باید فراتر را نگاه کرد

انترناسیونال ٣١٣

 

"...اما در پس اين معرکه، تاريخ واقعى در جهت ديگرى سير ميکند. بايد فراتر را نگاه کرد. گوش را بايد به زمين چسباند و لرزش بنيادهاى اين نظم ارتجاعى را حس کرد. جدال جارى در جامعه ايران مقابله اسلام قساوت و اسلام تساهل نيست، جدال ولايت فقيه و قانون نيست، بلکه جدال آزاديخواهى با استبداد و ارتجاع و اسلام در همه اشکال آن است. در سير تحولى که در پيش است شخصيتهاى جلوى صحنه امروز به سرعت بى ربط و محو خواهند شد. در مقابل ارتجاع اسلامى نه خرده اصلاح طلبان امروز، بلکه صف کمونيسم و آزاديخواهى و مساوات طلبى کارگرى، صف سکولاريسم پيگير و ضد مذهب، صف مدرنيسم و صف رهايى بى چون و چراى زن را خواهيم يافت. اينها تمايلات واقعى اکثريت عظيم مردم ايران است که امروز زير حجاب اختناق پنهان است و ميرود که آينده سياسى ايران را بسازد ."
از مقاله "زیر حجاب اختناق"، منصور حکمت، ٤ آوريل ١٩٩٨

این ارزیابی عمیق منصور حکمت که یازده سال قبل در اوج معرکه دو خرداد و داغی بازار خاتمی نوشته شده امروز بیش از هر زمان دیگر صادق است. دیگر لازم نیست گوش را به زمین چسباند، تنها کافی است چشم ها را نبست تا بمیدان آمدن چشم گیر صف رهائی زن و سکولاریسم و مدرنیسم و آزدیخواهی و برابری طلبی کارگری را در برابر جانیان حاکم دید. همچنانکه مردم آزاده چهار گوشه دنیا دیدند و به شور آمدند.

این بار هم معرکه با دعواهای جناحی بر سر شیوه حفظ نظام از "خطر" انقلاب شروع شد اما به سرعت جنبش توده ای و آزادیخواهانه مردم مهر خود را بر همه چیز زد. خیلی تلاش کردند و هنوز هم مشغول اند که تحت لوای موج سبز و جنبش سبز، جنبش انقلابی علیه نظام اسلامی را انکار کنند و جلوی پیشروی آن را بگیرند، اما نتوانستند و نمیتوانند. این جنبش فوران خشم سی ساله مردم است و نه تداوم دعوای بالائیها. ابتکار در دست مردم است و این بالائیها هستند، که از همان آغاز این حرکت توده ای، بدنبال مردم کشیده میشوند.

جنبش توده ای جاری گرچه با یک حرکت انفجاری حضور قدرتمند خود را اعلام کرد، اما یک حرکت ابتدا بساکن نبود. در تمام مدت حاکمیت جمهوری اسلامی و بویژه در دهساله اخیر اعتراضات توده ای علیه حکومت مدام در جریان بوده است. مبارزه ای که توده مردم، کارگران و توده زحمتکش زیر خط فقر، زنان بجان آمده از بیحقوقی مفرط و زندان انفرادی حجاب و قفس اسلامی آپارتاید جنسی، جوانان خواستار مدرنیسم و خلاصی فرهنگی و کل توده مردم بجان آمده از سلطه مذهب و قوانین فوق ارتجاعی مذهبی، نیروی محرکه آن بوده اند و مضمون و مسائل آنرا نیز مقابله با فقر ومحرومیت و دستمزدهای یک سوم خط رسمی فقر، تبعیض مفرط علیه زنان و بیحقوقی کودک و اعتراض به اعدام و سنگسار و تعزیرات اسلامی تشکیل میداده است. ( فراخوان و گردهمائی و بیانیه ده نهاد و تشکل کارگری در پارک لاله در اول ماه مه، یازده اردیبشهت امسال و کمپین توده گیر کانال جدید علیه اعدام حول حکم دلارا دارابی از آخرین نمونه های تعرض این جنبش اعتراضی بود.)

