۱۵ فوریه و چشم انداز انقلاب کارگری در ایران

انترناسیونال ۱۲۷

 

مبارزه کارگران واحد و حمایت اتحادیه های جهانی از آن نوع و الگوی کاملا متفاوتی از مبارزه و اعتراض را در برابر جنبش کارگری جهانی ، جنبش کارگری در ایران و در یک سطح عمومی جنبش انقلابی مردم علیه جمهوری اسلامی قرار داد.

فراخوان و حرکت پانزده فوریه از جنبه های بسیاری در تاریخ چند ده ساله اخیر جنبش کارگری جهان برجسته و کم نظیر است. چند سازمان چتری و فراگیر اتحادیه های جهانی که ده ها میلیون کارگر در ده ها کشور را نمایندگی میکنند ( تنها کنفدراسیون جهانی اتحادیه های آزاد که یکی از سه سازمان فراخوان دهنده ۱۵ فوریه است بیش از ۱۵۵ میلیون کارگر در ۱۵۴ کشور را زیر پوشش خود دارد) در حمایت از یک اعتصاب و مبارزه مشخص کارگران در یک کشور یک آکسیون بین المللی را فراخوان میدهند. و این حرکت بیسابقه ایست. تا کنون موارد اعلام موضع اتحادیه ها در دفاع از مبارزات کارگران و یا نوشتن نامه ها و طومارهای اعتراضی از جانب آنان به دولتها کم نبوده است اما این اولین بار است، لاقل در دوره بعد از جنگ سرد، که یک آکسیون اعتراضی و آنهم در چنین ابعاد گسترده ای از جانب اتحادیه ها فراخوان داده میشود.

اهمیت این حرکت بخصوص زمانی خود را نشان میدهد که در چارچوب رابطه میان دولتهای غربی و جمهوری اسلامی و هیاهوئی که بر سر بحران اتمی براه افتاده است بررسی شود. نقطه عزیمت کارگران جهان بر خلاف دولتها و رسانه های غربی اختلاف و اصطکاک منافع میان دول غربی و جمهوری اسلامی نیست. مساله این نیست که جمهوری اسلامی کدام قرار و مدار خود را با اروپای واحد و یا آژانس بین الملللی اتمی نقض کرده و یا نکرده است و شورای امنیت کدام نوع تحریم و یا حمله نظامی را تصویب خواهد کرد و یا نخواهد کرد. دولتها با کلیه اختلافات و بحرانها و راه حلهایشان تماما در مقابل جنبش کارگری جهانی قرار میگیرند. رابطه بین کارگران جهان را نه مناسبات بین دولتها بلکه ماهیت کاپیتالیستی و خصلت ضد کارگری سیاستهای بومی و بین المللی این دولتها تعیین میکند. بقول یک سایت کارگری در آمریکا شهردار نیویورک و قالیباف شهردار تهران وجوه مشترک زیادی در مقابله با اعتصاب کارگران ترانسپورت در این دو شهر دارند، همانطور که مبارزات کارگران در این دو شهر نیز بسیار شبیه و نزدیک به یکدیگر است. همین وجوه مشترک و هم جهتی عینی طبقاتی، کارگران جهان را در کنار کارگران شرکت واحد قرار میدهد و به حرکت ۱۵ فوریه منجر میشود.

منصور حکمت در مقاله درخشان دنیا پس از یازده سپتامبر از ضرورت بپا خاستن نیروی سوم، نیروی مردم متمدن جهان، در برابر دو قطب تروریستی دول غرب و اسلام سیاسی سخن گفت. در ۱۵ فوریه ۲۰۰۳ مردم آزادیخواه دنیا نمونه ای از این خیزش جهان متمدن را به نمایش گذاشتند، در ۱۵ فوریه امسال جنبش جهانی کارگری نمونه بارز دیگری از یک اعتراض و مقابله متمدنانه با نظم نوین سرمایه داری را بدست داد. این روز بیانگر همسرنوشتی و اتحاد انترناسیونالیستی کارگران جهان در تمایز و تقابل با دولتها و روابط و مناسبات میان آنان بود.

از زاویه جنبش کارگری در ایران نیز ۱۵ فوریه جایگاه ویژه و برجسته ای دارد. جمهوری اسلامی

اعتصاب کارگران واحد را در هم شکست و همه قدرت جهنمی سرکوب و ارعاب و بگیر و ببند خود را بکار انداخت تا فریاد اعتراض حق طلبی کارگران واحد را خاموش کند، اما این فریاد در ۱۵ فوریه جهانی شد. به فراخوان تشکلهای نماینده دهها میلیون کارگر در ده ها شهر در سراسر جهان هزاران نفر در برابر سفارتخانه های جمهوری اسلامی تجمع کردند و خواستار آزادی منصور اصانلو و دیگر کارگران زندانی و تحقق سایر مطالبات کارگران واحد شدند.

۱۵ فوریه در ادامه بیش از دو ماه مبارزه پیگیر کارگران واحد شکل گرفت. یورش وحشیانه حکومت اعتصاب کارگران را سرکوب کرد اما نتوانست روحیه کارگران واحد را در هم بشکند و فریاد اعتراض آنان را خاموش کند، کارگران قهرمانانه در زندان و در بیرون زندان ایستادند و مقاومت کردند، خانواده های کارگران زندانی بمیدان آمدند و فعالین اتحادیه از رادیو و تلویزیون حزب ما و سایر رسانه های چپ و اپوزیسیون کارگران جهان را به حمایت خواندند. ۱۵ فوریه ثمره این مقاومت و ایستادگی بود. نقاط قوت مبارزه کارگران واحد، متشکل بودن، اعلام خواستهای روشن، بمیدان آمدن رهبران علنی و تدارک و هدایت مبارزه با استفاده از رسانه های جمعی، فعال شدن خانواده های کارگران، پیگیری و تداوم اعتراضات و بالاخره نقشی که حزب ما و تلویزیون انترناسیونال در پیشبرد این مبارزه ایفا کرد، در نهایت نبرد کارگران واحد را به جبهه جهانی کشاند و به حمایت عملی اتحادیه های جهانی در ۱۵ فوریه منجر شد. از این نقطه نظر مبارزه کارگران واحد درسها و آموزشهای بسیار ارزشمندی را برای کل جنبش کارگری ایران در بر دارد اما اهمیت این مبارزه تنها به جنبش کارگری محدود نمیشود.

