ویژگیهای مبارزه معلمان و نقش حزب

انترناسیونال ۱۸۳

 

در هفته اخیر مبارزه معلمان که حدود یک ماه از شروع آن میگذرد، اوج تازه ای گرفت. تجمع شکوهمند بیست هزارنفره معلمان در تهران و گردهمائی های وسیع اعتراضی در بسیاری از شهرستانها در روز شنبه ۱۲ اسفند، اعتصاب سراسری معلمان درروز گذشته (چهارشنبه ۲۳ اسفند) و امروز اعلام تحصن و تجمع سراسری در پاسخ به تهدید و بازداشت فعالین این جنبش، نشانه های بارز این اوجگیری است. خواست اصلی معلمان افزایش حقوق و دیگر خواستهای رفاهی است، و شعارهائی که در این مبارزه مطرح میشود نشانگر درجه رادیکالیسم و نارضایتی عمیق معلمان از کلیت وضع موجود است. این مبارزه که بر متن اعتراضات وسیع کارگران، جوانان و زنان در هفته های اخیر شکل گرفته است دارای خود ویژگیها و پتانسیل عظمیمی است که اگر بالفعل شود نه تنها موفقیت و تحقق مطالبات معلمان و پیروزی آنان را در پی خواهد داشت بلکه کل فضای اعتراضی در جامعه را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد و راه پیشروی مبارزات مردم در عرصه های دیگر را هموار خواهد کرد. فعالین حزب و فعالین و دست اندرکاران مبارزه معلمان باید خود ویژگی و نقاط قوت این جنبش را بشناسند و برای پیشبرد و به موفقیت رساندن آن بر این ویژگیها اتکا کنند.

خود ویژگیهای مبارزه معلمان

معلمان از نقطه نظر کمیت و وزن اجتماعی قشر وسیع و گسترده ای از جامعه را تشکیل میدهند. از تهران تا دور افتاده ترین شهرستانها و روستاها معلمان حضور دارند و با بخصش وسیع تری از جامعه، کودکان و نو جوانان ۷ تا ۱۸ ساله، در تماس مستقیم و هر روزه هستند. این واقعیت به معلم و مسائل و مشکلات او یک بعد وسیع اجتماعی میدهد. از همین رو اعتراض و اعتصاب معلمان وسیعا و بلاواسطه در جامعه منعکس میشود و بر زندگی اکثریت بالائی از مردم، دانش آموزان و خانواده های آنان، مستقیما تاثیر میگذارد. این رابطه و تاثیر گذاری مستقیم خصوصیت اعتراضات کارگران رشته های خدماتی در همه جوامع است. مبارزه کارگران شرکت واحد نیز همین خصوصیت را داشت و از همین رو وسیعا در جامعه مطرح شد و افکار عمومی را متوجه خود کرد. مبارزه معلمان در سطح وسیعتر و موثر تری از چنین ویژگی ای برخوردار است. این رابطه و تاثیر گذاری اجتماعی ممکن است در جوامعی نظیر کشورهای غربی که وضعیت متعارفی دارند و حکومت دچار بحران سیاسی – اقتصادی خاصی نیست امتیازی به حساب نیاید و حتی بعنوان یک عامل مختل کننده زندگی اجتماعی یک نقطه ضعف محسوب شود. اما در جامعه ایران و بر زمینه نفرت عمومی مردم از حکومت و اعتراضات وسیعی که هر روزه در جریان است، انعکاس وسیع و تاثیر مستقیم مبارزه ای نظیر مبارزه جاری معلمان نقطه قوت آن و فاکتور موثری در جلب همدردی و حمایت عمومی مردم است.

ویژگی دیگر مبارزه معلمان اینست که بر خواست عاجل کل طبقه کارگر و بخش وسیعی از جامعه انگشت میگذارد. شعار حق طلبانه معلمان "معیشت، منزلت، حق مسلم ماست" فریاد اکثریت عظیمی است که زیر خط فقر زندگی میکنند و دیگر تاب تحمل این شرایط را ندارند. این یک خواست صنفی است اما بهیچوجه به صنف معلم محدود نمیماند. کارگران در بخشهای مختلف تولیدی و خدماتی مدتهاست برای اصافه دستمزد و پرداخت دستمزهای عقب افتاده خود در حال مبارزه و اعتصاب اند و مبارزه معلمان میتواند نقطه عطفی در روند این مبارزه باشد. به هر درجه خواست معلمان متحقق شود به همان میزان کارگران وکل حقوق بگیران جامعه در وضعیت مساعد تری برای ارتقای شرایط معیشتی و رفاهی خود قرار میگیرند. فقر و عدم تامین معیشت یک مساله عاجل و انفجاری در جامعه است و با سیر صعودی و سرسام آور قیمتها و گرانی غیر قابل تحمل در چند ماهه اخیر حاد تر و انفجار آمیز تر نیز خواهد شد. از این رو مبارزه معلمان بخاطر خواست و هدف مشخص و اعلام شده آن نیز از قابلیت بالائی در جلب حمایت وهمراهی اکثریت عظیم مردم برخوردار است.

