جمهوری اسلامی رکوردار چپاول و استثمار و بيکارسازی

برنامه ده دقیقه ای حمید تقوایی

 

اخیرا محمد پارسا رییس هیات مدیره صنایع برق ایران اعلام کرده که در این صنعت ٢٠٠٠ کارگر بیکار شده اند و خطر بیکارسازی نزدیک به ٩٠٠ هزار کارگر صنایع برق را تهدید میکند. علتش هم اینست که صنایع برق نزدیک به ٥ هزار میلیارد تومان یعنی ٥ میلیارد دلار از دولت طلب کار است و دولت هم این طلبش را نپرداخته است و نمیتواند بپردازد. مشتری اصلی محصولات صنایع برق، ٩٩ درصد محصولات این صنعت، دولت است. وزارت نیرو و وزارت نفت این محصولات را خریداری میکنند و پولش را هم نپرداخته اند. در نتیجه این وضعیت برای کارگران صنایع برق پیش آمده است. میلیاردها دلار خرج سرکوب مردم میکنند ولی پول کارگران را نمیتوانند بدهند!

ممکن است بگویید که بیکاری و بیکارسازی مساله مبتلا به همه جوامع است. این حقیقتی است. همه جوامعی که در آن سرمایه داری حاکم است بیکاری و بیکارسازی یک واقعیت همیشگی این جوامع بوده است. بخصوص امروز در دوره بحران اقتصادی بیکاری در همه کشورها گسترش پیدا کرده و جمهوری اسلامی هم بعنوان یک حکومت سرمایه از این قاعده مستثنی نیست. منتها نکته این است که در ایران مساله فقر و بیکاری کاملا استثنایی و بسیار وخیم و گسترده است. بنا به آمار خود دولت در ایران ٨٠ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند. و حداقل دستمزد باز بنا به خود آمار رسمی دولتی کمتر از یکسوم حداقل حقوقی است که یک خانواده ٤ نفره بتواند خود را در آن جامعه اداره کند. یعنی کمتر از یک سوم خط فقر رسمی. این وضعیتی است که جمهوری اسلامی در ایران بوجود آورده است. در جمهوری اسلامی نرخ استثمار میشود گفت بینهایت است. یعنی کارگران کار میکنند و دستمزدشان پرداخت نمیشود. بخشهای وسیعی از کارگران شش ماه شش ماه و حتی برای مدتهای طولانی تری دستمزدشان را دریافت نمیکنند. این استثمار نیست، این سرقت در روز روشن است. استثمار با نرخ بی نهایت است. کمترین حقوق قانونی را کارگران ندارند. نه میتوانند تشکل مستقل داشته باشند، نه میتوانند اعتراض کنند، نه میتوانند اعتصاب کنند، نه میتوانند سندیکا درست کنند و از آن طرف قرار دادهای موقت دست مدیران کارخانه و سرمایه داران و دولت را باز میگذارد که هر موقع بخواهد کارگر را اخراج کند. از این نظر وضعیت جمهوری اسلامی در ایران استثنا است. میشود گفت جمهوری اسلامی از نظر تورم، از نظر نرخ بیکاری، نرخ چپاول، نرخ غارت و نرخ استثمار در دنیا رکوردار است. فکر میکنم در تاریخ معاصر چنین حکومتی نداشته ایم. جمهوری اسلامی یکی از استثمارگرترین، یکی از دزد ترین، فاسد ترین، و چپاولگرترین حکومتهاست. از اینروست که مساله بیکاری در ایران یک ابعاد عظیمی پیدا میکند، مساله فقر و فلاکت یک ابعاد وسیع اجتماعی پیدا میکند و نه تنها کارگران به معنی اخص طبقه کارگر بلکه اکثریت عظیم جامعه را تحت فشار قرار میدهد. به همین دلیل است که دزدی، جنایت، فحشا در آن جامعه بالاست. اینها هم از عوارض این فقر و فلاکت و بیکاری گسترده ایست که جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل کرده است.

