کارزار جهانی علیه سنگسار و راههای تداوم انقلاب

انترناسيونال ۳۵۷

کارزار جهانی علیه حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی که به ابتکار و همت مینا احدی و کمیته بين المللي عليه اعدام پا گرفت تا کنون به نحو بیسابقه ای توجه افکار عمومی، رسانه ها، سازمانها و نیروهای آزادیخواه و حتی دولتها و مقامات رسمی را در سراسر جهان بخود جلب کرده است و تا همینجا موفق شده است جمهوری اسلامی را از اجرای حکم سنگسار سکینه به عقب بنشاند. این پیروزی البته هنوز کامل نیست، هنوز خطر اعدام سکینه را تهدید میکند و کمپین برای نجات جان سکینه باید تا آزادی بیقید وشرط او به پیش برود. اما این تنها قدم اول است. لغو مجازات سنگسار، محاکمه جنایتکارانی که سنگسار، شلاق و تعزیر و اعدام و کل سیستم وحشیانه قصاص اسلامی را بر جامعه حاکم کرده اند، و بالاخره طرد و منزوی کردن جمهوری اسلامی در سطح جهانی گامهای بعدی است که میتوان و باید در ادامه کمپین جاری علیه سنگسار بجلو برداشت. نفس اینکه این کمپین با استقبال گسترده جهانی روبرو شد خود بازتاب و نتیجه شرایط سیاسی مساعدی است که به نفع مردم ایران و در حمایت از مبارزات انقلابی یکساله اخیرشان و علیه حکومت جنایتکار اسلامی در دنیا بوجود آمده است. این یک دستاورد انقلاب جاری است که در عین حال راه تداوم و پیشروی آنرا نیز بما نشان میدهد.

حزب ما همواره بر این واقعیت تاکید کرده است که راه پیشروی انقلاب از تعمیق و متعین شدن مضمون و خواستهایش میگذرد و مطرح و برجسته شدن مساله سنگسار واعتراض جهانی به این عمل وحشیانه خود نمونه روشنی از تبیین و اعلام خواستهای انسانی جنبش انقلابی مردم و بسیج حمایت جهانی از این خواسته ها است. انقلاب جاری با تظاهرات میلیونی و با خواست ابتدا ضمنی و پس از مدت کوتاهی صریح و علنی سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز شد و در سیر پیشروی خود اهداف و خواستهای مشخصی نظیر آزادی زندانیان سیاسی، محاکمه عاملین و آمرین کشتارهای اخیر، لغو اصل ولایت فقیه و جدائی مذهب از دولت و غیره را مطرح کرد. این خواستها بخشی از ده خواست فوری مردم (ده فرمان انقلاب) بود که در تیرماه گذشته از طرف حزب ما اعلام شد. این سند فوری ترین ومبرم ترین اهداف انقلاب را تعریف و اعلام کرد و این یکی از اولین اقدامات حزب برای تعیین بخشیدن به جنبش انقلابی جاری بود. اکنون به یمن کمپین جهانی علیه سنگسار یک خواست مبرم انقلاب، لغو یکی از شنیع ترین و وحشیانه ترین جنایات جمهوری اسلامی در مرکز توجه و اعتراض جهانیان قرار گرفته است و این خود زمینه مناسبی فراهم میکند تا در عرصه های دیگر نظیر اعتراض علیه اعدام، مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ( در این رابطه کمپین برای آزادی کارگران زندانی از جانب کمیته همبستگی کارگری اعلام شده و آغاز بکار کرده است)، اعتراض علیه آپارتاید جنسی، محاکمه سران رژیم و غیره نیز مبارزات موفقی را سازمان داد و به پیش برد.

در این میان ویژگی مساله سنگسار در این است که محل تلاقی مولفه های مختلفی در رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی است. قصاص و کل سیستم قضائی بغایت عقب مانده و ارتجاعی حاکم در ایران، دخالت مذهب در دولت در قالب یکی از شنیع ترین و وحشیانه ترین بروزات آن، بیحقوقی و توهین و تحقیر بیحدی که در حق زنان در ایران اعمال میشود، و بالاخره دخالتگری ارتجاعیون حاکم در روابط جنسی و خصوصی ترین مسائل مردم، همه این جنبه ها در حکم سنگسار خود را به نمایش میگذارد. حمله به سنگسار تعرضی به تمام این جنبه های بغایت ارتجاعی و ضد انسانی رژیم اسلامی است.

