حزبيت در خارج کشور بخش دوم:عضو و فعاليت متشکل

در شماره قبل به کمپينها و کار روتين حزبى در خارج کشور پرداختيم، در اين شماره بحث را با عضو و شيوه ها و فعاليت اعضاى حزب دنبال ميکنيم.

عضو و عضويت
اولين سئوال اينست که چرا يک نفر عضو حزب ميشود؟ افراد البته بدلايل مختلفى عضو حزب ميشوند اما يک چيز مسلم است: کسى که عضو حزب ما ميشود قبل از هر چيز مى آيد که يک کارى بکند. به هر دليل و بخاطر هر مساله اى که عضو شده باشد امرش فعاليت در جهت هدف و حل مساله و هدف و آرمانى است که فى الحال دارد. آدمها براى تنوير افکار و روشن شدن عضو حزب نميشوند، آنهم حزب راديکال و خلاف جريانى مانند حزب ما. اگر مساله شان روشن شدن و صرفا بحث و فحص بود دليلى نداشت حزب ما را انتخاب کنند. هزار و يک انجمن و کلوب و بنياد فکرى و فرهنگى براى فعاليتهاى فکرى وجود دارد که ميتوانستند بروند عضوش بشوند. اگر کسى حزب کمونيست کارگرى را انتخاب کرده ميخواهد بر اساس افکار و نظرات موجودش، در جهت خواست و انتقاد و اعتراضى که فى الحال به دنيا و زندگى دارد کارى انجام بدهد. مسلما در حزب ما و در پروسه اين فعاليت، انتقاد و اعتراضش عميق تر و راديکال تر و مارکسيستى تر خواهد شد. اما از همان قدم اول هدف و امرش دست به عمل زدن است. همه ميدانند که حزب ما ارگان عمل است، يک حزب پارلمانى و رفرميستى هم نيست که کارش انتخابات و راى جمع کردن از اعضا باشد، حزب عمل انقلابى براى تغيير وضع موجود است و وقتى کسى عضو ما ميشود دقيقا براى انجام همين نوع عمل، براى متشکل شدن و نقش ايفا کردن در عمل انقلابى حزب به سراغ ما آمده است. ميدانم در حزب ما کار براى اعضا داوطلبانه است و بايد هم اينطور باشد، اما بحث من در اينجا در يک سطح پايه اى ترى است. صحبت هنوز بر سر وظايف و چارت تشکيلاتى و فرق بين کادر و عضو و غيره نيست. به اينها بعدا ميپردازيم. در اينجا صحبت بر سر انگيزه افراد براى عضو شدن در حزب است و اين دليل و انگيزه، انتخاب يک نوع فعاليت و فراتر از آن ميل و شوق انجام آن فعاليت براى تغيير وضع موجود است. بحث بر سر وظايف حزبى و ارجاع کار نيست، بلکه خواست و انتظارى است که يک فرد از عضويت در حزب دارد.

اجازه بدهيد براى روشن تر شدن موضوع مثالى بزنم. وقتى کسى عضو کلوب کوهنوردى ميشود، کوهپيمائى را دوست دارد و انتظار دارد با عضويت در کلوب، در يک کار سازمانيافته و جمعى براى کوهپيمائى شرکت کند. از اين کار لذت ميبرد و شاد ميشود. دوست دارد در کوهنوردى آموزش ببيند و رشد و پيشرفت کند. ممکن است در اين کلوب بعدا در جمع کوهنوردان وظيفه خاصى به او بسپارند، اما نفس کوهنوردى ديگر وظيفه نيست، علت و دليل وجودى کلوب و عضويت فرد در آنست. رفتن اعضا به کوه اجبارى نيست، اما کسى که نخواهد به کوه برود معلوم نيست اصلا چرا عضو کلوب شده است. عضو حزب نيز مانند کوهنورد مفروض ما، اگر نميخواست کارى انجام بدهد عضو نميشد. و مانند کوهنورد مفروض ما، فعاليت متشکل و سازمانيافته بهمراه بقيه اعضا خواست و نياز و انتظارش از ارگانيست که به عضويتش در آمده است.

