عادی میتواند توده کارگر را محافظه کار کند و به مبارزات کارگری شکلی تدافعی بدهد اما در وضعیت امروز جامعه، یعنی در یک شرایط انقلابی و تلاطم سیاسی، میتواند زمینه ساز شکلگیری مبارزات و اعتصابات وسیع کارگری باشد.

با توجه به این عوامل است که من معتقدم شرایط از هر نظر برای تدارک و زمینه سازی اعتصاب سراسری فراهم است. روشن است که در شکلدهی به این حرکت فعالین و نهادهای جنبش کارگری نقش برجسته و تعیین کننده‌ای دارند. یک جنبه مهم در زمینه سازی اعتصاب، تبلیغ و طرح ایده اعتصاب عمومی و دامن زدن به بحث و گفتگو حول آن در جنبش کارگری و در یک سطح عمومی‌تر در میان اقشار مختلف جامعه و بخصوص جوانان است. امروز مساله بود و نبود رژیم و مساله قدرت سیاسی به یک امر مهم و مورد توجه توده مردم تبدیل شده است و ازینرو اعتصابات کارگری بعنوان یک ابزار مهم و کارساز در سرنگون کردن رژیم مورد حمایت وسیع مردم قرار دارد. در این شرایط اعتصابات کارگری میتواند نقطه شروع اعتصاب عمومی کل کارکنان در جامعه باشد و ضربه کارسازی به حکومت وارد آورد. بخصوص در شرایطی که گرانی و بیکاری و دستمزدها و حقوقهای کمتر از یک سوم خط فقر نه تنها کارگران بلکه اکثریت عظیمی از مردم را در چنگال خود میفشارد. جنبش کارگری میتواند پرچمدار اعتراض و مبارزه توده مردم علیه جمهوری اسلامی باشد و این بعد تازه‌ای به جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد داد و آنرا بمراتب تقویت خواهد کرد. اینها از جمله فعالیتهائی است که باید از طریق فعالیت مشترک و متحد و هماهنگ فعالین و نهادهای جنبش کارگری به پیش برده شود.

کارگر کمونیست: حزب کمونیست کارگری چه سیاستی در قبال سازماندهی اعتصابات سراسری دارد و مهمترین اقدامات عملی در این رابطه را چه میداند؟ پیام شما به فعالین و نهاهای مبارزاتی جنبش کارگری در این رابطه چیست؟

حمید تقوائی: همانطور که اشاره کردم از نظر موقعیت جنبش کارگری و شرایط عمومی سیاسی در جامعه اکنون در مقطعی قرار داریم که میتوان و باید تدارک سیاسی و عملی اعتصاب عمومی را در دستور قرار داد. منظور من از تدارک سیاسی اساسا بردن ایده و گفتمان اعتصاب عمومی بمیان توده کارگر و توضیح و تبلیغ ضرورت و مطلوبیت آن در یک سطح وسیع در میان کارگران و در کل جامعه است. از نظر عملی پیشبرد این امر قبل از هرچیز در گرو توافق و همنظری فعالین و نهادهای سرشناس و موثر در جنبش کارگری است. همانطور که قبلا اشاره کردم نهادها و فعالین چپ در جنبش کارگری در مقاطع مختلفی مبارزه متحدی را به پیش برده‌اند، اطلاعیه‌ها و قطعنامه‌های مشترکی منتشر کرده‌اند و آکسیونهای موفقی را فراخوان داده‌اند. به نظر من این همکاریها باید به سطح فعالیتهای مشترک پیگیر و ادامه دار در عرصه‌های مختلف بسط و ارتقا پیدا کند و تدارک اعتصابات گسترده و سراسری یکی از مهمترین این عرصه‌ها است.

روشن است که قبل از هر چیز باید موضوع و خواست و هدف اعتصاب را مشخص کرد و در مورد آن به توافق رسید. به نظر من خواست اضافه دستمزد، که هم اکنون حول آن حرکت متحد و مشترکی در میان فعالین جنبش کارگری شکل گرفته است، میتواند موضوع و هدف یک مبارزه گسترده در جنبش کارگری و نهایتا زمینه ساز اعتصابات گسترده باشد. باید به یک جنبش فراگیر حول دستمزد دامن زد و این خود یک جنبه مهم تدارک اعتصاب عمومی نه تنها در میان کارگران بلکه کل کارکنان و حقوق بگیران در جامعه است.

جنبه دیگر ضرورت طرح و تبلیغ و دامن زدن به گفتمان اعتصاب عمومی بعنوان یک حربه موثر در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. هم اکنون چنین بحث و گفتگوئی در میان جوانان و فعالین اعتراضات خیابانی علیه جمهوری اسلامی مطرح است. فضای سیاسی مساعدی برای سازماندهی اعتصاب و موثر و کارساز بودن آن برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی در جنبش انقلابی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته است و این مساله خودبخود و میشود گفت بطور طبیعی نقش طبقه کارگر و جنبش کارگری در شرایط سیاسی حاضر را برجسته میکند. از این نقطه نظر هم عطف توجه و دخالتگری فعالین جنبش کارگری به امر اعتصاب سراسری در اوضاع سیاسی حاضر بسیار حائز اهمیت است.

خلاصه کنم، شرایط از هر لحاظ برای دامن زدن به یک جنبش و حرکت وسیع در جهت شکل دهی به اعتصاب سراسری در جامعه فراهم است. باید از این شرایط سود جست و تدارک و سازماندهی اعتصاب عمومی را دردستور کار قرار داد. حزب ما با تمام توان خود برای پیشبرد این وظیفه میکوشد و همه فعالین و نهادهای و تشکلهای کارگری را به مبارزه در این راه فرامیخواند.