قرقیزستان ایران، و ضربه نهائی!

این متن بوسیله هادی وقفی از گفتار ده دقیقه با حمید تقوائی پیاده شده است.

 

هفته گذشته مردم قرقیزستان موفق شدند حکومت این کشور را سرنگون کنند. در مدت کمتر از ۴۸ ساعت و طی روزهای سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته، مردم در برابر نیروهای سرکوبگر ایستادند، اسلحه را از دست آنها درآوردند و بر علیه خود نیروهای انتظامی دولت قرقیزستان بکار گرفتند. به کاخ ریاست جمهوری و سازمان رادیو و تلویزیون حمله کردند و این مراکز را به تصرف خود درآوردند و همچنین بسیاری از مراکز دولتی دیگر را. به نحوی که در نهایت، رئیس جمهور قرقیزستان فراری شد و دولت سقوط کرد.

این البته یک حرکت ناگهانی نبود. گرچه در کمتراز ۴۸ ساعت این اتفاقات افتاد اما در واقع نزدیک به یکماه است که جامعه قرقیزستان دستخوش تحولات انقلابی است. شبیه همان چیزی که حدود یکسال است در ایران جریان دارد. مردم از گرانی، بیکاری، فقر، فساد دولت، بی حقوقی ها و سرکوبگریهای دولت بجان آمده بودند و یک جنبشی در طول یکماه گذشته شروع شده بود که بالاخره در هفته گذشته باین ترتیب به ثمر نشست و دولت قرقیزستان را سرنگون کرد.

این شرایط خواه ناخواه مقایسه با شرایط ایران را بذهن متبادر میکند. با مبارزه ای که از خرداد ماه گذشته شروع شده و شکل یک انقلاب عظیم اجتماعی بخودش گرفته است. در قرقیزستان هم انقلابی اتفاق افتاده است و گرچه وجوه تمایز بسیاری بین جامعه ایران و جامعه قرقیزستان وجود دارد با اینحال این حرکت از یک نظر قابل مقایسه و قابل توجه و تعمق است و آن عزم و اراده ای است که مردم داشتند در اینکه کار را به اتمام برسانند. در اینکه در برابر نیروهای سرکوبگر حکومت بایستند، اسلحه را از دست آنها دربیاورند و بر علیه خودشان بکار بگیرند. در اینکه به مراکز دولتی حمله کنند و به تصرفشان دربیاورند و به این ترتیب، اجازه ندهند حرکتشان در برابر آن نیروهایی که مردم را مدام برحذر می داشتند، به شکست کشانده شود. مردم به نیروهایی که آنانرا از دست زدن به اقدام مستقیم برحذر می داشتند اجازه ندادند حرکت شان را به عقب برانند و یا از اعمال اراده شان جلوگیری کنند. همین امروز هم دولت هایی مثل دولت آمریکا و روسیه که هر دو پایگاه نظامی در قرقیزستان دارند، مدام دارند مردم را به مسالمت جویی، آرامش و مذاکره با دولت و غیره تشویق می کنند. بنظر من، شرایط قرقیزستان از این جهت با شرایط و مبارزه ای که در ایران وجود دارد، بسیار قابل مقایسه و درس آموزی است.

در ایران، مردم این حرکت را از ده ماه قبل شروع کردند و این حرکت و مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی مدام عمیق تر شد. اعتراضاتشان رادیکال تر شد و به پیش رفت و با اینحال، به نتیجه نهایی نرسید. هنوز نرسیده و هنوز این اتفاق باید بیفتد و یک دلیل اصلی اش این است که بنظر من، جامعه هنوز آن رهبری قاطع و انقلابی خودش را انتخاب نکرده است. این نیرو و این رهبری وجود دارد. حزب ما مدعی است که این توان و قابلیت را دارد و از ابتدای این حرکت هم توجه مردم را به این نکته جلب کرده که باید رفت و این حکومت را سرنگون کرد و اینکه باید برخورد قاطع کرد و تعرضی این کار را کرد.

از جانب دیگر، آنهایی که در واقع رهبران خودگمارده هستند، انقلاب مردم را "جنبش سبز" می نامند و خودشان را رهبر این جنبش می دانند و نه تنها اینها، نیروهای اپوزیسیون راست و سلطنت طلب نیز، مدام مردم را به مسالمت، آرامش، حرکت در چارچوب نظام و غیره فراخوانده اند. از "ساختارشکنی" مردم بد گفته اند و آنرا مذمت کرده اند. نام خشونت به حرکت های مردم گذاشته اند و علیه خشونت مردم نوشته اند و در شرایطی که یکی از خشن ترین و آدمکش ترین حکومت های تاریخ، بیشترین جنایات را در این مدت مرتکب شد، این نیروها همواره مردم را ملامت کردند که خشونت نکنید و اینکه این حرکت باید مسالمت آمیز به پیش برود.

