گامی به سمت بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی

انترناسيونال ۳۶۹

 

تحریم هشت تن ار منفورترین مقامات رژیم اسلامی از جانب دولت آمریکا میتواند گام مهمی در روند تحریم و انزوای سیاسی جمهوری اسلامی باشد. میتواند چنین باشد به این خاطر که سیاست دولت آمریکا و کلا دولتهای غربی اساسا تحت فشار افکار عمومی و اعتراضات مردم و نیروها و سازمانهای مترقی در این کشورها، که بدنبال خیزش انقلابی اخیر و بویژه کمپین جاری در دفاع از سکینه محمدی آشتیانی و علیه سنگسار در یک سطح گسترده به اعتراض به جنایات رژیم و حمایت از مبارزات مردم ایران برخاسته اند، به این سمت سوق یافته است. بعبارت دیگر این موضع گیریها نه در ادامه دیپلماسی و جهت گیری تا کنونی خود این دولتها، بلکه تحت فشار خیزش انقلابی مردم صورت میگیرد. نیروی محرکه این جهت گیری مبارزات توده ای و خیابانی و ابتکار عمل نیروهای چپ و انقلابی است و بهمین دلیل میتوان این اعمال فشار را تا تحریم کامل حکومت اسلامی به پیش برد. تاثیرات این فشار خیابان بر کریدورهای قدرت را قبلا در موضع گیریهای مقامات و دولتهای برزیل، انگلیس، آلمان، نروژ، ایتالیا، ترکیه و چند کشور دیگر نیز شاهد بوده ایم. و این روند در صورتی ادامه خواهد یافت که فشار افکار عمومی و اعتراضات سازمانها و نیروهای مترقی علیه جنایات جمهوری اسلامی و در حمایت از قربانیان رژیم و مبازات مردم ایران نه تنها ادامه پیدا کند بلکه شدیدتر و گسترده تر و رادیکال تر بشود.

روشن است که دولت آمریکا و سایر دولتهای غربی در برخورد به حکومت اسلامی اهداف و شیوه های ویژه خود را دارند. هدف آنها سربراه و رام کردن جمهوری اسلامی در چارچوب سیاستهای جهانی و منطقه ای غرب (توقف پروژه هسته ای رژیم، عدم دخالت در کشورهای منطقه، عدم حمایت از تروریسم اسلامی و کل جنبش اسلام سیاسی و غیره) و شیوه آنها تحریم اقتصادی و تهدید حمله نظامی، و در نهایت دست زدن به این حمله است. در مقابل توده مردم و نیروهای سیاسی چپ و مترقی در ایران و در جهان نیز اهداف و شیوه های خود را دارند. خواست و هدف آنها سرنگونی جمهوری اسلامی و شیوه آنها شکل دادن به یک انقلاب توده ای علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی است.

وجود این دو آلترناتیو در عرصه سیاست ایران امر تازه ای نیست. آنچه جدید است این واقعیت است که طی یکسال گذشته شرایط سیاسی جهانی به نفع اهداف و راه حل رادیکال و انسانی مردم تغییر کرده است. به خیابان آمدن میلیونی مردم علیه حکومت در سال گذشته و بدنبال آن کمپین جهانی علیه سنگسار، حمایت وسیع مردم جهان از مبارزات مردم ایران و رسوائی و بی آبروئی و بی اعتباری جانیان حاکم بر ایران در سراسر دنیا، اهداف و خواستهای بر حق و انسانی توده مردم ایران را در مرکز توجه جهانیان قرار داده است. و این فاکتور دولتهای آمریکا، اروپای واحد و دولتهای دیگری نظیر برزیل و ترکیه را واداشته تا در روابط و مناسبات دیپلماتیکشان با جمهوری اسلامی به جنایات این حکومت علیه مردم ایران و مساله زندانیان سیاسی و قربانیان اعدام و سنگسار جای برجسته تر، و از لحاظ عرف بین الملل و دیپلماسی جهانی، بیسابقه ای بدهند. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در توضیح سیاست تحریم مقامات جمهوری اسلامی میگوید "این نخستین بار است که آمریکا بر مبنای نقض حقوق بشر، تحریم هائی را علیه ایران اعمال میکند". و تحریم مقامات جمهوری اسلامی را بعنوان سیاستی که به "شهروندان ایران آسیبی نمیرساند" معرفی میکند. یعنی عملا در تمایز کامل از سیاست تحریم اقتصادی و تهدید جنگی که نه به نقض حقوق بشر بلکه به مساله اتمی معترض است و "آسیب رساندن به شهروندان ایران" نیز یک نتیجه مستقیم آنست. البته مساله تحریم اقتصادی و تهدیدهای جنگی همچنان بقوت خود باقی است اما همین درجه از تغییر را باید یک دستاورد جنبش جهانی علیه سنگسار و اعدام و علیه رژیم اسلامی سنگسار و اعدام دانست. در نتیجه این کارزار جهانی است که موضوعات و سوژه نقد و اعتراض به جمهوری اسلامی از مساله اتمی و تروریسم اسلامی به سمت اعدام و سنگسار و دستگیری و زندان فعالین سیاسی و بی حقوقی زنان و غیره سوق یافته است و حول این مسائل نه تنها دولتهای غربی بلکه دولتهای سنتا نزدیک به جمهوری اسلامی، نظیر برزیل و روسیه و ترکیه و کوبا، هر یک به شکلی اعتراض خود را به جمهوری اسلامی علنا اعلام داشته اند.

