اول مه: يك گام بلند به پيش

انترناسيونال ٣٤٧

 

در اول مه امسال همه سرها بطرف جنبش کارگری چرخید. از چند هفته قبل از اول مه مسائل و مشکلات و خواستها و اعتراضات کارگری به موضوع و گفتمان روزجامعه و رسانه ها و نیروهای سیاسی اپوزیسیون تبدیل شد. نیروهای چپ و تشکلها و نهادها و فعالین جنبش کارگری مانند هر سال به استقبال روز جهانی کارگر رفتند و پیام و فراخوان و قطعنامه دادند و خود را برای برپاداشتن تجمعات و تظاهرات آماده کردند اما اول مه امسال در ابعاد وسیعتری اجتماعی شد و نه تنها بخشهای مختلف جامعه بلکه حتی نیروهای اپوزیسیون راست را نیز بخود متوجه کرد.

علت این امر نیز روشن است. بیش از ده ماه است جامعه در تب و تاب یک انقلاب میجوشد و روز جهانی کارگر و آزادیخواهی و برابری طلبی عمیقی که این روز نماد آنست دیگر نه تنها امر کمونیستها و فعالیت و تشکلهای جنبش کارگری بلکه امر توده مردم بجان آمده ای است که بمیدان آمده اند تا شر جمهوری اسلامی را از سر جامعه کم کنند. جانیان حاکم نیز بخوبی بر این ویژگی اول مه امسال واقف بودند و تمام توان جهنمی و نیروهای سرکوبگر رنگارنگ خود را بسیج کردند تا از گسترش تظاهرات و اعتراضات در این روز جلوگیری کنند. نیروهای انتظامی و بسیجی و لباس شخصیها و دیگر گله های اوباش اسلامی را بخیابانها ریختند و فضای نظامی بیسابقه ای در تهران و شهرهای دیگر بوجود آوردند. این تمهیدات در محدود نگاهداشتن صفوف تظاهرات و جلوگیری از تجمع توده مردمی که برای بزرگداشت این روز بخیابانها آمده بودند موثر بود اما نتوانست از طرح وسیع خواستهای کارگران در میان توده مردم و عطف توجه جامعه به نقد و اعتراض عمیق کارگری جلوگیری کند. اول مه امسال در واقع فرصتی بود تا جنبشی توده ای که ده ماه است جمهوری اسلامی را به مصاف طلبیده نقد و اعتراض خود به وضع موجود را از زبان کارگر بشنود.

حزب ما از آغاز این جنبش همواره بر ضرورت تعمیق و رادیکالیزه شدن هر چه بیشتر مضمون اعتراضات و خواستهای آن، اعلام وجود نهادها و تشکلهای علنی و اعلام خواستها و مطالبات بخشهای مختلف جامعه بوسیله این نهادها و فعالین، و کلا شفاف تر و متعین تر و متشکل تر شدن انقلاب در ابعاد مختلف تاکید کرده و با تمام توان در این راه کوشیده است. یک شرط مهم پیشروی انقلاب در این جهت بمیدان آمدن جنبش کارگری در پیشاپیش صفوف مردم معترض و بالابردن پرچم اعتراض و خواستهای رادیکال کارگری در یک مقیاس وسیع اجتماعی است و اول مه امسال یک گام مهم و تعیین کننده در این راستا بود. قطعنامه پانزده ماده ای ای که از جانب ده تشکل و نهاد کارگری بمناسبت اول مه منتشر شد هم از نظر مضمون خواستهای رادیکال وجامعی که مطرح میکند وهم از لحاظ نفس چنین اقدامی یک شاخص مهم این پیشروی است.

کارگران در این قطعنامه علیه "سیستم سرمایه داری ایران" کیفرخواست خود را اعلام میکنند و "یک زندگی انسانی مطابق با بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز را حق مسلم خود و توده های مردم ایران" میدانند. کارگران در این قطعنامه خواهان حق تشکل و اعتصاب و تجمع و آزادی بیان برای خود و "عموم مردم ایران" میشوند، خواست لغو طرح یارانه ها و افزایش حداقل دستمزها به یک میلیون تومان را اعلام میکنند، اعلام میکنند مجازات اعدام باید لغو شود ، کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان باید لغو شود، کار کودکان باید لغو شود و کودکان مستقل از موقعیت اجتماعی و اقتصادی والدین خود از امکانات آموزشی و رفاهی رایگان و یکسانی برخوردار شوند. کارگران در این قطعنامه هرگونه تبعیض نسبت به کارگران مهاجر افغانی و دیگر ملیتها را محکوم میکنند و حمایت خود را از معلمان و پرستاران و سایر اقشار زحمتکش جامعه اعلام میدارند.

