دولتها و جنبشها در کارزار جهانی علیه سنگسار!

در انترناسیونال شماره ٣۵۷ ، مقاله " کارزار جهانی علیه سنگسار و راههای تداوم انقلاب" به اهمیت و جایگاه این کمپین در جهت منزوی کردن جهانی جمهوری اسلامی اشاره کردم.

در فاصله یکماه اخیر کارزار علیه سنگسار گامهای مشخصی در این جهت بجلو برداشته و دستاوردهای محسوسی داشته است. اعلام موضع رسمی هیلاری کلینتون در محکومیت اعدامها در ایران و خواست آزادی فوری زندانیان سیاسی آخرین تحول در این زمینه است. دو هفته قبل نیز رئیس جمهور برزیل علنا برای پذیرش سکینه و خانواده اش اعلام آمادگی کرد. اینها دو نمونه مشخص از اعتراض دیپلماتیک به جمهوری اسلامی از زاویه دردها و خواستهای مردم ایران است. این نمونه موفقی از تاثیر فشار خیابان بر کریدورهای دیپلماسی است.

ما همیشه تاکید کرده ایم که میتوان و باید با اعمال فشار به دولتها و نهادهای بین المللی آنها را وادار کرد که جمهوری اسلامی را برسمیت نشناسند. میتوان و باید چنان کارزار قدرتمندی حول مسائل و دردها و آمال توده مردم ایران سازمان داد که جمهوری اسلامی بعنوان رژیم ترور و جنایت علیه مردم ایران از سوی افکار عمومی و رسانه ها و نهایتا و در نتیجه از سوی دولتها و نهادهای بین المللی محکوم شود و مورد اعتراض قرار بگیرد. روشن است که دولتهای غربی از زاویه منافع و مصالح دیپلماتیک خود به جمهوری اسلامی برخورد میکنند و از همین زاوایه است که تا امروز دولتهای امریکا و اروپای واحد سیاست هویج و چماق را حول مسائلی نظیر پروژه هسته ای و دخالت رژیم سلامی در منطقه و غیره در پیش گرفته اند. اما تاریخ بر مبنای خواست و اراده دولتها به پیش نمی رود. نیروی پیش برنده تاریخ جدال جنبشهای طبقاتی است و نه اراده طبقات حاکم. بقول منصور حکمت در "دنیا بعد از یازده سپتامبر":

"در اين شک نيست که رويارويى غرب با اسلام سياسى به تضعيف جنبش اسلامى و احزاب و دولتهاى اين جنبش منجر ميشود. اما اين کشمکش در يک صحنه خالى صورت نميگيرد. خاورميانه، همچنان که خود غرب، صحنه جدال جنبشهاى اجتماعى اى است که مقدم بر اين کشمکش بورژوازى غرب با اسلام سياسى وجود داشته اند و روند سياسى در جوامع مختلف را شکل داده اند. جدال غرب با اسلام سياسى، با همه اهميتى که دارد، نيروى محرکه و موتور پيشبرنده تاريخ در اين جوامع نيست، برعکس، خود در متن اين تاريخ قرار ميگيرد و معنى ميشود. جدال بر سر تعيين نظم نوين جهانى بازيگران مهم ترى دارد. طبقات اجتماعى و جنبشهاى سياسى آنها چه در غرب و چه در خاورميانه، بر سر آينده سياسى و اقتصادى و فرهنگى جهان صفبندى کرده اند. اين جنبشها هستند که مستقل از خواست سران و سياستمداران غربى و زعماى اسلام سياسى، جهت نهايى اين روندها را تعيين خواهند کرد. "

