پاپ، خمینی، و تجاوز مقدس به کودکان، چگونه مذهب همه چیز را مسموم میکند!

این متن از گفتار تلویزیونی "ده دقیقه با حمید تقوائی" بوسیله هادی وقفی پیاده شده است.

 

یک مسئله ای که در چند هفته اخیر به تیتر اصلی بسیاری از روزنامه ها و مدیا در کشورهای غربی تبدیل شد، مسئله تجاوز به کودکان، به پسربچه ها، از طرف اسقف ها، کشیش ها و روحانیون کاتولیک است. معلوم شده که از اوایل دهه هشتاد، در سه دهه اخیر، کودکان در سطح وسیعی در مدارس کاتولیک و نهادهایی که بوسیله کلیسا اداره می شده، مورد تجاوز قرار گرفته اند و هم اکنون صدها نفر در اروپا و آمریکای شمالی از این لحاظ شاکی هستند. این هم معلوم شده است که مسئولین کلیسای کاتولیک و از جمله کسی که امروز پاپ است و آنزمان مقام بالایی در کلیسا داشته، از این موضوع باخبر بوده اند و نه تنها باخبر بوده اند بلکه با تمام توان سعی کرده اند این مسئله را لاپوشانی کنند. کشیشانی در یک محله یا مدرسه معین به کودکان تجاوز میکرده اند، بعنوان مجازات به جای دیگری با همین نوع مسئولیت منتقل میشده اند تا دوباره کارشان را در آنجا از سر بگیرند! هم اکنون، ده ها مورد از این قبیل وجود دارد و مورد اخیرش این است که همین پاپ فعلی ــ با افشا شدن یکی از این موارد در آمریکای شمالی ــ اینطور "رهنمود" می دهد که آبرو و احترام کلیسا مهم تر و واجب تر از مسئله کودکان است و توصیه می کند مسئله را با صطلاح ماستمالی کرده و کنار بگذارند. پاپ بارها از نفوذ خودش استفاده کرده تا جلو دادگاههایی را که برای رسیدگی به این مسئله در حال تشکیل بوده، بگیرد و اجازه نداده این قضایا مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد.

این وضعیت، گرچه مورد اخیر یک دور جدیدی از این رسوایی است، همواره وجود داشته و همگان هم اطلاع داشته اند که تجاوز به کودکان در نهادها و مدارس کلیسای کاتولیک در سرتاسر دنیا یک واقعیتی است که همه روزه اتفاق می افتد.

بعد از این واقعه، دو تن از فعالین و روشنفکران معروف "اته ایست" بنامهای "ریچارد داوکینز" دانشمند داروینیست بنام انگلیسی و " کریستوفر هچینز" که او هم یک پروفسور و روزنامه نگار معروف اته ایست است، اعلام کردند که پاپ باید دستگیر شود. او قرار است طی هفته های آینده به انگلیس سفر کند و اینها یک کارزار و کمپینی را برای دستگیری پاپ شروع کرده اند و من وقتی در این خبر اسم "کریستوفر هچینز" را دیدم، بیاد کتابی افتادم از خود او با این زیر تیتر که "چگونه مذهب همه چیز را مسموم می کند". اسم کتاب هست "خدا بزرگ نیست" و زیر عنوانش اینکه "چگونه مذهب همه چیز را مسموم می کند". ایشان نکته مهمی را در این کتاب توضیح می دهد و بحثش این است که اگر اقداماتی که با اتکا به مذهب ــ در هر مذهبی و در کلیسا و مسجد و مذاهب مختلف در شرق و غرب ــ انجام می گیرند، پوشش مذهب را نداشتند، بارها و بارها بعنوان یک جنایت واضح و خیلی وحشیانه علیه بشریت محکوم و کنار زده می شدند و این تقدس مذهبی، این نهاد و خرافه مذهب است که از طرف دولت ها مورد حمایت قرار می گیرد و اجازه می دهد این نوع اعمال شنیع اتفاق بیفتد و جامعه هم از کنارش بگذرد و جرمی به شناعت و کراهت تجاوز به کودکان حتی مورد پیگرد قانونی هم قرار نگیرد. مذهب است که به این جنایات تقدس می بخشد. مذهب شنیع ترین جنایات را مشروع و مقدس می کند و حفظ می کند. قرن ها و سده های طولانی این کار را کرده و امروز هم هنوز علیرغم پیشرفت علم، آگاهی و تمدن در جامعه بشری همچنان دارد به این جنایت ها ادامه می دهد.

