جنبش کارگری و موقعیت امروز آن

گفتگويي با حميد تقوايي در برنامه تلويزيون كارگران و يك دنياي بهتر

 

شهلادانشفر: حميد تقوايي ميخواهم نگاهی‌ داشته باشيم به جنبش کارگری به دنبال یک سال اعتراضات و مبارزات و خیزش انقلابی که در جامعه شاهد آن هستیم. ما مشخصا اعتصاب عمومی موفق در کردستان را پشت سر گذاشتیم و من از همینجا سوالم را شروع میکنم. در بیانیه حزب از این اتفاق بعنوان یک گام بزرگ به جلو در اعتراضات کل جامعه و بدست دادن الگویی از شکل اعتصاب و مشخصا اعتصابات سراسری کارگری سخن میگوید، به نظر شما تاثیرات مشخص این حرکت در جنبش کارگری چه میتواند باشد ؟

حمید تقوایی: این اولین باریست که در جنبش یک سال اخیر اعتصاب به عنوان یک شیوه موثر و خیلی موفق علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته شد و طبعاً این در برابر جنبش کارگری این الگو و چشم انداز را قرار میدهد که این امر عملی‌ و امکان پذیر است و میشود با اعتصاب عمومی یک جبهه‌ جدیدی علیه حکومت گشود و طبعاً خیلی روشن است که کارگران نقش اساسی‌ و تعیین کننده ای را دارند. درست است که در کردستان اعتصاب عمومی بود اما اعتصاب کلا یک شیوه مبارزه کارگری است، کارگران در چند سال اخیر حول مسائل کارگری و مسائل جنبش خودشان دست به اعتصابات زیادی زدند، ولی‌ این اعتصاب در کردستان نشان میدهد که در دل این جنبش انقلابی و علیه جمهوری اسلامی در اعتراض به اعدامها و برای پایین کشیدن این جنایتکاران٬ باید و میشود به اعتصاب متوسل شد. بنابرین از نظر شکل مبارزه و یک شیوه موثر برای مبارزه با جمهوری اسلامی این یک تجربه خیلی موفق و یک الگوی مناسب بخصوص در مقابل فعالین جنبش کارگری، نهادها و دست اندر کاران این جنبش قرار میدهد.

