در نقد فراکسیون

ضمیمه انترناسیونال ۱۷۳

پنج عضو دفتر سیاسی حزب هفته گذشته تشکیل فراکسیونی تحت نام "اتحاد کمونیسم کارگری" را اعلام کردند و حزب نیز در اطلاعیه کوتاهی نظر خود را در این مورد منتشر کرد. هدف من در این نوشته نقد و بررسی بیانیه و پلاتفرم فراکسیون است. من ابتدا رئوس نقد را مطرح میکنم و بعد جنبه های مختلف آنرا مشروح تر توضیح میدهم.
فراکسیون در یک ارزیابی کلی
فراکسیون اعلام شده بنا بر آنچه درباره خود میگوید و تعریفی که از خود بدست میدهد علت وجودی ندارد. رفقا در بیانیه شان اعلام کرده اند هیچ اختلاف سیاسی اصولی برنامه ای و استراتژیک با حزب ندارند و به کلیه قطعنامه های مصوب حزب نیز پایبند هستند. یعنی در واقع این فراکسیون ویژگی و هویت سیاسی ای جدا از بقیه حزب ندارد. پلاتفرم اعلام شده فراکسیون نیز دقیقا همین بی هویتی را تایید میکند. مضمون این پلاتفرم تماما در اسناد و قطعنامه های حزبی به نحو دقیقتر و مشخص تر و جامع تری تصویب شده است. مشخصا در پلاتفرم رهبری حزب مصوب پلنوم بیستم بخش اعظم مفاد پلاتفرمی که رفقا با امضای فراکسیون منتشر کرده اند مطرح شده و در قطعنامه "مبانی استراتژی و رئوس وظایف حزب برای سازماندهی انقلاب و کسب قدرت سیاسی" وظایف حزب در سطح جامع تر و دقیقتری بیان شده است. پلاتفرم فراکسیون از لحاظ سیاسی از این اسناد عقب تر و از لحاظ عملی محدودتر و کلی تر است. در هر حال نکته تازه و متفاوتی در این پلاتفرم نیست. البته برخی احکام و فرمولبندیهای نادقیق و اشتباه در آن وجود دارد اما در کلیت خود حرف تازه و متفاوتی که بتواند توجیه کننده تشکیل فراکسیونی در حزب باشد را مطرح نمیکند. جالب اینجاست که رفقا در بیاینه هدف فراکسیون را تبدیل پلاتفرم خود به پلاتفرم رهبری حزب اعلام کرده اند! یعنی میخواهند رونوشت ناقصی از پلاتفرم موجود ومصوب رهبری حزب را به پلاتفرم رهبری تبدیل کنند! چنین فراکسیونی را نمیتوان جدی گرفت.
ممکن است گفته شود علت وجودی فراکسیون اختلاف بر سر پلاتفرم رهبری نیست بلکه اختلاف در شیوه عملکرد و پیاده کردن سیاستهای حزب است. در بیانیه فراکسیون ادعا شده حزب علیرغم تلاشهای رفقا دچار "رخوت و رکود" شده است و بنابراین ممکن است گفته شود فراکسیون برای غلبه بر این رخوت و رکود تشکیل شده. این "رخوت و رکود" مورد ادعای رفقا را پائین تر بررسی میکنیم اما ابتدا باید این نکته روشن باشد که حتی اگر این صورت مساله را بپذیریم باز معلوم نیست چرا باید بعنوان راه حل به چنین پلاتفرمی متوسل شد. این پلاتفرم راه حلی برای هیچ مساله ای نیست. سندی که از مصوبات کنگره های ۴ و ۵ و از واقعیت اجتماعی امروز حزب عقب تر است را نمیتوان بعنوان راه حل مسائل امروز حزب روی میز گذاشت.