بالاخره باید بر خصلت سیاسی مبارزه معلمان تاکید کرد. خواست مشخص واعلام شده معلمان صنفی است، افزایش حقوق و تحقق خواستهای رفاهی است، اما شعارهای معلمان درتجمعات اعتراضی شان کل وضعیت موجود و کل حکومت را بزیر سئوال میبرد: "۲۸ سال گذشته عدالت کجا رفته"، "۲۸ سال گذشته پول نفت کجا رفته" ، "مدعی عدالت خجالت خجالت"، " وزیر بی کفایت، استعفا استعفا"، "نداشتن انگیزه نتیجه تبعیضه" و بالاخره "سوسیالیسم بپا خیز برای رفع تبعیض". این شعارها حرف دل همه مردم است، خواست کل جامعه است و به نمایندگی از کل جامعه تمامی بیست وهشت حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی را به محاکمه میکشد. از این نقطه نظر نیز مبارزه معلمان جزء به هم پیوسته ای از کل مبارزات و اعتراضات جاری در جامعه و منعکس کننده درد و خواست همگانی ای است که مضمون مشترک همه این مبارزات را تشکیل میدهد: خواست سرنگون کردن جمهوری اسلامی و زیر و رو کردن وضعیت موجود! خواست "جمهوری اسلامی باید برود"! خواستی که در چند سال اخیر مضمون نهفته و گاه نه چندان نهفته اعتراضات کارگران و بخشهای مختلف جامعه بوده است. در اول مه ها، در ۱۶ آذر ها، در ۸ مارسها و در جنبش دفاع از حقوق کودک در همه جا این "نه" و نقد عمیق مردم به جمهوری اسلامی و کل وضعیت موجود را می بینید. همه شاهدیم که در مبارزات و تجمعات اعتراضی مردم،از جنبش کارگری تا اعتراضات دانشجوئی و تا جنبش دفاع از حقوق کودک، سوسیالیسم در نقد این وضعیت و بعنوان "نه" به بربریت و تبعیض، بعنوان "نه" به دنیای وارونه موجود، رواج پیدا میکند و سرود انترناسیونال به سرود اعتراض تبدیل میشود. برافراشته شدن پلا کارد سوسیالیسم بپا خیز در تجمع معلمان حرکتی ابتدا بساکن و ایزوله از بقیه اعتراضات نیست. این پرچمی است که از یک حرکت اعتراضی به حرکت بعدی دست بدست میشود و آنها را به هم ربط میدهد. امروز این پرچم در دست معلمان است. این نقد سیاسی رشته واحدی است که این مبارزات را به هم وصل میکند و پیوند میدهد. خصلت سراسری و اجتماعی و گستردگی مبارزه معلمان اجازه میدهد تا نقد و اعتراض سیاسی مستتر در این مبارزه سریعتر و وسیعتر از مبارزات در عرصه های دیگر بتواند همدردی وهمراهی و حمایت بخش وسیعی از جامعه را به خود جلب کند. شعارهای معلمان خود فراخوانی در جلب و بسیج این حمایت وهمبستگی عمومی است.

