انقلاب مصر: مبارزه برای نان، آزادی را محک میزند!

انترناسيونال ۳۸۸

( متن یک گفتار تلویزیونی)

 

آخرین گزارشات خبری از مصر حاکی از آن است که دور جدیدی از اعتصابات و اعتراضات کارگری آغاز شده است. البته شکل گیری اعتصابات کارگران از هفته قبل و با خواست برکناری مبارک شروع شد اما این بار جنبش کارگری با شعار نان بخیابان آمده است. کارگران خواهان اضافه دستمزد، کاهش قیمتها، تامین شغلی، و کلا ارتقای شرایط رفاهی و معیشتیشان هستند و این به نظر من نقطه عطف مهمی در سیر انقلاب در مصر هست.

انقلاب با شعار محوری نان آزدی کرامت انسانی شروع شد. اولین و مهمترین مانع در راه تحقق این شعار رژیم دیکتاتوری مبارک بود و به همین دلیل انقلاب بدرست اولین و فوری ترین هدف خود را برکناری مبارک اعلام کرد. اکنون انقلاب به این هدف رسیده است. اما رژیم همچنان بر سر کار است. ارتش که ستون فقرات نظام دیکتاتوری است امور را در دست گرفته و ژنرالهائی که در تمام مدت دیکتاتوری مبارک نقطه اتکای او بودند و در همه جنایتهایش دست داشت اند در راس هیات حاکمه قرار گرفته اند. میخواهند به مردم بقبولانند که انقلاب پیروز شده و از مردم میخواهند به خانه ها و به زندگی عادیشان برگردند. میگویند اجازه بدهید ارتش قدم بقدم در یک مهلت شش ماهه جامعه را بطرف باصطلاح بطرف دموکراسی ببرد. بر مبنای همین سیاست ارتش در آخرین اطلاعیه اش از کارگران اعتصابی میخواهد به سر کار بر گردند. در این اطلاعیه همچنین از مردمی که هنوز در میدان تجمع کرده اند و به اعتراضاتشان ادامه میدهند خواسته شده بخانه بروند تا جامعه به "زندگی عادی" خود برگردد.

اما تمام مساله اینست که مردم از همین زندگی عادی به فغان آمده اند، جانشان به لب رسیده است و انقلاب کرده اند که این اوضاع را عوض کنند. اگر آزادی لازم است، اگر مردم آزادی میخواهند به این خاطر است که میخواهند علیه فقر و بیحقوقیها و تمام تبعیضات و مصائبی که از جانب دولتها نسل بعد از نسل به جامعه تحمیل شده اعتراض کنند و آنها را ریشه کن کنند. از نقطه نظر کارگران و اکثریت مردم تنها معیار برای محک زدن آزادیها - و هر نیروی مدعی آزادی و آزادیخواهی- آنست که تا چه حد رفاه و برابری و حرمت و منزلت انسانی در جامعه متحقق شده و تا چه حد مبارزه برای این خواستها مجاز و آزاد شمرده میشود. نان و آزادی و کرامت انسانی سه خواست مستقل نیست. جامعه نمیتواند آزاد باشد اما انسانها زیر پا له بشوند و فقر در جامعه بیداد بکند. بیش از ۴۰ در صد جامعه مصر با درآمدی کمتر از دو دلار در روز زندگی میکند و این توده کارگر و زحمتکش و محروم اگر آزادی میخواهد بخاطر اینست که این وضعیت را درهم بکوبد. بخاطر اینست که میخواهد از رفاه و از آخرین دستاوردها و استانداردهای زندگی در قرن بیست و یکم برخوردار بشود. در مقابل این مردم، طبقه حاکمه با ارتش اش با دولتش و با دیکتاتوریهای نظامی و غیر نظامی آزادی را از جامعه سلب میکند و مردم را سرکوب میکند تا دقیقا همین امر اتفاق نیفتد. سرکوب میکند تا ثروت مالتی میلیاردی یک مشت مفتخور پاسداری بشود. ثروت مبارک و خانواده اش را چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار تخمین میزنند. و این ژنرالها و امرای ارتش که در مصدر امور قرار گرفته اند نیز در چپاول و غارت دست کمی از مبارک ندارند.

در چنین شرایطی است که امروز کارگران با خواست معیشت، با خواست نان، با خواست رفاه به خیابان آمده اند و در این حرکت اکثریت عظیم مردم محروم و زحمتکش مصر را با خودشان دارند. کارگران از زبان انقلاب اعلام میکنند که آزادی برابری رفاه اجزای به هم تنیده ای است و ما اجازه نمیدهیم که همان چپاولگران و همان سرکوبگران سابق به اسم آزادی و یا به اسم گذار به آزادی همچنان فقر و بیحقوقی و فلاکت را بما تحمیل کنند.