بالاخره باید به این نکته هم اشاره کنم که با رفقای تشکیل دهنده فراکسیون مدتهاست بر سر مسائل مختلفی اختلاف نظر هست اما در بیانیه و پلاتفرم فرکسیون اشاره ای به آنها نشده است. یکی از مهمترین و حاد ترین این مسائل همانطور که در اطلاعیه حزب در مورد فراکسیون گفته شده، مساله فعالیتهای شبه پلیسی و ضد کمونیستی نوید بشارت- اسماعیل مولودی بود و فراکسیون بطور واقعی و مستقل از هر تصویری که تشکیل دهندگان آن از خود داشته باشند و یا بخواهند بدست بدهند، در ادامه این اختلاف نظر حاد تشکیل میشود. دراوج بحث مربوط به سیاست و شیوه برخورد حزب به کیس نوید بشارت- اسماعیل مولودی رفقای تشکیل دهنده فراکسیون اعلام کردند در این مجادله شرکت نمیکنند و بعد هم بسیار با عجله و تنها یک هفته بعد از مطلع کردن رهبری فراکسیون خود را علنا اعلام کردند. منظور من بهیچوجه این نیست که این اختلافات واقعی تشکیل فراکسیون را توجیه میکرد بلکه میخواهم این نکته روشن شود که فراکسیون در ادامه مسائل و اختلاف نظراتی بجز آنچه خود اعلام کرده تشکیل میشود و آنچه درباره خود میگوید تصویر درستی از این اختلاف نظرات واقعی بدست نمیدهد. نه بحثی حول مضمون پلاتفرم رفقا در جریان بوده و نه کسی بحث و تحلیلی از جانب این رفقا در مورد وجود رخوت و رکود ادعائیشان و راههای غلبه بر آن شنیده است. در احزاب جدی سیاسی معمولا فراکسیونها حاصل یک دوره بحث و پلمیک درون حزبی بر سر مسائل مورد اختلاف و قطبی شدن و به نتیجه نرسیدن این مباحث بعد از دوره معینی هستند. این پروسه در شکل گیری فراکسیون رفقا طی نشد و من عمیقا معتقدم اگر چنین میشد، اگر رفقا فرصت میدادند تنها در مدت زمان کوتاهی بیانه و پلاتفرمشان از جانب رهبری و کادرهای حزب مورد بحث و نقد و بررسی قرار بگیرد، خود از تشکیل فراکسیون منصرف میشدند.
پلاتفرم فراکسیون: بازگشت به کلیات
همانطور که اشاره کردم بخش اعظم مفاد پلاتفرمی که تحت نام "بسوی حزب رهبر انقلاب" و "برای رهبری حزب کمونیست کارگری" اعلام کرده اند قبلا در شکل مشخص تر و دقیق تری در اسناد حزبی از جمله پلاتفرم رهبری حزب مصوب پلنوم بیستم مطرح شده است. نکاتی نظیر "تقویت و تحکیم وحدت و انسجام سیاسی و سازمانی رهبری حزب" – که البته تشکیل فراکسیون آخرین کاری است که میشود در این جهت کرد!- و یا "تحکیم شالوده کادری قوی ... " ، "مدرنیزه کردن ساختارها ... " ، "حل ماکرو معضلات مالی ..." و کلا اکثر قریب باتفاق بندهائی که تحت عنوان "موقعیت عمومی" و "حزب در داخل کشور" و "حزب در خارج کشور" در پلاتفرم ذکر شده جزو دانسته ها و مصوبات تا کنونی حزب است. حزب مدتهاست از این اصول کلی فراتر رفته و نقشه عملها و پلاتفرمهای کنکرت و مشخص تری در همه این زمینه ها تصویب کرده و در دستور قرار داده است. کسی که میخواهد حزب را بجلو ببرد باید از این نقشه عملها فراتر برود. بازگشت به کلیات مورد توافق مساله ای را حل نمیکند.
نکته مهم تر اما عقب بودن پلاتفرم و بیانیه از تحلیلها و قطعنامه های سیاسی مصوب حزب است. رفقا مدعی هستند برای تبدیل حزب به نیروی رهبری کننده و سازمانده انقلاب فراکسیون تشکیل داده اند اما هیچ رد پا و اثری از آخرین مصوبات و اسناد پایه ای حزب که دقیقا به امر رهبری و سازماندهی انقلاب پرداخته است در اسناد اعلام موجودیت فراکسیون به چشم نمیخورد. در قطعنامه "حزب کمونیست کارگری و چشم انداز انقلاب در ایران" مصوب کنگره چهارم نظرات و تزهای پایه ای در رابطه با شکلگیری انقلاب در ایران، صف بندی جنبشها و نیروهای سیاسی بر مبنای مواضعشان در قبال خواستها و اعتراضات رادیکال مردم وجنبش انقلابی علیه جمهوری اسلامی، و نقش و مبانی وظایف حزب در قبال انقلابی که شکل میگیرد به دقت و روشنی مطرح شده است. در ادامه این خط و مبتنی بر این تزها قطعنامه "مبانی استراتژی و رئوس وظایف حزب برای سازماندهی انقلاب و کسب قدرت سیاسی"، که به اتفاق آرا در کنگره پنجم به تصویب رسید، بطور مشخص و جامع تری رئوس وظایف حزب برای رهبری و سازماندهی انقلاب را روشن کرده است. قطعنامه هائی در رابطه با "طبقه کارگر و قدرت سیاسی" و "حزب و قدرت سیاسی بعد از جمهوری اسلامی" و "ابراز وجود اجتماعی رهبران عملی و فعالین چپ" جوانب دیگری از سیاست حزب برای سازماندهی انقلاب را مشخص میکند. اینها آخرین نظرات و مواضع حزب در رابطه با سازماندهی انقلاب است. نمیتوان این اسناد را نادیده گرفت، به دوره قبل از کنگره چهارم برگشت و مدعی راهشگائی و تعیین وظایف امروز حزب در امر رهبری و سازماندهی انقلاب بود. حزب را نمیتوان به عقب کشید.