این نیروها هیچگاه رهبری واقعی جنبش نبوده اند، جامعه اینها را نپذیرفته است، اما در عین حال رهبر واقعی خود را نیز هنوز انتخاب نکرده است. آن رهبری که قاطعانه بایستد و بگوید باید تا انتهای راه رفت و این حکومت را سرنگون کرد، هنوز در یک مقیاس وسیع از جانب جامعه شناخته نشده و مسئله اصلی اینجاست.

یک نقطه اوج انقلاب جاری در ایران در سال گذشته روز ششم دیماه بود که طی آن مردم بسیار به این سه شنبه و چهارشنبه ای که مردم قرقیزستان از سر گذراندند، نزدیک شدند. روزی که اعتراضات مردم شکل یک قیام بخودش گرفت بطوریکه فرماندهان انتظامی حکومت ناگزیر گشتند اذعان کنند که اگر در آنروز در تهران شش محله بهم متصل می شد، بقول خودشان، تهران سقوط کرده بود یا بعبارت دیگر، جمهوری اسلامی سقوط کرده بود. مردم تا اینجا پیش رفتند ولی در هر حال ضربه نهایی وارد نشد و مردم مثل مردم قرقیزستان این فرصت را پیدا نکردند و این اتفاق نیفتاد که بسمت رادیو و تلویزیون، کاخ ریاست جمهوری یا ــ مثلا در ایران ــ بسمت جماران بروند و مراکز قدرت دولت را تصرف کنند. مردم در عین حال که بسیاری از مأموران نیروهای انتظامی را در اینروز فراری دادند و تعداد زیادی از آنها را راهی بیمارستان کردند اما این قدم نهایی برداشته نشد و اساس قضیه اینجاست.

در قرقیزستان کسانیکه روی کار آمدند بخشهایی از خود دولت قبلی بودند و آن "رهبری انقلابی" وجود نداشت ولی در هر حال، هر حرکتی که اتفاق افتاد و این رهبران هر موضع سیاسی که داشتند، از این توان برخوردار نبودند و مردم به آنها اجازه ندادند که بصورت مانعی عمل کنند و بعنوان اینکه ــ فرض کنید ــ باید قانونی و مسالمت آمیز کار کرد یا در چارچوب حفظ نظام کار کرد و غیره، جلو پیشروی مردم را بگیرند. کسی این بحث و توهم را نداشت و بنظر من، این جنبه از انقلاب باید در ایران هم تقویت و تعمیق شود و بطور مشخص حزب ما بعد از روز شش دی همواره روی این نکته تأکید کرده و مدام روی آن انگشت گذاشته که انقلاب باید تعرضی شود. باید به مراکز قدرت رژیم هجوم برد و جاهایی مثل رادیو و تلویزیون و سایر مراکز دولتی را بخصوص در تهران و خیلی از شهرهای مهم دیگر تصرف کرد. این، خشونت نیست، تنها راه عملی ختم خشونت است. عین تمدن است و تنها راه ممکن و واقعی است که میتواند مردم را پیروزی برساند. انقلاب کم هزینه ترین و مسالمت آمیزترین راه است برای خلاصی از شر حکومت های خونریز و دیکتاتور و جنایتکاری مثل جمهوری اسلامی و همانطور که گفتم، این جنبه مهم از انقلاب باید در جامعه تثبیت شود و بخصوص فعالین، جوانان و فعالین جنبش کارگری، باید این را رهنمود فعالیت هرروزه شان قرار دهند که باید بلند شد، متشکل شد و تا انتها پیش رفت. نمی شود یک حکومت آدمکش تا دندان مسلح را فقط از طریق تظاهرات خیابانی و شعار دادن کنار زد. باید این ماشین سرکوب را فلج کرد و به همین خاطر، باید دست به حمله زد. باید نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را خلع سلاح کرد و اسلحه را علیه خودشان بکار گرفت. باید مراکزی مثل رادیو و تلویزیون و کاخ ریاست جمهوری و غیره را تصرف کرد و باین ترتیب، کسانی مثل خامنه ای، احمدی نژاد و امثالهم فراری خواهند شد و حکومت فروخواهد ریخت.

از نظر شکل حرکت و از نظر ضرورت زدن ضربه نهایی، این مسئله ای است که هنوز باید اتفاق بیفتد. این، قدم نهایی پیروزی ما خواهد بود و تا این اتفاق نیفتد، این پیروزی میسر نخواهد شد. حزب ما با تمام توان و امکانات خودش سعی خواهد کرد که انقلاب جاری در ایران در این جهت پیش برود و سرانجام با وارد آوردن ضربه نهایی به جمهوری اسلامی به پیروزی برسد.