در اسب ترویا چه پنهان بود؟

انترناسیونال ٣٣٦ ستون اول


بعد از ۲۲ بهمن بحثی در میان شخصیتها و فعالین اپوزیسیون حافظ نظام بر سر آنچه خود تاکتیک اسب ترویا مینامند درگرفته است. قضیه از این قرار است که قبل از ۲۲ بهمن بخشی از اینان خطاب به مردم این رهنمود مشعشع را صادر کرده بودند که با پنهان کردن هویت خود در مراسم دولتی شرکت کنید و بعد در موقعیت مناسب با "اعتراض سبز" ( یعنی با شعارهائی که ساختار شکن نباشد!) دشمن را غافلکیر کنید! و بخش دیگری طرفدار شرکت در مراسم دولتی با حفظ هویت خود بوده اند! ( ایذا با شعارهای ساختار نشکن!). حالا همه حیران مانده اند که چرا کارشان نگرفته است! گیج شده اند، خود را شکست خورده میدانند، با یکدیگر بحث و جدل میکنند، به اشتباهاتشان اعتراف میکنند و غیره و غیره.

اما مشکل واقعی این نیروهای حافظ نظام اسب ترویا و اشتباه محاسبه تاکتیکی نیست. مساله اینست که مواضع و سیاستهای اینان هیچ ربطی به خواستهای مردم و جنبش خیابانی آنان ندارد. بعد از خیزش کوبنده ۶ دی ( عاشورا) تمام هم و غم فعالین اپوزیسیون حافظ نظام بازداشتن مردم از تعرض به حکومت، برحذر داشتنشان از "خشونت زبانی" و "شعارهای ساختارشکنانه" و موعظه مبارزه مسالمت آمیز و با قیماندن در چارچوب نظام و غیره بوده است. بهمین دلیل هم خط اینان در ۲۲ بهمن، با و یا بدون اسب ترویا، شرکت در مراسم دولتی بود. رهنمود دیگری نمیتوانستند و نمیخواستند به مردم بدهند چون خود اینان نیز باندازه جناح خامنه ای از تکرار اعتراضات ساختار شکنانه ای که در ۶ دی ارکان نظام را لرزاند هراس داشتند. در واقع تجمع در میدان آزادی خط و سیاست و رهنمود هر دو جناح حکومتی برای کنترل اوضاع در چارچوب حفظ نظام بود : یکی با سرازیر کردن جمعیت کرایه ای و دیگری با تاکتیک مشعشع اسب ترویا. بطور واقعی آنچه در اسب ترویا پنهان شده بود خامنه ای بود و بس! و آنچه این "تاکتیک" را برای اینان جذاب میکرد نه غافلگیر کردن حکومت بلکه پنهان کردن سیاست حفظ نظام و کنارآمدن عملی با خامنه ای، از چشم مردم بود.

در مقابل، آنچه کل پروژه میدان آزادی را به شکست کشاند مبارزه مردم بود. در این روز مردم در برابر فراخوان دهندگان میدان آزادی، یعنی هر دو جناح حکومت، ایستادند. در ۲۲ بهمن میدان آزادی مرکز تجمع رژیمی ها و بقیه نقاط محل اعتراض ومبارزه ساختار شکنانه توده مردم شد! در تمام میادین و محلات در تهران و در چندین شهر دیگر مردم با شعارهای ساختار شکنانه شان، با مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر اصل ولایت فقیه به جنگ حکومت رفتند. در مناطقی با نیروهای انتظامی درگیر شدند و موتورهایشان را به آتش کشیدند. در محله هائی مثل آریاشهر زنان بدون حجاب در تظاهرات شرکت کردند و غیره. مردم مانند همه تظاهراتهای ۷ ماه اخیر، کار خودشان را کردند و امر و جنگ خودشان را به پیش بردند و یکبار دیگر نشان دادند که هدف آنان شکستن ساختار نظام است و کسی این حکومت و نظام جنایتکار و ضد انسانی جمهوری اسلامی را نمیخواهد.

بنابراین مساله این نبود که گویا تاکتیکی از سوی نیروهای حافظ نظام به اشتباه اتخاذ شده و یا بمردم توصیه های نابخردانه ای شده است. مساله اینست که این نیروها دیگر در خیابان جائی ندارند. در ۲۲ بهمن یکبار دیگر روشن شد که اینها نمیتوانند دعواهای درون حکومتیشان را با کارت مردم حل و فصل کنند. معلوم شد نمیتوانند برای گرفتن امتیاز و چانه زنی مبارزات مردم را در چارچوب نظام محدود کنند. مردم بخصوص در ۶ دی نشان دادند که از این نوع سیاستهای سازشکارانه عبور کرده اند. و ۲۲ بهمن نیز بر آمد دیگری در ادامه همین حرکت تعرضی مردم بود. فرق ۶ دی و ۲۲ بهمن در این بود که در آن روز نه فراخوانی از سوی جناح مغلوب صادر شده بود و نه جناح غالب حکومت فرصت و آمادگی لازم را برای مقابله با مردم داشت. در نتیجه مردم در سطح وسیعی بخیابانها ریختند و نیروهای سرکوبگر حکومتی را تار و مار کردند و آن حرکت کوبنده و درخشان را آفریدند. اما در ۲۲ بهمن رژیم این فرصت را داشت که تمام امکاناتش را از یکسو برای کنترل نظامی شهرها و بخصوص تهران و از سوی دیگر برای جمع آوری جمعیت کرایه ای در میدان آزادی بکار بگیرد. اما علیرغم همه اینها حکومت نتوانست حتی نیمی از میدان آزادی را پر کند. حتی اسب ترویا هم افاقه نکرد! عکسهای هوائی که گوگل از میدان آزادی ده دقیقه قبل از سخنرانی احمدی نژاد منتشر کرده یک میدان نیمه خالی را در کنار صف طویل اتوبوسهای دولتی که جمعیت کرایه ای را بمیدان آورده بودند، نشان میدهد. رژیم در این تاکتیکش کاملا شکست خورد. حتی خبرنگارانی که تحت الحفاظ بمیدان آزادی برده بودند گزارش کردند که بقیه نقاط شهر عرصه مبارزه و درگیری مردم با نیروهای حکومتی بوده است. در واقع روز ۲۲ بهمن روز شکست هر دو جناح بود. حکومت فقط توانست در این روز جان سالم بدر ببرد، و به این راضی باشد که سرنگون نشده است. جناح مغلوب هم میتواند دلش را خوش کند که ساختار نظام هنوز نشکسته است. اما کابوس هر دو جناح عمیق تر و دهشتناک تر شده است. میدان آزادی در ۲۲ بهمن محل تجمع حکومتی ها از هر دو جناح بود و به همین خاطر هم بیش از نیمی از میدان پر نشد. ولی کل شهر به محل جدال توده مردم با حکومت تبدیل شد. توده مردم معترض در تهران و در چندین شهر دیگر یکبار دیگر نشان دادندعلیه کل این نظام هستند و تا در هم کوبیدن کل این ماشین و نظام غارت و جنایت از پای نمینشینند. ۲۲ بهمن تاکید دیگری بر این واقعیت بود که جنبش انقلابی مردم مستقل از مناسبات جناحها و تلاشها و تمهیدات آنان همچنان به پیش میرود و مردم به چیزی کمتر از سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت نمیدهند. علت شکست تاکتیک اسب ترویا، و جناح خامنه ای پنهان در آن، چیزی جز این نبود!