در بیانیه فراکسیون گفته میشود در حال حاضر دو افق وآلترناتیو راست و چپ در برابر جامعه قرار دارد، یا اردوی چپ تحت رهبری حزب پیروز میشود و یا نیروهای راست جامعه را به نابودی میکشند. این حکم غلط نیست اما بیش از حد کلی وعمومی است، از شرایط حاضر عقب است، و در نتیجه به وظیفه عملی مشخصی منجر نمیشود. در چند سال اخیر تحولات زیادی در تغییر توازن قوا به نفع چپ و به ضرر راست صورت گرفته است. جنبش سرنگونی به چپ چرخیده و نیروهای راست منزوی تر و حاشیه ای تر شده اند. و این روند بطور پیوسته ای ادامه داشته است. صفبندی بین اردوی انقلاب و ضد انقلاب، بین جمهوری اسلامی و دولتهای غربی و نیروهای اپوزیسیون راست، نیروهای هراسان از انقلاب، از یکسو و کارگران و مردم سرنگونی طلب و نیروهای چپ و طرفدار انقلاب و در راس آنها حزب از سوی دیگر، یک واقعیت سیاسی جامعه امروز ایران است و این واقعیتی است که در قطعنامه کنگره چهار مورد تاکید قرار گرفت. و بر همین اساس است که حزب جنبش سرنگونی را یک جنبش چپ و انقلابی ارزیابی میکند و سیاستهایش را بر این مبنا قرار داده است. این تحلیل و ارزیابی از وضعیت سیاسی در ایران ویژگی و نقطه تمایز و قوت حزب ما است. میتوان جدال عمومی بین دو اردوی چپ و راست را پذیرفت و مثل دوستان منشعب ما به این نتیجه رسید که راست دست بالا را دارد. و تماما سیاستهای عملی متفاوتی را در پیش گرفت. امروز اکتفا کردن به اعلام وجود دو اردوگاه راست و چپ، آن هم در سندی که مدعی تامین رهبری و سازماندهی انقلاب است، عقب ماندن از شرایط و ندیدن یک ویژگی اصلی و تعیین کننده در شرایط سیاسی حاضر در ایران است.
این نوع کلی گویی وعقب ماندن از شرایط روز در سطح دیگری نیز در بیانیه خود را نشان میدهد. در نحوه ای که رفقا به منصور حکمت رجوع میکنند.
رفقا میگویند حزب باید به حزب رهبر و سازمانده انقلاب تبدیل شود واعلام میکنند که " ما میخواهیم که رهبری حزب بر اساس تزهای "حزب و قدرت سیاسی"، "حزب و جامعه"، "آیا کمونیسم در ایران پیروز میشود" و مباحث "سلبی – اثباتی" منصور حکمت استراتژی، اولویتها، سیاستها ومشغله های خود را تنظیم کند". رفقای عزیز! حزب دقیقا همین کار را کرده است و قطعنامه ها کنگره چهار و پنج که در لیست شما از قلم افتاده دقیقا بر مبنای همین نظرات منصور حکمت تنظیم شده است. اولین انتظار ازهر کس که خود به همه این اسناد رای داده و اعلام میکند همه مصوبات حزب را قبول دارد اینست که از آخرین مصوبات شروع کند. نوشته ها و نظرات منصور حکمت مبنای استراتژی حزب و اساس همه قطعنامه ها و مصوبات حزب است. اما منصور حکمت را باید در شرایط مشخص امروز معنی کرد چنانچه اگر خودش زنده بود مسلما اسناد و مصوبات متعدد دیگری را به لیست مورد اشاره رفقا افزوده بود. منصور حکمت متاسفانه دیگردر میان ما نیست اما حزب منصور حکمت اگر بخواهد زنده و فعال باقی بماند نمیتواند در دوران منصور حکمت درجا بزند و خودش را به آنچه منصور حکمت گفت و نوشت محدود کند. "استراتژی، اولویتها، سیاستها ومشغله های" حزب بر مبنای نظرات منصور حکمت تنظیم و تدوین شده و دردستور قرار گرفته است و شاهد این مدعا مجموعه مصوبات کنگره ها و پلنومها و دفتر سیاسی حزب و فعالیتها و پیشرفتهای اجتماعی حزب در چهار سال اخیر است. پیشرویهای دوران اخیر حزب با اتکا به این اسناد و مصوبات صورت گرفته است. هیچکس به این پیشرویها قانع نیست، باید از دستاورهای تا کنونی بسیار پیشتر و فراتر رفت. اما راه این پیشروی فراتر رفتن از آخرین مصوبات و نقشه عملهای حزبی است و نه بازگشت به چهار سال قبل.