این ها اجزا مختلف یک جنبش سرنگونی طلبانه هستند که مشخصا از ۱۸ تیر ۷۸ در اشکال و عرصه های مختلفی گرچه با افت و خیز ولی همواره در جریان بوده است؛ و جنبش انقلابی جاری یک نقطه اوج و برآمد توده ای و قدرتمند آنست. این جنبش اساسا در برابر کل حکومت و با به چالش کشیدن کل حکومت، و از جمله بخصوص با نقد و نفی اجتماعی خط استحاله و تغییرات تدریجی، شکل گرفت و خصلت و مضمون آن خلاصی از شر کل نظام جمهوری اسلامی است.

در برابر این جنبش نه تنها جمهوری اسلامی بلکه کل نیروهای اپوزیسیون راست قرار گرفته اند. نیروهائی که، هر اندازه هم که خود را برانداز و سرنگونی طلب بدانند، همیشه مخالفت خود را با انقلاب و سرنگونی انقلابی نظام موجود بقدرت مردم اعلام داشته اند و بخصوص وقتی "خطر" انقلاب را مانند شرایط امروز نزدیک می بینند همان سرنگونی طلبی نیم بندشان را هم کنار میگذارند و علنا خواهان حفظ نظام میشوند. موضعی که مجاهدین و حزب مشروطه فی الحال "در مرحله خطیر" کنونی اتخاذ کرده اند.

بنابراین ژرف نگری چندانی لازم نیست تا "در پس این معرکه" بروشنی صف بندی طبقاتی را ببینیم. مدتهاست قدرت چپ و نقد و اعتراض ریشه ای و انسانی به وضع موجود، که بوسیله حزب کمونیست کارگری نمایندگی میشود، را میتوان در اول ماه مه ها و اعتراضات بیوقفه کارگری و مقاومت و اعتراض زنان و مبارزات جوانان و دانشجویان و جنبش دفاع از کودکان و در کمپینهای توده گیر علیه اعدام و سنگسار و دخالت مذهب در دولت و زندگی اجتماعی مردم مشاهده کرد. مدتهاست آلترناتیو ها و سناریوهای راست نظیر خط استحاله و رژیم چنج و رفراندوم و نافرمانی مدنی و فدرالیسم و غیره در جامعه حاشیه ای شده و افق انقلاب و آزادی و برابر و هویت انسانی در مرکز توجه جامعه قرا رگرفته است. جنبش حاضر، خود حاصل این روندها و جدال طبقاتی در جامعه و در عین حال تشدید و تعمیق کننده این جدال است. این جدال طبقاتی در جنبش حاضر بیش از پیش تعمیق میشود و در شکل دوصف انقلاب و ضد انقلاب بروز پیدا میکند.

حزب ما از آغاز این حرکت بر این واقعیت تاکید کرده است که جنبش توده ای حاضر یک جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ساختن جامعه ای است که در آن از اعدام و شکنجه و زندانی سیاسی و سلطه مذهب بر مقدارت مردم و فقر و تبعیض و بیحقوقی و نابرابری خبری نباشد. این انقلابی انسانی و برای رسیدن به یک جامعه انسانی است. این جنبش انقلابی اکنون اولین مرحله خود را پشت سر گذاشته است و بی شک افت و خیزهای زیادی خواهد داشت، اما ما، حزب و مردم، میثاق بسته ایم که این انقلاب را تا رسیدن به یک جامعه آزاد و برابر و مرفه، جامعه ای که در آن انسان و انسانیت محور همه چیز باشد، به پیش ببریم و به پیروزی برسانیم. نه تنها هفتاد میلیون مردم ایران بلکه صد ها میلیون انسان شریف و آزاده دنیا که در پیامها و ترانه ها و اشعار پرشور فعالین و هنرمندان پیشروشان همبستگی خود را با حرکت انقلابی ما مردم اعلام داشته اند، مشتاق و نیازمند این پیروزی هستند.