بحران حکومتی سرمایه در ایران و "فتنه" ای که در راه است!

این روزها مقامات حکومتی مدام از "فتنه اقتصادی" و "خطر" شورشها و انفجارات اجتماعی که اجرای طرح یارانه ها بدنبال خواهد داشت صحبت میکنند و این خود نشان میدهد معضل رژیم صرفا اقتصادی نیست، بلکه یک مشکل سیاسی- اجتماعی است. "فتنه اقتصادی" اسم رمز اعتصابات گسترده كارگران و معلمان و پرستاران و كلا یک اعتراض عظیم اجتماعی در ابعادی بسیار وسیع تر از "فتنه سیاسی" سال گذشته است که نه صرفا سیاستهای اقتصادی حکومت بلکه کل موجودیت آنرا به زیر سئوال خواهد برد. زمینه این طوفان اجتماعی بحران و بن بست همه جانبه ای است که مدتهاست در تمامی عرصه ها گریبان حکومت اسلامی را گرفته است.

بحران سرمایه داری در ایران به معنی دقیق کلمه یک "بحران حکومتی" است. و این بحرانی است که با روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده و همزاد این رژیم است. جمهوری اسلامی بعنوان یک رژیم معین با مساله بقا و حفظ خود در قدرت مواجه است اما برای کل طبقه سرمایه دار ایران و بورژوازی جهانی و دولتهایشان مساله خود را به شکل بن بست و بحران حکومتی در ایران نشان میدهد. ریشه مساله در اینجاست که از همان آغاز، جمهوری اسلامی رژیم مطلوب بورژوازی نبود بلکه تنها رژیم ممکن بورژوازی در مقابل انقلاب ۵۷ بود. و امروز هم اگر بورژوازی جهانی به این رژیم رضایت داده است بخاطراینست که آلترناتیو ممکن دیگری ندارد.

جمهوری اسلامی با ماموریت و رسالت تاریخی سرکوب انقلاب تحت نام انقلاب روی کار آورده شد و این وظیفه را نیز بانجام رساند اما هیچگاه نتوانست شکل و موقعیت یک حکومت متعارف سرمایه داری را، با یک ثبات نسبی سیاسی و برنامه ریزیهای دراز مدت و حتی میان مدت اقتصادی و اجتماعی، کسب کند. این واقعیت زمینه و مبنای همه جناحبندیهای درون حکومت، به اپوزیسيون رانده شدن نیروهای ملی- اسلامی و بخشهائی از خود حکومت، وجود و تحرک نیروهای بورژوائی با شعار و برنامه "براندازی" حکومت، و بالاخره کشمکش همیشگی دولتهای غربی با جمهوری اسلامی است. گشایش سیاسی، گشایش اقتصادی، استحاله، براندازی نرم، اسلام نوع دیگر، کنار گذاشتن ولایت فقیه، رفراندوم، رژیم چنج، حمله نظامی، تحریم اقتصادی و بالاخره امروز طرح "هدفمند کردن یارانه ها" همگی مجموعه طرحها و راهکارهائی بوده است که تا امروز از جانب جناحهای درونی حکومت، نیروهای سیاسی اپوزیسیون بورژوائی آن، و دولتهای غربی برای حل معضل حکومتی سرمایه داری در ایران مطرح شده و تا کنون ناکام مانده است. طرح باز سازی اقتصادی و مدل چینی رفسنجانی، طرح گشایش سیاسی و "گفتگوی تمدنهاي" خاتمی، و "سونامی سیاسی" و طرح یارانه های احمدی نژاد همه تلاشهای همسو و همجهتی هستند برای حل این بن بست و معضل حکومتی بورژوازی در ایران. البته این معضل به اشکال متفاوت و حتی متاقضی برای نیروهای سیاسی بورژوازی مطرح میشود: برای رژیم جمهوری اسلامی و جناحهای حکومتی به شکل مساله بقا و حفظ خود در حکومت و از دید کل طبقه سرمایه داری ایران و کل سرمایه جهانی به شکل نوع حکومت و آلترناتیوهای حکومتی مطلوب و ممکن برای تغییرات پایه ای و یا جایگزین کردن رژیم موجود. اما در نهایت مایه و زمینه عینی همه این نوع چاره جوئیها مستقل از ظرف و شکل بیانی اش و مستقل از اینکه از درون و یا از بیرون حکومت مطرح شده باشد، نهایتا حل بحران حکومتی بورژوازی در ایران است.