"رکود و رخوت" : تصویری وارونه از حزب
در مقدمه اشاره کردم که میتوان گفت وجه تمایز و علت وجودی فراکسیون اختلاف بر سر پلاتفرم رهبری نیست بلکه نقدی است که بر عملکرد حزب دارد. در این صورت البته میباید فراکسیون یک نقشه عمل متفاوت و جدیدی را در برابر حزب قرار میداد و نه نسخه کلی و ناقصی از پلاتفرم موجود رهبری حزب را. فراکسیونی که مدعی از بین بردن فاصله حرف و عمل است قاعدتا باید بجای تکرار الکن همان "حرف"ها، پلاتفرمی برای "عمل" متفاوت مطرح کند. فراکسیون چنین نکرده است اما در بیانیه خود به رخوت و رکود حزب، دنباله روی از حوادث، فقدان تلاشهای نقشه مند و احکامی از این دست اشاره کرده است که ربطی به مضمون پلاتفرم ندارد، و در واقع نشان میدهد که رفقا با عملکرد حزب مشکل دارند بی آنکه راه حل مشخصی برای آن ارائه بدهند.
اما گذشته از این تناقض لازم است نفس این ادعاها در مورد عملکرد حزب را نیز مورد بررسی قرار بدهیم. کسی که در جامعه تحولات سیاسی و فعالیتهای حزب را دنبال کرده باشد نمیتواند از شنیدن اینکه حزب کمونیست کارگری دچار رخوت و رکود شده و دنباله رو حوادث است و بی نقشه عمل میکند و احکامی از این قبیل شگفت زده نشود. رهبران مبارزه کارگران شرکت واحد، کارگران پنج مرکزتولیدی که در سفر احمدی نژاد متحدانه دست به تجمع اعتراضی زدند، سازماندهندگان روز جهانی کودک و شانزده آذر سرخ، حاجیه اسماعیلوندها و افسانه نوروزی ها و کبری رحمانپور ها، صدها پناهنده ای که فدراسیون پناهندگی نقطه امید و اتکای آنهاست و ازجمله دویست آواره ای که همین امروزدر کمپ تیپف در مرزعراق و اردن در منگنه آمریکا و مجاهدین و جمهوری اسلامی گرفتار شده اند و از فدراسیون کمک خواسته اند، اینها نمیتوانند بفهمند صحبت از کدام کرختی و رکود و دنباله روی در میان است! جامعه این تصویر را از حزب ندارد و آنرا نمیپذیرد. حتی کارگزاران حکومت و زائده های نوع دو خردادیش که در مورد شبح لنین در میان جوانان به یکدیگر هشدار میدهند این ارزیابی ازحزب را نمیتوانند قبول کنند گرچه در تبلیغاتشان چنین بگویند و آرزو کنند چنین باشد. مشکل حزب نفوذ و حضور آن در جامعه نیست. این نقطه قدرت حزب است. ابتکار عمل و پیشرو بودن در سازماندهی کمپینها و پروژه های اجتماعی، از کودکان مقدمند تا عرصه پناهندگی تا کمپین علیه اعدام و سنگسار و آپارتاید جنسی تا مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و تا سد کردن تعرض ارتجاعی اسلام سیاسی در کشورهای غربی، و تا نمایندگی کردن مبارزات جاری کارگری در سطح جهانی و جلب همبستگی بین المللی برای این مبارزات، اینها همه جزء دستاوردها و پیشرویهای غیر قابل انکار حزب است.
