آزادی احزاب سیاسی و اهمیت حزب

ندای انقلاب: حزب کمونیست کارگری ایران طرفدار آزادی بدون قید و شرط احزاب سیاسی در ایران است. این با توجه به تجربه تلخ "کمونیسم" تا کنون موجود که به آنها جوامع تک حزبی اطلاق می شود٬ تجربه کاملا متفاوتی از کمونیسم را به عموم نشان می دهد و ممکن است سئوالاتی را هم برانگیزد. بگذارید بپرسیم چرا حزب کمونیست کارگری ایران به آزادی احزاب سیاسی اعتقاد دارد؟

حمید تقوایی: در یک سطح عمومی و اصولی پاسخ به این سئوال خیلی ساده است: ما به آزادی احزاب سیاسی اعتقاد داریم چون به آزادی و رهائی انسان در تمامی عرصه ها معتقدیم. چون آزادی واقعی و تمام و کمال همه مردم، همانند برابری همه انسانها، جزئی از آرمان و جهان بینی ما است.

در سطح اصول عقیدتی همین پاسخ شاید کافی باشد اما از نظر سیاسی باید موضوع را بیشتر توضیح بدهم. چون آزادی هم مثل سایر اصول آرمانی ما تنها یک ایده آل انتزاعی و بی ربط به مبارزه هر روزه ما نیست، بلکه مستقیما به فعالیتهای سیاسی و عملی و هر روزه حزب مربوط میشود. حزب خواهان آزادی احزاب سیاسی است چون توده مردم بویژه کارگران به این آزادی نیاز دارند. در رژیمهای دیکتاتوری نظیر ایران، چه در دوره نظام سلطنتی چه امروز، مخالفت سیاسی با حکومت در هیچ سطحی تحمل نمیشود و در نتیجه آزادیهای سیاسی و از جمله آزادی تشکیل حزب و تحزب وجود ندارد. در این نوع رژیمها چنان درجه شدیدی از استثمار و غارت اموال عمومی جامعه و چنان شکاف عظیمی میان فقر و ثروت برقرار است که طبقه حاکمه برای حفظ حکومت نیازمند اعمال شدیدترین و وحشیانه ترین دیکتاتوریها است. در مقابل، طبقه کارگر برای رها کردن خود و کل جامعه از این وضعیت به وسیع ترین آزادیها نیازمند است و مبارزه برای آزادی احزاب یک رکن این جنگ است. ما این آزادی را فقط برای کمونیستها و یا طبقه کارگر نمیخواهیم. همه احزاب باید آزاد باشند تا جامعه قدرت انتخاب واقعی و آگاهانه داشته باشد. ما معتقدیم در جامعه ای که تشکیل و فعالیت سیاسی برای هر نوع حزب و با هر برنامه و سیاستی آزاد باشد آنوقت حزبی که در برنامه و سیاستها وعملکردش امحای کلیه تبعیضات و نابرابریها و آزادیهای بی قید و شرط و لغو استثمار و در یک کلام سازماندهی جامعه حول انسان و انسانیت، و نه سودآوری سرمایه، را نمایندگی کند، حزبی نظیر حزب کمونیست کارگری، از جانب اکثریت عظیم مردم انتخاب خواهد شد. بنابراین ما عمیقا معتقدیم که آزادی احزاب و فعالیت سیاسی کاملا به نفع توده کارگران و اکثریت عظیم محروم جامعه و حزبی نظیر حزب ما است که این اکثریت عظیم را نمایندگی میکند.

نکته دیگر اینکه این اعتقاد و تعهد ما به آزادی احزاب (و کلا آزادی فعالیت سیاسی در همه ابعاد آن) فقط مختص دوره ای نیست که حزب در اپوزیسیون است. حزب ما زمانی که بقدرت برسد نیز به این آزادیها متعهد است. تجربه تلخ جوامع تک حزبی که به آن اشاره کردید در جوامعی پیش آمد که تحت نام کمونیسم وسوسیالیسم سرمایه داری دولتی را به جامعه تحمیل کردند. هم در شوروی سابق و جوامع متعلق به بلوک شوروی هدف و برنامه صنعتی کردن و رشد و انباشت سرمایه دولتی دنبال شد و هم در چین و دیگر "کمونیسمهای موجود". پیش برد این سیاست مستلزم سرکوب کمونیستهای واقعی تحت نام کمونیسم (نظیر آنچه در شوروی در دوره استالین اتفاق افتاد)، لغو آزادیهای سیاسی و ایجاد یک قدرت متمرکز دولتی است. اینکه دلایل این امر چه بود از حوصله این بحث خارج است (خواننده علاقمند میتواند به بولتن مباحث مارکسیسم و مساله شوروی رجوع کند)، در هر حال امروز در شرایط و دوران کاملا متفاوتی به سر

می بریم. کمونیسم کارگری، کمونیسم این دوره است. کمونیسمی است که نه تنها نقد عمیق و انسانی مارکس به سرمایه داری در هر شکل آن را نمایندگی میکند بلکه یک ویژگی مهم آن نقد عمیق کمونیسم نوع روسی و چینی است. کمونیسم کارگری جنبشی است که انسان و انسانیت را اساس سوسیالیسم میداند و لذا اعتقاد و التزام به آزادیهای بی قید شرط یک رکن مهم آن است.