اینها همه حرف دل و خواست و آرمان توده مردمی است که بیش از ده ماه است علیه کل این وضعیت ضد انسانی بپا خاسته است. این پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی بی کم و کاست کارگری است که در دل جنبش انقلابی جاری برافراشته میشود تا جامعه بروشنی دریابد که چگونه باید دست به ریشه برد و کل حکومت و نظام جمهوری اسلامی را بمصاف طلبید. تا جامعه در برابر تلاشهای نیروهای اپوزیسیون راست و جناح سبز حکومت برای تحریف خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم در چارچوب قانون اساسی وحقوق بشر اسلامی و یا دمکراسی نوع "نظم نوینی" و حقوق بشر نوع "کورش کبیر"، آلترناتیو انقلابی و عمیقا انسانی مطلوب خود را از زبان کارگر بشنود و بازبشناسد. بیش از ده ماه است که توده مردم با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر اصل ولایت فقیه رژیم را به مصاف طلبیده اند و قطعنامه کارگران ترجمه و معنی و متعین کردن این شعارهای "ساختار شکن" در قالب خواستهای روشن و شفاف انسانی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه است.

از سوی دیگر همه این واقعیات نشاندهنده آنست که در اول مه امسال جنبش کارگری نه فقط در برابر حکومت بلکه عملا در نقد و تمایز از کلیه نیروهای راست بمیدان آمد. اول مه نشان داد که این کارگران هستند که برخلاف همه آن نیروهائی که اعتراض و تظاهرات را به قانون اساسی و چارچوب نظام محدود میکنند، خواستار و مدافع حق بی قید و شرط اعتصاب و اعتراض و راهپیمائی و تشکل و تحزب برای عموم مردم هستند. اول مه اعلام کرد کارگران، بر خلاف نیروهای ناسیونالیستی که سنگ ایرانی گری را به سینه میزنند، با هر نوع بیحقوقی و تبعیض علیه کلیه کارگران و کسانی که با هر ملیتی در ایران کار و زندگی میکنند اعم از مهاجرین افغانی و یا ملیتهای دیگر ساکن ایران، مخالف هستند، و اعلام کرد که کارگران برخلاف نیروهای ملی- مذهبی و فمینیستهای اسلامی، خواهان آن هستند که هر نوع تبعیض نسبت به زنان لغو شود. و بالاخره مهمتر از همه کارگران مساله ای را در محور اعتراض و خواستهای خود قرار میدهند که کلیه نیروهای راست با سکوت از آن میگذرند: مساله فقر و فلاکتی که در جامعه بیداد میکند و ریشه ها و علت واقعی این فقر و فلاکت. مساله دستمزدهای یک چهارم خط فقر، بیکارسازیها و عدم امنیت شغلی، مساله طرح قطع یارانه ها و تاکید بر این واقعیت که هدف این طرح ضد کارگری تشدید استثمار و سودآوری بیشترسرمایه است، و محکوم کردن سیستم سرمایه داری بعنوان ریشه و علت همه این مصائب. این پیام اول مه کارگران خطاب به کل جامعه بود. پیامی که صریح و روشن صف کارگران را در یک بعد سیاسی و اجتماعی از صف کلیه نیروهای راست جدا کرد.

حزب ما مدتهاست بر این واقعیت تاکید میکند که چپ و نقد و اعتراض چپ به وضع موجود در جامعه ایران یک جریان و گرایش قوی و وسیع است. اول مه امسال تاکید دیگری بر این واقعیت بود. در این روز کارگر نه بعنوان قربانی این نظام، تصویری از کارگر که نیروهای اپوزیسیون راست نیز برسمیت میشناسند و با آن مشکلی ندارند، بلکه بعنوان پیشرو و پرچمدار مبارزه توده مردم برای رسیدن به آزادی و برابری قد برافراشت و بمیدان آمد. این عرض اندام سیاسی- اجتماعی، حتی در اتحادیه ها و جنبش کارگری مبتلا به رفرمیسم سندیکالیستی در کشورهای غربی، بیسابقه است و بروشنی قدرت و جایگاه تعیین کننده چپ در جنبش کارگری و در کل جامعه ایران را نشان میدهد. اول مه امسال روز اعلام کیفرخواست و نفد رادیکال چپ به کلیت وضع موجود از زبان جنبش کارگری بود. جنبش کارگری میتواند و باید فعال تر و گسترده تر و متحد و متشکل تر از گذشته در این جهت به پیش برود.

اول مه همچنین به دیگر نهادها و تشکلها و فعالین دیگر جنبشهای اعتراضی بویژه جنبش آزادی زن و جنبش دانشجویان راه نشان میدهد: متحد و متشکل شوید، با امضای تشکلها و نهادها و انواع ان. جی. او. ها خواستها و اعتراضات خود را بیان کنید، پیام و قطعنامه و فراخوان بدهید، با دیگر جنبشهای اعتراضی اعلام همبستگی کنید و آکسیونهای اعتراضی مشترکی را سازمان بدهید. جنبش انقلابی جاری نیازمند متشکل و متعین شدن و بیان هرچه صریح تر و شفاف تر خواستها و اعتراضات کارگران و توده مردم از زبان خود مردم است و اول مه نمونه و الگوی روشن و عملی و راهگشائی برای حرکت در این جهت در برابر کل جامعه قرار میدهد.