حزب در نتیجه این نفوذ اجتماعی توانسته است در مبارزات جاری کارگری و در جنبش های دیگر در یک سطح معینی بعنوان یک نیروی دخالتگر و خط دهنده و هدایت کننده عمل کند. مشخصا دراعتراضات کارگری در کردستان، در جنبش دانشجوئی، جنبش دفاع از حقوق کودک و مبارزه علیه سنگسار و مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی تاثیر عملی فعالیتهای حزب کاملا قابل مشاهده است.
حتما باید از این سطح بسیار پیشتر رفت اما نقطه قوت حزب را نمیتوان نقطه ضعف قلمداد کرد. "رخوت و رکود" تبیین و ارزیابی بی پایه و وارونه ای از نقطه ضعف حزب است. این را حتی اگرهمه رهبری حزب بپذیرد جامعه نمی پذیرد.
اگر رخوت و رکود نخواهد یک نقد اخلاقی و شخصی باشد - که در این صورت نازل و سطحی و بی ارزش تر از آنست که حتی جوابی بطلبد- باید ناگزیر ریشه آنرا در استراتژی و تحلیلها و سیاستهای حزب جستجو نمود. که فکر نمیکنم نه خود این رفقا ونه هیچکس دیگری بتواند چنین ادعائی داشته باشد.
نقطه ضعف حزب همانطور که در اسناد حزبی بارها مورد تاکید قرار گرفته فاصله بین موقعیت و نفوذ اجتماعی حزب و ابعاد سازمانی آنست. و این مستقیما به عرصه فعالیت و دخالتگری مستقیم حزب در جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی مربوط میشود. بعبارت دیگر بحث بر سر انجام وظایفی است که در قطعنامه "مبانی استراتژی و رئوس وظایف حزب برای سازماندهی انقلاب و کسب قدرت سیاسی" تحت عنوان "رهبری محلی مبارزات" مفصلا توضیح داده شده است. نقطه ضعف حزب ایفای نقش در سازماندهی و رهبری عملی مبارزات کارگری و دیگر اقشار مردم است و گرچه در یکساله اخیر و مشخصا بعد از اعتصاب کارگران شرکت واحد حزب پیشرویهائی در این زمینه داشته اما همچنان در مقایسه با ابعاد نفوذ و موقعیت اجتماعی حزب این درجه از تاثیر گذاری و سازماندهی مبارزات بسیار ناچیز و کمتر از آن سطحی است که حزب بالقوه قادر به انجام آنست. انعکاس این ضعف را ما در ابعاد تشکیلاتی و در درجه رشد خود حزب و تامین امکانات مادی برای حزب و در دیگر ابعاد تشکیلاتی و عملی مشاهده میکنیم. رخوت و رکود و یا فاصله حرف و عمل تبیین درستی ازاین مشکل نیست. رفقا در پانویس پلاتفرمشان به این مساله اشاره میکنند و آنرا ناشی از فاصله حرف و عمل میدانند. اما نه نفوذ و موقعیت اجتماعی حزب فقط در اثر حرف بوجود آمده است و نه نقطه ضعف حزب در عرصه مبارزات جاری و سازماندهی این مبارزات ناشی از بی عملی است. مساله تبدیل نفوذ اجتماعی حزب به یک واقعیت مادی تشکیلاتی – عملی است. واقعیتی که باید مشخصا خود را در سازمان یابی رهبران و فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی در حزب و حول سیاستهای حزب، رشد کمی اعضا وسازمان حزب، و تامین امکانات مادی هر چه بیشتر برای رشد فعالیتهای حزبی در ایران و در خارج کشور نشان بدهد. رهبری باید به این مشکل که با گسترش نفود و اعتبار اجتماعی حزب، بیشتر خود را نشان میدهد ، پاسخ بدهد و این پاسخ هر چه باشد مسلما تشکیل فراکسیون حول "رکود و رخوت" جواب مساله نیست.