این حرکت میتواند به بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی منجر بشود. طرد و منزوی کردن جهانی جمهوری اسلامی، یعنی آفریقای جنوبیزه کردن آن در سطح بین المللی، خواست توده مردم و جزئی از استراتژی سرنگون کردن رژیم بقدرت انقلاب مردم است و تحولات اخیر در عرصه دیپلماسی بین الملل نشان میدهد که این یک خواست و هدف عملی و در دسترس است. باید گامهائی عملی که به تحریم جمهوری اسلامی منجر میشود را دقیقا تعیین کرد و مردم و نیروهای سیاسی را حول آن بسیج نمود. تحریم بخشی از جنایتکاران حاکم بر ایران گام اول است. نه تنها تعدادی از جانیان حاکم بلکه همه مقامات و سران جمهوری اسلامی از جمله و بویژه خامنه ای و احمدی نژاد باید تحریم و محکوم شوند، باید سران رژیم و همه آمرين و عاملين کشتارهاي اخير و کليه جنايات جمهوری اسلامی در سی سال گذشته تحت پیگیرد قرار بگیرند و در دادگاههای بین المللی بمحاکمه کشیده شوند، حسابهای بانکی همه مقامات رژیم باید در همه کشورها مسدود شود و بعد از سرنگونی حکومت بمردم ایران مسترد گردد، مقامات جمهوری اسلامی باید از همه نهادهای بین المللی اخراج شوند، سفارتخانه های رژیم در همه کشورها باید تعطیل بشود و بالاخره جمهوری اسلامی نباید از جانب هیچ دولت و نهادی بعنوان حکومت ایران برسمیت شناخته شود. اینها گامهای مشخص عملی است که باید در دل یک کارزار بین المللی و بر زمینه مساعدی که خیزش انقلابی مردم و بدنبال آن کمپین جهانی علیه سنگسار در چند ماه اخیر بوجود آورده به پیش برداشت. هر یک از این خواستها میتواند به گفتمان و موضوع روز رسانه ها، نیروها و شخصیتهای سیاسی مترقی و آزادیخواه در دنیا و افکار عمومی مردم جهان تبدیل شود و چون اهرم فشاری بر دیپلماسی بین المللی و روابط دولتها با جمهوری اسلامی بکار گرفته شود. کمپین بین المللی برای نجات سکینه و علیه سنگسار تا همینجا دستاوردهای زیادی در این جهت داشته است. تا چند ماه قبل کمتر کسی تصور میکرد که دولت برزیل به یک محکوم به سنگسار در ایران پناهندگی بدهد یا رئیس جمهور فرانسه دفاع از جان او را یک وظیفه ملی اعلام کند و یا شهردار ایتالیا عکس او را بر دیوارهای رم بیاویزد. کمتر کسی تصور میکرد اتحادیه اروپا باتفاق آرا علیه سنگسار قطعنامه صادر کند و دفاع از سکینه محمدی به یک موضوع داغ انتخابات ریاست جمهوری در برزیل تبدیل بشود. همه اینها اتفاق افتاد چون افکار عمومی و رسانه ها و مردم جهان علیه جمهوری اسلامی بسیج شد و بحرکت افتاد. چون مردم بیش ازصد شهر جهان در ٢۹ کشور به خیابانها آمدند و علیه سنگسار و حکومت اسلامی سنگسار اعتراض کردند. در ادامه این حرکت میتوان به آفریقای جنوبیزه کردن جمهوری اسلامی جامه عمل پوشید. این امر اگر تا شش ماه قبل برای کسی قابل تصور نبود، امروز برای خیلی ها و بخصوص برای نیروهای فعال در مبارزه جهانی علیه جمهوری اسلامی امری کاملا شدنی و دست یافتنی است.