راه حل سوسیالیسم است

انترناسيونال ۳۷۱

 

بحران حکومتی سرمایه در ایران آلترناتیو سوسیالیسم را بعنوان یک راه حل ممکن و مبرم در برابر وضعیت موجود سیاسی- اقتصادی در ایران بجلو صحنه میراند. منظور من سوسیالیسم صرفا بعنوان هدف نهائی و استراتژی عمومی خلاصی از سرمایه داری نیست. به این عنوان سوسیالیسم در همه کشورها و مدتهاست که تنها راه حل است. نکته مهم اینست که در مورد ایران آلترناتیو سوسیالیسم پاسخ مشخص و فوری به بحران همه جانبه ای است که امروز سرتاپای نظام سرمایه داری و حکومت اسلامی آنرا فرا گرفته است.

سرمایه داری در ایران از نظر سیاسی و اقتصادی در حال فروپاشی است و خود این واقعیت ضرورت و مبرمیت سوسیالیسم را فریاد میزند. جامعه به سر حد انفجار رسیده است، اقتصاد خوابیده است، فقر و گرانی بیداد میکند و هر روز شدید تر و غیر قابل تحمل تر میشود، حکومت اسلامی مشروعیت و حقانیت خود را در مقیاس داخلی و جهانی و حتی برای جناحهای درونی خود تماما از دست داده است، و همه یک انفجار عظیم اجتماعی را انتظار میکشند. طوفانی در راه است: حکومتی ها با نگرانی بیکدیگر هشدار میدهند و مردم بیصبرانیه مترصد فرصتند. این یک جامعه متعارف نیست، یک بشکه باروت است.

آنچه این وضعیت انفجار آمیز را بوجود آورده، همانطور که درمقاله هفته گذشته در انترناسیونال توضیح دادم، بحران حکومتی سرمایه در ایران است. از بدو بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی کل بورژوازی ایران - و بورژوازی جهانی - با مساله حاکمیت در ایران روبرو بوده اند. نه جمهوری اسلامی توانسته است شرایط متعارف تولید و بازتولید سرمایه داری را در ایران فراهم کند، و نه بورژوازی قادر بوده است آنرا با حکومت مطلوب خود - حال به شیوه تدریجی و یا رژیم چنجی- جایگزین کند. این اساس کشمکش مزمن و پایان ناپذیری است که بین رژیم اسلامی از یکسو و نیروهای اپوزیسیون بورژوائی و دولتهای غربی از سوی دیگر وجود دارد و مدام حادتر میشود.

در مقابل کل این وضعیت، در برابر جمهوری اسلامی و کل نیروهای بورژوائی بومی و جهانی و در حاکمیت و در اپوزیسیون با تمام اصطکاکها و کشمکشهایشان، طبقه کارگر و توده مردمی که با انقلاب ۵۷ بحران حکومتی حاضر را به بورژوازی تحمیل کردند قرار گرفته اند. وسعت و ابعاد اعتصابات کارگری، مبارزات دانشجویان و جوانان، مبارزه زنان برای رهائی، و شورشها و قیامهای شهری در دوره حاکیت جمهوری اسلامی- از جمله و بویژه انقلابی که در خرداد ماه سال گذشته سر بر آورد - در تاریخ معاصر ایران بیسابقه بوده است. جمهوری اسلامی از همان بدو بقدرت رسیدن از لحاظ ایدئولوژیک و اجتماعی و سیاسی وصله ناجوری به تن جامعه ایران بوده است و بهمین دلیل مدام بوسیله مردم پس زده شده است. اما همین حکومت با تمام ناخوانیش با شرایط ایران و با تمام توحش و بربریت قرون وسطائی اش تنها حکومت ممکن سرمایه داری در ایران است. بن بست و بحران و لاعلاجی سیاسی- اقتصادی این رژیم در واقع لاعلاجی و بن بست کل نظام سرمایه داری را عیان میکند و در برابر همگان به نمایش میگذارد.

ما همیشه بر این واقعیت تاکید کرده ایم که جمهوری اسلامی توحش و گندیدگی و انحطاط سرمایه داری دوران ما را نمایندگی میکند و اکنون بحران سیاسی - اقتصادی که بدنبال خیزش انقلابی سال گذشته گریبان حکومت را گرفته است بیش از پیش این واقعیت را برجسته میکند و به مرکز صحنه سیاست و دستور روز مبارزات مردم میراند.

هیچ چیز مانند طرح حذف یارانه ها ماهیت سرمایه دارانه بحران جمهوری اسلامی را بیان نمیکند.