وقتی مساله یارانه ها را در این چارچوب و در رابطه با بحران حکومتی بورژوازی در ایران بررسی میکنیم روشن میشود که چرا اجرای این طرح به "فتنه اقتصادی" و شورشها و اعتراضات وسیع و توده ای منجر خواهد شد. روشن میشود که چرا اجرای این طرح نه تنها مشکلی را از حکومت حل نخواهد کرد بلکه بحران سیاسی - اجتماعی رژیم را تا سطح یک انفجار اجتماعی تشدید و بمراتب حادتر و وخیم تر خواهد کرد.

طرح یارانه ها همانطور که در نوشته های قبلی توضیح دادم در واقع نام دیگری برای سیاست ریاضت کشی اقتصادی است که امروز از طرف بانک جهانی و کل صاحبنظران و سیاستگذاران اقتصاد سرمایه داری برای گذار از سرمایه داری دولتی ( مدل شوروی و اروپای شرقی سابق) و یا دولت رفاه (مدل اسکاندیناوی و دولتهای اروپای غربی) به سرمایه داری لجام گسیخته بازار آزاد، توصیه و در دستور گذاشته میشود. امروز این سیاست برای تخفیف و یا حل بحران اقتصادی دولتهای متعارف و نسبتا با ثبات سرمایه داری در کشورهای دیگر میتواند محلی از اعراب داشته باشد اما در ایران گرهی از کارحکومت و کل طبقه سرمایه دار باز نخواهد کرد. اقتصاد جمهوری اسلامی نه سرمایه داری دولتی از نوع اروپای شرقی سابق است و نه شباهتی به دولت رفاه از نوع اروپای غربی دارد و نه مشکلاتش ناشی از بحران جهانی امروز سرمایه داری است. سرمایه داری ایران یک اقتصاد ورشکسته به بن بست رسیده و فروپاشیده است که هیچگاه نتوانست از ضربه انقلاب ۵۷ کمر راست کند. جمهوری اسلامی این اقتصاد ورشکسته را به ارث برد و آنرا تا سطح یک ماشین تمام عیار دزدی و چپاول، یک نوع مافیای اقتصادی مبتنی بر رانت خواری و دلالی و معامله گری، بازی با نرخ ارز، بازار مخفی و نیمه مخفی قاچاق، و زمین بازی و ارتشا و غیره "ارتقا" داد. طرح "ریاضت کشی اقتصادی" کلید این قفل نیست. این بن بست سرمایه داری دولتی مدل شوروی سابق نیست بلکه بن بست سرمایه داری مدل غربی زمان شاه در برابر یک انقلاب عظیم است. انقلابی که گرچه در هم کوبیده شد اما بورژوازی ایران را با معضل لاینحل بحران حکومتی روبرو ساخت.

اگر سرمایه گذاری در ایران متوقف شده و به بن بست رسیده علتش بی ثباتی سیاسی، نا ایمنی حقوقی و قانونی برای سرمایه ها، و فعال مایشائی و دخالتگریهای مافوق قانونی دولت و باند ها و مقامات دولتی- آنچه مافیای اقتصادی نامیده میشود- در عرصه تولیدی و خدماتی و کل اقتصاد جامعه است. بعبارت دیگر علت، بحران حکومتی بورژوازی است و نه بحران اقتصادی به معنائی که کشورهای متعارف سرمایه داری با آن طرفند. جمهوری اسلامی با بن بست و فروپاشی اقتصادی روبروست و نه صرفا با بحران اقتصادی به معنای متعارف و متداول آن. و علت اصلی این بن بست و فروپاشی نیز وجود خود جمهوری اسلامی است.

بنابر این برای کارگران و مردم ایران "راه حل" و "فتنه" درست عکس آن چیزی است که مقامات جمهوری اسلامی عنوان میکنند. فتنه، طرح یارانه هاست، و راه حل، شورش و انقلاب و قیام مردم علیه کل حکومت است. سرمایه داری ایران و بورژوازی جهانی هر تعبیر و تبیینی از مشکلات طبقه و حکومت خود در ایران داشته باشند یک چیز مسلم است: بیش از سی سال است جمهوری اسلامی تنها نوع حکومت ممکن برای بورژوازی بوده است. این رژیم تجسم عینی بربریت سرمایه داری عصر ما است و آلترناتیوی بجز سوسیالیسم ندارد. "سوسیالیسم یا بربریت"، راه سومی نیست. حزب ما و طبقه کارگر ایران مدتهاست پرچم سوسیالیسم را بعنوان تنها راه تحقق یک جامعه آزاد و برابر و مرفه انسانی بر افراشته است و "فتنه" يا در واقع انقلابي كه در راه است یکبار دیگر بر حقانیت و مطلوبیت و ضرورت این راه حل تائید و تاکید خواهد کرد.