یک طرف دیگر این مساله، یک عامل دیگر این مساله اینست که دولت مستقیما دست اندر کار است. مثل همین مساله ای که در صنایع برق بوجود آمده است و دولت نمیتواند بدهی هایش را به این صنعت بپردازد. همین در خیلی از صنایع ایران صادق است. دولت مستقیما در برابر کارگران قرار دارد. و وقتی این را شما در کنار این واقعیت بگذارید که در عین حال این دولت تا مغز استخوان فاسد و دزد و چپاولگر است، آنوقت شما آنروی سکه این فقر و استثمار را به روشنی می بینید. یک اقلیت ناچیزی در آن جامعه ، یک اقلیت ناچیز صاحب سرمایه ، صاحب کارخانه ها که بیشتر آنها هم جزو مقامات دولتی هستند، آیت الله ها و آقازاده هایشان هستند، اینها ثروتهای افسانه ای بهم زده اند. ثروتهای چندین میلیارد دلاری. به یورو و دلار اینها میلیاردر هستند و ثروتی که از دسترنج کارگران بجیب زده اند در حسابهای بانکهای خارج انباشته اند. اعداد و ارقام این چپاولگری بارها و بارها منتشر شده و افشا شده است. چنین دولت چپاولگر و فاسدی است که این دره فقر و این وضعیت نابسامان را برای اکثریت عظیم مردم ایران بوجود آورده است. اینها همه شرایط ویژه ایست که در جمهوری اسلامی ما مردم با آن روبرو هستیم.

جنبش انقلابی که الان نزدیک به هشت ماه است در ایران شروع شده است، دقیقا ریشه ها و زمینه های عینی و واقعی اش همین مسایل عمیق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، در جامعه ایران است. دولتی که بخواهد چنین استثمار و چپاول و غارتی را سازمان دهد ناگزیر است سرکوبگر باشد. ناگزیر است برای دفاع از این ثروت بادآورده اش تا آخرین قطره خونش مقاومت کند و تا آخرین سرباز و اوباش و گله های حزب الله را که در استخدام دارد به جان مردم بیندازد. بیحقوقی های سیاسی، سرکوبگریها، دیکتاتوری و اختناق حاکم، این ها همه روبنای لازم برای تحمیل فقر و فلاکت است. اینها از ملزومات حفظ سلطه جهنمی جمهوری اسلامی سرمایه بر کارگران و اکثریت عظیم جامعه است.

اما مردم تسلیم نشده اند و در مقابل رژیم ایستاده اند. کارگران مشخصا در چند هفته اخیر می بینید قد راست میکنند. می بینید تشکلهای کارگری قد راست میکنند و اعلام میکنند این وضعیت را نمی پذیریم. قبل از ٢٢ بهمن ٤ تشکل کارگری، سندیکای کارگران شرکت واحد، سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه، اتحادیه آزاد کارگران و انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار كرمانشاه در بیانیه ای اعلام کردند که باید همه فعالین کارگری آزاد بشوند. باید زندانیان سیاسی آزاد شوند. اعلام کردند باید حق تشکل و حق اعتصاب و اعتراض به رسمیت شناخته شود. اعلام کردند که اخراجها باید فورا متوقف شود. امنیت شغلی باید بوجود بیاید. قراردادهای موقت به قراردادهای دایم تبدیل شود. اینها فقط حرف دل کارگران نیست. اینها حرف دل اکثریت عظیم مردمی است که به زیر خط فقر رانده شده است. راه مبارزه با این وضعیت را به نظر من این تشکلهای کارگری نشان داده اند. جامعه ایران قربانی دست و پا بسته این رژیم فاسد و آدمخوار و چپاولگر و استثمارگر نیست و نباید باشد. بلند شده است. ایستاده است. مبارزه میکند و میخواهد شر این دولت سرکوبگر را از سرخودش کم کند. و کارگران قد راست کرده اند و دراین مبارزه قدم بجلو میگذارند.

من فراخوانم به همه پیشروان و فعالین جنبش کارگری، به همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در جامعه اینست که این پرچم را بلند کنند. در برابر فقر، در برابر تحمیل فقر و فلاکت، بیکارسازیها، اخراج ها عدم امنیت شغلی بایستند و این حکومت سرکوبگر، این حکومت چپاولگر و غارتگر را فقط میتوانیم با قدرت اتحاد و همبستگی خودمان و با مبارزه یکپارچه خودمان جارو کنیم و به کنار بزنیم. شاد و موفق باشید.