تا آنجا که مشخصا به وضعیت امروز ایران بر میگردد ما نه نیازی به صنعتی کردن و رشد تولید به شیوه روسی و چینی داریم و نه از نظر تکنولوژی تولید و قدرت نیروهای تولیدی کمبودی داریم. جامعه ایران از نظر عینی و اقتصادی میتواند با خلع ید سیاسی از سرمایه داری به سرعت یک جامعه آزاد و باز و انسانی و فارغ از استثمار و همه تبعیضات و بیحقوقی ها را پایه گذاری کند. تضمین و تامین آزادیهای بیقید و شرط نه تنها یک اصل و هدف این روند رهائی جامعه، بلکه یک نیاز پایه ای برای رسیدن به چنین جامعه ای است. جامعه سوسیالیستی که ما خواهان آن هستیم یک جامعه انسانی باز، شاد، آزاد و فارغ از همه تبعیضات و نابرابری ها است. این را ما نه تنها در برنامه یک دنیا بهتر و سیاستها و مواضعمان، بلکه در پراتیک ومبارزه هر روزه مان نیز نشان داده ایم.

- در بسیاری از جوامع غربی سنتهای حزبی قوی است و می توان گفت که گرایشات سیاسی مختلف از طریق احزاب نمایندگی می شود. ولی در ایران مسئله کمتر به این شکل است. برخی حتی معتقدند که جامعه ایران بجای اینکه بر محور حزبی بچرخد بیش از اندازه به افراد و شخصیتهای سرشناس و بی حزب٬ توسل و تکیه می کند؟ شما ارزیابی تان از سنت حزب یابی درایران چیست؟

- در این شکی نیست که در جامعه ایران سنت کار حزبی بسیار ضعیف است اما به نظر من عامل اساسی این امر همانطور که در بالا اشاره کردم دیکتاتوری شدیدی است که دهه های متمادی بر جامعه مسلط بوده است. این دیکتاتوری، چه در رژیم سلطنتی و چه امروز با ممنوعیت و زندان و شکنجه و اعدام از تشکیل و فعالیت احزاب ممانعت کرده است و لذا اجازه نداده است که حزبیت و سنت سازمانیابی و فعالیت حزبی در ایران پا بگیرد. همیشه احزاب مخالف بویژه احزاب چپ و کمونیست ناگزیر بوده اند مخفیانه و زیر تیغ زندان و شکنجه و اعدام فعالیت کنند و طبعا این مساله عضویت در احزاب و دامنه فعالیت احزاب را بسیار محدود کرده است. یک نتیجه جانبی این وضعیت شگل گرفتن یک نوع تئوریهای حزب گریزانه و تقدیس کار فردی و غیر متشکل از جانب برخی از روشنفکران است که این نیز بنوبه خود بعنوان یک مانع بر سر راه سازمانیابی حزبی خود را نشان میدهد اما این خود یک عارضه دیکتاتوری است و نه عامل اصلی ضعف سنت حزبی. در هر حال این حزب گریزی یک گرایش عمومی در جامعه نیست و نباید از وجود چنین طرز فکری در نزد برخی روشنفکران به این نتیجه رسید که گویا جامعه علی العموم به حزبیت توجهی ندارد و به اشخاص و شخصیتهای سیاسی روی آور میشود. در دوره های کوتاهی که دیکتاتوری تضعیف شده، مثل در سالهای سی و یا یکی دوسال بعد از انقلاب ۵۷ فعالیت حزبی نیز وسعت گرفته و با استقبال مردم هم مواجه شده است. بنابر این اساس مساله اختناق و دیکتاتوری است و نه گرایشهای فکری و نظری در جامعه.

- خود شما سالهای سال هست که فعالیت حزبی متشکل می کنید۔ از زاویه تجربه شخصی خودتان و از منظر یک دیگاه کلی تر توضیح دهید که چرا فعالیت متشکل حزبی مهم است و مردم چرا باید حزب کمونیست کارگری را انتخاب کنند؟

- به نظر من تشکیل حزب کمونیست ایران و بعد حزب کمونیست کارگری در دوره دیکتاتوری جمهوری اسلامی جواب عملی و اجتماعی به این مساله حزب گریزی در ایران بوده است.