نکته آخر اینکه رفقا مدعی اند حزب "علیرغم تلاش" این رفقا دچار رخوت و رکود شده است! این صرفا یک ادعا است! کسی نه در صفوف حزب و نه در جامعه شاهد مجاهدتهای ویژه ای از جانب این پنج نفر رفیق برای غلبه بر رخوت و رکود نبوده است! رفقا با این ادعا دارند حساب خود را از بقیه جدا میکنند، "رخوت و رکود" را به حساب بقیه رهبری حزب مینویسند و در مقام بخش فعال رهبری در برابر بقیه ظاهرمیشوند. این تصویر تماما خیالی و بیش از حد حق بجانب و دلبخواهی است. آنچه در چند ماهه اخیر حساب این رفقا را از بقیه جدا کرده است مباحثی بوده است که جوهر آنرا اختلاف نظر بر سر حزب و حزبیت تشکیل میدهد. من پائین تر در این مورد بیشتر توضیح خواهم داد. فقط در اینجا به این اشاره کنم که نقاط ضعف و یا قوت حزب حاصل کار همه رهبری حزب است. نفس این جدا کردن حساب خود ازدیگران، نسبت دادن رخوت و رکود به بقیه و خود در مقام قهرمان مبارزه با رکود ظاهر شدن، حرفی از اختلافات واقعی بمیان نیاوردن و در ادامه بحثهای حاد حول این اختلافات ناگهان حول "رکود و رخوت" و "بیشتر و بهتر" باید کار کنیم فراکسیون تشکیل دادن، این راه اصولی و درستی برای حل مشکلات حزب نیست. از همین ابتدا خشت اول این فراکسیون کج گذاشته شده است.
اقدامات عملی فراکسیون
رفقا بعد از اعلام علنی فراکسیون در جلسه ای با کادرهای حزب به مجموعه ای از اقدامات عملی فراکسیون اشاره کردند. قاعدتا انتظار میرفت فراکسیونی که پلاتفرمش حرف تازه ای ندارد و مدعی غلبه بر رخوت و رکود و فاصله حرف وعمل است لااقل در سطح اقدامات عملی تمایزاتش را با فعالیتهای تا کنونی حزب نشان بدهد. اما با لیستی که رفقا از اولین اقدامات خود اعلام کردند معلوم شد که این انتظار هم بی جا بوده است. چند پروژه و کمپین تا کنونی حزب و جانبی حزب که رفقا مستولیت آنرا بعهده داشته اند، مثل کمپین محاکمه سران رژیم، علیه آپارتاید جنسی، فعالیت در جنبش زنان، کمپین علیه فقر که قبلا در دفتر سیاسی بیانیه آن تصویب شده بود اما بعنوان یک کمپین رد شده بود، بعلاوه انتشار یک نشریه هفتگی و یک نشریه تئوریک لیست فعالیتهای رفقا است. رفقا میخواهند بخشی از کمپینهائی که تا کنون در حزب بعهده اشته اند را با خودشان به فراکسیون ببرند و این ظاهرا تمام آن مجاهدتی است که قرار است بر رخوت و رکود حزب غلبه کند! نسخه ناقصی از پلاتفرم رهبری بعلاوه نسخه ناقص تری از فعالیتهای جاری حزب! ممکن است رفقا ما را روشن کنند که چطور قرار است با چنین فراکسیونی به حزب رهبر و سازمانده انقلاب تبدیل بشویم؟! این پروژه هائی که رفقا میخواهند به فراکسیون خود مصادره کنند نه جزء فعال ترین پروژه ها بوده است – البته علیرغم تلاشهای رفقا که خود در راس این پروژه ها قرارداشته اند- و نه اصولا نقطه ضعف حزب در پیشبرد پروژه ها و کمپینهائی از این نوع است. قرار بود در مورد سازماندهی و رهبری انقلاب راه عملی در برابر حزب گذاشته شود اما در عوض مجموعه ای از چند پروژه جانبی حزب بعلاوه چند نشریه جدید را روی میز میگذارند و آنوقت انتظار هم دارند که کسی فراکسیونشان را جدی بگیرد.
سئوال دیگر اینست که شان نزول نشریات چیست؟ مگر فراکسیون اختلاف نظر سیاسی و تئوریکی با حزب دارد؟ مگر هیچ یک از این رفقا مقاله سیاسی و یا تئوریکی برای نشریات موجود حزبی فرستاده اند و چاپ نشده که اکنون میخواهند نشریات ویژه خود را منتشر کنند؟ اگر اعلام میکنید با استراتژی و مصوبات حزبی اختلافی ندارید ضرورت انتشار این نشریات کدامست؟ تازه بر فرض وجود چنین اختلافاتی نیز جا برای انتشار نوشته رفقا در نشریات حزبی
باز است. این سنت و سیاست قدیمی ما است. ما ارگان رسمی حزبی نداریم و همه نوشته ها در نشریات حزب با امضا و مسئولیت نویسندگان آنها چاپ میشود.