نکته دیگری که همزمان با پخش اخبار مربوط به تجاوز به کودکان در کلیساها روی سایت ها قرار گرفت، نکته ای بود در مورد سکس و ارضای جنسی با کودکان شیرخواره! این نکته را شخصی از روی "تحریر الوسیله" خمینی در یکی از برنامه های تلویزیونی خوانده بود که هنوز لینک آن روی سایت ها وجود دارد. خمینی میگوید ازدواج با دختران کمتر از نه سال ممنوع است ولی هرگونه کامجویی دیگر جنسی از طریق بغل کردن، فشردن، تماس جنسی با دست و غیره، حتی در مورد دختران شیرخواره، بلامانع است و اشکالی ندارد! این نظری است که کسی مثل خمینی اعلام کرده و البته فقط هم ایشان نیست و تمام فقها و "علمای اعلام" در این مورد متفق القولند.

همه مان می دانیم در اسلام تجاوز به کودکان نه سال به بالا آزاد است. تحت نام ازدواج شرعی و یا صیغه میشود شرعا کودکان را مورد تجاوز قرار داد! یک مرد می تواند با یک دختر نه ساله و بعد از خواندن چند کلمه عربی، صیغه یا ازدواج دائم کرده و به او تجاوز کند و این کاملا شرعی است. حالا معلوم میشود نه تنها تجاوز به کودکان نه سال به بالا در اسلام قانونی است بلکه از نه سال به پایین هم، هر نوع شهوترانی ــ یا بقول خمینی ــ هر نوع کامجویی دیگری از کودکان آزاد است.

این، مورد دیگری از همان واقعیتی است که ــ همانطور که گفتم ــ "کریستوفر هچینز" از آن با عنوان "سم مذهب" نام می برد و اینکه چگونه مذهب همه چیز را مسموم می کند؛ چه کاتولیسیسم باشد، چه اسلام و چه بطور کلی مسیحیت یا هر نوع مذهب دیگری و حتی آن بخش هایی هم که مثل پروتستانیسم و غیره، خودشان را مترقی تر اعلام می کنند. تمام مذاهب در این مشروعیت بخشیدن به قساوت و جنایت شریکند. اگر مذهب در جایی به عقب رانده شده است، این نه بخاطر مجاهدت مذهبیون بلکه در اثر مبارزه "اته ایست" ها و کسانی مثل "ریچارد داوکینز" و "کریستوفر هچینز" بوده است که بر علیه مذهب ایستاده اند. این بخاطر عصر روشنگری و رنسانس و یک مبارزه عظیم فکری و فلسفی علیه مذهب بوده که توانسته در جاهایی مذهب را عقب براند اما طبقه حاکمه امروز و آن اقلیت مفتخوری که می خواهد اکثریت عظیم جامعه را به مهمیز و استثمار بکشد و از قبال آن میلیاردها پول پارو کند، به مذهب احتیاج دارد و به همین خاطر آن را حفظ کرده است. این مذهبی که همه چیز را مسموم می کند، برای طبقه سرمایه دار یک برکت است که از آن استفاده می کند برای اینکه قدرت مالی و سیاسی و دولت و حاکمیت خودش را حفظ کند. این نوع احکام و فتواها، این نوع توضیح المسائل ها و این نوع قوانین شرعی که سوء استفاده جنسی از کودکان شیرخواره و تجاوز به دختران نه ساله را مجاز میکند همه لازم است و تا امروز حفظ شده است برای اینکه طبقه حاکمه به مذهب نیاز دارد. مذهب لازم است برای اینکه یک اقلیت مفتخوری میلیاردها پول به جیب بزند و یک اکثریت عظیمی در فقر و مسکنت و زیر خط فقر زندگی کند. وضعیتی که در ایران شاهدش هستیم.

تجاوز جنسی به کودکان، یک مورد و فقط یک مورد از جنایات مذهب است و وقتی مذهب در جایی به قدرت و حکومت می رسد، این "سم" دیگر تمام جامعه را فرا می گیرد. این شناعت دیگر تبدیل می شود به سیاست و قانون رسمی و تبدیل می شود به فرهنگ رسمی و تمام جامعه را عذاب می دهد و یک جهنمی ایجاد می کند که مردم ایران هرروزه دارند تجربه اش می کنند. جهنمی مثل جمهوری اسلامی. بنظر من، انقلاب در ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی، نه تنها هفتاد میلیون مردم را از شر این سم راحت می کند بلکه به موج مبارزه علیه مذهب، به "اته ایسم"، روشنگری و تمدن یک جان تازه و نقطه قدرت و اتکای جدیدی خواهد داد و یک جنبش عظیمی را در سطح جهانی علیه سم خطرناک مذهب شروع خواهد کرد.