کسى که عضو حزب ميشود از زندگى و جامعه اى که در آن زندگى ميکند راضى نيست، آنرا نميخواهد و قبول ندارد و بالاخره يک روز با خود ميگويد "بايد يک کارى کرد". و ازينرو عضو حزب ميشود. عضو تشکيلاتى که اولا اين اعتراض و نقد او را به زندگى و جامعه اش نمايندگى ميکند و ثانيا براى تغيير وضع موجود کار ميکند. انتخاب حزب به معناى تشخيص اين امر هم هست که اين کار بايد متشکل و جمعى صورت بگيرد. نفس با جمع بودن و در جمع بودن، با همفکران و هم نظران خود بودن و امر مشترکى را به پيش بردن، بيرون آمدن از تنهائى و فرديت و پيوستن به يک تشکيلات، اين خود علت پايه اى ديگرى در جذب افراد به حزب است. براى عضو، مشترک و متشکل بودن کار براى تغيير وضع موجود، بهمان اندازه نفس انجام کار جذاب و پر کشش است. همان احساسى که يک کارگر از مجمع عمومى و يا اتحاديه و يا شورا ميگيرد، همان احساس و قويتر از آن را عضو از حزب ميگيرد. احساس قدرت و اطمينان و اعتماد به نفس. احساس خارج شدن از انزوا و تنهائى در نقد و اعتراض و کسب يک هويت گروهى مشترک. احساس تداعى شدن با حزب، به حزب نيرو دادن و از حزب نيرو گرفتن. احساس حزبيت. هر عضوى ميخواهد با همفکرانش جمع شود و از خواستها و اهداف و آرمان مشترکشان، از کار و فعاليت مشترکى که دارند صحبت و تبادل نظر کند. اين مراوده با همفکران و همراهان نيز يک نياز و خواست و احساس پايه ايست که هر کس از متشکل شدن در هر جمع و گروهى دنبال ميکند. انجام يک فعاليت متشکل براى تغيير وضع موجود، اين فلسفه وجودى حزب و علت پايه اى پيوستن هر کس به حزب است.

به همراه و حول کار کردن و متشکل شدن، فونکسيوهاى ديگر حزبى در رابطه با عضو نيز شکل ميگيرد و معنى پيدا ميکند. وقتى که عضو را از سر کار و فعاليتى که ميخواهد انجام دهد، و نه عقايد و افکار و نظراتش، ببينيد و تعريف کنيد، آنوقت جاى انديشه و عقيده و ارتقاى فکرى نيز روشن ميشود و آموزش و رشد آگاهى عضو نيز سر جاى خودش قرار ميگيرد. نه تنها آموزش اعضا بلکه پروسه ارتقاى عضو به کادر، رابطه کادرها با اعضا، نقش اعضا در پيشبرد کار روتين و کمپينها، در آکسيونها و ميتينگهاى حزبى، در پيشبرد فعاليتهاى سراسرى حزب مثل راديو و تلويزيون، در سازمانهاى جانبى و غيره و غيره نيز روشن ميشود و روى پاى خود قرار ميگيرد. سازمان حزبى ما بر کادرها استوار است و دقيقا به همين دليل فعال کردن اعضاى جديد و ارتقاى آنان به سطح کادر نقش حياتى در تداوم و گسترش فعاليت حزبى ما دارد. حزبى که اعضايش با اين شيوه شروع به کار کرده و بار آمده باشند، ساختمان کادرى بسيار مستحکم و قابل اتکائى خواهد داشت.

من در اينجا بيش از اين وارد بحث رابطه ميان کادر و عضو و ساير مکانيسمهاى درونى حزب نميشوم. اين بحث جديد و نا آشنائى براى حزب ما نيست. صحبت بر سر کار روتين و مطالعه عضو بعنوان سنگ بناى حزب بود. اجازه بدهيد همين بحث را با دقيق شدن روى فعاليت اعضا دنبال کنيم.

