ما یک رنسانس به تاریخ جهان بدهکار هستیم

جوانان کمونیست ۴۲۳

 

با سلام به شما بیننده عزیز این برنامه. من بارها در برنامه های مختلفی از جمله همین گفتارهای ده دقیقه ای اشاره کرده ام که جامعه ایران نیازمند یک "رنسانس" است. دوستی از طریق فیس بوک در یادداشتی علت این امر را پرسیده بود و نظرش را اینطور اعلام کرده بود که دنیا رنسانس را پشت سر گذاشته است و امروز علم و تمدن و فرهنگ بسیار پیشرفته است، و اصلا چرا باید جامعه امروز ایران را با جامعه اروپای قرون وسطی و ماقبل دوره رنسانس، مقایسه کرد. از نظر این دوستمان، رنسانس متعلق به گذشته است و با وضعیت امروز جامعه ایران همخوان نیست.

در یک سطح عمومی واقعیتی در نظر این دوستمان هست، ولی مشخصا جامعه ایران نیازمند این تحول هست. به نظر من ما به یک رنسانس نیاز داریم دقیقا به خاطر سلطه مذهب در همین دوره جمهوری اسلامی، و کلا نقش مخربی که مذهب در یکصد سال اخیر، از انقلاب مشروطه تا امروز، در جامعه ایران بازی کرده است. ما برای یک تسویه حساب عمیق با مذهب به یک رنسانس نیاز داریم. در اروپا هم رنسانس اساسا در مقابل مذهب شکل گرفت. در دوره قرون وسطی مذهب همه جا در اروپا و در کل دنیا حاکم بود و دست در دست شاهان و فئودال ها و اشراف همه جا بیداد میکرد. در دیکتاتوری ها و استبداد های شرقی در خاورمیانه و تمام آسیا نیز مذهب بر همه چیز حاکم بود. حکومت های اشراف دست در دست کلیسا و مسجد و خاخام ها و اسقفها و مفتی ها و آیت الله ها خون مردم را در شیشه کرده بودند و جهان را در یک دوره ای در بی خبری، جهل و خرافات و انجماد فکری و فرهنگی نگه داشته بودند. دروه ای که قرون وسطی خوانده میشود، و تاریک ترین دوه تاریخ بشری است.

رنسانس شروع ریزش و در هم کوبیده شدن این دنیای متحجر و عقب مانده بود و همینطور نقطه آغازی برای رشد فرهنگ، علم، تمدن، انسانیت و رشد فعالیت خلاقیت ها و تفکر و فعالیت آزادانه. در قرن ۱۴ رنسانس شروع شد و ۳ قرن طول کشید و در این دوره دنیا تحولات عظیم و پیشرفت هایی را بخود دید که در تمام طول ۱۴ قرن گذشته حتی یک دهم آن اتفاق نیفتاده بود. شکوفایی وسیع علم، فرهنگ و هنر در این دوره چشمگیر است. این تحول از ایتالیا شروع شد و همه اروپا را گرفت. خصلت اساسی این حرکت که بعدا در قرن ۱۷ به عصر خردگرایی و قرن ۱۸ به عصر روشنگری ختم شد و در تمام این دوران دنیا و تمدن بشری گام های بزرگی برداشت، نقد مذهب بود. یک رکن اساسی رنسانس خلاصی از سلطه مذهب است. جارو کردن مذهب از حیطه تفکر و اندیشه و بعد از حیطه دولت و کلا از حیطه امور اجتماعی. یک خصلت رنسانس این بود که انسان را، تفکر انسانی و علم و خرد را به جایگاه واقعیش برد و مقام و ارزش واقعیش را به آن داد و به انجماد مذهبی پایان داد.

انقلاب هایی که در ادامه رنسانس در قرون ۱۷ و ۱۸ در اروپا رخ داد، انقلاباتی علیه نظام بسته و منجمد فئودالی با تمام روبنای مذهبی و تحجر مذهبی آن بود. و به این ترتیب یک بار بشریت طی دوره ای از قرن ۱۴ تا قرن ۱۷ و ۱۸ با مذهب تسویه حساب کرد.