حزب کمو نیست ایران در سال ۶۱ و دوره سرکوبها و کشتارهای شدید بعد از سی خرداد شصت تشکیل شد و افق و خط و جهت روشنی در برابر کل جنبش چپ قرار داد. تشکیل حزب کمونیست در شرایطی که بسیاری از فعالین چپ در زندانها بودند امید را در دلها زنده کرد و حیات تازه در تن جنبش کمونیستی دمید. این حزب که در مناطق آزاد کردستان تشکیل شد با برنامه و سیاستهای روشن در برابر جمهوری اسلامی که فکر میکرد جنبش چپ را، اگر نه در کرستان ولی در بقیه مناطق ایران، در هم کوبیده است، قرار گرفت و اجازه نداد در عرصه سیاست ایران جمهوری اسلامی و نیروهای اپوزیسیون راست یکه تاز شوند. به نظر من هم نفس تشکیل حزب در آن شرایط و هم سازماندهی و فعالیتهای مبارزاتی حزب در سطح کردستان و در سطح سراسری، نقش تعیین کننده ای در تقویت موقعیت جنبش کارگری و اهداف و سیاستها جنبش چپ در جامعه ایفا کرد.

با آغاز فروپاشی شوروی و در مقطع جنگ خلیج یکبار دیگر جنبش چپ و کمونیستی، این بار در ابعادی جهانی و همه جانبه تر، تحت فشار و تعرض قرار گرفت. در این دوره نیز جواب منصور حکمت، رهبر و نظریه پرداز کمونیسم کارگری، تشکیل حزب کمونیست کارگری بود که در واقع از دل حزب کمونیست و برای پاسخگوئی به شرایط تازه سر بر آورد. تاثیر تشکیل این حزب بر شرایط سیاسی ایران، و در سطح جهانی در عرصه های مختلفی که حزب درگیر مبارزه بوده است، بسیار برجسته و تعیین کننده است. اگر امروز جمهوری اسلامی و کل نیروهای راست در مورد شبح کمونیسم به یکدیگر هشدار میدهند، اگر اعتصابات و مبارزات کارگری وسعت گرفته و از تریبون ونماینده و سخنگوی خود برخوردار است، اگر شعار آزادی و برابری بر پرچم جنبش دانشجوئی نقش بسته، اگر مبارزه علیه اعدام و سنگسار و شکنجه در جامعه ابعاد گسترده ای یافته، و اگر دفاع از کودکان به یک سنت مبارزاتی در جامعه تبدیل شده همه به این خاطر است که حزبی با برنامه و سیاستهای روشن و با نقشه عملها و پراتیک و مبارزه پیگیر در همه این عرصه ها حضور داشته و پیگیرانه به پیش رفته است. به نظر من هر کس با شرایط سیاسی ایران اندک آشنائی داشته باشد میداند که بدون حضور و فعالیت حزب کمونیست کارگری صحنه سیاسی در ایران کاملا به نفع راست و به ضرر توده کارگرو مردم محروم جامعه تغییر میکرد.

این تجربه عظیم نشاندهنده نقش و اهمیت تعیین کننده ای است که حزب و حزبیت بخصوص برای طبقه کارگر دارد. حزب و سنت حزبی همانطور که بالاتر اشاره کردم، در یک سطح عمومی و برای کلیه جنبشها و طبقات یک ضرورت سیاسی است. در یک جامعه حزبیت یافته که آزادی فعالیتها سیاسی برسمیت شناخته شده توده مردم این امکان را دارند که با چشمان باز و کاملا آگاهانه منافع خود را تشخیص بدهند و حزب خود را انتخاب کنند. اما این امر برای طبقه کارگر و جنبش چپ بسیار حیاتی تر از جنبش های راست و طبقات دیگر است چرا که کارگران بر خلاف طبقات دیگر، نمیتوانند بر سنتهای فکری و سیاسی عقب مانده موجود در جامعه طبقاتی مثل مذهب و ناسیونالیسم متکی شوند. کمونیسم کارگری جنبشی خلاف جریان است، مخالف و منتقد کلیه سنتها و فرهنگ سیاسی و اجتماعی غالب بر جوامع طبقاتی است و ازینرو به حزب و فعالیت متشکل حزبی نیازی حیاتی دارد. در یک کلام آنچه هم از لحاظ نظری و هم در تجربه سی ساله بر من روشن شده اینست: مبارزه برای آزادی و برابری و سوسیالیسم و مبارزه برای تحقق جامعه انسانی بدون تشکیل حزب و خارج از حزب ممکن نیست و هر اندازه در یک سطح عمومی برای همه احزاب و گرایشهای سیاسی در جامعه تحزب و فعالیت حزبی ممکن باشد، مبارزه ما کمونیستها نیز بهتر و موثرتر به پیش میرود. طبقه کارگر و کمونیستها هم بعنوان یک اصل و ایده آل انسانی وهم عملا و در مبارزه هر روزه خود به وسیعترین آزادیها متعهدند و نیازی حیاتی دارند.