مبارزه معلمان بر متن شرایط سیاسی حاضر

از نقطه نظروضعیت سیاسی جامعه نیز مبارزه معلمان در شرایط ویژه ای صورت میگیرد. جمهوری اسلامی در یکی از بحرانی ترین دوره های حیات خود به سر میبرد. وخامت رابطه غرب و جمهوری اسلامی حول مساله پروژه هسته ای، تشدید تحریمهای اقتصادی و خطر حمله نظامی آمریکا، وبالا گرفتن دعواهای دارو دسته های حکومتی و بهم ریختگی صفوف درونی جمهوری اسلامی حاد تر و شدید تر از هر دوره دیگر است و مدام نیز وخیم تر میشود. اما سرمنشا این تشتت در میان بالائی ها ضعف و ناتوانی حکومت در برابر صفوف اعتراضی مردم است. دولت احمدی نژاد، که خود بعنوان راه حلی برای بن بست سیاسی حکومت و با هدف به صف کردن بالائی ها زیر خط ولایت فقیه و ارعاب جامعه روی کار آورده شد، در همه زمینه ها شکست خورده است و این شکست را در ۲۰ آذر امسال دانشجویان با هو کردن او و به آتش کشیدن عکس اش و شعار فاشیست برو گمشو اعلام کردند. از سوی دیگر اعتصابات کارگری در ابعاد وسیع و بیسابقه ای رو به گسترش است، جنبش زنان علیه آپارتاید جنسی و حجاب و مبارزه دانشجویان و جنبش دفاع از حقوق کودک، مبارزه علیه اعدام و سنگسار و جنبش برای آزادی زندانیان سیاسی، مبارزه در تمامی این عرصه ها تعرضی تر و رادیکال تر شده و بیش از پیش به چپ چرخیده است. مبارزه معلمان در تداوم و برمتن چنین شرایطی شکل میگیرد. این شرایط از یکسو زمینه رشد و پیشروی این جنبش را فراهم می آورد و از سوی دیگر باعث میشود جمهوری اسلامی با تمام توان سرکوب اش در برابر آن بایستد. جمهوری اسلامی درست مانند یک حیوان وحشی به تله افتاده به همه چیز چنگ خواهد انداخت تا مبارزه معلمان را درهم بکوبد اما در موقعیتی نیست که بتواند آنچه میخواهد را عملی کند. و یا بهتر است بگوئیم میتوان مبارزه را به نحوی سازمان داد و به پیش برد که توان سرکوب آنرا نداشته باشد. از این نقطه نظر شرایط در مقایسه با مقطع مبارزات کارگران واحد به نفع مردم و به ضرر حکومت تغییر کرده است. در مورد اعتصاب کارگران واحد نیز گر چه کارگران به خواسته هایشان نرسیدند اما حکومت نتوانست آنانرا مرعوب کند و به تسلیم و سکوت بکشاند. تهدید و بازداشت و ضرب و شتم قادر به ارعاب و به سکوت کشاندن جامعه نیست و این واقعیتی است که سیر رو به رشد اعتراضات مردم، رو به رشد هم در ابعاد کمی و هم از نقطه نظر مضمون خواستها و شعار ها و بیانیه هائی که مطرح میکنند، در یک مقیاس وسیع اجتماعی مورد تائید قرار میدهد. این ناتوانی در ارعاب و به تسلیم و سکوت کشاندن مردم یک خصوصیت مهم شرایط سیاسی حاضر است. از سوی دیگر جامعه زیر فشار خطر جنگ و کمبود و گرانی ناشی از تحریمهای اقتصادی بیش از پیش حالت انفجاری پیدا میکند و در این شرایط هر یورش حکومت به مبارزات مردم میتواند مانند چاشنی یک انفجار عمل کند. این نیز عامل دیگری است که شرایط در هم کوبیدن مبارزات مردم را برای رژیم دشوارتر میکند. در این شرایط سازماندهندگان و دست اندرکاران مبارزات معلمان میتوانند با هشیاری و سازش ناپذیری، با بمیدان کشیدن بخش هر چه وسیعتری از معلمان و با تمرکز و پایداری و پافشاری بر خواست های اعلام شده شان این مبارزه را به پیروزی برسانند.

نقش حزب

حزب ما از جنبه های مختلفی میتواند در به پیروزی رساندن مبارزه معلمان نقش ایفا کند. اولین جنبه عملکرد حزب بعنوان صدا و تریبون اعتراض معلمان است. تلویزیون کانال جدید در دوره اعتصاب کارگران واحد و مبارزات دیگر چنین نقشی را ایفا کرده است و در رابطه با مبارزه جاری معلمان نیز تا همین جا در این جهت فعال بوده است. فعالین این جنبش با تلویزیون تماس میگیرند و حرف خود را بگوش مردم میرسانند. تلویزیون ما، در شرایطی که خبر گزاریها و رسانه های داخلی و خارجی در مورد مبارزه معلمان سکوت پیشه کرده اند، منعکس کننده و بلندگوی خواست و مبارزه معلمان بوده است و فعالانه و پیگیر به این نقش ادامه خواهد داد. تماس فعالین جنبش معلمان با تلویزیون کانال جدید به آنان امکان میدهد که جامعه را در جریان سیر مبارزه خود قرار بدهند، حرف و پیام و رهنمودهای خودشان را به در سطح وسیعی به گوش همکاران و مردم علی العموم برسانند، صفوف خود را مطلع و منسجم نگاهدارند و جامعه را به حمایت از خود فرا بخوانند. ما تا زمانی که این مبارزه ادامه دارد تمام امکانات رسانه ای خود را در خدمت این امر قرار میدهیم و از فعالین جنبش معلمان میخواهیم که با ما تماس بگیرند و از این امکان وسیعا استفاده کنند.