این یک طرح اقتصادی و کاملا در انطباق با سیاست ریاضت اقتصادی سرمایه داری جهانی است. بعبارت دیگر جمهوری اسلامی قصد دارد یک سیاست اقتصادی شناخته شده سرمایه داری جهانی را که در بسیاری از کشورهای دیگر نیز پیاده شده، آنهم تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت کمک نقدی به خانواده ها، در ایران پیاده کند و با این حال کابوس "فتنه اقتصادی" و انفجار اجتماعی و شورشهای شهری لحظه ای راحتش نمیگذارد! ظاهرا انقلابی را فرو خوابانده اند، حکومتشان را سرپا نگهداشته اند و حالا قرارست مثل روسیه و شیلی و کشورهای اسکاندیناوی و چین و هندوستان و اروپای واحد و صدها کشور دیگر اقتصادشان را بر مبنای الگوی بانک جهانی سرو سامان بدهند و با این حال به رعشه مرگ افتاده اند! میخواهند "رفرم اقتصادی" کنند اما ناجا و سپاه و بسیجشان را به خط کرده اند و برخ مردم میکشند! نگرانی حکومتی ها کاملا بجاست. مشکل اقتصاد ایران سرمایه داری دولتی مدل روسی و یا دولت رفاه یا بحران وال استریت نیست، معضل سرمایه داری ایران و حکومت اسلامیش جامعه بجان آمده ای است که از انقلاب ۵۷ تا امروز حکومت اسلامی سرمایه را نپذیرفته و بورژوازی ایران را با مساله مزمن بحران حکومتی مواجه کرده است. نگرانی حضرات بجاست. طوفان عظیمی در راه است، طوفانی علیه کل نظام سرمایه داری در ایران با حکومت اسلامی و بحران و بن بست و ناجا و طرح جراحی اقتصادیش.

این طوفان فی الحال با خیزش انقلابی میلیونی مردم ایران از خردادماه سال گذشته آغاز شده است. جمهوری اسلامی اولین برآمد این طوفان سیاسی را فرونشاند اما مساله تعیین تکلیف قدرت سیاسی همچنان مبرم ترین مساله و در دستور روز مبارزه مردم است. رژیم بمراتب از دوره قبل از خرداد ۸۸ بی ثبات تر و بهم ریخته تر است و بحران سیاسی و اقتصادیش بمراتب شدیدتر و وخیم تر شده است. خرداد ۸۸ سر آغاز یک دوره انقلابی است که همچنان ادامه دارد. هیچیک از مسائلی که به خیزش انقلابی سال گذشته شکل داد، فقر و سرکوب و بیحقوقی، نه تنها حل نشده اند بلکه حادتر شده و رژیم در حل آنها ناتوان تر و درمانده تر شده است. این دوره انقلابی تنها میتواند با تعیین تکلیف قدرت سیاسی در ایران، سرنگونی رژیم بقدرت انقلاب مردم و یا تثبیت آن در شکل یک حکومت متعارف سرمایه داری به فرجام برسد.

در چنین شرایطی است که سوسیالیسم نه بعنوان یک آرمان و هدف و شعار و استراتژی، بلکه بعنوان تنها راه حل فوری، واقعی و ممکن رهائی جامعه از وضعیت حاضر مطرح میشود و سر بلند میکند. نتیجه سی سال حکومت اسلامی سرمایه فلج کامل اقتصادی، یک بحران مزمن و عمیق سیاسی و اجتماعی و از هم پاشیدن کامل شیرازه جامعه بوده است. سیاستها و اهداف و منافع بورژاوزی ایران و بورژوازی جهانی و دولتهایشان، نفس سیستم اقتصادی مبتنی بر سود و سودآوری سرمایه، در حالت متعارف و یا نامتعارف و در شکل اسلامی و یا غیر اسلامی ، جزئی از صورت مساله و موجد این شرایط است و نه جزئی از راه حل. بورژوازی و حکومت اسلامیش جامعه را به سر حد تلاشی و به قعر فقر و بیحقوقی رانده است اما هیچ جامعه ای به مرگ تسلیم نمیشود و خودکشی جمعی نمیکند. کارگران، توده مردم رانده شده بزیر خط فقر، زنان و جوانان و معلمان، راهی بجز اعتراض و مبارزه ندارند و هدف و پرچم این مبارزه به حکم شرایط عینی موجود تنها میتواند سوسیالیسم باشد. سوسیالیسم تنها راه برون رفت از بن بست حاضر است. سوسیالیسم یا بربریت، راه سومی وجود ندارد.