دنيا را بر سرشان خراب ميكنيم! در مورد اعدام شهلا جاهد

انترناسيونال ۳۷۷

 

اعدام وحشيانه شهلا جاهد را به خانواده و دوستانش، و به همه مردمي كه براي نجات او مدتها تلاش كردند صميمانه تسليت ميگويم. اعدام شهلا جاهد يك قتل سياسي بود. يك دهن كجي به مردم آزاديخواه ايران و مردم شريف جهان. يك رژيم فاسد و آبروباخته زني را كه هشت سال پيش بر اساس پرونده اي كه بيشتر بيانگر توطئه هاي پشت پرده است تا ادله جرم، به چوبه دار سپرد كه نشان بدهد به فشار جهاني عليه سنگسار و اعدام تسليم نشده است. كه نشان بدهد هنوز توان جنايتش را حفظ كرده است. و اين قرباني نميتوانست از انسانهاي بي چهره، از قاچاقچيان و معتادين و قربانيان بي نام و نشاني باشد كه تنها در ماه گذشته در وكيل آبادها و ديزل آبادها صدها نفرشان را از دم تيغ گذرانده اند. بايد دست بجنايتي ميزدند كه بتواند به نحوي جاي خالي سكينه آشتياني بر پاي چوبه دار را پر كند. و قرعه بنام شهلا جاهد افتاد. كسي كه جهان ميشناسدش و سالها قبل كمپيني نظير آنچه امروز براي نجات سكينه در جريان است پرونده اش را تا امروز معلق نگهداشته بود. قتل شهلا پاسخي به اعتراض جهاني عليه حكم سكينه بود همانطور كه كشتن دلارا دارابي در صبح روز كارگر در سال گشته پاسخي بود به كساني كه آن زمان عملا رفراندوم عليه اعدام را حول پرونده دلارا سازمان داده بودند و كارگراني كه تجمع با شكوه يازده ارديبهشت ٨٨ را برپا كرده بودند. جناياتي بدست يك حكومت درمانده عليه جامعه اي معترض و بپا خاسته.

اما شباهتها ميان پرونده شهلا و سكينه واقعيت تلخي است وراي حسابگريهاي كودنانه جنايتكاران حاكم. هردو قرباني زن هستند، در هر دو مورد بجاي مرداني كه شواهد به مجرم بودن آنها اشاره ميكند دستگير و متهم شده اند، و بالاخره در هر دو مورد رابطه جنسي خارج از ازدواج موضوع و انگيزه "جرم" است. تركيب اين عوامل در هر پرونده اي كافي است تا حكومت اسلامي ضد زن قرباني خود را از ميان زنان برگزيند. اگر ناصر محمد خاني زن بود ميبايد مانند سكينه بجرم زنا حكم سنگسار ميگرفت. و اگر سكينه مرد بود "گناه زنا" يش به "ثواب صيغه" تغيير مي يافت. در پرونده شهلا ها و سكينه ها و دلاراها بزرگترين جرم زن بودن است. اعدام در جمهوري اسلامي بهمان اندازه ماهيت زن ستيز اين حكومت و تحقير و توهين و بيحقوقي مفرطي كه در حق زنان اعمال ميكند را نشان ميدهد كه ماهيت جنايتكارانه و زندگي ستيز اين حكومت را.

اين جانيان اما دورانشان به سر رسيده است. در سي خرداد شصت كشتند و حكومت نوپايشان را آبياري كردند. در تابستان ٦٧ كشتند و خود را از بحران جنگ با عراق بدر بردند و امروز ميكشند تا لحظات مرگشان را به عقب بياندازند. شمشير قصاص و سنگسار و اعدام را در هوا مي چرخانند تا يك جامعه معترض و بپاخاسته را به تسليم و تمكين بكشانند. و نميتوانند! جامعه اي را كه از زير تمام اين اعدامها و كشتارها و سركوبگريها قد راست كرد و انقلاب ٨٨ را آفريد نميتوان مرعوب و نوميد كرد. آنكه ميترسد خود جلاد است. تا ديروز به اسم انقلاب، به اسم مبارزه با شيطان بزرگ، به اسم جنگ مقدس ميكشتند و جناياتشان را توجيه ميكردند اما انقلاب ٨٨، از همان لحظه كه دنيا شاهد كشتار نداها و سهراب ها و ترانه ها شد، همه اين پرده ها را دراند و آنچه براي قاتلين حاكم بر ايران بجا ماند دستان بخون آلوده شان بود و بس. امروز بر همه جهانيان معلوم شده است كه جمهوري اسلامي يك ماشين قتل و تجاوز و شكنجه و سنگسار است كه مثل هر ديكتاتوري آدمخواري ميكشد تا بماند. اعدام و سنگسار نشانه ضعف و زبوني و ترس جلادان حاكم است و هر قرباني اين جانيان، ندا باشد يا فرزاد و دلارا يا شهلا، مظهر و نماد جامعه بپاخاسته اي است كه تا بزير كشيدن اين جانيان از پاي نخواهد نشست.

امروز به يمن و بر دوش انقلاب ٨٨ كارزار جهاني گسترده اي عليه حكومت اعدام و سنگسار جمهوري اسلامي آغاز شده و با قدرت به پيش ميرود. هر جناتي كه جمهوري اسلامي مرتكب ميشود تنها اين نبرد سراسري مردم متمدن دنيا عليه اين حكومت خون و توحش را قويتر و گسترده تر ميكند. اين مبارزه اي است كه تا انزواي كامل رژيم اسلامي در جهان و سرنگوني آن به پيش خواهد رفت. ما دنيا را بر سر جمهوري اسلامي خراب خواهيم كرد و همان را بر سر رژيم خون و جنايت آپارتايد جنسي در ايران خواهيم آورد كه سه دهه قبل جهان بر سر رژيم آپارتايد نژادي در آفريقاي جنوبي آورد. اين را تضمين ميكنيم.