فعاليت بر اساس طرحهاى ساده و استاندارد
اگر قبول کنيم که افراد با نياز و انتظار انجام يک کار متشکل به حزب روى مى آورند آنوقت حزب بايد به اين نياز و انتظار پاسخ بدهد. بايد بتواند هر عضو جديد را سازمان بدهد و کارى به او بسپارد. در همان آغاز کار بايد ليست تعريف شده و استانداردى از فعاليتهاى مختلف را در برابر عضو قرار دارد. ليستى که در آن کارها تسهيل شده باشد و به قطعات روشن عملى تقسيم شده باشد. اين ليست کار براى اعضاى جديد است و نبايد بر قابليتهاى ويژه اى که معمولا در اعضاى مجرب و کادرها وجود دارد متکى باشد. هر عضو تازه بايد بتواند بسته به مدت زمانى که ميتواند در هفته به کار حزبى اختصاص دهد و بسته به تمايل و قابليتهاى خود کار معينى را از ميان اين ليست انتخاب کند. البته ميتواند هيچيک را نيز انتخاب نکند اما اين بايد پس از مطلع شدن عضو جديد از انواع فعاليتهاى که ميتواند انجام بدهد و طرح و توضيح کل ليست براى او باشد. منصور حکمت هميشه ميگفت عضويت در حزب ما بايد ساده باشد و يک قدم مهم در راه تسهيل عضويت همين ساده و روشن و قابل انجام کردن کارها براى اعضاى جديد است. کارهاى روتين حزبى نظير تکثير و پخش نشريات حزبى، گذاشتن ميزکتاب، جمع آورى کمک مالى، ارتباط با ايرانيان و جذب افراد جديد به حزب، ارتباط با اهالى هر کشور و معرفى حزب و آثار حزب به زبان محلى، اينها از جمله فعاليتهائى است که بايد با شرح و توضيح ساده و استاندارد و زمانبدى شده در اين ليست تعريف شود. همه اين نوع کارها را ميشود و بايد به قدمهاى ساده يک و دو سه و چهار تقسيم کرد و به افراد مختلف سپرد. اين ليست فعاليتهاى پايه اى و روتين است اما اين همه کارى نيست که حزب انجام ميدهد. براى فعاليتهائى نظير گزارشگرى براى راديو و تلويزيون، ترجمه آثار حزب، فعاليت در ارگانهاى جانبى، کمک به تنظيم و اداره سايتهاى مختلف حزبى، کار با ارگانهاى ستادى، فعاليت با ارگانهاى جانبى و غيره نيز بايد ليستهاى کارى وجود داشته باشد. در مورد مجموعه کارهائى که در رابطه با آکسيونها و فعاليتهاى کمپينى نيز صورت ميگيرد نيز بايد طرحهاى استاندارد مدون داشت. مجموعه اين ليستهاى کارى بايد براى هر کس که ميخواهد از يکساعت تا چهل ساعت در هفته فعاليت حزبى کند کار تعريف کرده باشد. فعاليتهائى که بدقت و قدم بقدم تعريف شده و لذا ساده و بسرعت براى هر عضو تازه قابل فراگيرى و انجام است. کار بايد بقدرى روشن و ساده و قابل انجام بوسيله هر کس که همين ديروز به صفوف ما پيوسته است باشد که نيازى به ذره اى از فداکارى نداشته باشد. هيچ تناقضى بين فعاليتهاى حزبى و زندگى اجتماعى افراد نبايد وجود داشته باشد. ما حزب انقلابيون جدا از جامعه و از خود گذشته نيستيم. حزب افراد عادى جامعه ايم و بايد بتوانيم افراد را با همه مشغله هاى شغلى و خانوادگى و مسائل ديگرى که ممکن است داشته باشند فعال کنيم. اينها آمده اند که فعاليت سياسى کنند، نيامده اند که کار و بار روزمره شان را تعطيل کنند و يا تحت الشعاع کار سياسيشان قرار بدهند. اين هم جنبه مهم ديگرى از ساده کردن عضويت در حزب است.

طرحهاى مدون فعالتهاى حزبى جزء مجموعه اسناد پايه است که مبناى کار و آموزش کارى هر عضو جديدى قرار ميگيرد. نقش کادرهاى حزب در اين رابطه راهنمائى و آموزش عضو در پيشبرد فعاليتى است که انتخاب کرده است. کادر در واقع عضو مجرب و با سابقه ايست که در پروسه مشابهى رشد کرده و خود از مجموعه اى از کارهائى که اعضا ميتوانند انجام دهند را در سطع عاليتر و با کيفيت بالاترى به پيش ميبرند. عضو در يک پروسه عملى در کنار کادر فعاليت خود را شروع ميکند و رشد و ارتقا پيدا ميکند. اعضاى امروز کادرهاى فردا را ميسازند و بنوبه خود اعضاى جديد به حزب جذب ميکنند و آموزش ميدهند. و به اين ترتيب استمرار و رشد و گسترش تشکيلات حزبى در خارج کشور با مجموعه وظايف متنوعى که در برابر خود دارد تامين و تضمين ميشود.

اين سبک عضوگيرى و فعاليت حزبى، کار روتين، فعاليتى که خود حزب مستقل از کمپينها و سازمانهاى جانبى اش بايد به پيش ببرد، را در محور کار قرار ميدهد و اين بهترين تضمين براى پيشبرد ادامه کار و موفق کمپينهاى حزبى در عرضه هاى مختلف نيز هست. با استاندارد و روتينيزه شدن اين فعاليتها در حزب ماشين حزبى بوجود مى آيد که سازمان پايه و زيربناى کمپينها و سازمانهاى و نهادهاى متنوع در عرصه هاى مختلف مبارزه را ميسازد و همه اين نبردها ها را همجهت و هماهنگ ميکند.

وقتى عضو گيرى و فعال کردن عضو را بر اين مبنا قرار دهيم، آنوقت رابطه فعال و مستمرى بين حزب و جامعه برقرار کرده ايم. آنوقت ماشين فعالى ساخته ايم که از نظر ارتباط با ايرانيهاى مقيم هر کشور، در ارتباط با مردم هر کشور و مبارزه و نقد و اعتراضاتى که در هر کشور در جريان است، از نظر تامين مالى حزب و فعال کردن منابع و امکانات مختلف جامعه در خدمت مبارزه حزبى، رشد عضو گيرى و رونق گرفتن و فعال شدن خانه هاى حزبى و ميتينگها و آکسيونها و کمپينهاى حزبى و خلاصه از نظر حضور قدرتمند حزب در خارج کشور، سازمانى موفق و پيشرو و رو به رشد است.