نکته مهم دیگر این است که این اعتصاب به فراخوان نیروهای کمونیست و چپ شکل گرفت و طبعاً این هم به سرعت و نقش و ثقل طبقه کارگر را در محور این قضیه قرار میدهد. درست است که خیلی از نیروهای اپوزیسیون دیگر هم به این حرکت پیوستند ولی‌ ابتکار و پیشگامی این عمل با نیروهای کمونیست بود و حزب ما هم یکی‌ از نیروها بود که این فراخوان را داد و اساسا جامعه کردستان پاسخ داد به این فراخوان و بسرعت در عرض ۴۸ ساعت جامعه عکس‌العمل نشان داد و این یکبار دیگر توجه ها را کلا به کمونیسم و چپ در جامعه متوجه می‌کند یعنی‌ به آن افق و اهداف و سیاستهایی که طبقه کارگر در برابر جامعه می‌گذارد. این یک اعتراض به اعدام بود از زاویه و دید آزدیخواهانه و برابری طلبانه بی‌ کم و‌ کاست کارگری. به این هم توجه کنید خود مساله ایی‌ که اتفاق افتاد، یعنی‌ اعدام این فعالین سیاسی، خیلی روشن بود که آنان فعالین چپ و کمونیست هستند. درست است که به حزب و سازمانی متعلق نبودند ولی‌ کافیست شما نامه های فرزاد را بخوانید و یا به خاطراتی را که الان هم بندهای شیرین از او و یا از پنج عزیزی که اعدام شدند، نقل میکنند توجه کنید، به سرعت معلوم میشود که اینان افکار و گرایشات و اهداف چپ و رادیکالی را نمایندگی‌ میکردند، آن انساندوستی و آزادی خواهی و برابری طلبی افرطی چپ را نمایندگی‌ میکردند، و بهمین دلیل مهم است که در پاسخ به این اعدامها مردم ، در کردستان به صورت اعتصاب و در سایر جاها در داخل و خارج از کشور به اشکال مختلف از جمله با حمله به سفارتخانه جمهوری اسلامی در بسیاری از کشورهای اروپایی‌، پاسخ محکمی به جمهوری اسلامی دادند. در واقع نکته اینجاست که برای اولین بار در يك سال اخير جمهوری اسلامی ۵ تن از فعالان سیاسی را به اسم فعال سیاسی اعدام کرد. رژیم تا به حال خیلی از فعالان سیاسی کمونیست را از دم تیغ گذرانده است اما این همیشه مخفی نگاه داشته شده است یا در هر حال مثل فعال صاحب نامی مثل فرزاد که ۴ سال بود زیر اعدام بود و همه دنیا اسم او را شنیده بود و از آن حمایت کرده بود، نبوده است. و یا سیاسیون را به اسم قاچاقچی و مواد مخدری و غیره اعدام کرده است. این اولین باری بود که جمهوری اسلام پنج نفر را به اسم توطئه گر، تروریست و غیره اعدام کرد که میدانیم این برچسبی است که همه حکومتهای دیکتاتوری به مخالفان سیاسی خود میزنند و بعد هم جمهوری اسلامی اعلام کرد که اجساد این عزیزان را در گورستان کافرها دفن خواهد کرد یعنی‌ خیلی روشن اینها کمونیست بودند و به این معنا این هم عکس‌العمل جامعه به این جنایت خواه ناخواه چپ، کمونیست و به این اعتبار کل جنبش کارگری، سیاستها و اهداف رادیکال جنبش کارگری را در محور سیاست قرار میدهد. به همین خاطر ما گفتیم یک گام جلو به پیش است، البته بیشتر هم میشود این را بررسی‌ کرد ولی‌ مهمترین مولف های آن این دو نکته است که توضیح دادم.

شهلادانشفر: بله اجازه بدهید باز برمی‌گردیم به اين جنبه كه به عنوان یک الگو برای جنبش کارگری و اعتصابات سراسری صحبت كرديم و ما مدتهاست به عنوان یک حلقه کلیدی برای زدن ضربه جدی و قاطع بر پیکر این رژیم بر آن تاكيد ميكنيم. اما اجازه بدهید نگاهی‌ بکنیم به خود جنبش کارگری. شما مشخصا امروز جنبش كارگري را چگونه مي بينيد و کلا موانع و مشکلات آن را چطور توضیح می‌دهید؟