روندی که امروز در اعتراض جهانی علیه سنگسار و اعدام شاهد آنیم بروز معینی از این کشمکش طبقاتی بر سر آینده سیاسی ایران است و بروشنی و مستقیما چپ جامعه، چپ کمونیسم کارگری را رو در روی دولتها و جنبشهای راست قرار داده است. البته در این کارزار نهادها و نیروها و فعالین زیادی درگیر اند که بسیاری عضو حزب نیستند و حتی خود را کمونیست نمیدانند. اما خط و افق ناظر بر این کمپین، رهبران و مبتکرین و پیشروان آن، شعارها و اهداف و مضمون انتقادی و اعتراضی آن و شیوه های مبارزه و اعتراض در این کمپین همه برآمده از و در ادامه برنامه ها و سیاستهای حزب ما و تبیین و تصویر مشخصی است که حزب ما از ماهیت کریه و ضد انسانی جمهوری اسلامی و آمال و خواستهای انسانی توده مردم در مبارزه با این رژیم در برابر چشم جهانیان قرار داده است. این کارزاری است که گفتمان جهانی در مورد رژیم اسلامی را از پروژه هسته ای و دخالتگری تروریسم اسلامی در کشورهای منطقه به موضوعات مورد توجه و اعتراض چپ، به مساله سنگسار و اعدام و جنایات و تروریسم اسلامی علیه خود مردم ایران منتقل کرده است. اکنون بیش از یکماه است که مساله سکینه و سنگسار در ایران به روایت ما و از زبان چهره های حزب ما در سرتیتر روزنامه های پرتیراژ و مرکز توجه مدیای اصلی غرب قرار گرفته است. در چنین جو و فضای سیاسی است که مساله سنگسار و اعدام سکینه به یک موضوع انتخاباتی در برزیل تبدیل میشود و آقای لولا داسیلوا ناگزیر میشود در این مورد موضع بگیرد و یا خانم هیلاری کلینتون اعتراض خود به جمهوری اسلامی را در قالب مخالفت با اعدام و خواست آزادی زندانیان سیاسی اعلام کند. تا یکماه قبل حتی در اوج مبارزه انقلابی مردم در تابستان گذشته، نقد و اعتراض آمریکا و سایر دولتهای غربی به جمهوری اسلامی لحن و مضمون کاملا متفاوتی داشت. سیاستها و اهداف این دولتها تغییر نکرده است، در یک سطح میلیونی اعتراض چپ و رادیکال به جمهوری اسلامی حول مساله سنگسار سکینه بالا گرفته است و دولتها را بدنبال خود کشانده است.

بازتاب این عروج مبارزه و اعتراض رادیکال چپ در موضعگیری و عملکرد جنبشها و احزاب و نیروهای دیگر اپوزیسیون نیز کاملا قابل مشاهده است. چهره ها و سخنگوهای اپوزیسیون ملی- اسلامی کارزاری که توجه ده ها میلیون مردم جهان و رسانه هائی چون سی ان ان و بی بی سی و تایمز و گاردین و اشترن و پاری ماچ را بخود جلب کرده است را عمدتا با سکوت برگزار میکنند و نادیده اش میگیرند. مساله سنگسار و اعدام مساله مورد علاقه اپوزیسیون ملی - اسلامی حکومت نیست. زیادی ضد اسلامی و سرنگونی طلبانه است!

برخورد نیروهای اپوزیسیون راست ناسیونالیست به این مساله نیز کمابیش در پیش گرفتن همین سکوت مصلحت اندیشانه است. بخصوص که مبتکرین و پیشروان و رهبران این کمپین از فعالین و شخصیتهای شناخته شده حزب کمونیست کارگری هستند و این به تنهائی کافی است تا نیروهای راست و اسلامی اپوزیسیون را کاملا محتاط و دست به عصا بکند.

این عکس العمل نیروهای اپوزیسیون راست و اسلامی خود ناشی از مخالفت طبقاتی آنها با خصلت و مضمون چپ و رادیکال کارزار جاری علیه سنگسار است. حزب ما در واقع با کمپین علیه سنگسار به نمایندگی از چپ جامعه و در تمایز کامل از کل اپوزیسیون راست و ملی- اسلامی در برابر جمهوری ایستاده و با نقد و اعتراض انسانی به جنایات رژیم افکار عمومی و مردم و حتی دولتهای دنیا را به تحرک واداشته است. اما سایر نیروهای چپ علی العموم این موقعیت را درک نمیکنند و باید گفت متاسفانه عکس العملی بهتر از نیروهای اپوزیسیون راست از خود نشان نمیدهند.

