ناسیونالیسم خوش خیم نداریم!

چند سئوال از حمید تقوایی لیدر حزب کمونیست کارگری ایران در باره ناسیونالیسم

ندای انقلاب : شما در یک سخنرانی که پیرامون اوضاع سیاسی در ایران و انقلاب مردم داشتید٬ در بخش مربوط به سئوالات٬ به نقد برخی تعصبات ناسیونالیستی و منجمله نقش و جایگاه کورش پادشاه هخامنشی هم پرداختید. کلا موضوع سخنرانی شما با استقبال زیادی روبرو شد و بخصوص در رابطه با کورش واکنش های متفاوتی را برانگیخت. برخی پرسیده اند که نقد تعصبات ناسیونالیستی و یا پرداختن به کورش در مبارزه امروز مردم ایران علیه جمهوری اسلامی چه نقشی می تواند داشته باشد؟

حمید تقوایی: ما نمیخواهیم مذهب برود شاه پرستی وخاک پرستی بجایش بیاید. تاریخ صدساله ایران دستخوش جنبشهای مذهبی و ناسیونالیستی و عمدتا ملقمه ای از این دو بوده است و از انقلاب مشروطه تا امروز دیکتاتوری بعد از دیکتاتوری سیاستهای سرکوبگرانه شان را با مقدسات و تابوهای ملی و مذهبی توجیه کرده اند. این دور باطل باید متوقف شود. ما در برابر این روند ایستاده ایم اما نیروهای ملی و مذهبی اپوزیسیون میخواهند این سیر قهقرائی همچنان ادامه پیدا کند. یکی آیت الله منتظری را بعنوان پدر حقوق بشر علم میکند و دیگری "کورش کبیر" را. ما وظیفه داریم که این تلاشها را افشا کنیم، تعصبات و تابوهای ملی و مذهبی را درهم بشکنیم و دفاع صریح و بی قید و شرط از انسان و انسانیت و خواست یک جامعه آزاد و برابر و مرفه انسانی، یک جامعه بری از تعصبات ناسیونالیستی و مذهبی و هر نوع تابو و مقدسات دیگری، را به پرچم انقلاب مردم تبدیل کنیم.

ندای انقلاب: از نظر شما آیا این وظیفه یک حزب سیاسی است که در مورد رویدادهای تاریخی و بخصوص تاریخ گذشته اعلام موضعگیری کند و یا این باید موضوع تحقیق پژوهشگران باشد؟

حمید تقوایی: اگر مساله فقط بررسی آکادمیک یک رویداد باشد حتما در حیطه کار محققین و پژوهشگران خواهد بود اما معمولا جنبشها و احزاب سیاسی از رویدادهای تاریخی بعنوان یک فاکتور و عامل سیاسی استفاده میکنند. مثلا همین ملقب کردن کورش به "بنیانگذار حقوق بشر" و "اولین مدافع حقوق بشر" و غیره صرفا یک موضعگیری تاریخی نیست، بلکه یک تلاش سیاسی است برای آنکه زیر لوای حقوق بشر بر کوره تعصبات ناسیونالیستی و شاه پرستی و ایران پرستی و حتی نژاد پرستی بدمند. همانطور که اعتقاد به جامعه صدر اسلام و جامعه "عدل علی" و غیره صرفا یک امر تاریخی- پژوهشی نیست بلکه ابزارسیاسی نیروهای اسلامی، در حکومت و در اپوزیسیون، برای حفظ و تامین سلطه سیاه نظام و حکومت اسلامی بر جامعه است، اعتقاد به حقوق بشر نوع "کورش کبیر" نیز یک تلاش سیاسی برای تقویت و بجلو راندن ناسیونالیسم ایرانی و آریا پرستی و شاه پرستی در جامعه است. میخواهند یک مدل کپک زده ۱۴۰۰ سال قبل را با یک مدل کپک زده دیگر، این یکی متعلق بدوره برده داری در ۲۵۰۰ قبل، عوض کنند. این یک سیاست ارتجاعی است که باید با آن به شیوه سیاسی مقابله کرد. محققین و پژوهشگران هر نظری داشته باشند - الان بحثی مطرح است که آیا لوح منسوب به کورش واقعی است و یا جعلی است و غیره- از نظر سیاسی جواب ما روشن است: کسی که واقعا طرفدار حقوق بشر است نمیتواند بشریت را به گذشته حواله بدهد. سده ها و هزاره های گذشته، نمیتواند الگو و آرمان بشریت قرن بیست برای برخورداری از یک زندگی در خور شان انسان امروز باشد. با بستن حقوق بشر به " کورش کبیر" حقوق بشر را ارتقا نمیدهند، ناسیونالیسم و تعصبات ملی را تقویت میکنند و هدفشان هم همین است. همانطور که در سخنرانی هم اشاره کردم از این به بعد قرار است "بنیانگذاری حقوق بشر" نیز به افتخارات "ملت باستانی" ایران و اسباب فخر فروشی به مثلا "اعراب سوسمار خور" اضافه بشود! این دفاع از حقوق بشر نیست، ضدیت با بشریت است!

