تبهکار چه کسی است؟ نگاهی به شورشهای جاری در انگلیس

انترناسیونال ٤١٣

 

دیوید کامرون نخست وزیر انگللیس در محکومیت شورشهای اخیر در این کشور اعلام کرد این وقایع " صاف و ساده تبهکاری است".

(this is criminality pure and simple.)

بی بی سی و دیگر رسانه های اصلی هم دم گرفته اند که این شورشها کار دارودسته های تبهکار و اراذل و اوباش است، فیلم و عکس مغازه های غارت شده و ساختمانهای به آتش کشیده شده و گزارشهای مشروح از خشونت "اراذل و اوباش" منتشر میکنند، از ناامنی خیابانها و درهم ریختن نظم و قانون اظهار نگرانی میکنند، و حتی آنجا که از ضرورت ریشه یابی این وقایع صحبت میکنند فراموش نمیکنند بلافاصله تاکید کنند که ریشه های مساله هر چه باشد این شورشها محکوم است و باید اراذل و اوباش را سر جای خودشان نشاند، و از پلیس انتقاد میکنند که باندازه کافی قاطع عمل نکرده است!

کمدی تهوع آوری است! گوئی یکشبه دار و دسته های جنایتکار، سارقین و دزدان و تبهکاران حرفه ای، و اراذل و اوباشی که تفریحشان به آتش کشیدن است خواب نما شده اند و در محلات فقیر نشین لندن و بیرمنگام و بریستول و لیورپول و منچستر و غیره به خیابانها ریخته اند. و در این میان این پلیس مهربان و بیش از حد سلیم النفس انگلیس است که مظلوم واقع شده!

این تصویرسازی دولتی- رسانه ای بیش از حد وقیحانه و در عین حال مضحک و باسمه ای است. هر که عقل خودش را تماما بدست ماشین مهندسی افکار رسمی نداده باشد میفهمد که تبهکار نه جوانان عاصی و شورشی، بلکه دولت و نظام موجود است. تبهکار "صاف و ساده" پلیس انگلیس است که در ده سال اخیر بیش از سیصد و سی نفر را در بازداشت به قتل رسانده و حتی در یک مورد هم به کسی حساب پس نداده است. مورد آخرش هم قتل مارک داگن در محله توتنهام لندن بود که شورشهای اخیر با تظاهرات مسالمت آمیز مردم در اعتراض به آن و بی اعتنائی و سکوت پلیس "مهربان و مسالمتجوی لندن" در مورد این جنایت آغاز شد. تبهکار دولتی است که با زدن از بودجه خدمات اجتماعی، فقر و بی تامینی را در جامعه گسترش داده و از جمله با قطع بورسها و وامهای تحصیلی و بالابردن شهریه ها - امری که حدود ششماه قبل با تظاهرات عظیم دانشجویان و محصلین روبرو شد- راه دامه تحصیل و ورود به دانشگاهها را بروی جوانان فقیر بسته است. (یک نتیجه این زدن از بودجه خدمات اجتماعی تعطیلی کامل کلوبها و مراکز ورزشی و تفریحی جوانان در محله توتنهام، نقطه آغاز این شورشها، بوده است). غارتگر دولتی است که صدها میلیاردها پوند از جیب مالیات دهندگان و از محل صندوق بازنشستگی کارگران و کارمندان و با زدن از بودجه بیمارستانها و مهد کودکها و سایر خدمات اجتماعی به جیب گشاد بانکها و سرمایه دارن گردن کلفت میریزد و میخواهد بحران سرمایه دارها را با زدن از معیشت کارگران حل و فصل کند. تبهکار نظامی است که برای بقای خود راهی بجز تحمیل فقر و بیکاری و بی آیندگی به کارگران و جوانان و توده مردم ندارد. و بالاخره تبهکار "صاف و ساده" خود جناب کامرون است که سیاستهایش از روزی که زمام دولت را در دست گرفته چیزی بجز تعطیل کردن بیمارستانها و مهد کودکها و زدن از بودجه مدارس و دانشگاهها و سایر خدمات عمومی نبوده است.

فوران خشم مردم تبهکاری نیست، عصیان علیه تبهکاری است. جوانان محروم و بحاشیه جامعه رانده شده، جوانانی که نه کار پیدا میکنند و نه توان مالی ادامه تحصیل دارند، جوانانی که یک روز درمیان در خیابانها بوسیله پلیس متوقف میشوند و مورد جستجوی بدنی قرار میگیرند، علیه نظم موجود بخیابانها ریخته اند. مضمون و خصلت این شورشها طغیان علیه نظم سرمایه داری است: علیه پلیس اش، دولتش، اقتصادش، و مالکیت مقدسش! این یک حرکت سازمان یافته سیاسی با شعارها و پلاکاردها و اهداف روشن و اعلام شده نیست، چه بسا بسیاری از شورشگران خود نتوانند توضیح بدهند از چه خشمگین اند و چه میخواهند، اما این واقعیت، این شکل ویژه بروز خشم بحاشیه رانده شده گان و " داغ لعنت خوردگان"، ذره ای از حقانیت محتوی و مضمون ضد سرمایه دارانه این طغیان کم نمیکند. مغازه ها غارت میشوند نه بخاطر اینکه سارقین حرفه ای بخیابانها ریخته اند بلکه به این دلیل که مغازه صف مقدم برخورد سرمایه با مردم نیازمند است. محلی که اشیاء مورد نیاز مردم را نه بر مبنای نیازشان بلکه بر مبنای پولشان در جامعه توزیع میکند. علت و انگیزه جوانان فقیر و محروم در "غارت" مغازه ها عملا و واقعا چیزی جز این نیست. میروند و آنچه میخواهند را بر میدارند. در یک ویدئو کلیپ روی اینترنت دو دختر که یک بطری شراب را "غارت" کرده اند میگویند "ما میخواهیم به پلیس و ثروتمندان نشان بدهیم که هر کاری بخواهیم میکنیم". شراب خواسته اند و رفته اند و برداشته اند. و با این عمل به ثروتمندان که "میتوانند چون پولش را دارند" و به پلیس حافظ این نظم نشان میدهند که پول داشتن را بعنوان پیش شرط مصرف کردن برسمیت نمیشناسند. این حرکت البته تقدس مالکیت و تمام نظم و قانونی که حول آن بهم بافته شده را در هم میشکند، صاحبان سرمایه ثروتمندان و مالکین را وحشتزده میکند، و امنیت و آرامش آنانرا بهم میریزد. اما تنها به این دلیل که کل این اصل مقدس با همه نظم و قانون و امنیت و آرامش اش تبهکارانه است. تبهکار مردمی نیستند که آنچه میخواهند بر میدارند بلکه نظام اجتماعی- اقتصادی است که خواستهای پایه ای مردم را از آنها دریغ کرده است. نظامی که حوائج انسانها را به کالا تبدیل کرده است و محصولات مورد نیاز مردم را نه در اختیار نیازمندان، بلکه در اختیار کسانی قرار میدهد که پولش را داشته باشند. تبهکار نظام سرمایه داری است.

