اوباما و جایزه صلح نوبل

جوانان کمونیست ۴۲۴
پاسخ به سوالات شما

اوباما رئیس جمهور آمریکا که فی الحال در راس بزرگترین ماشین کشتار جمعی، یعنی ارتش آمریکا درگیر دو جنگ خانمان سوز برای میلیون ها نفر است، برنده جایزه صلح نوبل شده است! این تبدیل به یکی از موضوعات داغ بحث روزهای اخیر شده است به خصوص که شایع شده است که اوباما و ندا مشترکا این جایزه را برده اند یا اوباما جایزه را به ندا تقدیم کرده است و از این دست اخبار و شایعات. این سوالات را در مقابل حمید تقوایی لیدر حزب کمونیست کارگری گذاشته ایم و در زیر جواب ایشان را به این سوالات می خوانید.

ج.ک: اوباما اخیرا کاندیدای جایزه صلح نوبل شده و این جایزه را دریافت کرده است. بنظر شما ‌آیا واقعا اوباما تلاشی برای صلح در سطح جهانی‌ کرده است؟

حمید تقوایی: نه اصلا اینطور نیست. بنظرمن حتی خود هیئت حاکمه آمریکا و کسانی‌ که جایزه صلح نوبل را به او دادند می‌دانند که ایشان کار ویژه ای برای صلح نکرده است. آمریکا از زمان بوش درگیر دو جنگ بود و این جنگ ها هنوز هم ادامه دارند. تا آنجا که به مساله عراق مربوط میشود اوباما همان نقشه عمل بوش را ادامه داده و همان استراتژی و همان سیاست را دنبال میکند و در مورد افغانستان هم که از همان ابتدا پلاتفرم اوباما این بود که باید این جنگ را وسعت داد و نیروهای نظامی بیشتری فرستاد و الان هم دارند همین کار را میکنند. بنابراین معلم نیست که ایشان چرا باید جایزه صلح بگیرد. اگر بوش مستحق جایزه صلح بود اوباما هم هست! ایشان کار ویژه و متفاوتی از بوش انجام نداده. در کل معمولا حقیقتی در اهدای جایزه صلح نوبل نیست. اهداف و منافع سیاسی دولتها در این کار دخیل است و این بار هم مثل همیشه این تصمیم‌گیری‌ کاملا سیاسی بود. همانطور که جایزه صلحی‌ که چند سال پیش به شیرین عبادی دادند هیچ ربطی‌ به واقعیات نداشت و یک موضع گیری سیاسی بود در مورد اوباما هم دقیقاٌ همینطور است.

ج.ک: این کمیته ای که تصمیم‌گیری می‌کند، کمیته صلح نوبل یک کمیته نروژی است، قاعدتاٌ سیاستهای اتحادیه اروپا روی آن تاثیر گذار است، برخی معتقدند که در واقع این کاری سیاسی است که اروپا دارد می‌کند که بتواند روی سیاستهای اوباما تاثیر بگذرد.

حمید تقوایی: بنظر من این تصمیم‌گیری دو جنبه دارد. یکی‌ اینکه به خود اوباما یک پلاتفرم تبلیغاتی و یک چهره جدید بدهد و زمینه ای فراهم کند که اوباما دوباره مطرح بشود کما اینکه این اواخر کسی زیاد یاد اوباما نبود اما الان دوباره ایشان تیتر اخبار شده است. و به همین خاطر هم اوباما قبول کرد و از آن استقبال کرد.
یک جنبه دیگر آن تا آنجایی که به اروپای واحد برمیگردد این است که بنحوی اوباما را در رابطه با ایران و بطور کلی خاورمیانه بیاورد روی خط و چهارچوب دیپلماسی که مدتهاست اروپای واحد دنبال میکند. بوش همیشه از گزینه نهایی یعنی‌ امکان حمله نظامی صحبت میکرد و اوباما هم اخیرا در یکی‌ از مصاحبه هایش همین را گفته بود که اگر مذاکرات با ایران به جایی‌ نرسد همه گزینه ها باز است. و این به زبان دیپلماتیک یعنی ممکن است آمریکا به حمله نظامی دست بزند. این به مذاق اروپای واحد زیاد خوش نمیاید. اروپای واحد بخصوص بعد از تجربه عراق و افغانستان به هیچ وجه مایل نیست یک جنگ دیگر در بگیرد که بر فرض اگر هم موفقیت آمیز باشد به قدر قدرتی بیشتر آمریکا منجر میشود. اروپای واحد نفعی در این ندارد. از این نقطه نظر اعطای جایزه صلح به اوباما میتواند تلاشی باشد در این جهت که آمریکا را به نحوی متعهد کنند که در چهار چوب دیپلماسی و مذاکرات با ایران و حداکثر تحریم های اقتصادی و غیره باقی بماند و به فکر گزینه آخر نیفتد. این هم میتواند یک معنی سیاسی این حرکت باشد.