ولی چنین نیست که این تسویه حساب برای همیشه تاریخ را از شر مذهب نجات داد. امروز می بینید مذهب همه جا به سیاست و فرهنگ جوامع باز گشته است. در ایران عریان ترین، وحشی ترین و عقب مانده ترین شکل حکومت مذهبی را شاهد هستیم که از نظر قوانین ضد انسانی ای که بر جامعه حاکم کرده عملا گوی سبقت را از حکومت های خونریز قرون وسطایی ربوده است. ولی میشود گفت کمابیش در همه دنیا آن تسویه حساب با مذهب کنار گذاشته شده است. طبقات حاکم که منافعشان اقتضا می کند توده کارگر و زحمتکش را در تمام دنیا و در کشور خودشان تحت کنترل داشته باشند، جایگاه مهمی را به مذهب در سیاست، در فرهنگ و در تفکر مسلط بر جامعه داده اند. و به این ترتیب در واقع دنیا بار دیگر نیازمند چنین تحول و رنسانسی است.

نکته اینجاست که این اتفاق در ایران می تواند بیقتد و بیشترین امید و انتظار این بار اینست که جامعه ایران پرچم دار تمدن بشری در مقابل مذهب و تحجر مذهبی بشود. علت این امر هم روشن هست، نزدیک سه دهه است که مذهب در جامعه ایران بیداد می کند. از تاریخ جنایات مذهبی در ایران قرون وسطی که بگذریم در تاریخ معاصر از مشروطیت تا امروز نیز مذهب مدام جلوی پیشروی ها را گرفته است. مذهب انقلاب مشروطه را با مشروعه گری به شکست کشاند، برای دهه ها دست در دست دربار بر جامعه حاکم بود و امروز هم که مستقیما خود آیت الله های مفتخور حاکم شده اند و جامعه را به یک تحجر کامل قرون وسطایی فرو برده اند. این گندیدگی و عقب ماندگی و تحجر کل سیستم دنیا و سرمایه داری حاکم بر دنیا است که به چنین رژیم هایی شکل میدهد. نه تنها جنبش تروریسم اسلامی تماما بر مذهب متکی است بلکه یک رکن طرف مقابل آن یعنی جنبش ارتجاعی کنسرواتیسم غربی و نئوکنسرواتیسم -بوشیسم- را نیز مذهب تشکیل میدهد.

به این ترتیب دنیا به یک تسویه حساب دوباره با مذهب نیاز دارد. پرچم این امر در دست جامعه ایران است به خاطر اینکه حکومت متحجر و ضد انسانی اسلامی یک اپوزیسیون، یک مقاومت کاملا مدرن، انسانی و امروزی را در مقابل خودش بسیج کرده است و این اپوزیسیون اکثریت مردم ایران هستند که حکومت مذهبی را نمی خواهند. نه تنها حکومت مدهبی را نمی خواهند، بلکه می خواهند مذهب ار حیطه تفکر، هنر، فرهنگ رسمی و از شئونات اجتماعی کنار گذاشته بشود. بنا بر این جامعه آبستن یک نقد عظیم فکری، فلسفی، هنری،سیاسی و اجتماعی با مذهب هست و پرچم این امر در دست مردم ایران است، مردمی که هم اکنون انقلاب عظیمی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی شروع کرده اند. نتایج اجتماعی، فرهنگی و انسانی این انقلاب و سرنگونی رژیم اسلامی چیزی کمتر از یک رنسانس نمی تواند باشد، منتها رنسانس قرن ۲۱، رنسانس چپ، رنسانس سوسیالیستی که از نظر فکری، اجتماعی، علمی، هنری، فلسفی و همچنین سیاسی عمیقا و ریشه ای مذهب را نقد می کند و آن را به عنوان تفکر دوران ابتدایی و بدوی زندگی بشری برای همیشه به موزه ها می سپارد.

هر فرد مختار است به هر مذهبی معتقد باشد یا نباشد ولی جامعه انسانی می تواند فقط یک جامعه سکولار و مدنی باشد. نه تنها در قوانین و دولت مذهب باید کنار گذاشته بشود، بلکه مذهب همیشه سنگی است به پای روشن اندیشی و خرد گرایی و تمدن و خلاقیت فکری. این باید به کنار گذاشته بشود تا ما بتوانیم به یک جامعه آزاد انسانی برسیم. به این ترتیب من شک ندارم با چنین انقلابی، با چنین تسویه حساب عمیقی با مذهب نه تنها ۷۰ میلیون مردم جامعه ایران، بلکه کل خاورمیانه و کل انسان های دنیا نوری را می بینند، مشعلی را در مقابل خود می بینند در این جهت که برای همیشه با مذهب تسویه حساب کنند و آن را به موزه تاریخ بسپارند. مذهب جایی در یک جامعه آزاد و برابر و انسانی ندارد و باید عمیقا نقد بشود و کنار گذاشته بشود.