۱۵ فوریه در ابعاد وسیع تر و سیاسی تر، از زاویه مبارزه انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی نیز جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد . آنچه در رابطه با جمهوری اسلامی همیشه در صدر اخبار و محور تبلیغات رسانه های عمومی جهانی قرار داشته است اختلافات درونی میان جناحهای خود حکومت اسلامی و یا مخالفت و مجادلات دولتهای غربی با رژیم ایران و آلترناتیوهای دولتها و نیروهای راست بوده است. تا دیروز دو خرداد و گفتگوی تمدنها و رئیس جهمور "رفرمیست" ایران را توی بوق میکردند و امروز بحران اتمی و معذرتخواهی بابت توهین به مقدسات اسلامی و غیره در محور مجادلات قرار گرفته است. مسائل همه مستقیم و یا غیر مستقیم به اصطکاک منافع دول غربی با جمهوری اسلامی محدود بوده است، راه حلها رژیم چنج و انقلاب مخملی و حمله نظامی ونیروهای پیشبرنده این راه حلها نیز ناتو و شورای امنیت و نیروهای اپوزیسیون راست سلطنت-جمهوریخواه و ملی مذ هبیون و دو خردادیها بوده اند. ۱۵ فوریه جبهه دیگری را میگشاید و چشم انداز اساسا متفاوتی را در برابر جهانیان و مردم انقلابی ایران قرار میدهد: جبهه کارگران و چشم انداز انقلاب کارگری در ایران!

مبارزه کارگران واحد و حرکت جهانی ۱۵ فوریه بعنوان نتیجه و انعکاس جهانی آن، مساله را از چارچوب دولتها و نیروهای اردوگاه نظم نوین سرمایه خارج کرد و مساله واقعی و راه حل واقعی و متحدین واقعی مردم ایران را مطرح کرد و به صحنه آورد. این مبارزه مساله آزادی تشکل های مستقل کارگری و انحلال شوراهای اسلامی را در محور قرار داد و این خواست همه مردمی است که در کارخانه ها و مراکز تولیدی و شرکتها و ادارات و مدارس و دانشگاهها زیر سلطه و کنترل انجمنها و شوراهای اسلامی قرار دارند و خواستار انحلال این ارگانهای پلیسی و ایجاد تشکلهای مستقل خود هستند. آزادی تشکل خواست عمومی مردم و محور و اساس بدست آوردن آزادیهای دیگر و حفظ و پاسداری این آزادیها است. با طرح این خواست در واقع کارگران ایران، و کارگران جهان در حمایت از آنها، راه رسیدن به آزادیهای سیاسی و حقوقی را نیز به جامعه نشان میدهند. نقطه اوج جنبش دو خرداد طرح آزادی اندیشه و قلم برای شاخه های دیگر اسلام با اتکا به شوراها و انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت بین حوزه و دانشگاه بود! اما کارگران که بمیدان میآیند این نوع "آزادیخواهی" حقیر و توخالی "اسلام دگر اندیش" و متحدین پست مدرنیستی جهانیشان را کنار میزنند، خواستار انحلال تشکلهای اسلامی میشوند و اعلام میکنند آزادی تشکلهای مستقل از دولت باید برسمیت شناخته شود! این آزادیخواهی کارگری است که در ۱۵ فوریه بمیدان میآید و به کل جامعه راه نشان میدهد.

۱۵ فوریه در عین حال به مردم ایران نشان میدهد که نیروهای متحد آنان نه دولتهای غربی و یا شورای امنیت سازمان ملل و یا احزاب و نیروهای راست بلکه کارگران جهان اند. کارگرانی که نه در کریدورهای سازمان ملل و پارلمانهای اروپای واحد بلکه در خیابانها و با پیکت و تظاهرات در مقابل سفارتخانه های رژیم به جمهوری اسلامی اعتراض میکنند و صریح و روشن پشتیبانی خود از مبارزات کارگران ایران را بیان میدارند. نفس این حرکت تمام بساط مظلوم نمائی ها و مستضعف پناهیها و تبلیغات حق بجانب جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی جهانی را نقش بر آب میکند و بروشنی به همگان نشان میدهد که این نه دولتهای غربی بلکه کارگران و مردم ایران هستند که برای تحقق خواستهای انسانی و مسلم خود در برابر جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

کارگران واحد و حامیان جهانی آنها خواست سرنگونی جمهوری اسلامی را مطرح نکردند و مطالبات آنها و شیوه مبارزه شان نیز ظاهرا "صنفی" بود اما نفس این حرکت از نظر مطالباتی که مطرح کرد، شیوه های مبارزه و ابعاد جهانی این مبارزه، رادیکال ترین حرکت سیاسی ایست که در جنبش انقلاب علیه جمهوری اسلامی تا کنون صورت گرفته است. این نقطه شروع شور انگیز و نوید بخشی است. میتوان و باید با اتکا به این تجربه در مقابل کل آلترناتیوها و جست و خیزها و بحرانهائی که در اردوگاه دولتها و نیروهای راست اتفاق میافتد ایستاد و انقلاب کارگری را سازمان داد و به پیروزی رساند.