ندای انقلاب: خیلی ها هستند که می گویند ما کشورمان را دوست داریم. آیا این را باید به حساب احساسات ناسیونالیستی گذاشت؟ عده ای نیز میگویند ناسیونالیسم بودن در حد مناسب آن ایرادی ندارد و ما نوع افراطی آنرا قبول نداریم. در این موارد شما نظرتان چیست؟ اصولا تعریف سیاسی ناسیونالیسم چیست؟

حمید تقوایی: علاقه و انس و الفت به محل تولد و محل رشد و زندگی با ناسیونالیسم اساسا متفاوت است. اولی یک امر و احساس کاملا طبیعی و انسانی است که در تمام طول تاریخ جوامع وجود داشته و وجود خواهد داشت و دومی ایدئولوژی یک طبقه معین، طبقه سرمایه دار، است که در دوره معاصر، در چند صد سال اخیر، عروج کرده است. طبقه ای که بعد از انقلابات صنعتی قرن هجدهم - ابتدا در اروپا و بعد همه جهان- بقدرت رسید و از لحاظ سیاسی و اقتصادی بر همه جوامع مسلط شد. در این دوره ما شاهد افول و اضمحلال جوامع ملوک الطوایفی دوره قرون وسطی و گسترش کشورسازی و ملت سازی و ایجاد دولتهای ملی و کشوری هستیم و این جزئی از روند مسلط شدن طبقه سرمایه دار به بازار کار و کالا در یک حیطه جغرافیائی معین، یعنی کشورخودی، و در رقابت با سرمایه دارهای دیگرکشورها است. ناسیونالیسم روبنای فکری - ایدئولوژیک متناسب با این دوره است. ناسیونالیسم امروز همان کاری را میکند که مذهب و کلیسا در قرون وسطی میکرد. ناسیونالیسم یعنی پوشاندن تبعیض طبقاتی و خصلت طبقاتی دولت و نظام سیاسی موجود تحت لوای ملت و ملیت و جا زدن منافع اقلیت مفتخور حاکم بعنوان منافع کشور و منافع ملت و اکثریت مردم. ریشه ناسیونالیسم در اینجاست. ریشه برتر دانستن ملت خود بر دیگران، و اساس اعتقاد به "هنر نزد ایرانیان است و بس" در اینجا است. تعصب و عرق ملی نمیتواند جزئی از احساس علاقه به محل زندگی خود باشد- چرا که هرکه هر جا متولد شده و یا رشد کرده باشد در این احساس شریک است-، اما جزء لایتجزای ناسیونالیسم هست. ناسیونالیسم غیر متعصب و منصف نداریم. انساندوستی و ملت پرستی مانعته الجمع هستند. کسی که همه مردم دنیا، همه "ملتها"، همه "بیگانگان" و همه " اجنبی"ها را باندازه مردم کشور خودش دوست داشته باشد طبق تعریف ناسیونالیست و وطن پرست نیست. برعکس حتی میتواند درمواقع خطیر، مثلا در دوره جنگ، بعنوان خائن و وطن فروش مستحق شدید ترین مجازاتها باشد.

حتما در میان ناسیونالیستها هم، مانند مذهبیون، طیفهای افراطی و غیرافراطی میتوان پیدا کرد اما حتی تلطیف شده ترین ناسیونالیستها هم خود و ملت خود را تافته جدا بافته میداند. همانطور که مسلمان در هر حال هم کیش خود را برتر از معتقدین به سایر مذاهب و برتر از کفار میداند. ناسیونالیسم طبق تعریف یعنی ترجیح "هموطن" بر دیگران. همانطور که اسلام ( و هر مذهب دیگری) یعنی ترجیح همکیش خود بر دیگران. فرق در اینست که مذهب را میشود عوض کرد و یا کلا بکنار گذاشت ولی محل تولد را نمیشود. ملیت هم مانند نژاد و جنسیت بر پیشانی انسانها حک شده و راه فراری از آن ندارند. به همین دلیل باید این اعتقادات و تعصبات ضد انسانی را ریشه کن کرد تا به آزادی رسید، نمیتوان آنها را دور زد.

نکته دیگری که لازم است تاکید کنم اینست که ناسیونالیسم حتی در ملایم ترین شکل خود به نژاد پرستی و اعتقاد به برتری نژادی آلوده است. ایرانی گری و آریائی گری وجوه مشترک زیادی دارند. من در سخنرانی گوتنبرگ هم به این اشاره کردم که کسی که به کورش کبیر افتخار میکند در واقع خود را از نواده های او و از خون و نژاد او بشمار می آورد. شجره نامه بسیاری از کسانی که در ایران بدنیا آمده اند به اسکندر و عمر و چنگیز و تیمور و فاتحین عرب و ترک و مغول و تاتار میرسد اما شجره نامه ناسیونالیست در هر حال به به کورش و داریوش ختم میشود! "آریائی" بودن برای ناسیونالیستها همان جایگاهی را دارد که "سید" بودن برای مسلمانان شیعه! حتی در بین شهروندان ایران نیز فارس ها حسابشان از بقیه جدا است، اینها عمامه سیاه هستند و بقیه عمامه سفید!

به نظر من نه اسلام خوش خیم داریم و نه ناسیونالیسم خوش خیم! نمیشود با پرچم ناسیونالیسم و مذهب، هر اندازه هم رقیق و تعدیل شده، از حقوق بشر و تمدن انسانی و از شان و حرمت و آزادی و رفاه انسانها دفاع کرد. برعکس دفاع از انسانیت و آزادی و رهائی جامعه تنها با نقد مذهب، با نقد ناسیونالیسم، و با نقد هر تفکر و عقیده ای که مبتنی بر ارزشها و مقدسات و تابوهای تفرقه افکنانه در میان انسانها است، امکان پذیر است. بخصوص برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی باید این موانع را به کنار زد. نقد و مقابله ما با ناسیونالیسم یک امر ایدئولوژیک یا آکادمیک نیست، یک ضرورت عاجل سیاسی است.