اگر اتحاد حزب برای شما مهم است و خود را فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری میدانید چرا علیرغم اینکه میگوئید اختلاف نظری با مصوبات حزبی ندارید حساب خود را از انتشارات حزبی جدا میکنید و میخواهید ادبیات فراکسیون خود را تولید کنید؟ این راهی به اتحاد و انسجام است و یا دوری و واگرائی؟ قرار است حزب با تعطیل کردن نشریات و سایتهایش و قبول نشریات و سایتهای فراکسیون شما متحد شود؟! آخر چه کسی این خامی و خوشخیالی را از شما میپذیرد؟! این نسخه ای برای اتحاد نیست، این ایجاد حزب در حزب است.
اختلاف بر سر چیست؟
واقعیت آنست که فراکسیون در ادامه سلسله بحثها و اختلاف نظراتی با برخی از رفقای تشکیل دهنده اعلام موجودیت کرد. این بحثها حول پلاتفرم فراکسیون و یا رخوت و رکود و فاصله حرف و عمل نبود. نه در دفتر سیاسی و نه هیات دبیران و پلنومها وکنفرانسها هیچ بحث شفاهی و یا کتبی حول این مسائل شکل نگرفت. اما هر کس که بحثها و نوشته های حزب حتی همان حد که علنا منتشر شده را دنبال کرده باشد میداند در چند ماه اخیر در رابطه با جنگ لبنان، طرح آرایش رهبری حزب، و آخرین مورد که هنوز هم در حزب ادامه دارد اختلاف نظر بر سر مساله شبه پلیسی نوید بشارت - اسماعیل مولودی ،از جمله مهمترین مباحث در سطح رهبری حزب بوده است. بویژه در مورد این مساله آخر، مساله نوید بشارت- اسماعیل مولودی، بحث حادی در حزب در گرفت و پنج رفیق فراکسیون برای اولین بار در رابطه با این مساله نوشته درون حزبی مشترکی منتشر کردند. رفقا به این مساله از زاویه حقوق مدنی شهروندان، اصل بر برائت است، فرد حق داردعلیه خود شهادت ندهد و کلا از یک موضع حقوقی برخورد میکردند. رفقا حتی خواهان این بودند که حزب از اسماعیل مولودی اعاده حیثیت کند و در جلسات حزبی که اسماعیل رسما از همکاری برای روشن شدن مساله خودداری میکرد و اقدامات حزب برای روشن شدن این مساله را با عملیات ساواک مقایسه میکرد، اورا به عرش اعلی بردند و بعنوان سمبل حزبیت و اصولیت در برابر بقیه رهبری قرار دادند! بعد از آنکه استعفای اسماعیل و انتشار آن لجن نامه اش علیه حزب برای کسی در صحت و اصولیت برخورد قاطع اکثریت رهبری حزب تردیدی باقی نگذاشت رفقا اعلام کردند در این مجادله شرکت نمیکنند و چند روز بعد با پرچم مقابله با رخوت و ورکود و فاصله حرف و عمل فراکسیونشان را اعلام کردند. مساله اسماعیل مولودی هنوز مساله حزب است چون رفقای فراکسیون در رهبری حزب برخورد سیاسی قاطعی با این مساله نداشتند. این اولین مورد از حملات شبه پلیسی به حزب نبود و مانند نمونه های سابق در جامعه راه بجائی نبرد و زمینه ای پیدا نکرد. اما متاسفانه در خود حزب آن برخورد یکپارچه و متحدی که همیشه در این موارد رهبری حزب از خود نشان میداد صورت نگرفت و علت هم موضع حقوقی – غیر سیاسی و غیر قاطع رفقای فراکسیون در قبال این مساله بود. فراکسیون از دل این مجادله سر بر آورد و اولین نامه مشترکش را در رابطه با این مساله در حزب منتشر کرد. رفقای تشکیل دهنده آن هر تعریف و تصویری از خود داشته باشند بطور واقعی فراکسیون مهر این شرایط را برخود دارد.