از سوی دیگر، و دقیقا به دلایلی که گفته شد، میتوان و باید کارزار جهانی علیه سنگسار را بعنوان اهرم موثری برای منزوی کردن جمهوری اسلامی در سطح بین المللی بکار گرفت. حزب ما مدتهاست سیاست طرد و منزوی کردن جمهوری اسلامی را در دستور کار خودش قرار داده است. ما مدتها قبل از شکل گیری جنبش انقلابی جاری اعلام کردیم رژیم آپارتاید جنسی ایران باید مانند رژیم آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی از سوی همه دولتها و نهادهای بین المللی تحریم و بایکوت شود. انقلاب جاری زمینه و شرایط مساعدی برای پیشبرد این سیاست نیز بوجود آورد. اکنون به یمن جنبش انقلابی یکساله اخیر جمهوری اسلامی در انظار جهانیان از همیشه رسوا تر و ابعاد جنایاتش شناخته شده تر است. این واقعیت نه تنها در برخورد سازمانها و نیروهای آزادیخواه، رسانه ها، و هنرمندان و شخصیتهای سرشناس جهان به مساله ایران و رژیم حاکم بر ایران، بلکه به نحو محسوسی در رابطه دولتها و مقامات حکومتی در غرب و حتی دولتهای سابقا نزدیک به رژیم اسلامی مانند روسیه و چین، با جمهوری اسلامی قابل مشاهده است. سازماندهی اعتراض جهانی علیه سنگسار به ما امکان میدهد مقابله با جمهوری اسلامی را از قالب تانگوی سیاسی دولتهای غربی با جمهوری اسلامی و اعمال فشارهای دیپلماتیک دولتهای غربی در جهت تنظیم رابطه با جمهوری اسلامی خارج کنیم و بر محور اعتراض به جنایات حکومت اسلامی علیه مردم ایران قرار بدهیم. از این نقطه نظر کمپین علیه سنگسار در واقع شاخه ای از کارزار جهانی ما علیه مماشات جوئی دولتهای غربی با قوانین شریعه و نفوذ اسلامی سیاسی در خود غرب، و تعرض به اسلام سیاسی و مشخصا جمهوری اسلامی از دید و از زبان کمپ سوم، کمپ مردم متمدن جهان محسوب میشود.

نکته دیگر اینکه با مطرح شدن و طرف توجه قرار گرفتن سنگسار در انظار مردم جهان برگ دیگری بر پرونده سیاه جانیان حاکم بر ایران افزوده میشود. اکنون در بطن کارزار علیه سنگسار میتوان و باید خواست محاکمه سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت را با قدرتی دو چندان به پیش برد. خواست محاکمه آمرین و عامرین جنایتهای سی ساله این حکومت یک خواست فوری مردم ایران است و سنگسار یکي از شنیع ترین و فجیع ترین این جنایتها است.

و بالاخره کمپین علیه سنگسار در اساس خود کارزاری است برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی. و از این نقطه نظر عرصه مشخصی است از انقلاب مردم برای بزیر کشیدن حکومت. در واقع باید گفت انقلابی که از همان اولین روزها توجه جهانیان را بخود جلب کرد در شرایطی که عرصه را در خود ایران بر او تنگ کرده اند در کارزارهای جهانی نظیر کمپین علیه سنگسار به پیشروی خود ادامه میدهد. در این سطح مشخص این کمپین میتواند و باید تا رسیدن به هدف طرد و منزوی کردن جمهوری اسلامی از سوی دولتها و نهادهای بین المللی به پیش برود. حکومت قصاص و سنگسار و آپارتاید جنسی نباید از جانب هیچ دولتی به رسمت شناخته شود. بر متن کارزار علیه سنگسار براحتی و بروشنی میتوان به همه جهانیان نشان داد که جمهوری اسلامی حکومت مردم ایران نیست، قاتل مردم ایران است و باید همه سفارتخانه هاي آن بسته شود و روابط دیپلماتیک با آن قطع شود و سران آن به محاکمه سپرده بشوند. روشن است که هر اندازه جمهوری اسلامی زیر فشار افکار عمومی و دولتهای جهانی قرار بگیرد به همان نسبت شرایط برای اوجگیری اعتراضات در داخل ایران بیشتر فراهم میشود.

در ماههای اخیر تظاهرات توده ای خیابانی فروکش کرده است اما جمهوری اسلامی بهیچوجه نتوانسته است انقلابی که از خردادماه سال گذشته آغاز شد را به شکست بکشاند. امروز رژیم از هر زمان دیگری ضعیف تر و بهم ریخته تر است و هیچکس حتی خود مقامات حکومتی به توانائی این رژیم در کنترل و متعارف کردن اوضاع، "متعارف" حتی به همان معنای محدودی که دوسال قبل میشد از آن سخن گفت، و کلا به بقای سیاسی این رژیم اعتماد و اطمینانی ندارد. جمهوری اسلامی در سراشیب سقوط قرار گرفته و این را همه میدانند.

اینها از دستاورهای انقلاب جاری است. انقلابی که حضور خیابانی اش را مانع شده اند اما نتوانسته اند شکستش بدهند. انقلابی که مترصد فرصت است تا با قدرت کوبنده تری عروج کند و کار ناتمام را به انجام برساند. اما این عروج خودبخود صورت نمیگیرد. همانطور که در ابتدا اشاره شد تداوم انقلاب در گرو تعمیق نقد و اعتراض آن به وضعیت موجود و شفاف و آگاهانه و متعین تر شدن مضمون وخواستهای آنست و کارزار جهانی علیه سنگسار حرکتی متکی بر این شرایط و در پاسخ به ضروریات سیاسی است که تداوم و برآمد انقلاب در اوضاع سیاسی حاضرایجاب میکند.