جنبه دیگر نقشی است که حزب میتواند در آگاه کردن افکار عمومی مردم جهان از سیر مبارزه معلمان، خواستهای آنان و افشاگری سیاستهای سرکوبگرانه حکومت ایفا کند. بخش دیگری از این فعالیت بین المللی بسیج و جلب حمایت اتحادیه های کارگری بویژه اتحادیه های معلمان در کشورهای غربی از مبارزه معلمان در ایران است. بسیج نیروی کارگران و مردم آزادیخواه جهان از مبارزات مردم جزء همیشگی سیاستهای حزب ماست و در موارد متعددی از جمله در نجات جان محکومین به اعدام و سنگسار عامل موثری در موفقیت کمپینهای حزب بوده است. در رابطه با مبارزات جاری معلمان نیز باید این عامل را در سطح هر چه گسترده تری به کار گرفت. در این زمینه نیز فراخوان ما به فعالین جنبش معلمان اینست که خطاب به همکارانشان و کل کارگران و مردم آزادیخواه در کشورهای دیگر پیام بدهند و حمایت وهمبستگی آنان را جلب کنند. حزب از هیچ کمکی در این زمینه دریغ نخواهد کرد.

از لحاظ عملی و در رابطه مستقیم با حرکت اعتراضی جاری معلمان حزب ما در کنار خط رادیکال و سازش ناپذیر در این جنبش می ایستد و این خط را تقویت میکند. ما مدافع جهت گیری و سیاستی هستیم که بمیدان آمدن بخش هر چه وسیعتری از معلمان و پیشروی و به پیروزی رساندن مبارزه با اتکا به نیروی توده معلم را در دستور خود قرار میدهد. افشای ترفندها و وعده وعیدهای مقامات حکومت، خنثی کردن سیاستهای سرکوبگرانه رژیم و جلوگیری از اعمال این سیاستها، و تحت فشار قرار دادن حکومت برای آزادی بازداشت شدگان از طریق بسیج نیروی کارگران و مردم در ایران و در سطح جهانی، از اجزای دیگر سیاست حزب ما است.

از لحاظ سیاسی مهمترین نقش حزب ترسیم جهت وافق عمومی مبارزه مردم و جنبش سرنگونی در شرایط حاضر و نشان دادن جایگاه مبارزه معلمان بر متن این شرایط است. سازماندهندگان و دست اندر کاران این مبارزه باید به نقش و جایگاه واقعی مبارزه ای که رهبریش را بدست دارند در دل شرایط عمومی حاضر آگاه باشند و دید و چشم انداز روشنی از سیر تحولات آتی نه تنها جنبش خود بلکه کل وضعیبت سیاسی جامعه داشته باشند. حزب وظیفه دارد این چشم انداز را با روشنی و شفافیت در برابر جامعه و در برابر فعالین جنبش اعتراضی معلمان و فعالین مبارزه با جمهوری اسلامی در همه عرصه ها قرار بدهد و راه هم جهتی و همراهی و همبستگی آنان را فراهم کند. اعتصابات وسیع کارگری که هر روز بر دامنه آن افزوده میشود، اعتراض علیه جنگ و تحریم اقتصادی در ایران، و مبارزات ضد جنگ که در سطح جهانی در حال شکل گیری و اوجگیری مجدد است، مبارزه علیه اسلام سیاسی در ابعاد جهانی، مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و علیه آپارتاید جنسی، مبارزه برای نجات پناهندگان فراری از جهنم جمهوری اسلامی، و مبارزه برای نجات جان محکومین به اعدام و سنگسار و ده ها عرصه مبارزاتی دیگر در ایران و در سطح بین المللی، ابعاد مختلف جنبش عظمیمی است که حزب ما در آن دخیل و درگیر است. مبارزه معلمان بخشی از این تصویر عمومی است. جهت و سیاست عملی حزب همبسته و هم جهت کردن این مبارزات و جلب حمایت متقابل بین بخشهای مختلف آنست. آنچه بطور واقعی این مبارزات را به هم مربوط میکند مضمون و جوهر سرنگونی طلبانه آنان است. برای پیروز شدن این مبارزات، برای "مقابله با بربریت" و جلوگیری از جنگ و ویرانی، برای "رفع تبعیض" برای تامین "نان و آزادی برای همه"، برای "تغییر این دنیای وارونه" و برای تامین "معیشت و منزلت" همه انسانها، جمهوری اسلامی باید برود. حزب ما نماینده و تبلور این خواست مستتر در تمامی این مبارزات است. "سوسیالیسم بپا خیز برای رفع تبعیض"، این حلقه ای است که حزب ما را به جنبش معلمان، به جنبش سرنگونی و به کل جامعه مربوط میکند.