اما مستقل از مساله نوید بشارت و یک پایه و دلیل این برخورد حقوقی و غیرسیاسی به این مساله ناتوانی رفقا در تبدیل نظرات خود به نظر اکثریت است. بزیر سئوال رفتن حزبیت و اصول حزبی تحت عنوان دفاع از فعالیتهای فردی و شخصیتها و علنیت همه از اینجا نشات میگیرد که رفقا در اقلیت هستند و بجای تلاش برای اقناع و تبدیل نظرات خود به نظر اکثریت، امری که تا امروز در کمیته مرکزی و در خود حزب از عهده آنان خارج بوده است، راه چاره را در این دیده اند که اصل تبعیت اقلیت از اکثریت را زیر سئوال ببرند و تحت عنوان مدرنیسم و آزادی تبلیغ نظرات شخصی و علنیت و اهمیت شخصیتها و ابتکارات فردی در حزب و غیره و غیره مجوزی برای تبلیغ و پراتیک نظرات خود پیدا کنند. موضع رفقا رسما اینست که اگر نظرشان در ارگانهای رهبری رای نیاورد باید مجاز باشند که بروند و نظر خودشان را تبلیغ و پراتیک کنند. حتی در بیانیه فراکسیونشان میگویند سعی خواهند کرد ابتدا مواضعشان را به موضع رهبری تبدیل کنند و اگر نتوانستند خودشان آنرا پراتیک خواهند کرد! یعنی تبعیت اقلیت از اکثریت را قبول ندارند و البته برای کسی که خودش در اقلیت است کاملا صرف میکند که پرچم چنین تئوریهای انحلال طلبانه ای را بلند کند و تحت نام حزبیت مدرن و غیرسنتی در برابر اکثریت حزب قرار بدهد. ظاهرا اکثریت چون اکثریت است زورگو و استالینیست است، دنباله رو رهبری و بی اراده است، اگر به کسی رای نمیدهد دارد حذف میکند و اگر با کسی موافق است دارد مجیز میگوید و ... ! داستان کهنه و آشنائی است. نمیتوانند برقصند میگویند زمین کج است. اگر اکثریت نظری را نمیپذیرد تقصیر همه چیز هست بجز غلط بودن آن نظر! میخواهند بروند با پراتیک کردن نظراتی که در حزب رای نیاورده حقانیتشان را ثابت کنند. گوئی جامعه آزمایشگاه است و تحولات سیاسی و مبارزه زنده به کسی فرصت این آزمون وخطاها را میدهد. یک حزب واحد نمیتواند دو سیاست عملی و دو نوع رهبری و دو نوع تبلیغات داشته باشد. این نسخه ای برای متفرق کردن کارگران است و نه متحد کردن آنان. حزب یعنی سیاستها و قطعنامه ها و اسناد مصوبه اش و این مصوبات را رای اکثریت تعیین میکند. کسی که این بدیهیت را نپذیرد پایه ای ترین اصل حزبیت و کلا هر نوع فعالیت جمعی را زیر پا گذاشته است.
فراکسیون به کجا میرود؟
فراکسیون بر خلاف نامی که بر آن گذاشته اند و ادعائی که میکنند اقدامی برای وحدت حزب نیست، دامن زدن به تفرقه و واگرائی در حزب است. فراکسیون ادعا میکند که در برابر رکود و رخوت زدگی که بقیه رهبری حزب عامل آن بوده و یا به آن لم داده است تشکیل شده است. یعنی از همین قدم اول کار خود را با یک ادعای تو خالی علیه بقیه رهبری شروع کرده است. این پرچم اتحاد نیست پرچم تفرقه است. فراکسیون ناگزیراست بر اساس این خط "ما فعال هستیم و بقیه خموده" فعالیت کند و لذا خواه ناخواه در برابر بقیه رهبری حزب قرار میگیرد. این راه تنها میتواند به تفرقه و جدائی منجر شود. فراکسیون ناگزیر است علیرغم هر نیتی که تشکیل دهندگانش داشته باشند مانند حزبی درون حزب عمل کند. کمپینها و نشریات و برنامه های رادیو تلویزیونی خود را داشته باشد و عملا در بهترین حالت بعنوان یک حزب موازی و به احتمال زیادتر بعنوان یک حزب منتقد و مخالف حزب کمونیست کارگری در جامعه ظاهر شود. حزب همچنان که در اطلاعیه اش اعلام کرده از انجا که موازین اساسنامه ای فعالیت فراکسیونی در حزب ما مدون نشده از نظر اساسنامه ای نقدی به تشکیل این فراکسیون ندارد. اما مشکل فراکسیون سیاسی است و نه حقوقی تشکیلاتی. و گره این مشکل بدست خود رفقا گشوده میشود. من یکبار دیگر از رفقا مصرانه میخواهم به فعالیت فراکسیونی خاتمه بدهند و سعی کنند بعنوان جزئی از رهبری نقطه نظرات خود را بر حزب حاکم کنند. اما مستقل از هر تصمیمی که رفقا بگیرند حزب بی گمان از این آزمون نیز محکم تر و منسجم تر بیرون خواهد آمد. این را رهبری و کادرهای این حزب تضمین میکنند.