اپوزیسیون راست بخاطر اهداف و سیاستهای ارتجاعی و ضد انقلابی اش و چپ غیر کارگری اساسا بدلیل غیر سیاسی، ایدئولوژیک و حاشیه ای بودنش از این کارزار خود را کنار کشیده اند و این یکبار دیگر بر موقعیت منحصر بفرد و ویژه حزب ما در سازماندهی و پیشبرد مبارزه علیه جمهوری اسلامی تاکید میگذارد.

در این میان البته عامل اصلی توده مردم هستند. مردم ایران و مردم جهان. پیشرویهای کارزار علیه سنگسار بیش از پیش راه نفوذ نقد و اعتراض چپ و انسانی به جمهوری اسلامی و جنایات این حکومت را در میان و در دل توده مردم باز میکند و بهمین نسبت اختلافات و اصطکاکات دولتها با رژیم اسلامی را به حاشیه میراند. این تبلور مشخص سر بلند کردن جهان متمدن در برابر دو قطب تروریستی است. در این نبرد ما مردم را از راست، از دولتهای غربی، از اپوزیسیون اسلامی و ناسیونالیستی رژیم و از مخالفت خوانیهای الکن و توهم انگیز اسلامی ناسیونالیستی به آخوندهای حاکم جدا میکنیم، به آرمانهای انسانی و به سوسیالیسم نهفته در درون همه شهروندان شریف و منصف دنیا رجوع میکنیم و به این ترتیب چپ، چپ کمونیسم کارگری را به مرکز سیاست در ایران و در دنیا میبریم.

این کارزار نقطه عطف و گام تعیین کننده ای در سیاست طرد و منزوی کرد جمهوری اسلامی است.

اهرم ما در این نبرد همواره اعمال فشار به دولتها از طریق جلب افکار عمومی و بسیج مردم شریف دنیا بوده است و امروز تبدیل شدن مساله سکینه به یک موضوع انتخاباتی در برزیل و عکس العمل رئیس جمهور این کشور به این مساله یک نمونه عملی موفق از این نوع تحت فشار قرار گرفتن دولتها را نشان میدهد. این نتیجه یک کار لابی ایستی و دیپلماتیک نیست، اگر چنین بود آقای لولا اعتراضش را پشت درهای بسته مطرح میکرد. این بازتاب و دستاورد تسخیر مدیای جهانی، افکار عمومی مردم دنیا و تظاهرات و آکسیونهای خیابانی است. این بعبارت دیگر مصداق و نمونه کنکرت تحمیل خواست مردم به دولتها است. لولا ناگزیر است علیرغم رابطه حسنه اش با رژیم اسلامی علنا از سکینه دفاع کند چون به نظر و رای موافق مردم خود نیازمند است. این مکانیسم واقعی اعمال فشار به دولتها در جهت طرد دیپلماتیک جمهوری اسلامی است و میتواند در کشورهای دیگر نیز اتفاق بیافتد.

ما همیشه گفته ایم و تاکید کرده ایم که میتوان کاری کرد که هر دولتی که نخواهد در میان مردم کشور خودش بی آبرو و منزوی شود، رژیم اسلامی را برسمیت نشناسد و رابطه دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی قطع کند؛ و امروز با اتکا به افق و امکانات تازه و نوید بخشی که در برابر ما گشوده میشود این هدف بیش از هر زمان دیگری به امری عملی و قابل تحقق تبدیل شده است.

ما در گام بعدی سازماندهی اکسیون بزرگ صدشهر جهان علیه سنگسار را پیش رو داریم. چهار نهاد کمیته بین المللی علیه سنگسار، کمیته بین المللی علیه اعدام، ایران سولیدارتی و میشن فری ایران فراخوان دهنده این آکسیون هستند و حزب با تمام توان خود از این حرکت حمایت میکند و به آن یاری میرساند. سازماندهی و برگزاری موفقیت آمیز این آکسیون رژیم منفور جمهوری اسلامی را بیش از پیش در جهان رسوا و بی آبرو خواهد کرد و میخ دیگری بر تابوت این حکومت جنایتکار خواهد بود.