حمید تقوایی : این بحث تازه ای نیست ولی‌ در متن شرایط جدید با توجه به شرایط جدید میشود دوباره بحث را مطرح کرد و سوال مربوطی است. نکته ای که ما همیشه بر آن انگشت گذاشتیم در مورد ضعفهای جنبش کارگری دو جنبه داشته است، یکی‌ تشکل و متحد شدن و هرچه بیشتر سازمان یافتن جنبش کارگری که فکر کنم نکته ایست که تمام نیروهای چپ و فعالان جنبش کارگری در آن متفق القول هستند که نقطه ضعف جنبش کارگری پراکندگی آن است. اجازه بدهید همین جنبه اول را کمی‌ توضیح بدهم. راه حلی که ما برای این همیشه گفتیم این است که باید در سطح علنی رهبران شناخته شده جنبش کارگری به میدان بیایند، کمیته ها، نهادها، تشکلات، هیئت موسسها، این نوع تشکلات را به وجود بیاورند و از این طریق به طرف سازماندهیهای توده ایتر بروند، مثل مجامع عمومی، شوراها، سندیکاها، کمیته های اعتصابی و غیره. و این قدم اول باید گفت در سطحی خوشبختانه عملی‌ شده. نمونه های موفقی داریم که میتواند الگویی باشد برای اینکه بسرعت زیاد بشود و گسترش پیدا کند. مثل همین نهادهایی که هم اول ماه مه پارسال فراخوان دادند و فراخوان موفقی بود در پارک لاله و هم امسال خیلی رادیکال و با جهت و سیاستها و اهداف کاملا آزادی خواهانه و برابری طلبانه و خطاب به اقشار مختلف جامعه و با انگشت گذاشتن بر روی مسائل عمده کارگری یک فراخوانی دادند. این همیشه یک جنبه تاکید ما بود است که باید نهادهای کارگری و فعالان کارگری، کمیته ها٬ و تشکلهای کارگری قطعنامه و بیانیه بدهند و نه فقط مسائل جنبش کارگری بلکه مسائل عمومی جامعه را که علیه این حکومت به حرکت در آمده است مورد خطاب قرار بدهند و در مورد آن صحبت بکنند و این اتفاق میشود گفت تا حدودی شروع شده است. نه فقط امسال، بلکه سالهاست شروع شده و نهادها و کمیته های مختلف کارگری قدم به جلو گذشته‌اند، فعالان سرشناس کارگری قدم به جلو گذشته‌اند و فعالیت میکنند. در متن این بحث تاکید بر اینجاست که این نوع تشکلها میتوانند آن حلقه ها و محورها و مراکزی باشند که حول آنها جنبش کارگری در سطح وسیعتر و توده ای تری متشکل و سازمان یافته تر باشد. این کلید قضیه است. نکته دوم که به اولی هم مربوط میشود اینست که طبقه کارگر که بازهم منظورم فعالین و نهادها و و کمیته هاو تشکلهای فعال کارگری هست، اینها باید بیشتر از این در سیاست عرض اندام کنند. از زاویه طبقه کارگر و از زاویه منافع اکثریت محروم جامعه حرف بزنند. سیاست یعنی‌ این، یعنی‌ نه فقط مسائل صنف کارگر بلکه مسائل طبقه کارگر به عنوان یک طبقه اجتماعی که راه حل دارد. نه فقط به عنوان قربانی، بلکه به عنوان کسی‌ که می‌خواهد رهبر جامعه بشود و راه حل و سیاستهایش و آلترناتیوهایش واقعا رهایی بخش است و به مسائل توده مردم جواب میدهد. به مسائل محرومان جامعه، زنان، جوانان، معلمان و پرستاران پاسخ میدهد. جواب مسائل اجتماعی مثل تن فروشی، اعتیاد و افسردگی و