ج.ک: مهمترین اتفاق این روزها در دنیا انقلاب ایران است اگر خاطرتان باشد وقتی اوباما رئیس جمهور شد گفت میخواهم با سران جمهوری اسلامی میخواهم دست بدهم و وارد مذاکره بشویم. فکر می‌کنید جایزه صلح نوبل تاثیری بر روی انقلاب در ایران دارد و یا کلاٌ ارتباط آن با ایران چه میتواند باشد؟

حمید تقوایی: تاثیر مستقیمی ندارد چون تا آنجایی‌ که به جنبش انقلابی در ایران مربوط میشود، مردم ایران نه بخاطر گل روی اوباما یا دمکراسی اوباما این انقلاب را شروع کردند و نه کلا امیدی به دولتهای غربی بسته اند. بر عکس نفس شکلگیری این جنبش توده ای در ایران به ان معنی است که استراتژی آمریکا و اروپای واحد و سناریوهای آنان در رابطه با جمهوری اسلامی جایگاهی در میان مردم ندارد. برعکس، این مردم هستند که دارند آنها را دنبال خودشان میکشند. کما اینکه تا حد زیادی تاثیر مبارزات جاری را در دیپلماسی بین المللی می بینیم. دولتها ناگزیند تحت فشار افکار عمومی در روابطشان با جمهوری اسلامی به مساله حقوق بشر و مساله بی اعتباری احمدی نژاد و غیره وزن بیشتری بدهند. رسانه ها نیز اگر سئوال اولشان مساله اتمی‌ باشد سوال دومشان این است که ندا را چه کسی‌ کشت، و مسئول شکنجه و تجاوز در زندانها کیست و غیره. بعبارت دیگر مبارزات اخیر صورت مساله سیاست بین المللی در قبال ایران را عوض کرده است و به این معنا این انقلاب و حرکت اعتراضی مردم است که ‌حتی بروی دیپلماسی دولت هائی که میخواهند با جمهوری اسلامی بسازند تاثیر می‌گذارد. در همین قضیه صلح نوبل در اخبار بود که اوباما گفته است من این را با همه کسانی‌ که برای آزادی و صلح جنگیده اند و از جمله آن زنی‌ که در ایران به گلوله بسته شد - که منظورش ندا بود - تقسیم می‌کنم، این جایزه را با همه آنها شریک میشوم. یا فرض کنید وقتی لاری کینگ در سی. ان.ان. و یا گوینده شبکه ان.بی.سی با احمدی نژاد مصاحبه میکنند بخش مهمی از صحبتشان به این اختصاص دارد که که بالاخره کشتارهای خیابانی زیر سر چه کسی‌ بود؟ مساله ندا چه شد؟ پرونده تجاوز در زندانها به کجا کشید و غیره. در تلویزین ها و رسانه های دیگر هم همینطور. به همین ترتیب وقتی در جریان جایزه صلح نوبل مساله ایران و ندا و غیره مطرح میشود به این خاطر نیست که سیاست و قصد اهدا کنندگان جایزه این بوده است. نهاد نوبل و دولتهای پشت آن سیاست های خودشان دنبال میکنند منتهی این وزنه حرکت انقلابی مردم و جنبش در ایران چنان سنگین است و چنان سایه اش را روی هر چیزی میاندازد که مساله جنبش مردم ایران و جنایات حکومت و مساله ندا که سمبل کل این جنبش است نیز در هر عرصه ای خود را مطرح میکند. جنبش انقلابی در ایران الان خواه نخواه جزئی از دیپلماسی جهانی‌ شده است و این را باید از جمله پیشرفتها و دستاوردهای جنبش انقلابی مردم بحساب آورد.