شورشهای انگلیس از نظر خصلت ضد سرمایه دارانه شان، در کنار موج اعتراضات توده ای چندماهه اخیر در یونان و اسپانیا و پرتغال و فرانسه و اعتراضات جاری در اسرائیل و جنبش اعتراضی دانشجویان در چند ماه قبل در خود انگلیس قرار میگیرد. این تحولات در کشورهای اروپائی، مانند موج انقلابات در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، همه در تحلیل نهائی ناشی از بحران و درماندگی اقتصادی و سیاسی سرمایه داری و اشکال مختلف بروز اعتراض توده مردم محروم به وضع موجود است. اما از نقطه نظر شکل بروز، شورشهای جاری در انگلیس همتراز و هم ارز اعتراضات دیگر نیست، شکل بدوی تر و خام تری است. در این مورد ما با شعارها و خواستهای مشخص اعلام شده، و با اعتصابات کارگری و تظاهرات خیابانی و یا تصرف و چادر زدن در میدانها و غیره مواجه نیستیم، بلکه با فوران خشم مردم روبروئیم که گرچه اعتراض ریشه ای به پایه های نظم سرمایه را به نمایش میگذارد اما مثل هر عصیان و طغیان دیگری خام، نامتعین و بی هدف است. طغیانی که، مانند عصیان کارگرانی که در اوایل قرن نوزده ماشینها را درهم میشکستند، قالب سیاسی بخود نمیپذیرد و شعار و مطالبه و هدفی اعلام نمیکند. چنین به نظر میرسد که عده ای صرفا میخواهند جامعه را به هم بریزند و این نقطه ضعفی است که نه تنها به دولت و احزاب دولتی بورژوائی و رسانه هایشان امکان میدهد تا افکار عمومی جامعه را علیه این حرکت بسیج کنند و از یک موصع حق بجانب آنراسرکوب کنند(آنچه فی الحال دولت انگلیس مشغول آنست) بلکه این شرایط حتی به احزاب راست افراطی و شبه فاشیست امکان میدهد بعنوان پاسداران نظم و قانون عرض اندام کنند. اخیرا رهبر یک گروه راست افراطی به اسم "لیگ دفاع از انگلیس"، یکی از سازمانهائی که فاشیست نروژی آندرس بریویک در مانیفستش بعنوان یک منبع الهام بخش از آن یاد میکند، در مصاحبه با آسوشیتد پرس اعلام داشته که پلیس انگلیس قادر به کنترل اوضاع نیست و قرار است هزار نفر از اعضای این سازمان برای تامین نظم به خیابانها اعزام بشوند. این یک حالت کلاسیک برخورد بورژوازی به بحران اقتصادی و "نا آرامیهای" سیاسی و اجتماعی پیامد آنست. دوره بحران دوره احزاب میانی و پارلمان و سیاستها متعارف نیست. یا باید طبقه کارگر با حزب و برنامه و پرچم طبقاتی خود بمیدان بیاید و جامعه را حول نقد سوسیالیستی به نظم سرمایه بسیج کند و یا نیروهای فوق راست بورژوازی به شعار "نظم و قانون" جامعه را به صلابه میکشند. هر چه اعتراضات توده ای سازمانیافته تر و شفاف تر باشد و با اعلام خواستها و شعارهای شفاف و روشن بمیدان بیاد بهمان درجه زمینه رشد چپ و نقد و اعتراض کمونیستی وضعیت موجود در میان توده ناراضی مردم بیشتر فراهم میشود و برعکس هر چه این اعتراضات به عصیان و شورش کور نزدیک تر باشد زمینه رشد راست افراطی بیشتر میشود. شورشهای اخیر در انگلیس از این نوع دوم است. در این شرایط وظیقه نیروهای کمونیست نشان دادن ریشه های این خشم و عصیان توده ای ، برجسته کردن مضمون و خصلت ضد سرمایه دارانه این حرکت، و مقابله با اقدامات و تبلیغات دولت و رسانه ها علیه مردم عاصی است. در پیشبرد این وظیفه کمونیستها جنبشهای اعتراضی کارگران و دانشجویان در کشورهای دیگر اروپائی و موج انقلاباتی که در خاورمیانه سر باز ایستادن ندارد را در کنار خود دارند.