خودکشی را که همه از مسائل جامعه سرمایه داریست٬ نزد طبقه کارگر است و به همین خاطر طبقه کارگر باید مدعی باشد. به عنوان مدعی العموم جامعه قدم به جلو بگذارد و همه این مسائل را هدف قرار دهد٬ طرف خطاب قرار بدهد و در مورد آن حرف بزند و سیاستهای خودش را توضیح بدهد. جنبش کارگری، بخصوص فعالان و کمیته ها و دست اندر کاران جنبش کارگری باید هر چه بیشتر خودشان را در این موقعیت و در این ظرفیت ببینند. و از این موقعیت با جامعه صحبت کنند، بر علیه حکومت صحبت کنند و رهنمود بدهند. بیانیه اخیر ۱۰ تشکل کارگری بمناسبت اول مه به این نزدیک میشود ولی‌ باید بسیار بیشتر از اینها باشد. فقط اول ماه مه نباید باشد، در فرصتها، در اعتراضات مختلف به مسائل اجتماعی مختلف به فرض دفاع از زندانی سیاسی، علیه اعدام، علیه تبعیض جنسی‌ در جامعه و آپارتاید جنسی‌، باید کارگران با همان قدرتی صحبت کنند که در مورد پایین بودن حداقل دستمزد صحبت میکنند، علیه نپرداختن دستمزدها صحبت میکنند، علیه بیکاری، اشتغال، و بیمه بهداشتی و غیره، مسائل مبتلا به کارگران صحبت میکنند. با همان قدرت باید علیه مذهب در دفاع از آزادیهای بی‌ قید و شرط، علیه تبعیض نسبت به زنان و آپارتاید جنسی‌ در جامعه و برای خلاصی فرهنگی‌ جوانان کارگران باید قدم به جلو بگذرند. البته این سیاستها و اهداف از طرف حزب طبقه کارگر، حزب کمونیست کارگری طرح شده و مطرح شده است و اصلا طبقه کارگر حزب را به همین خاطر می‌خواهد. ولی این باید بسیار فراتر از فقط سیاستها و اطلاعیه ها و فعالیتهای حزبی برود و باید در یک سطح اجتماعی به وسیله تمامی فعالان کارگری مطرح بشود. جامعه باید این را متوجه بشود که طبقه کارگر فقط قربانی نیست، آنطوری که بخصوص اول ماه مه امسال خیلی به جنبش کارگری توجه شد. من در سخنرانی ام به مناسبت اول ماه مه به این اشاره کردم که توجه جامعه به جنبش کارگری جلب شده و این یک گام به پیش بود، ولی‌ محدود بود. بخاطر اینکه کارگر را فقط به عنوان یک قربانی، به عنوان کسی‌ که دستمزدش را نمیدهند و حقوقش زیر پا له میشود، به عنوان کسی‌ که بیشترین ستمها و تبعیضها و نابرابریها بر سر آن فرود میاید، به این عنوان به آن نگاه میکنند. این کافی‌ نیست. باید جامعه به عنوان طبقه ای که راه‌ حل مسائل کل جامعه را در دست دارد طبقه کارگر را ببیند. به عنوان نير ويي که نه تنها راه حال استثمارو فقر بلکه مساله ستم، دیکتاتوری، تبعیض، مسائل اجتماعی، بیحقوقی زن، بیحقوقی جوان، کلید حل این مسائل را بدست دارد و به عنوان مدعی العموم۹۰ درصد جامعه که جزء مردم شریف و زحمتکش و تحت ستم سرمایه هستند علیه سرمایه داری دادخواست میدهد، فراخوان میدهد، فعالیت می‌کند، اطلاعیه میدهد، قطعنامه میدهد، بیانیه میدهد. جنبش کارگری باید قدم در این عرصه بگذارد و این خودش بنوبه خودش آن مضمونی و جهتی‌ است که خود کارگران را بیشتر متحد و متشکل می‌کند.

باید توجه داشت که کارگر فقط در کارخانه استثمار نمی‌شود. کارگر در تمام ابعاد اجتماعی خود ستم سرمایه را حس می‌کند و بر سرش فرود میاید. در مدرسه فرزندان کارگر، در جامعه زنان کارگر در زندگی روزمره شان به عنوان زن احساس میکنند که این دیوار آپارتاید جنسی‌ را باید درهم شکست. و در تمام ابعاد زندگی‌ طبقه کارگر از سلطه مذهب رنج میبرد، از این خرافات و قصاص و قوانین فوق ارتجاعی جمهوری اسلامی که به اسم قصاص بر سر مردم میاید طبقه کارگر رنج میبرد. به همین خاطر وقتی طبقه کارگر به عنوان مدعی العموم جامعه علیه سرمایه قد علم کند، آنوقت به عنوان یک طبقه اجتماعی میتواند توده خود طبقه را هم سازمان بدهد. اگر فعالین طبقه کارگر مسائل را فقط بصورت مسائل صنفی، به عنوان استثمار شونده و تولید کننده در کارخانه و نه در مدرسه و استادیوم ورزشی و خیابان و همه ابعاد اجتماعی نبیند و فقط کارگر را محدود کند به مسائل کارگری به عنوان تولید کننده در خود کارخانه، مسئله صنفی باقی خواهد ماند. و نه تنها جامعه را به حرکت در نخواهد آورد- که طبقه کارگر موظف است و باید این کار را بکند تا آزاد بشود - نه تنها ضررش این است که در این جهت پیش نمی‌رود بلکه صفوف خودش را هم نمیتواند به اندازه کافی‌ منسجم و متحد کند. اینطور نیست که کارگران فقط به مسئله استثمار و کارخانه حساس هستند. به همان اندازه کارگر در آن جامعه به سلطه مذهب هم حساس است و می‌خواهد این اختناق و تابوی نکبت مذهب را از سرش کم کند. کارگران٬ زن و مرد کارگر به تبعیضی که در کل جامعه به زنان میشود حساس هستند و میخواهند این را حل کنند. به اختناق و نبود آزادی برای هرکس طبقه کارگر معترض است و می‌خواهد جامعه آزاد باشد. می‌خواهد نه تنها خودش بلکه همه حق تشکل داشته باشند. همه حق روزنامه در آوردن داشته باشند. آزادی تحزب را می‌خواهد برای اینکه هم حزب خودش هم هر حزب دیگری بتواند در جامعه فعال باشد. این کلید متشکل کردن توده طبقه کارگر هم هست. و این دو جنبه که گفتم یکی‌ جنبه پراکندگی طبقه کارگر که گفتم راه حل آن چیست، باید تشکلهایی به عنوان مبتکرین و پیشگامان بصورت هیئتهای موسس و کمیته ها باید جلو بیفتند و فعالیت کنند. تا مثل یک بلورهایی بقیه را هم حول خودشان جمع کنند. این اتفاق خوشبختانه چندین سال است که افتاده و دارد پیش میرود. جنبه دوم که طبقه کارگر متاسفانه کمتر در آن پا پیش می‌گذرد اعتراض علیه جمهوری اسلامی است در یک بعد اجتماعی و وارد شدن به مسائل سیاسی مردم و به عنوان یک مدعی العموم مردم در مقابل مردم ظاهر شدن. این دو جنبه کلید پیشروی و تقویت جنبش کارگری است.

شهلا دانشفر: اما اجازه بدهید برویم به سطح تاکتیک و به سطح مبارزات همین امروز و ،مبارزات جاری، در اطلاعیه های حزب به اعتصاب سراسری به عنوان یک الگو تاکید شده و خطاب به كارگران فراخوان داده شده که شوراهایشان را تشکیل دهند و به سوی اعتصابات سراسری بروند و اینها همه گامهای تعیین کننده ای هستند، در این جهت شما چه صحبتي دارید؟

حمید تقوایی : در این جوی که بخصوص بعد از اعتصاب موفق در کردستان بوجود آماده است، این کاملا توازن قوا و شرایط عمومی و فضایی را بوجود میاورد که این کار را امکان پذیر و عملی‌ می‌کند. البته شکل گرفتن اعتصاب در هر سطحی مشروط به این است که به اندازه کافی‌ فعالین، کمیته ها و جمع های کارگری در صنایع و رشته های مختلف به این عرصه توجه کنند و راههای آن را پیدا کنند. من نمی‌گویم فوری و یک شبه میشود این کار را کرد. مسلما تدارکات خیلی بیشتری می‌خواهد در قیاس با آنچه در کردستان در عرض تقریبا ۴۸ ساعت اتفاق افتاد. کار بیشتری می‌خواهد ولی‌ در عین حال امروز جنبش کارگری برای دست زدن به اعتصاب در موقعیت بسیار مناسبتری نسبت به قبل از این اعتصاب عمومی در کردستان قرار دارد. اینکه اعتصاب در باقی جاهای ایران هم سراسری باشد هنوز گام بعدی است. اولین چیزی که امکان پذیر است اعتصاب کارگری است با خواستهای معینی‌ و بصورت اعتصابات اخطاری، اعتصابات یکروزه، مدت دار و معین. به این شکل امکان پذیر است و حتی میتواند در قدم اول بر سر مسائل کارگری باشد و خیلی روشن است که در متن جنبش انقلابی جاری هر اعتصاب کارگری میتواند کاملا در رابطه با کل جنبش انقلابی مردم علیه جمهوری اسلامی نقش تعیین کننده ای داشته باشد.‌ لزوما نباید هر اعتصاب معینی‌ اعلام کند علیه جمهوری اسلامی است یا یک خواست سیاسی را مطرح کند. برای امکان پذیر بودن در قدم اول برای اینکه در توازن قوا بشود این کار را کرد میتواند مثلا حول دستمزدهای پرداخت نشده، امنیت شغلی و این بیکارسازیهای عظیمی‌ که در حال اتفاق است، که کارگران در این سطوح الان فعال هم هستند و در حل اعتراض هستند، میشود اعتصاب عمومی و یا حداقل اعتصاب در سطح شهری بر سر این این مسائل براه انداخت. مسائلی که مبتلا به عموم کارگران است مثل همین اخراجها، یا مثل امنیت شغلی، قراردادهای سفید امضا و موقت، یا برای افزایش دستمزد به سقف ۱ میلیون. اینها همه بالقوه این ظرفیت را دارند که حول آن در بخش وسیعي از جنبش کارگری یک اعتصاب سراسری و یا حداقل منطقه ای داشته باشیم. شرایط برای این بسیار مساعد است، برای این باید تدارکات دید و حول آن فکر کرد، بخصوص در این جو مساعدی که به وجودآمده است قدمهای عملی‌ در جهت آن برداشت و آن را عملی کرد.

شهلا دانشفر: من در تایید صحبت شما میخواستم مثالی بزنم، مثلا جایی‌ مثل شهر صنعتی البرز در اول ماه مه۸۰۰۰ کارگر که اساسا از کارخانجات مختلفی بودند که بیکارسازی شدند و مساله آنها بیکارسازی و دستمزدهای پرداخت نشده بود جمع شده بودند و الان جلوی شرکتهای مختلف این شهرک صنعتی هر روز اعتراض میکنند و در جلوی در شهرک جمع میشوند و مرتب یک صحنه درگیری با نیروهای انتظامی‌ هست و یا مثلا در اراک ما آوانگان اراک را داریم، صنایع اراک وآلومینیوم اراک را داریم که اینها هر روز و هر روز در حال اعتراض و مبارزات هستند و مسائل مشترکی دارند یا مثلا در اهواز و یا ذوب آهن اصفهان،در پتروشیمی، در جاهایی‌ اینچنینی، در جاهایی‌ که شرکتهای مختلفی هستند و می‌بینید ۲۰ تا ۳۰ هزار کارگر مجتعم های بزرگ را در بر میگیرند با مسائل مشترک و اعتراضات هر روزه که خود این بهترین زمینه هست در تایید صحبت شما که خواستم به عنوان یک مثل بگویم.

حمید تقوایی : من هم میخواستم بر همین تاکید کنم و از دو جنبه میشود قضیه را دید یکی‌ اینکه جو عمومی که اعتصاب عمومی که در کردستان بوجود آورده است، و دیگری واقعا مسئله حاد خود جنبش کارگری که در مثالهایی هم که شما زدید کارگران بسیار فعال هستند در اعتراض به وضعیت امروزشان و این دو فاکتور کلا شرایط را مساعد می‌کند برای دست زدن به اعتصاب بعنوان یک اقدام تاکتیکی و کاملا عملی‌ در این شرایط.

شهلادانشفر: متشکرم حمید تقوایی که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.

حمید تقوایی : من هم تشکر می‌کنم.